پیوند معنایی پیروزی و مغفرت در سوره «فتح»

به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری ، مفسر قرآن کریم و مؤلف تفسیر مشکاة ، در سلسله جلسات تفسیر سوره فتح ، با اشاره به آیه « إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبینًا(فتح، ۱) » اظهار کرد: در بیان این آیه، تجلیل و تعظیمی برای شخصیت حضرت محمد(ص) وجود دارد؛ همان گونه که در آیات « إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ(کوثر، ۱) » و « أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ(انشراح، ۱) »، خداوند تعظیم پیامبر(ص) را به گونه ای مطرح می کند که شخصیت خاص ایشان برجسته شود.

به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، مفسر قرآن کریم و مؤلف تفسیر مشکاة، در سلسله جلسات تفسیر سوره فتح، با اشاره به آیه «إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبینًا(فتح، ۱)» اظهار کرد: در بیان این آیه، تجلیل و تعظیمی برای شخصیت حضرت محمد(ص) وجود دارد؛ همان گونه که در آیات «إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ(کوثر، ۱)» و «أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ(انشراح، ۱)»، خداوند تعظیم پیامبر(ص) را به گونه ای مطرح می کند که شخصیت خاص ایشان برجسته شود.

وی به بررسی مراد از «فَتْحًا» در این آیه پرداخت و گفت: مفسران سه احتمال را مطرح کرده اند؛ نخست صلح حدیبیه در سال ششم هجری، دوم فتح خیبر در سال هفتم و سوم فتح مکه در سال هشتم، اما فتح خیبر تناسبی با این آیات ندارد؛ چراکه در آیه بیست وچهارم بحث بطن مکه مطرح می شود و مشخص است که این فتح رویدادی در حوالی مکه بوده است.

مؤلف تفسیر مشکاة تصریح کرد: برخی مفسران برای احتمال اول و برخی برای احتمال دوم ادله روایی از معصومین(ع) نقل کرده اند؛ بنابراین به نظر می رسد این فتح رویدادی مرکب و ترکیبی است که مقدمه آن صلح حدیبیه و ثمره بعدی اش فتح مکه بوده است.

وی گفت: صلح نامه ای که با مکیان منعقد شد، با پیش شرط بسیار مهمی همراه بود و آن اینکه آیین اسلام پس از 19 سال در سرزمین مکه به رسمیت شناخته شود تا مسلمانان بتوانند به راحتی دینداری کنند. حضرت محمد(ص) با این صلح نامه، دیپلماسی جدی و آداب مذاکره سیاسی را آموزش دادند که چگونه باید تمام ابعاد قضیه دیده شود.

انصاری ادامه داد: در نهایت نیز بندی تعیین کننده مقرر شد؛ اینکه اگر مکیان یا پیامبر به یکی از طوایف هم پیمان طرف مقابل ستیزه کنند، عهدنامه باطل می شود که همین اتفاق رخ داد و هنگامی که مکیان با قبیله بنی خزاعه ستیزه کردند و برخی از آن ها را در مسجدالحرام به قتل رساندند و حضرت محمد(ص) پایان تفاهم نامه را اعلام کردند.

مفسر قرآن کریم به بررسی ارتباط میان فتح و مغفرت در آیه «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبکَ وَمَا تَأَخَّرَ (فتح، 2)» پرداخت و گفت: ظاهر این دو موضوع هیچ نسبت منطقی ندارد و سببیت یا علیت نیست، زیرا عامل مغفرت در پیشگاه خداوند تنها استغفار، توبه و پرداخت حقوق خدا و خلق است.

وی با اشاره به تفاوت توبه نظری و عملی افزود: ندامت درونی و پشیمانی قلبی باید با تصمیم قاطع بر تکرار نکردن گناه همراه باشد، زیرا خداوند حتی به پیامبران یا مؤمنان تضمین کتبی و ابدی از پیش تعیین شده نداده که بگوید شما هر رفتاری انجام دهید، لغزش هایتان نادیده گرفته می شود یا عاقبت به خیری تان خودکار است؛ پس اگر کسی توبه کند اما در دل تمنای گناه داشته باشد، به تعبیر امام رضا(ع) در حال استهزای خداوند است.

