معلم تراز نقش های تعلیمی، تربیتی و تبلیغی را درهم تنیده ایفا کند

به گزارش خبرنگار ایکنا، حسن ملکی، نظریه پرداز برجسته تعلیم و تربیت کشور طی سخنانی در آیین رونمایی از دو اثر علمی در حوزه تعلیم و تربیت با عناوین «معلم مبلّغ تراز» هویت، مبانی و راهبردها و «ماجرای یک ابتکار(3)» روایت پیدایش و پیشرفت ایده تربیت معلم مبلغ در ایران که امروز، 12 آبان ماه به همت سازمان ترویج مطالعه و نشر جهاددانشگاهی و با حضور جمعی از نظریه پردازان تعلیم و تربیت و نخبگان علمی کشور در محل سالن شهید صبوری معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی برگزار شد، با تشریح مفهوم «معلم مبلغ تراز» و تبیین ابعاد

به گزارش خبرنگار ایکنا، حسن ملکی، نظریه پرداز برجسته تعلیم و تربیت کشور طی سخنانی در آیین رونمایی از دو اثر علمی در حوزه تعلیم و تربیت با عناوین «معلم مبلّغ تراز» هویت، مبانی و راهبردها و «ماجرای یک ابتکار(3)» روایت پیدایش و پیشرفت ایده تربیت معلم مبلغ در ایران که امروز، 12 آبان ماه به همت سازمان ترویج مطالعه و نشر جهاددانشگاهی و با حضور جمعی از نظریه پردازان تعلیم و تربیت و نخبگان علمی کشور در محل سالن شهید صبوری معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی برگزار شد، با تشریح مفهوم «معلم مبلغ تراز» و تبیین ابعاد مختلف هویت معلم در کتاب «معلم مبلغ تراز»، اظهار کرد: سخنان خود را در دو بخش مطرح می کنم که بخش نخست به تبیین عنوان «معلم مبلغ تراز» اختصاص دارد. این عنوان را می توان از دو منظر «معلم مبلغ تراز» و «معلمِ مبلغِ تراز» مورد بررسی قرار داد که هر یک، ضمن برخورداری از معنای مشترک، دلالت های مفهومی خاص خود را دارند.

وی با اشاره به محتوای علمی کتاب «معلم مبلغ تراز» افزود: در این اثر علمی تلاش شده است هویت معلم بازآفرینی و در برخی بخش ها، تبیین و شرحی نوین از آن ارائه شود. البته بخشی از مباحث مطرح شده، به دلیل ماهیت مشترک موضوعات تعلیم و تربیت و تربیت معلم، در آثار و مباحث پیشین نیز مورد توجه قرار گرفته اند؛ اما آنچه این اثر و رویکرد علمی آن را از مباحث مرسوم تربیتی و تربیت معلم متمایز می کند، مفهوم «مبلغ» است.

ملکی با تأکید بر ضرورت توجه به معنای لغوی ابلاغ و تبلیغ تصریح کرد: اگر به معنای لغوی واژه «مبلغ» و «تبلیغ» توجه کنیم، گستره مفهومی آن بهتر مشخص می شود. ابلاغ به معنای رساندن کامل پیام است؛ بنابراین، هنگامی که گفته می شود فردی پیامی را ابلاغ کرده، مقصود آن است که پیام را به طور کامل به مخاطب رسانده است. پیامبران الهی(ع) نیز مأمور ابلاغ پیام خداوند به مردم بودند و تلاش می کردند این پیام به صورت کامل به مخاطبان منتقل شود.

وی ادامه داد: پیام رسانی می تواند به سه صورت انجام شود؛ نخست، رساندن پیام به صورت نادرست و مخدوش؛ دوم، رساندن ناقص پیام که موجب ابتر ماندن آن می شود؛ و سوم، رساندن کامل پیام که ابلاغ حقیقی در این حالت تحقق می یابد. اگر همین معنای لغوی «مبلغ» را مدنظر قرار دهیم، اهمیت و عظمت محتوای این کتاب علمی بیش از پیش آشکار خواهد شد.

