معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: آمریکایی ها تصور می کردند کار ایران را تمام کرده اند، اما فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آن ها در برابر مقاومت و استکبارستیزی ملت ایران به طور کامل ناکام ماند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقایان ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و محمد جمشیدی، کارشناس مسائل بین الملل در برنامه گفتگوی ویژه خبری به موضوع «ناکامی نظام سلطه؛ از محاسبه و امکانات تا نتیجه» پرداختند. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت یوم الله 13 آبان؛ مهم ترین مواردی که در این پیام مورد توجه تصمیم گیران، عرصه داخلی و حتی رسانه های بین المللی و خارجی قرار گرفت و به نوعی فصل الخطابی بود در بسیاری از موضوعات و بسیاری از حوزه هایی که امروز کشور ما در منطقه و در عرصه بین الملل با آن مواجه است؛ مهمترین نکات این پیام از دیدگاه و نگاه شما کدام ها هستند؟
جمشیدی: این پیام نکات متعددی دارد؛ هم از جهت تبیینی و بررسی ریشه های خصومت آمریکا علیه جمهوری اسلامی و ملت ایران و هم از باب این که در رابطه با چشم انداز سیاست های آمریکا علیه ایران الزامات سیاست گذاری و رفتاری مسئولین چه چیزی باید باشد؛ این دو بعد اصلی است که به نظر من قابل توجه است. اما در بحث اول؛ یکی از مسائل جدی در تبیین روابط ایران و آمریکا، همیشه علت این تنش است. آمریکایی ها همیشه دنبال این هستند که بگویند علت تنش در روابط یا خصومت، 13 آبان یا چهار نوامبر است که در واقع سفارت آمریکا که لانه جاسوسی بود تسخیر شد و دیپلمات های آمریکایی در دست نیرو های انقلابی قرار گرفتند. همیشه داستان را از این جا تعریف می کنند.
خاطرم هست سال 1388 دولت اوباما برای 13 آبان بیانیه داد و آن را به عنوان آغاز اختلافات ایران و آمریکا معرفی کرد. همان سال رهبری صحبتی که کردند به نکته کلیدی اشاره کردند که امروز هم مورد تأکید رهبر عزیزمان قرار گرفته در پیام شان و آن این است که علت تنش بین ایران و آمریکا؛ در واقع 13 آبان نیست، 13 آبان واکنشی است به سیاست های خصمانه آمریکا علیه ملت ایران و حداقل می توانیم این را از داستان 28 مرداد 1332 و کودتایی که علیه دولت قانونی ایران انجام شد، مطرح کنیم، لذا نکته اصلی این است که علت اختلاف چه چیزی است؟ آمریکایی ها داستان را تحریف می کنند؛ اگر به خواهیم به علت این داستان اشاره کنیم؛ نمی خواهیم به گذشته هم برگردیم؛ 13 آبان بر اساس اسنادی که خود آمریکایی ها منتشر کردند.
نه آن اسنادی که در ابتدای انقلاب از لانه جاسوسی کشف شد، بلکه اسنادی که در همین دولت ترامپ منتشر شد؛ دولت اول ترامپ سال 2018 یک سری اسناد را منتشر کردند؛ حدود هزار صفحه است و در رابطه با جریان مربوط به گروگا ن گیری و 13 آبان خیلی اسناد متعددی را منتشر کرد. آن چیزی که از این اتفاق می توانیم متوجه شویم؛ این است که بر اساس اسنادی که خود آمریکایی ها منتشر می کنند، اقدامی که ملت ایران؛ دانشجویان انقلابی و رهبری نظام انجام داد؛ این حرکت یک حرکت کاملاً هوشمندانه ای بود، یعنی یک حرکت هوشمند تاریخی بود؛ چرا؟ چون در دوره های گذشته اتفاقاتی رخ داد که به علت عدم وجود هوشمندی و تیزبینی سیاسی، حرکت ملی مردم ایران از دست رفت. دو نمونه واضح آن؛ یکی حرکت مشروطه بود و دوم؛ حرکت ملی کردن صنعت نفت که هر دو به خاطر بی دقتی سردمداران وقت؛ دولت قاجار چه حکومت پهلوی و نفوذ خارجی این حرکت مردمی که با جان فشانی ملت ایران اتفاق افتاده بود، از دست رفت و از مسیر اصلی خود منحرف شد.
اما نکته این است که رهبران ایران در آن موقع؛ یعنی تیم حاکمیت نظام انقلاب اسلامی با محوریت رهبری، این وقایع تاریخی را در ذهن داشتند و می دانستند که طرف بیگانه با حرکت مردمی ملت ایران چه کرده، لذا چیزی که معمولاً گفته نمی شود این است که 13 آبان 58 که این اتفاق افتاد، دو هفته قبل از آن؛ یعنی 30 مهر 58 شاه وارد آمریکا شد، یعنی وقتی شاه از ایران فرار کرد، مستقیم آمریکا نرفت، کشور های مختلف بود، می چرخید و داستان مفصلی دارد؛ 30 مهر وارد آمریکا شد، بعد از این که شاه وارد آمریکا شد، حرکت مردم و دانشجویان و سیاسیونی که آگاه بودند، متوجه شدند که احتمال وقوع کودتایی شبیه کودتای 28 مرداد وجود دارد، تجربه تاریخی را هم داشتند، نمی خواستند بعد از این همه سال انقلاب، فداکاری ها و خون هایی که برای انقلاب داده شده بود، به خاطر یک بی تدبیری اجازه دهند آمریکا دوباره کودتا کند، لذا انتظاری که آن موقع مردم داشتند و در اسناد آمریکا آمده، حتی در مذاکراتی که بین ایران و آمریکا انجام شده و در اسناد است؛ آن موقع روابط ایران و آمریکا قطع نبود، خواسته ای که مطرح می شود؛ حتی در ملاقاتی که با شهید بهشتی می شود، می گویند ما چیزی جز برگرداندن شاه نمی خواهیم، شاه را باید برگردانید، برای چه وارد آمریکا شده؟ شما یک برنامه ای دارید، احتمالاً طراحی کودتای مجدد است و در واقع اجازه نمی دهیم این حرکت مثل حرکت های قبلی به سرانجام برسد.
