معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
پس از دستور فرمانده معظم کل قوا مبنی بر آنکه هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخی فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبه رو شود، اکنون بانک اهداف جدیدی روی میز فرماندهان ایران قرار گرفته است.

سرویس جهان مشرق - دستور اخیر رهبر انقلاب به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، که در آن تأکید شده هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخی «فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» روبه رو شود، بیش از آنکه یک موضع سیاسی باشد، تغییری در منطق بازدارندگی است.
معنای روشن این دستور آن است که ایران در صورت حمله، پاسخ خود را به مرزهای منطقه غرب آسیا محدود نمی داند و ممکن است دارایی های نظامی طرف مقابل را در جغرافیای دیگر نیز در محاسبات خود قرار دهد. همین جا پرسش کلیدی مطرح می شود: خارج از منطقه، آمریکا در کدام کشورها پایگاه هایی دارد که می توانند در فهرست احتمالی اهداف ایران قرار بگیرند؟
برای پاسخ، ابتدا باید اندازه شبکه پایگاه های آمریکا را در نظر گرفت. ایالات متحده در ده ها کشور جهان، از اروپا و آسیا تا آفریقا و اقیانوسیه، صدها تأسیسات نظامی کوچک و بزرگ دارد. این گستردگی برای واشینگتن هم مزیت است و هم نقطه ضعف؛ مزیت زیرا امکان انتقال نیرو و اعمال قدرت را فراهم می کند، و نقطه ضعف زیرا هر پایگاه یک دارایی قابل تهدید است.
ایران برای باورپذیر کردن آموزه «بدون محدودیت جغرافیایی» لازم نیست همه این پایگاه ها را هدف بگیرد؛ کافی است نشان دهد که در نقاطی خارج از منطقه، توانایی یا اراده ایجاد خطر را دارد. همین احتمال، هزینه دفاعی و سیاسی طرف مقابل را بالا می برد.
دیگو گارسیا؛ نماد گسترش دامنه
شاید روشن ترین نمونه تلاش ایران برای نشان دادن توانایی خارج از منطقه، موضوع پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند باشد. این پایگاه مشترک آمریکا و بریتانیا از نظر راهبردی بسیار مهم است و در فاصله ای حدود چند هزار کیلومتری از ایران قرار دارد.
پایگاه ارتش تروریستی آمریکا در جزیره دیگو گارسیا
در مارس 2026، ایران دو موشک بالستیک میان برد، به عنوان تیر هشدار به سمت این منطقه شلیک کرد؛ هرچند جزئیات فنی و نتیجه دقیق آن محل بحث است، اما خود این اقدام نشان دهنده یک پیام روشن است: ایران می خواهد این تصور را که توان موشکی اش صرفاً در چارچوب منطقه ای محدود است، به چالش بکشد. اگر چنین توانی حتی به صورت محدود وجود داشته باشد، پایگاه های دوردست آمریکا نیز نمی توانند خود را کاملاً خارج از معادله بدانند.
اروپا؛ محتمل ترین حوزه خارج از منطقه
در میان گزینه های خارج از غرب آسیا، اروپا بیشترین توجه را به خود جلب می کند. در فهرست های موجود از پایگاه های آمریکایی، تأسیسات نظامی در کشورهایی مانند آلمان، ایتالیا، یونان، بریتانیا و همچنین مناطقی در بالکان و مدیترانه به عنوان گزینه های بالقوه مطرح شده اند.
منطق این انتخاب روشن است. آلمان ستون فقرات تدارکات و فرماندهی آمریکا در اروپا است؛ پایگاه هوایی رامشتاین یکی از مهم ترین کانون های هوایی و پشتیبانی ارتش آمریکا در خارج از خاک این کشور محسوب می شود. ایتالیا با پایگاه های دریایی و هوایی خود، دسترسی آمریکا به مدیترانه مرکزی را آسان تر می کند.