این نظریه پرداز تعلیم و تربیت با اشاره به نقش معلم در فرآیند پیام رسانی اظهار کرد: معلم از یک منظر، رسانه است؛ اما مهم تر از آن، معلم پیام رسان است و این پیام رسانی می تواند در سه وضعیت متفاوت تحقق یابد. اگر معلمی منحرف باشد، پیام را به صورت مخدوش ارائه می کند؛ اگر شایستگی های لازم را نداشته باشد، پیام را ناقص می رساند و اگر از شایستگی های لازم برخوردار باشد، می تواند پیام را به طور کامل ابلاغ کند.

ملکی با بیان اینکه پیام رسانی کامل مستلزم برخورداری از شایستگی های معلمی است، گفت: رساندن کامل پیام، قابلیت و شایستگی می طلبد و این شایستگی در سه بُعد دانش، نگرش و مهارت معنا پیدا می کند. معلمی که می خواهد پیام رسانی کامل داشته باشد، باید از دانش لازم برخوردار باشد، نگرش ها و ارزش های مطلوب در وجود او نهادینه شده باشد و توانایی ها و مهارت های لازم برای رساندن پیام را نیز کسب کرده باشد.

وی با اشاره به تجربه طولانی خود در آموزش و پرورش اظهار کرد: حدود 24 سال از عمر خود را در آموزش وپرورش گذرانده ام و همواره به جایگاه و اهمیت این نهاد توجه داشته ام. معلم شایسته باید بداند، گرایش ها و ارزش های لازم در وجودش شکل گرفته و نهادینه شده باشد و همچنین توانایی و مهارت لازم برای ایفای نقش خود را داشته باشد. بسیاری از افراد ممکن است دانش لازم را داشته باشند و حتی به رساندن یک پیام نیز تمایل داشته باشند، اما از توانایی و مهارت کافی برای انجام این کار برخوردار نباشند.

این استاد تعلیم و تربیت با اشاره به انعکاس این سه مؤلفه در کتاب «معلم مبلغ تراز» افزود: در بخش های مختلف این اثر فاخر علمی، موضوع دانش، گرایش، نگرش و رفتار در موقعیت های گوناگون مورد توجه قرار گرفته و نویسنده به این مؤلفه ها پرداخته است.

تبیین نقش تعلیمی، تربیتی و تبلیغی معلم

ملکی در ادامه با طرح این پرسش که معلم چه پیامی را باید ابلاغ کند، گفت: معلم باید پیام تعلیمی و تربیتی را به مخاطب خود برساند. البته در اینجا استفاده از واژه «انتقال» با نوعی مسامحه همراه است؛ زیرا در تربیت، انتقال به معنای جابه جایی یک شیء از مکانی به مکان دیگر وجود ندارد. در فرآیند تربیت، باید زمینه ها و شرایطی فراهم شود تا یادگیرنده از درون رشد کند و قابلیت های بالقوه او به فعلیت برسد.

وی با تشبیه نقش معلم به باغبان افزود: معلم در فرآیند تربیت، زمینه ساز رشد است و شرایطی را فراهم می کند تا استعدادها و قابلیت های متربی شکوفا شوند. این همان رویکردی است که در سیره انبیای الهی نیز مشاهده می شود.

این نظریه پرداز تعلیم و تربیت با اشاره به اندیشه های رهبر شهید انقلاب در حوزه تربیت اظهار کرد: در اندیشه های رهبر شهیدمان، رهنمودهای ارزشمند و دلسوزانه ای در حوزه تعلیم و تربیت وجود دارد که مطالعه و بررسی آن ها می تواند افق های تازه ای را پیش روی پژوهشگران این عرصه قرار دهد. در همین راستا، با مطالعه آثار تربیتی ایشان در قالب یک پژوهش، کتابی با عنوان «درآمدی بر نظریه تربیتی رهبر شهیدمان» تدوین و منتشر کرده ام که از سوی مؤسسه مربوط به دفتر نشر آثار ایشان به چاپ رسیده است.

وی ادامه داد: این پژوهش فرصتی فراهم کرد تا در اندیشه تربیتی ایشان تأمل و جست وجوی بیشتری داشته باشم و برایم روشن شد که ایشان در عرصه تربیت، صاحب اندیشه و مکتب هستند. معتقدم ایشان، فارغ از جایگاه رهبری و امامت، یک نظریه پرداز تمام عیار اسلامی در عرصه های فرهنگی و به ویژه تعلیم وتربیت به شمار می روند.

