رسیدن به عمق تربیت عرفانی؛ ایده اصلی امام شهید(ره)

به گزارش ایکنا، حجت الاسلام و المسلمین علی فرحانی، استاد حوزه، 9 آبان ماه در نشست علمی «اندیشه تربیتی  آیت الله العظمی شهید امام خامنه ای » با بیان اینکه دو ادبیات بنیادین توسط امام شهید و پیش از آن توسط امام راحل بنیان گذاری شد، گفت: امام راحل با ادبیات شناخت زمان و مکان» و دخالت در اجتهاد، تلاش داشتند تا دین را پاسخگوی تمامی نیازهای حداکثری بشر در حوزه های اجتماعی و تمدنی بسازند که این ایده تمدنی، به شدت دینی و اسلامی است.

به گزارش ایکنا، حجت الاسلام و المسلمین علی فرحانی، استاد حوزه، 9 آبان ماه در نشست علمی «اندیشه تربیتی آیت الله العظمی شهید امام خامنه ای» با بیان اینکه دو ادبیات بنیادین توسط امام شهید و پیش از آن توسط امام راحل بنیان گذاری شد، گفت: امام راحل با ادبیات شناخت زمان و مکان» و دخالت در اجتهاد، تلاش داشتند تا دین را پاسخگوی تمامی نیازهای حداکثری بشر در حوزه های اجتماعی و تمدنی بسازند که این ایده تمدنی، به شدت دینی و اسلامی است.

وی افزود: ایشان در بیانات خود اصرار داشتند که این ایده را نباید فلسفی، عرفانی و یا صرفاً فقهی بدانیم؛ چرا که فقه در معنای رایج، بیشتر به مسائل جزئی(از طهارت تا دیات) منحصر شده است، در حالی که نیازهای امروز بشر به دلیل تحولات پس از انقلاب صنعتی، از نظر کمی و کیفی تغییر کرده و با نیازهای 300 سال پیش متفاوت است. موضوعاتی نظیر تفریح، سیاحت، فرهنگ و تعلیم و تربیت، امروزه نیاز به نگاهی جامع تر دارند.

فرحانی بیان کرد: امام راحل (ره) معتقد بودند که دین، فلسفه، عرفان، تفسیر و فقه(به معنای رساله عملیه)، جلوه هایی از اسلام هستند که زمان مند، موضوع مند و منبع مند هستند، اما خود اسلام حقیقتی جاویدان است که در هر لحظه تراوش می کند.

رویکرد امام شهید(ره) و چالش های علوم انسانی

وی اضافه کرد: این نگاه در ادبیات امام شهید(ره) در سال های 1364 و 1365 تجلی یافت و ایشان بر ضرورت استنباط دوباره فقه تأکید کردند. در دوران رهبری ایشان، موضوعاتی چون علوم انسانی ـ اسلامی و بعدها مفهوم حل مسئله پررنگ شد. در این مسیر، تلاش هایی برای تولید فقه، متناسب با نیازهای جدید صورت گرفت. اما یک آسیب اساسی در تجربه علوم انسانی ـ اسلامی، فلسفه و فقه ما وجود داشت و آن این بود که ما رویکرد پایین به بالا را در پیش گرفتیم.

استاد و پژوهشگر حوزه علمیه ادامه داد: به عبارت دیگر، ما ابتدا با مسائل خرد شروع کردیم؛ مثلاً در نظام اقتصادی، ابتدا به مسائل بورس یا بانک و معاملات بانکی پرداختیم اما وقتی این نظامات رشد کردند، در سطوح میانی دچار تنازع و تعارض شدند. برای نمونه، نظامات اخلاقی با نظامات فقهی در حوزه های اقتصادی یا تربیتی دچار تضاد شدند و حتی در درون نظام اقتصادی، ایده های تولید شده برای بورس با ایده های معاملات مرابحه در بانک درگیر شدند.

وی افزود: در حالی که امامین انقلاب بر این باور بودند که این مسیر اشتباه است و باید ابتدا کلان نظام فوقانی را طراحی کرد. این نظام کلان، قواعدی را ارائه می دهد که ما بر اساس آن ها می توانیم نظامات خرد را نقد و اصلاح کنیم. در ایده امامین انقلاب، این کلان نظام را می توان معادل «حکمرانی» یا «حکومت» دانست. این نظام کلان، قواعدی برای نظام تعلیم و تربیت دارد و در گام بعد، این نظام به بخش های رسمی و غیر رسمی و سپس به نهادهایی چون خانواده و مسجد تفکیک می شود.