لذا نکته مهم، اینجا هوشمندی است، این خیلی اهمیت دارد که به آن توجه کنیم؛ یک حرکت به موقع، به هنگام و هوشمندانه برای این که انقلاب مردم از دست نرود، وگرنه معادله به هم می خورد. نکته دومی که وجود دارد؛ این است که در رابطه با 13 آبان یک مسأله مهمی که کمتر به آن اشاره می شود؛ این است که جریان های داخلی انقلاب، آن موقع؛ کلیت انقلاب را می گوییم، جریان های داخلی کشور عیار خودشان را نشان دادند، نشان دادند که آیا واقعاً طرفدار انقلاب اسلامی و پیرو رهبری و امام هستند یا این که یک سری جریان های سیاسی هستند که دنبال منافع هستند؛ این خیلی اهمیت دارد و 13 آبان از این جهت نقطه عطف است که سره را از ناسره مشخص کرد؛ چرا؟ بر اساس اسناد آمریکا و، چون مهم است و شاید برای اولین بار گفته می شود؛ صفحه 52 و 53 این مجموعه اسناد در رابطه با جریان هایی از داخل دولت موقت آن موقع در سطح عالی دولت و وزرا صحبت می کند که رفته بودند به طرف آمریکایی مراجعه کرده بودند برای این که احتمال می دادند اگر تحت فشار نیرو های انقلابی قرار بگیرند یا تحولی در داخل انقلاب اتفاق بیفتد.
تحلیلی که ارائه داده بودند این بود که مهمترین حامی ما آمریکا می تواند باشد و برای همین، بر اساس متن سند، درخواست این را کرده بودند که با آنها همکاری اطلاعاتی کنند؛ اینتلجنس و ارزیابی که آن جا اتفاقاً گری سیک هم هست کسی که این سند را گزارش داده به شورای امنیت آمریکا، می گوید اینها درخواست همکاری امنیتی دارند و می خواهند سی آی ای از آنها پشتیبانی کند در برابر جریان انقلاب. اتفاقی که افتاد این بود که با این حرکت 13 آبان، این جریان ها عملاً کنار رفتند؛ یعنی انقلاب و آنهایی که خودشان را قاطی جریان انقلابی کردند، ولی عملاً آمریکا بلکه می توانیم بگوییم عوامل آمریکا بودند و خودشان به آمریکا مراجعه کرده بودند که همکاری اطلاعاتی کنند، اینها تصفیه شدند و تصفیه آن جریان به نظرم نقش مهمی در این داشت که انقلاب مسیر درست خود را بتواند بپیماید.
سؤال: مهمترین محور های هر آن چه که به عنوان مقدمه اشاره کردید، بخش دیگری از سؤالات من از شما خواهد بود، آقای عزیزی در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی یک بخشی اشاره می کنند به این که اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابه جایی های حزبی یا جناحی در نظام سلطه دارند یا تصور می کنند با امتیاز دادن به آمریکا می توانند او را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباه هستند، با توجه به نتایج انتخابات آمریکا و اصل و ماهیت دشمنی، خباثت و سیاست های مداخله جویانه نظام سلطه در کشور های مختلف ازجمله جمهوری اسلامی ایران، این بخش از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی حائز چه پیامی است؟
عزیزی: باز لازم است تشکر کنم از همه مردم خوب و عزیز به ویژه حماسه آفرینان 13 آبان 1405 که مثل همیشه مردم بزرگ، عزیز، بصیر، جریان شناس و دشمن شناس ما وارد میدان شدند و پاسخ قاطع و کوبنده ای به یاوه گویی های آمریکایی ها و سردمداران رژیم آمریکایی دادند. اشاراتی را آقای جمشیدی داشتند، سابقه 13 آبان، علت این حوادث، ریشه دشمنی آمریکایی ها با ملت بزرگ و بعداً استحاله شدن حتی برخی از جریان هایی که شاید در این روز نقش آفرین بودند، بحث های بسیار مهمی به نظرم هست و خود اینها می تواند یک مبنایی قرار بگیرد برای این که ما این مسیر 13 آبان را از گذشته تا حال و من بعد خوب مورد واکاوی قرار دهیم، رسالت، وظایف و تکالیف خودمان را در عرصه های پیش رو، اما، چون می خواهم پاسخگوی سؤال شما باشم؛ معتقدم جدای از این که رهبر عزیز، حکیم و مقتدر ایران اسلامی پیام 13 آبان ایشان حقیقتاً راه گشا بود.