ملکی با تأکید بر اینکه معلم وظیفه رساندن پیام تعلیمی و تربیتی را بر عهده دارد، بیان کرد: معلم در هر رشته و حوزه تخصصی، اعم از مطالعات اجتماعی، زبان فارسی، ریاضی و سایر دروس، باید پیام تعلیمی و تربیتی متناسب با ماهیت درس خود را به مخاطبان ارائه کند. این پیام رسانی ممکن است ناقص یا ابتر باشد و طبیعتاً اگر پیام به صورت ناقص ارائه شود، فرآیند تربیت نیز با کاستی ها و نواقصی همراه خواهد بود؛ زیرا نمی توان انتظار داشت پیام رسانی ناقص معلم، به تربیت کامل متربی منجر شود.

وی با اشاره به وجه تمایز رویکرد مطرح شده در کتاب «معلم مبلغ تراز» اظهار کرد: براساس این اثر علمی، پیام معلم باید دارای سه وجه اساسی باشد. وجه نخست، بُعد تعلیمی است؛ به این معنا که معلم باید در حوزه تخصصی درس خود، دانش و آموزش علمی لازم را به دانش آموز ارائه کند. این نقش تخصصی معلم در آموزش یک درس، ضروری است، اما به تنهایی کفایت نمی کند. وجه دوم، بُعد تربیتی است. تربیت با تعلیم تفاوت دارد و هنگامی که از تربیت یک فرد سخن می گوییم، مقصود فراهم کردن شرایط و زمینه هایی است که استعدادهای بالقوه او به فعلیت برسند و رشد کنند؛ برای مثال، فرد به انسانی متفکر، آگاه و برخوردار از ویژگی های مطلوب تربیتی تبدیل شود.

ملکی با اشاره به وجه سوم و متمایزکننده این رویکرد، یعنی بُعد تبلیغی معلم، تصریح کرد: آنچه در این تفکر جدید و در مبانی این اثر علمی، به ویژه با مشارکت حوزه علمیه، نمود بیشتری پیدا می کند، وجه سوم نقش معلم، یعنی تبلیغ است. به اعتقاد من، اگر حمایت و مشارکت حوزه علمیه در این زمینه وجود نداشت، شاید این وجه از نقش معلم به این اندازه برجسته نمی شد.

وی با تبیین مفهوم «معلم مبلغ» گفت: معلم باید علاوه بر ایفای نقش تعلیمی و تربیتی، نقش تبلیغی نیز داشته باشد. در بخش هایی از این اثر به این موضوع اشاره شده است که معلم باید بتواند معارف اسلامی را نیز آموزش دهد. البته این نقش، صرفاً به آموزش مباحث اسلامی محدود نمی شود، بلکه در کنار توجه به ابعاد مختلف رشد انسان، وجه تبلیغی معلم نیز مورد تأکید قرار می گیرد.

ملکی در پایان با اشاره به نقش حوزه علمیه در ترویج معارف دینی بیان کرد: حوزه علمیه در جامعه، با تربیت طلاب، انجام مطالعات دینی و ترویج معارف الهی، نقش مهمی در تقویت و استقرار دین داری مردم ایفا می کند. بر همین اساس، در این اثر، مفهوم «معلم مبلغ» به این معناست که معلم نیز باید چنین نقشی را در فرآیند تعلیم وتربیت بر عهده داشته باشد؛ یعنی علاوه بر آموزش و تربیت، در توسعه، ترویج و نشر معارف اسلامی و تقویت باورهای دینی و تدین در جامعه نیز ایفای نقش کند.

این نظریه پرداز تعلیم و تربیت کشور در ادامه سخنان خود با تبیین چگونگی تحقق عملی مفهوم «معلم مبلغ تراز» اظهار کرد: در این زمینه اندیشیده ام که چگونه می توان این ایده را به عرصه عمل وارد کرد. برای مثال، اگر معلم مطالعات اجتماعی باشم، در بُعد تعلیمی باید مباحث جامعه شناسی و سایر موضوعات مرتبط با این درس را آموزش دهم و در بُعد تربیتی نیز باید شرایطی فراهم کنم تا قابلیت ها، شایستگی ها، ارزش ها و مهارت های مختلف در وجود متربی فعلیت پیدا کند. در این دو بُعد، مسئله تا حدود زیادی روشن است؛ اما پرسش اساسی این است که چگونه می توان از معلم انتظار داشت علاوه بر ایفای نقش تعلیمی و تربیتی، نقش تبلیغی نیز داشته باشد و معارف اسلامی را آموزش دهد.

