پیوند آیت الکرسی با ولایت و شناخت حجت الهی

قرآن کریم صرفاً کتاب هدایت به واسطه احکام نیست؛ در پرتو روایات اهل بیت(ع)، افق های تازه ای از معارف آن، از جمله حقیقت ولایت و مهدویت آشکار می شود. بسیاری از آیات قرآن در تفسیر و تأویل معصومان(ع)، با وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) پیوند یافته اند و تصویری عمیق تر از فرهنگ انتظار ارائه می کنند.

قرآن کریم صرفاً کتاب هدایت به واسطه احکام نیست؛ در پرتو روایات اهل بیت(ع)، افق های تازه ای از معارف آن، از جمله حقیقت ولایت و مهدویت آشکار می شود. بسیاری از آیات قرآن در تفسیر و تأویل معصومان(ع)، با وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) پیوند یافته اند و تصویری عمیق تر از فرهنگ انتظار ارائه می کنند. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسله گفت وگوهای «در پرتو آیات مهدوی» با علی اکبر توحیدیان پژوهشگر قرآن، این آیات و روایات را از ابتدای قرآن، جزءبه جزء بررسی می کند تا نسبت قرآن با آخرین حجت الهی، روشن تر و دقیق تر تبیین شود.

ایکنا ـ در بررسی آیات جزء سوم قرآن کریم، به آیت الکرسی می رسیم. این آیه چه جایگاهی در معارف قرآن دارد؟

بررسی آیات جزء سوم را با یکی از معروف ترین و بزرگترین آیات قرآن کریم، یعنی آیت الکرسی آغاز می کنیم؛ آیه ای که در کلام معصومان(ع) با تعابیری همچون سید، قله و افضل آیات قرآن معرفی و در روایات، حامل اسم اعظم الهی و راه گشای تمام مشکلات مادی و معنوی دانسته شده است. این آیه، تابلویی جامع، بی بدیل و زیبا از معارف بلند توحیدی، ولایی و مهدوی است.

بیشتر بخوانید:

ایمان و شایستگی، معیار همراهی با جبهه حق است درس های ماجرای طالوت و جالوت برای منتظران ظهور رجعت در قرآن و روایات؛ شواهد قرآنی و دیدگاه علمای شیعه رجعت؛ حلقه ای میان ظهور و قیامت انتظار واقعی؛ از خودسازی تا زمینه سازی برای حاکمیت حق انتظار در میدان آزمون؛ حفظ ایمان در سختی ها انتظار بدون استقامت معنا ندارد یاران حضرت مهدی(عج)؛ از اجتماع 313 نفر تا برخورداری از بصیرت و فراست تحقق کامل ثقلین در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) «وجه الله»؛ کلید فهم جایگاه حضرت ولی عصر(عج) در آیات قرآن

شاید ارتباط ولایی و به ویژه مهدوی این آیه برای برخی مخاطبان آشکار نباشد. از این رو، لازم است به شرح مختصر آن بپردازیم تا هنگام تلاوت آیت الکرسی، هم به یاد منجی موعود، حضرت مهدی(عج) باشیم و هم از صمیم قلب، برای تعجیل در فرج و تحقق ظهور موفورالسرور ایشان دعا کنیم.

خداوند متعال در آیه 255 سوره مبارکه «بقره» می فرماید: «اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ؛ خداوند، هیچ معبودی جز او نیست، زنده و برپادارنده است. نه خواب سبک او را فرامی گیرد و نه خواب سنگین. آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، از آن اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را پیش روی آنان و آنچه را پشت سرشان است، می داند و آنان به چیزی از علم او احاطه نمی یابند، مگر به آنچه او بخواهد. کرسی او آسمان ها و زمین را فراگرفته است و نگهداری آن دو بر او دشوار نیست و او بلندمرتبه و بزرگ است.»

این آیه، دومین آیه از 38 آیه قرآن کریم است که با لفظ جلاله «اللَّه» آغاز می شوند. مستحب مؤکد است که هنگام آغاز تلاوت این دسته از آیات، پس از استعاذه، آیه شریفه «بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ» نیز خوانده شود.

ایکنا ـ ارتباط آیت­ الکرسی با موضوع ولایت و مهدویت چیست؟

برای فهم پیوند آیت الکرسی با ولایت، باید به این نکته توجه کنیم که مقام معصوم(ع) در تعابیر قرآنی و روایی با عناوینی همچون «وجه الله»، «ولی الله»، «حجت الله»، «کلمة الله» و مشابه آن­ ها که مضاف­ الیه لفظ جلاله «الله» است، شناخته می­ شود. از این منظر، آیات توحیدی قرآن و آیاتی که لفظ جلاله «اللَّه» در آن­ ها آمده است، می توانند با شناخت مقام و جایگاه معصومان(ع) ارتباط پیدا کنند.