همچون پیام هایی که در طول این مدت از ابتدای مدیریت ایران اسلامی در عرصه های مختلف؛ در جنگ 40 روزه، در نبرد رمضان و تحولات گوناگون، این پیام هم می تواند سرآغازی برای ادامه این مسیر استکبارستیزی ملت بزرگ ایران اسلامی باشد. اما مشخصاً رهبر حکیم و فرزانه انقلاب روی جایگاه و نقشی که جوانان ما در تحولات میدانی و در مقابله با استکبار داشتند، تأکیدات فراوانی داشتند، مثل همیشه دعوت به حضور، یک نگاه جامع، راهبردی و کلان به عرصه های پیش روی انقلاب اسلامی و نقش آفرینی جوانان، نوجوانان و کسانی که خالق این حماسه در 13 آبان تا امروز بودند، بخش دوم که فکر می کنم بسیار مهم بود و شاید سؤال شما هم ناظر بر این موضوع بیشتر باشد.
صرفنظر از سابقه دشمنی، خباثت و خصومت آمریکایی ها و این که چرا آمریکایی ها در طول این سال ها این رفتار های جنایتکارانه را داشتند؟ چرا همیشه علیه ملت بزرگ و شجاع ایران اسلامی این اقدامات خصمانه را به اجرا گذاشتند؛ کم نبوده؛ از 13 آبان 58 تا امروز در هر صحنه، محیط و اقدامی چه سیاسی، چه نظامی، چه اقتصادی، چه فرهنگی و چه اجتماعی، نظامات سیاسی منطقه و رفتار های گوناگون؛ آمریکایی ها مداخله داشتند. این رفتار مداخله جویانه آمریکایی ها، این رفتار مبتنی و متکی بر یکجانبه گرایی آمریکایی ها که دشمن بسیاری از ملت ها هم بوده و تنها در این سال ها با ملت بزرگ ایران هم نبوده، مردم مظلوم فلسطین، یمن و خیلی از کشورها، نشان دهنده اوج آن خصومت و کینه توزی آمریکایی ها با اسلام ناب، با آن جریان اصیل اسلام است صرفنظر از سابقه دشمنی آمریکایی ها که ریشه آن در همان روحیه استکباری شان دارد، رهبر انقلاب اسلامی روی یک موضوع بسیار مهم تاکید داشتند، دل نبستن به وعده های دروغین آمریکایی ها و پرهیز از محاسبات اشتباه.
این به نظر می آید موضوع مهمی است که فصل الخطاب است، اما مخاطب آن بدون شک همه آحاد مردم به ویژه مسئولین و همه کسانی که امروز در عرصه های مختلف وظیفه اداره جامعه را دارند، ما نباید دچار محاسبه اشتباه شویم، ما نباید فکر کنیم آمریکایی ها برای ملت ایران دلسوزی کردند یا می کنند یا خواهند کرد، نباید این تصور را داشته باشیم، آمریکایی ها جز خصومت، کینه توزی و جز عداوت و دشمنی و جز لطمه به ملت ایران فکر دیگری دارند، هیچ وقت آمریکایی ها در طول این سال ها خواهان رشد، پیشرفت، آبادانی و حل و فصل مسائل ما نبودند، بله ما این را بار ها گفتیم، قطعا، یقینا نبرد ما با آمریکایی ها هم جوهری است و هم وجودی است.
جوهری است، چون ما روی اصول حقه خودمان ایستادیم، جوهری است، چون روی اصول حقه اسلام، انقلاب اسلامی، تمامیت ارضی، ارزش های حاکم، وجودی است، چون آمریکایی ها واقعا در طول این سال علیه ملت ما هر اقدامی که توانستند به اجرا گذاشتند پرهیز از محاسبات غلط، اشتباه و دل نبستن به وعده های دروغین، توخالی، توسط هم مسئولین از جمله موضوعات مهم و ضرورت ادامه مقاومت، میدانداری، حضور در صحنه، جریان شناسی، دشمن شناسی، این هم از نکات مهمی بود که دراین پیام کاملا متجلی بود، ما همین راه مان است، همین مسیر درست است، اول تبعیت، اول تعبیت از فرامین رهبر حکیم و مقتدر ایران اسلامی، دوم با وحدت و بصیرت، سوم جریان شناسی آحاد مردم، جریان های سیاسی و در کنار همه این ها بپذیریم که امروز ما با همین اصول و مبانی که در همین پیام متجلی و متبلور بود باید این مسیر را ادامه دهیم، این پیام گرچه گفتم در ادامه پیام ها و راهنمایی ها و هدایت هایی که در طول این مدت رهبر حکیم انقلاب اسلامی داشتند، برای ملت ما، برای جبهه مقاومت، برای ملت های آزاده، برای همه کسانی که امروز از یک سنگر واحد علیه استکبار دارند می جنگند.
این پیام نکات بسیار مهم، درس آموز و وظایف و تکالیفی را روشن کرد، یقین دارم ملت بزرگ ما که امروز پرچم دار این حرکت است، همچنان با درس گرفتن از گذشته پرافتخار و با استفاده از این فرامین و هدایت های رهبر انقلاب و با وحدت و هماهنگی و انسجام و حضور میدانی، این حضور مردم عزیزمان در میادین، این را قبلا هم به کرات گفتم، شاید تکرارش درست نباشد، آمریکایی ها خودشان اعتراف کردند، خودشان گفتند که این حضور مردم عامل شکست ما بود، یک بخشی از این حضور همین حضور در مناسبت های تاریخی است مثل همین 13 آبان که حقیقتا باز هم ملت بزرگ ما آمدند در کنار اقدامات پرافتخار حماسه ای را خلق کردند، امیدوارم این پیام را به درستی به اجرا بگذاریم.