وی با اشاره به اینکه در کتاب «معلم مبلغ تراز» راهکارها و الگوهای مختلفی برای تحقق این نقش مطرح شده است، افزود: اساس حمایت و پشتیبانی حوزه علمیه از این اثر نیز بر همین مبنا استوار است. بنده اصل این مسئله را از نظر ضرورت و امکان تحقق آن در عمل می پذیرم، اما برای دستیابی به راهکارهای عملی، لازم است از منظر منطقی و برهانی به موضوع نگاه کنیم؛ رویکردی که بتواند برای والدین، دانش آموزان، کارشناسان و نخبگان دغدغه مند نسبت به نظام و تعلیم وتربیت، اقناع کننده باشد.

ملکی با تأکید بر ضرورت توانمندسازی معلمان و طراحان برنامه های درسی تصریح کرد: طراحان برنامه های درسی و پس از آن معلمان باید توانایی تلفیق معارف دینی با دروس مختلف را داشته باشند. معلمی که یک درس را تدریس می کند، باید بتواند معارف اسلامی را با محتوای آن درس درهم تنیده و تلفیق کند. این همان رویکرد تلفیقی است که بنده در چند اثر علمی به آن پرداخته ام و در دانشگاه نیز تدریس می کنم.

وی ادامه داد: یکی از جلوه های رویکرد تلفیقی، پیوند دادن معارف اسلامی با محتوای درسی است که معلم ارائه می کند. در چنین شرایطی، هم محتوای درس از پشتوانه و عمق بیشتری برخوردار می شود و هم معارف اسلامی به صورت طبیعی در فرآیند آموزش ارائه خواهد شد. به بیان دیگر، اگر دروس دانش آموزان ماهیت اسلامی پیدا کنند، این ایده محقق خواهد شد و معارف اسلامی و محتوای درسی در یک ساختار منسجم با یکدیگر پیوند خواهند خورد؛ به گونه ای که برای مثال، مطالعات اجتماعی با رویکرد اسلامی ارائه شود و سایر دروس نیز از چنین ویژگی ای برخوردار باشند.

این استاد تعلیم و تربیت با اشاره به دیگر ظرفیت های معلم در ایفای نقش تبلیغی اظهار کرد: در کتاب «معلم مبلغ تراز» به این موضوع نیز اشاره شده است که اگر معلم از طریق دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی به درستی تربیت شود و از شایستگی های مورد نیاز نظام تعلیم وتربیت برخوردار باشد، وجود و رفتار او می تواند به نمایشگاهی از ارزش های دینی و معارف اسلامی تبدیل شود. معلم از طریق الگو بودن و ایفای نقش سرمشق، می تواند بسیاری از حقایق و ارزش ها را بدون بیان مستقیم به دانش آموز منتقل کند و زمینه الهام گیری او را فراهم سازد.

وی افزود: معلم همچنین می تواند تا حدودی نقش مشاوره ای ایفا کند و در مواجهه با مشکلات عاطفی، مسائل مختلف و دغدغه های دانش آموزان، راهنمایی های لازم را ارائه دهد؛ البته این نقش نباید با مشاوره تخصصی اشتباه گرفته شود. با این حال، آنچه در این بحث بیش از همه اهمیت دارد، پیوند و تلفیق معارف اسلامی با دروس مختلف است.

ملکی با تأکید بر ضرورت توجه به دشواری های اجرای این رویکرد بیان کرد: ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا تلفیق معارف اسلامی با دروس مختلف کار دشواری نیست؟ در پاسخ باید گفت این کار قطعاً دشواری هایی دارد و حتی در محیط های دانشگاهی نیز هنوز در مسیر تحقق آن با چالش هایی مواجه هستیم؛ اما دشواری اجرای یک ایده نباید موجب کنار گذاشتن آن شود. لازم است در این زمینه تلاش و برنامه ریزی مستمر صورت گیرد.