پایگاه هوایی ارتش تروریستی آمریکا رامشتاین در آلمان
بریتانیا نیز به دلیل جایگاه ویژه در همکاری های اطلاعاتی و نظامی با آمریکا، همواره یک بازیگر کلیدی بوده است. در این میان، پایگاه هایی در بلغارستان و قبرس نیز به عنوان گزینه های محتمل تر نسبت به اهداف دورافتاده تر مطرح می شوند؛ هرچند باید تأکید کرد که این ها بیشتر تحلیل و گمانه زنی راهبردی است و نه یک فهرست رسمی و قطعی.
یونان و به ویژه جزیره کرت، موقعیت مهمی در شرق مدیترانه دارند. پایگاه «سودا» در منطقه ای راهبردی در خلیج سودا، واقع در جزیره کرت یونان قرار دارد. این پایگاه تحت فرماندهی منطقه دریایی آمریکا با عنوان EURAFCENT فعالیت می کند و به صورت هوایی و دریایی از سه فرماندهی جغرافیایی آمریکا پشتیبانی می نماید: فرماندهی اروپایی (EUCOM)، فرماندهی آفریقا (AFRICOM) و فرماندهی مرکزی (CENTCOM).
پایگاه هوایی ارتش ترویستی آمریکا در جزیره کرت یونان
نکته مهم دیگر آن است که اروپا از نظر دفاع هوایی نیز در وضعیت کاملاً ایده آلی قرار ندارد. جنگ اوکراین بخش قابل توجهی از سامانه های پدافندی و ذخایر موشک های رهگیر کشورهای اروپایی را مصرف کرده و در برخی مقاطع، اولویت تأمین تسلیحات به منطقه غرب آسیا منتقل شده است. این وضعیت به معنای آن است که حتی تهدید محدود علیه پایگاه های اروپایی می تواند اثر روانی و سیاسی بزرگی ایجاد کند، بدون آنکه ایران نیاز به توانایی حمله گسترده داشته باشد.
جیبوتی و شاخ آفریقا
در آفریقا، پایگاه لِمونیه در جیبوتی تنها پایگاه دائمی آمریکا در قاره آفریقا است و به دلیل موقعیتش در نزدیکی باب المندب و مسیرهای دریایی دریای سرخ، اهمیت راهبردی دارد. ایران تاکنون تهدید مستقیمی علیه این پایگاه مطرح نکرده است، اما در حالت های تشدید تنش، این پایگاه به دلیل نزدیکی نسبی به منطقه و نقشش در امنیت دریایی، می تواند به عنوان یک گزینه بالقوه در تحلیل ها مطرح شود.
پایگاه نظامی کمپ لمونیه، بزرگ ترین و تنها پایگاه دائمی ارتش آمریکا در قاره آفریقا به شمار می رود. این پایگاه در مجاورت فرودگاه بین المللی جیبوتی و در نزدیکی پایتخت این کشور قرار دارد. آمریکا این پایگاه را از سال 2002 و پس از اجاره آن از فرانسه در اختیار دارد و از آن زمان تاکنون نقش مهمی در عملیات منطقه ای ایفا کرده است.
کمپ لمونیه، پایگاه ارتش تروریستی آمریکا، در جیبوتی
فرماندهی آفریقا در این پایگاه مستقر است و حدود 4 هزار نیروی آمریکایی در آن حضور دارند. کمپ لمونیه شامل 6 پایگاه مرتبط با پهپادهای شناسایی است که در نقاط مختلف آفریقا فعالیت دارند. همچنین، اسکادرانی از جنگنده های پیشرفته F-15A استرایک ایگل در این پایگاه مستقر شده اند.
فراتر از موشک و پهپاد؛ نقش نیروهای همسو
یک نکته مهم که در تحلیل های صرفاً فنی درباره «بدون محدودیت جغرافیایی» کمتر دیده می شود، این است که لزوماً قرار نیست همه این پایگاه ها با موشک یا پهپاد ایرانی هدف قرار بگیرند. در کنار توان موشکی و پهپادی، باید احتمال دیگری را نیز جدی گرفت: وجود نیروها و آزادگانی در کشورها و مناطقی که این پایگاه ها در آن قرار دارند و خود را همسو با مقاومت در برابر حضور نظامی آمریکا می دانند.