در حدیث مشهور سلسلةالذهب، از امام علی بن موسی الرضا(ع) نقل شده است: «لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابی؛ لا إله إلا الله دژ استوار من است، پس هرکس در دژ من وارد شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.»

در تبیین ولایی این روایت، توحید با ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) پیوند دارد و عبارت «وِلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبی طَالِبٍ حِصْنِی؛ ولایت علی بن ابیطالب، دژ استوار من است»، متناظر با آن روایت شده است. مقصود اینکه توحید حقیقی از ولایت الهی و ولایت حجج الهی جدا نیست.

از سوی دیگر، قرآن کریم «کتاب الله» و «کلام الله» است، همان گونه که مقام معصوم(ع)، مقام «وجه الله» محسوب می شود. کلام الهی و وجه الهی در کنار یکدیگر معنا می یابند و این همان پیوند جاودانه قرآن و عترت است که در حدیث ثقلین بر آن تصریح و تأکید شده است. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی؛ من در میان شما دو امانت گران بها به جا می گذارم: کتاب خدا و عترتم.» این پیوند، مبنایی برای فهم ارتباط آیات توحیدی با ولایت و معارف مهدوی است.

ایکنا ـ مفهوم «وجه الله» چیست و چه ارتباطی با مقام معصومان(ع) و شناخت ولایت دارد؟

برای درک بهتر این موضوع، به توضیحی از علامه سیدمحمدحسین حسینی طهرانی(ره) در جلد چهارم کتاب معادشناسی، صفحات 228 تا 231 استناد می کنیم. ایشان درباره وجه الله و گستره آن چنین توضیح می دهد: «چیزی که باقی است، وجه خداست و مخلَصین از بندگان خدا، «وجه خدا» هستند و لذا بوار و هلاک ندارند. وجه خدا همه جا هست؛ تمام عالم آفرینش از نقطه نظر ارتباط با خدا، وجه خداست. وجه خدا تمام عالم ملک و ملکوت را فراگرفته؛ هیچ ذره ای را نمی یابیم، مگر آنکه وجود مقدس خدا با او بوده و معیت دارد.»

قرآن کریم می فرماید: «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو رو کنید، آنجا وجه خداست. خداوند گشایشگر و داناست.» علامه طهرانی(ره) در ادامه، درباره اولیای الهی توضیح می دهد که هرچند بدن آنان از نظر ظاهری مانند دیگر انسان هاست، حقیقت وجودی و مقام معنوی آنان به عالم ملک و ملکوت گستردگی دارد. آنان از محدودیت های معمول زمان و مکان فراتر می روند و با بینشی عمیق تر به جهان می نگرند.

علم، قدرت و حیات خداوند محدود نیست و موجودات فقط به اندازه ای که خداوند بخواهد، از علم او بهره مند می شوند. در آیت الکرسی می خوانیم: «وَلَا یُحِیطُونَ بشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ؛ و آنان به چیزی از علم او احاطه نمی یابند، مگر به آنچه او بخواهد؛ کرسی او آسمان ها و زمین را فراگرفته است.»

اولیای الهی که از آلودگی های نفسانی رها شده اند و مظهر صفات و اسماء الهی هستند، به اذن خداوند از علومی برخوردار می شوند و توانایی هایی می یابند که دیگران از آن­ ها محروم اند. عالم ماده و محدودیت های معمول زمان و مکان، مانع تحقق آنچه خداوند برای آنان مقدر کرده است، نیست.

در این زمینه، از امیرالمؤمنین امام علی(ع) نقل شده است که پس از ضربت خوردن فرمودند: «وَإِنَّمَا کُنْتُ جَارًا جَاوَرَکُمْ بَدَنِی أَیَّامًا؛ من فقط همسایه ای بودم که بدنم چند روزی در کنار شما اقامت داشت.» این عبارت در تبیین مورد اشاره، به تفاوت میان بدن ظاهری و حقیقت وجودی انسان کامل اشاره دارد؛ یعنی آنچه مردم از اولیای الهی مشاهده می کنند، لزوماً تمام حقیقت و مرتبه وجودی آنان نیست.

انتهای پیام

نظرات

captcha