وی با اشاره به نقش کتاب «معلم مبلغ تراز» در تبیین این مسیر گفت: این اثر علمی در ادامه تلاش هایی قرار دارد که برای تحقق این رویکرد انجام شده است و می تواند گام هایی در مسیر تبیین و عملیاتی سازی آن بردارد. با این حال، نباید تصور کرد که انتشار یک اثر علمی به تنهایی می تواند این مسئله را به سرانجام برساند؛ بلکه تحقق این هدف نیازمند اقدامات گسترده تر و همکاری نهادهای مختلف است.

این نظریه پرداز تعلیم و تربیت با اشاره به ضرورت اصلاح و تحول در ساختار برنامه ریزی آموزشی کشور اظهار کرد: تحقق این رویکرد مستلزم آن است که فضای آموزش وپرورش به فضایی تلفیقی تبدیل شود. این تحول باید در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و در فرآیند طراحی برنامه های درسی نیز مورد توجه قرار گیرد. در این مجموعه باید زمینه پیوند و تلفیق معارف اسلامی با دروس مختلف فراهم شود؛ زیرا اگر این تلفیق در مرحله طراحی برنامه های درسی انجام نشود، نمی توان از معلم انتظار داشت که به تنهایی مسئولیت آموزش معارف اسلامی را در کنار تدریس تخصصی خود بر عهده گیرد.

وی افزود: اصل ضرورت ایفای نقش تبلیغی از سوی معلم، موضوعی است که نسبت به آن تردیدی ندارم و به همین دلیل، کتاب «معلم مبلغ تراز» را اثری بسیار ارزشمند و گران قدر می دانم. این اثر مسیر تحقق چنین رویکردی را پیش روی ما قرار می دهد و گام هایی در این زمینه برداشته است. باید از نویسنده این اثر که با جسارت علمی، مطالعه، تفکر و دغدغه مندی به تحلیل این موضوع پرداخته و آن را در قالب یک اثر علمی منتشر کرده است، قدردانی کرد.

ملکی در ادامه با تأکید بر اینکه تحقق این ایده نیازمند تلاش های تکمیلی است، خاطرنشان کرد: با انتشار این کتاب، کار به پایان نمی رسد و همچنان باید برای تحقق عملی این رویکرد تلاش کرد. پرسش اساسی این است که آیا راه دیگری وجود دارد که بتوان معلم را هم زمان در جایگاه معلم یک درس تخصصی، مربی و مبلغ قرار داد و او را به ایفای هر سه نقش هدایت کرد؟ البته نقش تبلیغی معلم صرفاً به آموزش معارف اسلامی محدود نمی شود، بلکه تعمیق بخشی به فرآیند تربیت نیز از دیگر ابعاد این نقش است که در بخش های مختلف کتاب مورد توجه قرار گرفته است.

وی در ادامه سخنان خود گفت: آنچه بیش از همه مورد تأکید قرار دارد، چگونگی تحقق آموزش معارف اسلامی در فرآیند تعلیم وتربیت است؛ موضوعی که نیازمند اندیشه، بررسی و ارائه راهکارهای عملی است. بنده نیز در این زمینه اندیشیده ام و به هشت پیشنهاد رسیده ام که مایلم آن ها را به صورت فهرست وار مطرح کنم.

این نظریه پرداز تعلیم و تربیت کشور در ادامه سخنان خود با تشریح پیشنهادهایی برای تحقق عملی ایده «معلم مبلغ تراز» اظهار کرد: همان طور که پیش تر اشاره کردم، سه نقش تعلیمی، تربیتی و تبلیغی معلم را می توان به یک مثلث سه ضلعی تشبیه کرد. مثلث، با وجود برخورداری از سه ضلع، یک موجودیت واحد است و این سه ضلع نیز شامل تعلیم، تربیت و تبلیغ می شوند. البته تربیت و تبلیغ وجوه مشترک فراوانی دارند، اما ضروری است این سه نقش در کنار یکدیگر و به صورت تلفیقی تحقق یابند تا بتوان به دغدغه مطرح شده درباره معلم مبلغ تراز پاسخ داد. هنگامی که اصل این مسئله پذیرفته شود، باید درباره شیوه و روش تلفیق این سه نقش اندیشید. انتخاب روش تلفیق، مرحله بعدی بحث است و آنچه در وهله نخست اهمیت دارد، پذیرش ضرورت پیوند میان این سه بُعد از نقش معلم است.