وظیفه ما صرفا تجلیل از پیام نیست، اجرای فرامین است، ما باید آن چه که در این مقطع حساس به عنوان یک وظیفه آن را دنبال کنیم، فکر می کنم همین طور خواهد شد، مایل هستم در ادامه روی محاسبات اشتباه آمریکایی ها و احتمالات و اقدامات غلط آن ها هم با عزیزان مان ازاین استفاده کنم، عرایضی تقدیم کنم، خود این انتخابات آمریکا، خود این انتخابات رژیم صهیونی، تحولات کشور های اروپایی، موفقیت های جبهه مقاومت، آمادگی نیرو های مسلح ما این ها بحث های مهمی است که اگر وقت باشد باز هم لازم است که روی آن تاکیداتی را داشته باشیم.
سوال: چند محور را مورد تاکید قرار دادید، آقای جمشیدی هم آقای عزیزی اشاره کردند به انتخابات آمریکا و نتایجی حاصل شد مورد تاکید تحلیلگران و توجه دولت آمریکا قرار گرفته و ما راجع به آن صحبت کنیم، یک نکته بسیار مهم تر بخش نخست پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت یوم الله 13 آبان است که اشاره می کنند که ملت ایران تکلیف خود را با آمریکای جنایتکار روشن تر و شفاف تر امسال از هر سال دیگری مشخص کرده و می داند، با توجه به این که انتخابات آمریکا و نتایجی که حاصل شده، آمریکایی ها تغییر رویکرد و سیاستی نسبت به آن چه که ما مورد تاکید قرار دادیم، یعنی دشمنی ها و عداوت ها وسیاست های سلطه جویانه و مداخله گرانه نسبت به کشور ها انجام خواهند داد؟
جمشیدی: برای پاسخ به سوال دادن، مشخص است، نخیر، اگر عمیق به مسئله توجه کنیم، وقتی در مورد آمریکا صحبت می کنید، ماهیت سیاستش را بشناسید، که براساس نظظر صاحب نظران دانشگاهی، استراتژیست ها و طراحان سیاست خارجی و دولت های خارجی همه بر این باورند که در طی 250 سال گذشته، نه در طی چند سال گذشته سیاست آمریکا کاملا امپریالیستی. هژمونی و سلطه طلبانه بوده، همه می گویند آمریکا از کی وارد عرصه بین الملل شد، بعد از جنگ اسپانیا 1890، 1900 به بعد یا بعد از جنگ جهانی دوم آن را مورد اشاره قرار می دهند.
قبل از آن همه می گویند انزواگرا بود و دکترین مانرو می شناخت، این ها را می گویم که به لحاظ این ها بحث های جدی علمی است و کتاب ها نوشته شده در این زمینه ها، آن دورانی که آمریکا به عنوان دوران انزواگرایی معرفی می شد، دورانی بود که می گفت نصف دنیا مال من است، یعنی نیم کره غربی برای خودش می دانست و می گفت هیچ قدرت اروپایی دولت استعماری و حق ورود به سمت نیم کره غربی را ندارد، نه برای این که آن جا و ملت های لاتین را آزاد کند بلکه می خواست خودش استعمار کند و این بسیار مهم است و می خواست توسعه سرزمینی بدهد، آن قاره را آن موقع گرفت، اول این قدر نبود و فقط سواحل شرقی بود و بعد به سمت سواحل غربی حرکت کرد.
آمریکا از ابتدا یک دولت استعمارگر بود، یک حکومت امپریالیستی بود و بعد هم انگیزه های هژمونیک و برای توسعه برجهان بر آن حاکم است، استراتژیک های آمریکایی سه منطقه اصلی را برای تسلط خودشان بر جهان معرفی کردند، یکی اروپای غربی، دوم آسیای شرقی و سوم خلیج فارس است، این ارزش استراتژیک منطقه ای در آن هستیم آن قدرست که تسلط بر آن معادله قدرت جهانی را برای آمریکا شکل می دهد، این که این احساس بر ما دست بدهد که با یک انتخابات آمریکا تغییر روش و تغییر سیاست می دهد، از اساس آمریکا نشناختیم، اما برخی در داخل هستند و بودند که چنین تصوراتی داشتند، فکر می کردند که اگر با آمریکا توافقی بکنیم، این منجر به تغییر رفتارش می شود.
اگر به آمریکا امتیازی بدهیم منجر به تغییر رفتارش می شود، یا مثلا به آمریکا بگوییم که سرمایه گذاری بکند، آمریکا دنبال چپاول کشورهاست، که پول بگذارد در داخل کشورها، می خواهد پول همه دنیا را جمع کند و ببرد در آمریکا، کسانی که این حرف ها را می زنند حقیقتا نه سیاست ترامپ را شناختند و نه سیاست آمریکا، چرا حضرت آقا می فرمایند که امسال مشخص تر شده، برای این که مردم می بینند که آمریکا چجور رفتار می کند، به خصوص در دولت ترامپ به وضوح دارد نگرش خودش را نشان می دهد که به دنبال سلطه بر همه جاست، نه فقط سلطه بلکه مالکیت بر آن جا، آمریکا صرفا سلطه بر خلیج فارس و نفت این منطقه نیست، می خواهد مالکیت آن را به دست بگیرد، که مال من است، مال آمریکاست و بقیه بیایند حالا در آن از منافع آن بهره برداری کنند.