این مفسر قرآن با بیان اینکه باید به دغدغه انبیای الهی نسبت به آینده شان توجه کرد، تصریح کرد: حضرت محمد(ص)می فرمایند: «إِنِّی لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِی کُلِّ یَوْمٍ سَبْعِینَ مَرَّةً»؛ بنابراین استغفار جنبه پیشگیری دارد و پیامبر در دعای خود می فرماید «تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بالصَّالِحِینَ»، یعنی ایشان با وجود تمام نعمت ها، نگران آینده خویش است.

هدایت الهی و ضرورت عصمت انبیا

انصاری با اشاره به استدلال عقلی درباره عصمت انبیای الهی بیان کرد: حکمت الهی اقتضا می کند که هر پدیده ای در مسیر کمال و تعالی قرار گیرد؛ چنان که در قرآن آمده است: «الَّذی خَلَقَ فَسَوَّی وَالَّذی قَدَّرَ فَهَدَی(اعلی، 2)»؛ بنابراین هدایت تکوینی شامل همه موجودات می شود، اما انسان به دلیل برخورداری از هدایت های حسی، فطری و عقلی مسیر رشد را طی می کند.

وی افزود: با این حال عقل بشر در نقطه ای متوقف می شود و کفایت نمی کند و به همین دلیل خداوند هدایت وحیانی را مقرر کرد تا بدون آزمون و خطا، بهترین مسیر هدایت را از طریق پیامبران عرضه کند؛ این معلمان هدایت در دریافت وحی و انتقال آن به جامعه (چه در گفتار و چه در عمل) باید از هرگونه خطایی مصون باشند، چراکه وجود خطا نقض غرض هدایت است.

مؤلف تفسیر مشکاة با اشاره به مفاهیم قرآنی مرتبط با عصمت ادامه داد: تعابیر قرآنی مانند مخلصین  و اجتبا یعنی جمع کردن و معطوف داشتن تمام وجود انسان به سوی خدا نشان می دهد که اولیای الهی مورد هدایت خاص پروردگار قرار گرفته و از نفوذ شیطان مصون اند، در آیات قرآن نیز بر مصونیت پیامبر در دریافت وحی «نَزَلَ بهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلَی قَلْبکَ(شعراء، 193)» و انتقال آن تأکید شده است.

وی درباره عصمت حضرت محمد(ص) در مقام عمل بیان کرد: وقتی قرآن پیامبر(ص) را «أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ(احزاب،33)» می خواند یا اطاعت از او را برابر با اطاعت از خدا معرفی می کند «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أطَاعَ اللَّهَ(نساء، 80)»، گناه و لغزش در ساحت او معنا ندارد، به ویژه آنکه تاریخ نویسان نیز حتی در دوران پیش از بعثت هیچ نقطه تاریکی در زندگی امین و صادق قریش ثبت نکرده اند.

این مفسر قرآن در تبیین مکانیزم عصمت تصریح کرد: حضرت محمد(ص) قدرت انجام گناه را دارد و سلب اختیار نمی شود، اما آنچه او را از گناه بازمی دارد علم و معرفت عمیق به ماهیت پلید گناه و حضور پروردگار است؛ بنابراین اولیای الهی با نگاه عالمانه و عارفانه به حقیقت طاعت و معصیت هرگز به محدوده گناه قدم نمی گذارند.

انصاری در پایان با اشاره به جایگاه اهل بیت(ع) گفت: این صیانت و حفظ الهی برای جانشینان حضرت محمد(ص) نیز ثابت است. امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه، ائمه(ع) را جایگاه اسرار، خزائن علم و پایه های استوار دین معرفی می کنند؛ بنابراین بشریت برای رسیدن به کمال ناگزیر از بازگشت به معارف و سبک زندگی این خاندان است.

انتهای پیام

نظرات

captcha