ملکی در تبیین پیشنهاد دوم خود، بر ضرورت تربیت معلمان شایسته برای تحقق این ایده تأکید کرد و گفت: تحقق این ایده بدون تربیت معلمانی که از آمادگی و شایستگی لازم برخوردار باشند، امکان پذیر نیست. دانشکده های مرتبط نیز در همین راستا فعالیت می کنند، اما بخش عمده تحقق این هدف از طریق معلم امکان پذیر خواهد بود. به بیان دیگر، معلم کلید اصلی تحقق ایده معلم مبلغ تراز است.

وی با اشاره به اهمیت کتاب «معلم مبلغ تراز» و مطالعه چندباره آن بیان کرد: اگر معلم به درستی تربیت نشود، حتی با وجود تولید کتاب های ارزشمند و تحلیل های علمی دقیق، بعید است بتوان به نتایج مطلوب دست یافت. مسئله اساسی این است که معلم مبلغ تراز در چه فرآیندی و چگونه تربیت می شود. اگر به این موضوع توجه نکنیم، صرف طرح مباحث علمی و نظری، هرچند ارزشمند، نمی تواند به تحقق عملی این ایده منجر شود.

تبدیل ایده «معلم مبلغ تراز» به گفتمان فراگیر در دانشگاه

این استاد تعلیم و تربیت با اشاره به دو اثر مرتبط با این موضوع بیان کرد: کتاب «معلم مبلغ تراز» از نظر علمی اثری ارزشمند و قابل توجه است و در کنار آن، اثر دیگری که به سیر تکوینی شکل گیری این ابتکار می پردازد، می تواند مکمل آن باشد. در واقع، این دو اثر یکدیگر را تکمیل می کنند؛ یکی به مباحث نظری و علمی می پردازد و دیگری فرآیند شکل گیری و تکوین این ابتکار را با اشاره به تعاملات، گفت وگوها و همکاری های صورت گرفته با سازمان ها و گروه های مختلف روایت می کند.

ملکی در تبیین پیشنهاد سوم خود، بر ضرورت تبدیل ایده «معلم مبلغ تراز» به یک گفتمان فراگیر در دانشگاه فرهنگیان تأکید کرد و گفت: این ایده که اکنون در یک یا چند دانشکده در حال اجراست، نباید صرفاً در محدوده همان مجموعه ها باقی بماند؛ بلکه لازم است در سراسر دانشگاه فرهنگیان به یک گفتمان تبدیل شود و ترویج یابد. محدود ماندن این اندیشه در یک بخش، حتی اگر در بهترین شرایط اجرا شود، نمی تواند اثربخشی گسترده و مورد انتظار را تضمین کند. باید برای ترویج این اندیشه و گفتمان سازی درباره آن برنامه ریزی کرد. رهبر شهید انقلاب نیز در ارتباط با بسیاری از مسائل تربیتی بر ضرورت تبدیل ایده ها به گفتمان و ترویج آن ها تأکید داشتند؛ زیرا اگر یک اندیشه ترویج نشود، ممکن است در غربت باقی بماند و امکان تحقق گسترده آن فراهم نشود. بنابراین، ایده معلم مبلغ تراز نیز باید از محدودیت و انزوای احتمالی خارج شده و در محیط های مختلف تعلیم وتربیت گسترش یابد.

ضرورت برنامه ریزی برای حضور طلاب در مدارس

این نظریه پرداز تعلیم وتربیت در ادامه با اشاره به حضور طلاب در مدارس، این موضوع را یکی دیگر از پیشنهادهای خود دانست و تصریح کرد: حضور طلاب محترم در مدارس برای تحقق این طرح باید با تخصص، مهارت و آمادگی بسیار بالا انجام شود. حضور طلاب در محیط های آموزشی، خیر و برکات فراوانی دارد و طرح هایی مانند طرح امین نیز در این زمینه تجربه هایی را فراهم کرده اند؛ اما اگر قرار باشد طلاب در چارچوب طرح معلم مبلغ تراز وارد مدارس شوند، ضروری است مقدمات و تمهیدات لازم با دقت و ظرافت فراهم شود.