این نگرش جدی که در آمریکا وجود دارد، اما چرا امسال روشن ترست، این یک نکته به نظر من یک پشت پرده اگر دقت کنید، به خاطر این است که آمریکا نیات و اهداف خودش را پنهان می کند، ادبیاتش ادبیات دموکراتیک، بشردوستانه، گسترش آزادی است، ولی به این اسم انواع جنایت ها را انجام داده، در دوره اخیر از قصد می گویم، مثلا می گویند که در دو سه دهه گذشته و یا بعد از انقلاب بهترین رئیس جمهور برای آمریکا اوباما بود، او آمد برجام امضا کرد، اما همین اوباما کسی است که برای اولین بار در سند رسمی هسته ای شان به عنوان آمد ایران را تهدید اتمی کرد، یعنی در دکترین نظامی خودش ایران را تهدید اتمی کرد، که آن موقع خاطرم است حضرت آقا اشاره کردند و گفتند که این گناه نابخشودنی است که دولت آمریکا مرتکب شده.
یعنی تهدید اتمی برای کسی که و کشوری که عضو ان پی تی است، آن موقع اصلا داستان های مربوط به برجام و این ها بود، ولی در آن زمان ها آمد این کار را انجام داد، رهبری عزیزمان گفتند که این گناه نابخشودنی است برای این که ملت فراموش نکنند که این ها چه کردند، یا همین ها کسانی بودند که اساسا آمدند طراحی که کردند برای برجام، طراحی برای این نبود که به مردم ما یک گشایش واقعی ایجاد بشود، برنامه داشتند، می خواستند که گام به گام حرکت کنند، خودشان هم بعدا این را مطرح کردند و می خواستند جریان های همسو با آمریکا در داخل حکومت ایران و در داخل کشور ایران تقویت شوند، این چیزی که بعدا به صراحت گفتند و الان هم است، حتی این دولت ترامپ این را می گوید.
از اول انقلاب و از 13 آبان براساس اسناد که نگاه کنید، در دولت اوباما و حتی ترامپ یک خط فکری همیشه وجود داشته که دنبال این هستند که جریان هایی که خودشان به اسم میانه رو معرفی می کنند، جریان های سیاسی داخل حاکمیت را که گرایش دارند به سمت آمریکا تقویت کنند، حتی به او امتیاز توافق بدهد، می گوید تو بیا این کار را انجام بده، این برگ برنده به او می دهد که در داخل ایران تقویت شد، که این منافع من را در دوگام جلوتر تقویت می کند، چیزی که رسما می گویند.
جلسه قبل برای شما مستنداتی آوردم حتی سخنان ونس که به عنوان جریان عملگرا در داخل ایران مطرح می کنند، نگاهی دارند و در دولت بازرگان همین را می گفتند، می گفتند یک جریان مادروف داریم، جریان میانه رو هستند که این ها را تقویت شان کنیم در مقابل جریان امام، بعد از آن 80 و 90 آمدند و گفتند جریان هایی که باز هم به عنوان میانه رو مطرح کردند و برجام مکانیسمی بود برای تغییر معادله قدرت در داخل کشور که می گفتند این می تواند انجام شود که خیلی مفصل است، در این دولت، دولت ترامپ همین نگاه وجود دارد در زمان جنگ حتی، در زمان جنگ می گویند که ما با چه جریان هایی کار کنیم، همه باید هوشیار باشند و همه باید دقت کنند، آقا روی همین دست می گذارند.
آن هایی که دنبال پنهان اهداف خودشان هستند و حتی جنگ را توجیه می کنند، به اسم مردم به همین مردم حمله می کنند، امسال خودشان را بیشتر نشان دادند، همه باید دقت داشته باشند، به خاطراین است که چند جمله جلوتر کمترین گرایشی به سمت تسلیم و تعامل با آمریکا که آخر و عاقبتش تسلیم می شود هیچ کس نباید از خودش نشان دهد، چرا، چون اولین نتیجه این می شود که همان دشمن آمریکایی به آن جریان امیدوار می شود و کم کم این ها را از بین می برد، این ها را از جریان انقلابی جدا کند، امیدشان این است، ان شاءالله همچنین اتفاقی رخ نخواهد داد با هوشیاری رهبری و هوشیاری مسئولین و مردم که دنبال این هستند و وقتی صحبت آقا را می شنویم باید ابعادش را بشنویم و سیاست آمریکا را بشناسیم.
آمریکا قطعاً سیاستش در رابطه با ایران تغییر نمی کند، اما محاسبه اش در مورد ایران به شدت متأثر شده؛ آمریکایی ها فکر نمی کردند این اتفاق بیفتد، فکر می کردند چند روزه کار تمام می شود، حتی همین الان هم فکر می کنند این بسنت وزیر خزانه داری آنها رفته به ترامپ تعهد داده، گفته چند هفته ای کار ایران تمام است، مثلاً به خاطر محاصره و فشار های اقتصادی تمام می شود. منتظر است ببیند کی نتیجه می دهد که ان شاءالله هیچ وقت نتیجه نمی دهد، البته از این طرف هم آقا اشاره مهمی داشتند که مسئولین باید به فکر مردم و معیشت آنها باشند، مراقب تصمیم هایشان باشند که در این زمانی که تاب آوری مردم را دشمن هدف گرفته، تصمیمات، اقدامات و حرکت هایی انجام ندهند که مردم احساس کنند که تحت فشار بیشتری قرار می گیرند؛ یعنی آمریکا از آن طرف تحت فشار قرار می دهد، از این طرف این تصمیم های نابجایی وجود نداشته باشد که مردم احساس ناامیدی کنند.
