معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفه ای آینده پژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه ها
این، جوهر سیاست خارجی چین در قرن بیست ویکم است؛ دیپلماسی «چندمنظوره» که در آن، هر حرکت، یک بازی شطرنج در چند صفحه ی مختلف است. پکن، استاد هنر «برد-برد نامتقارن» است؛ جایی که طرف مقابل احساس پیروزی می کند، اما این چین است که بی سروصدا، ژئوپلیتیک را به نفع خود بازنویسی می کند.
نخستین تیر این کمان سه شاخه، «اقتصاد به مثابه سلاح و سپر» است. چین با ابتکار «کمربند و جاده»، بزرگ ترین پروژه ی زیرساختی تاریخ بشر را کلید زد.
در نگاه اول، این یک طرح اقتصادی برای اتصال شرق به غرب است. اما در پس این اعداد و ارقام، یک «مهندسی معکوس ژئوپلیتیکی» در جریان است.
پکن با اعطای وام های کلان به کشورهای درحال توسعه، نه تنها بازار صادراتی برای کالاها و نیروی کار مازاد خود می یابد، بلکه این کشورها را در «تله ی بدهی» گرفتار می کند.
بندر گوادر در پاکستان، هامبانتوتا در سریلانکا، نمونه هایی از این «معماری نفوذ» هستند. نتیجه: چین بدون شلیک یک گلوله، به «حلقه ی مروارید» – زنجیره ای از پایگاه های لجستیکی که هند و اقیانوس هند را محاصره می کند – دست می یابد. این یعنی یک تیر: هم توسعه ی اقتصادی داخلی، هم نفوذ راهبردی نظامی و هم وابسته سازی سیاسی.
تیر دوم، «دیپلماسی پاندا» در مقابل «دیپلماسی تفنگ» است. واشنگتن، جهان را از منظر «ائتلاف های نظامی» و «دشمن سازی» می بیند. ناتو، آئوکوس و کادری از پایگاه های نظامی، ابزارهای سنتی قدرت آمریکا هستند؛ اما پکن، بازی را عوض کرده است.
چین به جای ارسال ناوگان پنجم، «بیمارستان های سیار»، «واکسن کرونا»، «پل های مدرن» و «شبکه های 5G» صادر می کند. این دیپلماسی «قدرت نرم زیرساختی»، تصویر یک «ابرقدرت مسئولیت پذیر» را می سازد.
کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین، چین را نه یک استعمارگر، که یک «شریک توسعه» می بینند که برخلاف غرب، برایشان شرط حقوق بشری تعیین نمی کند.
نتیجه این یک تیر دیگر: چین هم به مواد خام و بازارهای تشنه دست می یابد، هم رأی این کشورها را در سازمان ملل و نهادهای بین المللی علیه غرب خریداری می کند و هم روایت «تهدید چین» را در افکار عمومی جهان خنثی می سازد.
سومین و هوشمندانه ترین تیر، «استانداردسازی سکوت» است. جنگ بزرگ قرن بیست ویکم، نه بر سر سرزمین، که بر سر «استانداردهای فناورانه» است.
چه کسی پروتکل اینترنت نسل پنجم را می نویسد؟ چه کسی استاندارد هوش مصنوعی را تعیین می کند؟ چه کسی قوانین تجارت الکترونیک فرامرزی را دیکته می کند؟ چین با پروژه هایی چون «جاده ی ابریشم دیجیتال»، زیرساخت های دیجیتال کشورهای درحال توسعه را با فناوری هواوی و پروتکل های چینی می سازد.
این یعنی پکن، پیش از آنکه رقبا بیدار شوند، «زبان فنی جهان آینده» را به نفع خود نوشته است. وقتی کشوری شبکه ی مخابراتی اش را بر بستر فناوری چینی بنا کند، تغییر آن تقریباً غیرممکن و به شدت پرهزینه است. این یعنی «قفل کردن نفوذ» برای دهه ها. یک تیر: هم توسعه ی بازار برای غول های فناوری چین، هم جاسوسی اقتصادی بالقوه و هم وابستگی تمدنی.
اما همه ی این ها در سایه ی یک «اصل مرکزی» عمل می کند: «صبر استراتژیک». چین کنفوسیوسی، برخلاف غرب عجول، در بازه های زمانی پنجاه ساله و صدساله فکر می کند. سیاست خارجی این کشور، ترجمه ی مدرن همان ضرب المثل کهن چینی است: «کنار رودخانه بنشین و صبر کن، دیر یا زود جسد دشمنت از جلو چشمانت خواهد گذشت.» پکن در اختلافات ارضی (دریای جنوبی چین)، از تاکتیک «سالامی سازی» (گام های کوچک پیوسته) استفاده می کند.
هر روز یک جزیره را به پایگاه نظامی تبدیل می کند، بی آنکه جنگ بزرگی راه بیندازد که اجماع جهانی علیه اش شکل بگیرد. هر حرکت، آن قدر کوچک که واکنش قاطع را توجیه ناپذیر می کند، اما مجموع این حرکات در طول یک دهه، جغرافیای قدرت را برای همیشه تغییر می دهد.
و اما یک نکته ی مغفول مهلک: «جنگ ادراکی». چین با رسانه های چندزبانه و شبکه های اجتماعی هدفمند، نه تنها تصویر خود را در جهان ترمیم می کند، بلکه در داخل جوامع غربی نیز تفرقه می افکند. پکن با انگشت گذاشتن بر زخم های نژادپرستی، نابرابری و بی اعتمادی نهادی در غرب، روایت «فروپاشی دموکراسی» را تقویت می کند تا مدل «آتوریته ی توسعه گرا» را موجه تر جلوه دهد. این یعنی یک تیر دیگر: هم دفاع از خود، هم حمله ی ادراکی به رقیب و هم الگوسازی برای دیگر حکومت های اقتدارگرا.
سخن آخر: سیاست خارجی چین، نه بر اساس «دوستی» و «دشمنی» ایدئولوژیک، که بر پایه ی «منافع متقابل نامتقارن بلندمدت» بنا شده است. پکن هرگز یک هدف را با یک هزینه دنبال نمی کند. هر سرمایه گذاری، یک میخ ژئوپلیتیک است.
هر قرارداد تجاری، یک پیمان امنیتی بلندمدت. هر فناوری صادرشده، یک واسط نفوذ تمدنی. این، هنر شکار اژدهاست: بدون سر و صدا، بدون اعلان رسمی جنگ، جهان را از آن خود کردن. شاید روزی تاریخ نگاران بنویسند: «غرب، جنگ سرد را برد، اما چین، صلح را فتح کرد.» در این شکار آرام، هر تیر، چندین نشان را به هم می دوزد؛ و این، همان معماری سکوت پیش از طوفان است.
برچسب:
، سیاست خارجی چین، تیر چند نشان، کمربند و جاده، تله بدهی، معماری نفوذ، حلقه مروارید، ، قدرت نرم زیرساختی، استانداردسازی فناورانه، جاده ابریشم دیجیتال، صبر استراتژیک، سالامی سازی، جنگ ادراکی، مدل آتوریته توسعه گرا، برد-برد نامتقارن، وابسته سازی سیاسی، مهندسی معکوس ژئوپلیتیکی، قفل کردن نفوذ، ابرقدرت مسئولیت پذیر، اجماع جهانی
{{name}}
{{content}}