وی افزود: اجرای این طرح باید با پذیرش و همراهی خانواده ها، مدیران مدارس و معلمان صورت گیرد و زمینه پذیرش عمومی آن نیز فراهم شود. در این میان، توجه به مطالبات والدین اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا در برخی موارد، حتی خانواده های مسلمان نیز ترجیح می دهند فرزندانشان بیشتر بر آموزش علمی متمرکز شوند و نسبت به آموزش معارف دینی در مدارس، مطالباتی متفاوت داشته باشند.

ملکی با تأکید بر ضرورت توجه به این مسئله خاطرنشان کرد: اگرچه چنین مواردی ممکن است فراگیر نباشند، اما حتی وجود یک نمونه نیز می تواند زمینه تأمل و برنامه ریزی را فراهم کند. مطالبات خانواده ها موضوع مهمی است و اگر این مطالبات در جهت حمایت و تشویق اجرای طرح نباشد، ممکن است چالش هایی ایجاد شود. بنابراین، حضور طلاب در مدارس برای کمک به تحقق طرح معلم مبلغ تراز، ضمن برخورداری از ضرورت و اهمیت، باید با مهارت، ظرافت و برنامه ریزی دقیق همراه باشد.

تدوین برنامه راهبردی برای ترویج ایده معلم مبلغ تراز

ملکی در ادامه تدوین برنامه راهبردی برای ترویج این ایده را از دیگر ضرورت های پیش رو دانست و خطاب به حجت الاسلام عبداللهی، نویسنده کتاب «معلم مبلغ تراز»، اظهار کرد: برای ترویج این ایده در سطح کشور، به یک برنامه راهبردی یا استراتژیک نیاز داریم. ترویج این اندیشه مستلزم فراهم کردن زیرساخت ها و الزامات نرم افزاری مختلف است که یکی از مهم ترین آن ها، تدوین برنامه ای راهبردی است. اگر قرار است نقش معلم مبلغ در سطح کشور توسعه و ترویج پیدا کند، باید برنامه ای جامع تدوین شود که در آن نقش ها، مسئولیت ها و اقدامات مورد نیاز به صورت دقیق تعریف شوند و زمینه اجرای هماهنگ این ایده فراهم شود.

این استاد تعلیم و تربیت در ادامه سخنان خود بر ضرورت ایجاد تعامل مستمر میان مباحث نظری و تجربه های عملی تأکید کرد و گفت: میان نظریه و عمل در این زمینه باید ارتباطی دائمی و دوسویه برقرار باشد. از یک سو، اثر علمی ارزشمندی در حوزه نظری تولید شده است که مطالعه آن را به همه علاقه مندان توصیه می کنم؛ زیرا نکات بسیار مفید، کاربردی و قابل توجهی در آن وجود دارد. از سوی دیگر، دانشکده ای که این ایده در آن به مرحله اجرا رسیده، جلوه عملی و اجرایی این اندیشه نظری به شمار می رود. میان این دو بخش باید تعامل و تبادل مستمر برقرار باشد؛ به این معنا که وضعیت اجرای طرح در دانشکده ها به طور مستمر بررسی شود، بازخوردهای لازم دریافت شود و بر اساس نتایج حاصل، مباحث نظری اصلاح و تکمیل شوند. همچنین، از اصلاحات نظری باید الگوهایی برای توسعه و بهبود عملکرد اجرایی استخراج شود.

وی با تأکید بر اهمیت ارزشیابی و ارزیابی مستمر تصریح کرد: تحقق این رویکرد به ارزیابی های گسترده نیاز دارد. باید نحوه اجرای این ایده بررسی و ارزیابی شود، بازخوردهای حاصل مورد توجه قرار گیرد و بر اساس آن، هم عملکرد اجرایی اصلاح شود و هم بخش نظری و نرم افزاری طرح به بلوغ بیشتری برسد. این فرآیند می تواند زمینه تکمیل و ارتقای مستمر این ایده را در آینده فراهم کند.

ملکی در پایان سخنان خود ابراز امیدواری کرد که این طرح ارزشمند، با بهره گیری از ظرفیت های اجرایی و توجه به مبانی نظری و علمی، به صورت مؤثر پیش برود و زمینه تحقق هرچه بهتر نقش تعلیمی، تربیتی و تبلیغی معلم را فراهم سازد.

انتهای پیام

نظرات

captcha