لذا نکته مهم اینجا این است که پیوند بین ملت و رهبری، چیزی بود که واقعاً کشور را نجات داد و این چیزی است که در تاریخ در ایران سابقه نداشته؛ یعنی پیوند بین رهبری؛ حاکمیت ها همیشه جدا بوده، مردم و جامعه ای هم عملاً وجود نداشته و اتفاقاً این یک تحول تاریخی است و در کتاب های تاریخ بعد ها خواهند نوشت؛ آن چیزی که ملت ایران را در مقابل دو ابرقدرت نظامی جهان نگه داشت و پیروز کرد؛ همین پیوند بود، چیز دیگری نبود. مثلاً بعضی هیأت های خارجی را جا های دیگر می بیند و صحبت می کند در مذاکرات و غیره، چیزی را صریح می گویند؛ می گویند که هیچ کشوری با آمریکا درگیر نشد مگر این که یا شکست خورد یا تسلیم شد و تنها استثناء ایران بود که در مقابل نه فقط آمریکا، بلکه آن جرثومه رژیم صهیونیستی که آن هم به لحاظ نظامی بالأخره سایز کوچک شده آمریکاست با همان تکنولوژی، هر دو حمله کردند بعد از یک آشوب ویرانگر حمله کردند ولی زورشان به ایران نرسید، بلکه ایران توانست به آن ضربه بزند. ما از یک جهت مقاومت و تحمل کردیم در مقابل آنها و از طرف دیگر به آنها هزینه را تحمیل کردیم؛ این دو حرکت مجزاست؛ آمریکایی ها فکر نمی کردند ایران بتواند بر آنها هزینه تحمیل کند که انتخابات آمریکا؛ اولین هزینه آن است.
سؤال: آقای عزیزی آقای جمشیدی اشاره کردند به محاسبات غلط دشمن و شما تأکید داشتید که بخشی از این گفت و گو به این موضوع اختصاص پیدا کند؛ آن چه که در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی هم به آن اشاره شده؛ فتوحات عظیم ملت ایران که در سایه توکل، مجاهدت و استقامت حاصل شده و البته هر آن چه ما به عنوان دستاورد جنگ تحمیلی اخیر می بینیم از جانب ایران عزیزمان و محاسباتی که بسیار از زعم آنها دقیق تعریف شده بود و در نهایت در مقابل عزت، استقامت، توکل و مجاهدت مردم ایران و بخش های مختلف غلط از آب درآمد؟
عزیزی: اگر روی محاسبات اشتباه دشمن بخواهیم صحبت کنیم؛ معتقدم سالهاست آمریکایی ها در محاسبات شان دچار اشتباه شدند و در صحنه های مختلف شکست خوردند؛ پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ هشت ساله ما و فشار های مختلف سیاسی، اقتصادی و تحولات گوناگون؛ همه در طول این سال ها حکایت از موفقیت، پیروزی و سربلندی ملت بزرگ ایران در مقابل آمریکایی ها داشته، دارد و به فضل الهی خواهد داشت. اما مشخصاً معتقدم از زمانی که آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که دیگر باید تمام قد؛ نظامی، سیاسی، اقتصادی؛ با همه ظرفیت های در اختیار، حتی بهره گیری از این رژیم جعلی موقت صهیونیست، کشور های هم پیمان منطقه که دچار محاسبات غلط در طول سال ها شده بودند.
فکر می کردند که می توانند ایران اسلامی را به نقطه مورد نظر برسانند. از ابتدای روی کار آمدن این دولت دوم متوهم ترامپ هم این اقدامات بیشتر خود را نشان داد. همچنان که من بار ها این را گفتم؛ همان راهبرد سه گانه ای که رئیس جمهور فعلی آمریکا در ابتدای شروع به کار خود مطرح کرد که ما با مذاکره، توافق، بحران و فشار، کار ایران را تمام می کنیم، از این جا وارد یک میدان مبارزه شد که هم سیاسی، هم اقتصادی و هم نظامی بود. در حوزه سیاسی؛ تقاضای مذاکره کرد. حتماً مردم و همه صاحبنظران به ویژه مسئولین یادشان هست که آن نامه همراه با کبکبه و دبدبه ای که ترامپ نوشت که آماده باشید روی موضوعات موشکی، هسته ای و منطقه ای با ایران بدون قید و شرط در زمان و مکانی که ما مشخص می کنیم مذاکره کنید، در غیر این صورت آماده جنگ باشید و همان پاسخی که از ایران اسلامی گرفت با همان شیوه ای که پاسخ به آن فردی که نامه را آورده بود؛ آقای انور قرقاش؛ همه از همان ابتدا نشان داد که جمهوری اسلامی ایران مقتدرانه در همه این عرصه ها ایستاده، همین جا بود که با همان پاسخ و رویکردی که عرض کردم منبعث از آن تفکرات انقلاب اسلامی، ملت بزرگ ما و هدایت های رهبری شهید؛ اینها نشان داد که ما روی اصول خود هستیم.
از این جا آمریکایی ها وارد یک میدان مبارزه شدند، جنگ 12 روزه را شروع کردند با هدف این که بتوانند به عبارت خودشان سه روزه ایران را به تجزیه، تسلیم و براندازی بکشانند، قبلاً هم یادآور شدم؛ همین اروپایی ها یادم هست در آن ایام جنگ 12 روزه در وزارت امورخارجه تلکس ها، پیام ها و تماس های وزرای خارجه و پیام هایی که می دادند که شما چاره ای ندارید، محکوم به شکستید و می توانید فقط خسارات خود را کم کنید، بیایید تسلیم شوید؛ این فکر پلید را در سر داشتند که سه روزه کار ایران را تمام کنند، اما وقتی که با پاسخ قاطع ایران اسلامی و به ویژه در عملیات موشک باران العدید رو به رو شدند، دیدند که اراده ملت ایران، فرماندهی و نیرو های مسلح این طور نیست که جمهوری اسلامی را بتواند مورد خدشه ای قرار دهد، بلکه حتماً جنگ خسارت داشته و دارد، ما هیچ وقت جنگ را بدون خسارت ندیدیم، اما آمریکایی ها تصور می کردند در جنگ 12 روزه سه روزه می توانند کار ایران را تمام کنند.