در سال های گذشته، نمونه هایی از اقدامات علیه تأسیسات نظامی آمریکا در کشورهای مختلف دیده شده است؛ از حمله به پایگاه های هوایی در اروپا گرفته تا تحرکات علیه کاروان های لجستیکی و تأسیسات پشتیبانی در آسیا و آفریقا. برخی از این اقدامات توسط افراد یا گروه هایی انجام شده که لزوماً وابستگی سازمانی مستقیم به ایران نداشته اند، اما از نظر سیاسی و اعتقادی خود را در جبهه مقابله با حضور نظامی آمریکا تعریف می کنند.

این موضوع از دو جهت اهمیت دارد. نخست، از نظر نظامی، دفاع از ده ها پایگاه پراکنده در کشورهای مختلف در برابر تهدیدهای کوچک و پراکنده بسیار دشوارتر و پرهزینه تر از دفاع در برابر حمله متمرکز موشکی است. یک حمله موشکی را می توان با سامانه پدافندی شناسایی و دفع کرد، اما نفوذ فردی یا گروهی به محوطه یک پایگاه، خرابکاری در خطوط لجستیکی، یا حمله به خودروهای نظامی در مسیر تردد، به تدابیر امنیتی بسیار گسترده تری نیاز دارد.
دوم، از نظر سیاسی، وقتی اقدام علیه یک پایگاه آمریکایی توسط گروهی محلی و نه مستقیماً توسط دولت ایران انجام شود، هزینه سیاسی و بین المللی برای تهران به مراتب کمتر است، در حالی که اثر بازدارندگی پیام همچنان منتقل می شود.

بنابراین، آموزه «بدون محدودیت جغرافیایی» را باید ترکیبی از دو لایه دید: لایه اول، توان سخت افزاری ایران در حوزه موشک و پهپاد که می تواند پایگاه هایی در فاصله چند هزار کیلومتری را تهدید کند؛ لایه دوم، شبکه ای از نیروها و آزادگان همسو در کشورهای میزبان پایگاه های آمریکا که می توانند بدون نیاز به تسلیحات سنگین، هزینه امنیتی حضور آمریکا را در نقاط مختلف جهان بالا ببرند. ترکیب این دو لایه است که «بدون محدودیت جغرافیایی» را از یک شعار به یک معادله راهبردی واقعی تبدیل می کند.
در نهایت باید خاطرنشان کرد که پس از دستور فرمانده معظم کل قوا، به جهت پاسخ فوری به هرگونه تجاوز، بدون محدودیت جغرافیایی، تهران خود را از نظر سیاسی و راهبردی مجاز می داند در صورت تجاوز، دارایی های طرف مقابل را در هر جغرافیایی که در آن تجاوز نقش داشته باشد، در معادله پاسخ قرار دهد.
در عمل، محتمل ترین حوزه های خارج از منطقه، اروپا و اقیانوس هند هستند؛ جایی که پایگاه هایی مانند رامشتاین، تأسیسات مدیترانه، پایگاه های بلغارستان و قبرس و دیگو گارسیا هم از نظر دسترسی عملیاتی و هم از نظر اثر سیاسی، اهمیت بالایی دارند. اما همان قدر که توان موشکی و پهپادی اهمیت دارد، احتمال اقدام آزادگان و نیروهای همسو با ایران در کشورهای میزبان این پایگاه ها نیز باید جدی گرفته شود؛ عاملی که می تواند دامنه تهدید را بدون نیاز به حمله مستقیم گسترش دهد. آنچه این وضعیت را خطرناک تر می کند، ابهام در فهرست دقیق اهداف، ابزارها و بازیگران از سوی ایران و متحدان آن است؛ همان ابهامی که خود به یک ابزار بازدارندگی تبدیل شده است.
{{name}}
{{content}}