نه تنها خودشان، هم پیمانان شان هم این پیام را می دادند که مقاومت نکنید، تلفات تان را کمتر کنید، البته بعد از این که در مذاکرات دور اول در مسقط به نتیجه نرسیدند، بعد از این که در جنگ 12 روزه نتوانستند به اهدافشان برسند و بلافاصله با عجله، هم خودشان و هم رژیم صهیونیستی را از این معرکه نجات دادند، آمدند وارد یک میدان فشار اقتصادی شدند و فشار هایی را وارد کردند، حوادثی اتفاق افتاد، باز بر این تصور بودند که با حوادث دی ماه شرایط برای آنها فراهم است، آمدند جنگ 40 روزه را، بعداً که از نظر مرحله ای یا مقطع پایانی؛ 40 روزه می گوییم، باز این جنگ را برای خودشان یک هفته ای تصور می کردند، باز پیام هایشان همین بود که ما ظرف یک هفته بلکه کمتر می توانیم کار را تمام کنیم؛ تسلیم، تجزیه و براندازی که در جنگ و در جنگ 23 خرداد 1404 که به نتیجه نرسیدیم را می توانیم در این مرحله باتوجه به این شرایطی که به وجود آمده تمام کنیم، حل کنیم و برسیم به آن اهدافی که از قبل مشخص کرده بود، اما چه شد و چه اتفاقی افتاد، این جا هم محاسبه اشتباه و اقدام غلط و نشناختن ملت ایران، این جا درک درست نداشتن از ملت و نیرو های مسلح، این جا هم باز دچار یک اشتباه بزرگ محاسباتی شدند.
از این جا وارد همین حوادث اخیر و اقدامات اخیر شوم، تحولاتی را شاهد بودیم، فقط در این پایان عرایضم یادآور می شوم که آمریکایی ها در یک عرصه نظامی شکست فاحشی خوردند، به نظر در عرصه سیاسی هم انتخابات آمریکایی ها یک شکست سیاسی بر آن ها وارد کرد، اما این باورمان است، دموکرات، جمهوری خواه هر دو لبه یک قیچی هستند، این قیچی آن رویکرد استکباری و یک جانبه گرایی و تمامیت خواهی آمریکایی هاست، اگر آمریکایی ها را این جوری تصور کنیم که جمهوری خواه و دموکرات با هم تفاوت دارند در کینه توزی، در دشمنی با ملت ایران دچار اشتباه می شود، همین جاست که نباید محاسبه اشتباه داشته باشیم و نباید تحلیل غلط کنیم و نباید آدرس غلط بدهیم، البته این را یک شکست سیاسی آمریکا می دانیم، آمریکایی ها باید تغییر رفتار بدهند، اگر تغییر رفتار آمریکایی ها ندهند، حتما مجبور می شوند و مجبور خواهند شد تن دهند به آن چه اراده ملت هاست، معتقدیم همه ما در کنار هم با وحدت و یک دلی با همان شجاعت و روحیه ای که برگرفته از جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه و دوران دفاع مقدس این میدان را با مقاومت و ایستادگی دنبال کنیم، یک وقت دلخوش نشویم به تحقیر احزاب آمریکایی، ما وظیفه ایستادگی و مقاومت داریم، وظیفه داریم تا زمانی که آمریکایی ها تغییر رفتار ندهند در این میدان ثابت قدم باشیم و این اهم وظیفه ما در زمان حال است.
سوال: با توجه به فرصت کوتاهی که داریم، حضرت آقا در پیام شان به ایران هر چه قوی تر اشاره و تاکید دارند، با توجه به آن چه که در گفت و گو و تحلیل ها می بینیم، چگونگی دست یابی به ایرانی هرچه قوی تر کدام موارد است؟
جمشیدی: نکته مهمی که لازم است اشاره شود، تحولات و انتخابات آمریکا هم است، آقا یک نکته کلیدی در بحث ایران هرچه قوی تر اشاره می کنند به نقش ویژه خلیج فارس و مسئله تنگه هرمز که مورد اشاره خاص قرارگرفته، چرا، چون که در واقع این سیاست ایران در قبال تنگه هرمز و خیلج فارس بود، که نقش بسیار چشمگیری در تغییر معادله جنگ داشت که این را باید دقت کنیم، اساسا که امروز انتخابات آمریکا را نگاه می کنیم، خود آمریکایی ها و رئیس جمهور، ونس معاون رئیس جمهور آمد رسما توییت زد و هرچیزی گفت این بود که این جنگ ایران و افزایش هزینه های انرژی و هزینه های زندگی در آمریکا به خاطر جنگ ایران بوده، که باعث این مسئله شده، نکته کلیدی که این جا باید متوجه شویم این است که استراتژی ایران در قبال جنگی که آمریکا و اسرائیل راه انداختند، استراتژی درستی بود، آن کسانی که ادعا می کردند که باید تنگه را باز کرد تا بتوانیم مسئله را حل کنیم.
امروز متوجه می شویم که توصیه درستی نمی کردند، این سیاست درست است از تنگه هرمز به عنوان اهرمی موثر برای کنترل تهدید آمریکا و انتقال هزینه سیاسی و اقتصادی به داخل آمریکا استفاده کنیم، این سیاست درستی بوده و این باید محکم گرفته شود، بحثی که آقا دارند در رابطه با ایران هرچه قوی تر یک کلیدواژه بسیار مهم دارد و آن هم رسیدن به نقطه بازدارندگی مطلق است که این خیلی اهمیت دارد و اولین چیزی که این کلمه نشان می دهد، این است که ذهن حضرت آقا یک ذهن استراتژیک است.
سوال: نکته مهمی را صحبت می کنیم که اگر می شود زمان بیشتری حدود سه چهار دقیقه زمان بیشتری به ما بدهند، که در این فرصت به این نکته هم بپردازیم؟
جمشیدی: نگرش و ذهن ایشان یک ذهنیت استراتژیک است، یعنی وقتی به صحنه نگاه می کنند، فقط براساس رفت و آمد چهار تا پیام و چهارتا خبر و موضع تصمیم نمی گیرند و تحلیل نمی کنند، بلکه هدف نهایی دارند و یک هدایت کلان دارند، مسئله را انجام می دهند، در نوع تحلیل های ما و سیاست گذاران ما، به نظر این کلمه بازدارندگی از ارزش ویژه ای برخوردارست، فقط اگر بگوییم می خواهیم جنگ تمام شود، این حرف درستی است، ولی آن ها یک پله بالاتر گذاشتند و بحث بازدارندگی و آن هم بازدارندگی مطلق، چون جنگ براساس معادله قدرت شکل می گیرد، کی جنگ برما تحمیل شد، یادم است روزی که سوریه سقوط کرد و قبل از آن حزب الله آسیب دیده بود، رفتم پیش یکی از مسئولین که به شهادت رسیده بود، گفتم فلانی کی بود آذر 1403 گفتم جنگ با ایران شروع شد، یعنی جنگ به خانه ما رسید، چرا، چون یکی از سد های اصلی بازدارندگی ما در مقابل رژیم صهیونیستی شکسته شد، آن هم به هر دلیلی، آن چیزی که باعث شده بود که جنگ به خانه ما نیاد، آن بود که نیرو های مقاومت و جریان های همسو با انقلاب اسلامی آن جا بودندو جلوی پیشروی رژیم صهیونیستی را می گرفتند.
آن کسانی که یک زمانی می گفتند نه غزه و نه لبنان، درک نداشتند، اگر نیتی دیگری داشتند، نمی دانم، ولی درک استراتژیک باید داشته باشند، اگر غزه و لبنان نباشد، جنگ به خانه می رسد، این اتفاق افتاد و این درس است و باید یاد بگیرند، اگر مقاومت منطقه ای ما نباشد از هر طرف به ما حمله می شود، ایران از لحاظ تاریخی، اسمی است به عنوان انزوای استراتژیک مواجه است، این جریان ها یکی از اهرم های اصلی بازدارندگی ما بودند، الان حضرت آقا می گویند بازدارندگی مطلق باید داشته باشیم، معادله معادله قدرت ببینیم، هرجا آسیب ببینیم، در همان عرصه قدرت دشمن جلو می آید و ما باید دنبال این باشیم که اهرم های متعدد و موثر قدرت داشته باشیم که این جا حضرت آقا به عنوان هرچه قوی تر شدن یاد می برند، یکی از اهرم های دیگر، تنگه هرمز و خیلج فارس و این انرژی و استراتژی است که شما اراده این را دارد که بر دشمن و متحدینش هزینه تحمیل کنید، هزینه اقتصادی و هم هزینه سیاسی، نباید این احساس بکنیم که اگر این را انجام می دهیم این فقط برای یک معامله سیاسی است، نه برای معادله قدرت است، باید توجه کنیم، حرفی که حضرت آقا می زنند بسیار مهم است فقط نگوییم جنگ تمام شود، حرف ما همین است، ولی پایان جنگ از طریق ایجاد بازدارندگی موثر و به بیان ایشان مطلق ایجاد شود، باید دنبال این باشیم که ابزار های قدرت مان توسعه دهیم.
سوال: دستاورد های جنگ را تثبیت کنیم؟
جمشیدی: حضرت آقای شهید شاید ده سال پیش مطرح می کردند گفتند برخی ها می گویند دنبال امنیت باشیم، برخی ها می گویند دنبال قدرت، ما باید دنبال قدرت باشیم، چرا، چون امنیت اگر فقط شما حرکت تدافعی داشته باشید، دشمن به شما رحم نمی کند، این منطقه منطقه مهمی است، منطقه خلیج فارس منطقه ای نیست که هیچ قدرت بزرگی از آن دست بکشد، بنابراین نقطه کلیدی که از نگاه استراتژیک به متن پیام آقا توجه کنیم، این است که معادله پایان جنگ و معادله رسیدن به یک سطح ثبات و رفاه در جامعه وقتی است که ما به نقطه بازدارندگی مطلق برسیم، فکر نکنیم این از طریق معامله سیاسی اتفاق می افتد، بلکه از طریق تقویت همه منابع قدرت داخلی است، در این جا عنصر نظامی بسیار مهم است، نباید بگوییم اجتماعی، اقتصادی، سرمایه اجتماعی برای این که عنصر نظامی تضعیف کنند، نباید این جوری باشد، آن ها هم مهم است و همه اهمیت دارد، ولی در جنگ قدرت نظامی است که حرف اول می زند و البته پشتوانه مردمی که این جا انقلاب اسلامی خودش را نشان داده است.
{{name}}
{{content}}