تبیین مفاهیم حکومت، حکمرانی و تمدن

فرحانی با بیان اینکه در ادبیات امام(ره)، بیشتر از واژه حکومت استفاده شده است اما در ادبیات امام شهید(ره)، ما با سه واژه «حکومت»، «حکمرانی» و «تمدن نوین اسلامی» مواجهیم، اظهار کرد : تمدن نوین اسلامی صورت نهایی، قطعی و وضعیت مطلوب ماست. حکمرانی یک مفهوم فرآیندی و مستمر است و حکومت هم معنای مستمر(فرآیند) و هم معنای حاصل (نتیجه) را در بر می گیرد.

این پژوهشگر حوزه بیان کرد: در ادبیات رایج جهانی امروز، واژگان «حکومت»، «دولت» و «حکمرانی» به کار می رود. مفهوم «حکمرانی» طی چهار یا پنج نسل تکامل یافته و در نسل اخیر به «حکمرانی خوب» رسیده است. اگرچه اندیشمندان داخلی و خارجی سعی کرده اند این مدل را ارتقا دهند، اما هنوز اجماع کاملی بر سر یک معنای واحد برای حکمرانی وجود ندارد.

حکمرانی امامیه و جایگاه بین المللی آن

در کلام امام(ره)، مفهوم حکمرانی ذیل اسلام و حکومت تبیین شده است. در یک یا دو سال اخیر، ما تلاش کرده ایم مفهوم «حکمرانی امامیه» را بازشناسی کنیم. برخی ممکن است بگویند که ما واژه حکمرانی را به جای حکومت مصادره می کنیم، اما حقیقت این است که در دنیا نیز برای حکمرانی معانی متعددی وجود دارد و ایده حکمرانی امام(ره) را می توان در قواره استانداردهای بین المللی نیز گنجاند؛ حتی برخی از خلأهای نظری حکمرانی مدرن، توسط ایده امام پر می شود.

فرحانی بیان کرد: فقه نظامات یا فلسفه نظامات اگر بدون نگاه به حوزه حکمرانی باشد، از نوعی سکولاریسم رنج خواهد برد؛ در نهایت هم، نه ضمانت اجرایی پیدا می کند و نه می تواند با سایر نظامات هماهنگ شود، بلکه با آن ها دچار تعارض خواهد شد.

وی افزود: وقتی از حکمرانی تربیتی یا قطب حکمرانی تربیتی سخن می گوییم، این ها صرفاً لفاظی یا واژه پردازی های بی معنا نیستند، بلکه اشاره به یک نظریه تربیتی دارند. در کلام امام شهید(ره)، نظریه به صورت تک بعدی نیامده بلکه نظریه همراه با امتداداتش ارائه شده است. ما این مسیر را تحت عنوان «نظریه تربیتی امام شهید» تدوین کردیم که از مبانی تربیت جمعی آغاز شده و تا جامعه سازی، استکمال جمعی و صبر و اعتماد ادامه می یابد که تمامی این مفاهیم در سخنرانی ها و آثار ایشان وجود دارد.

تبیین نظریه تربیتی امام شهید(ره)

فرحانی اضافه کرد: امروزه دانشگاه های دنیا به نسل های سوم، چهارم و اخیراً پنجم رسیده اند، اما نکته کلیدی این است که نباید صرفاً «مسئله محور» بود، بلکه باید «ایده مبنامحور» عمل کرد. در همین راستا، در سال 1391، ایده دانشگاه حکمت بنیان مطرح شد تا به جای تکیه بر مدل های رایج، بر اساس حکمت و معرفت طراحی شود. امام شهید (ره) تأکید می فرمود که ما برای پیشبرد مدیریت کشور، حل مسائل جامعه و توسعه فناوری، پیش از علم، به فکر و فلسفه نیاز داریم زیرا فکر، پیش نیاز علم و فناوری است.

استاد و پژوهشگر حوزه علمیه تصریح کرد: منظور امام شهید(ره) از فلسفه، «دانش فلسفه» به معنای آکادمیک و تخصص های رایج نیست. ایشان معتقد بودند که ما نباید درگیر «فلسفه بافی» یا شناخت نظریات متعارف شویم، بلکه باید بر مبانی فلسفه ملاصدرا(ره) تکیه کنیم. در واقع، استخراج مسائل اصیل از فلسفه ملاصدرا، یک دستگاه فکر ایجاد می کند که این دستگاه، امتداد اجتماعی می یابد و به ما اجازه می دهد تا مسائل پیچیده ای نظیر رابطه حکومت و مردم را حل کنیم.

وی افزود: ایشان تصریح کرده اند که فلسفه های غربی توانسته اند برای ابزارهای زندگی، سیستم های اجتماعی و سیاسی و کیفیت تعاملات انسانی نظر بدهند، اما فلسفه اسلامی در بسیاری از موارد در سطح ذهنیات مجرد باقی مانده و به امتداد اجتماعی منجر نشده است. این امر یک نقص در ذات فلسفه نیست، بلکه به دلیل عدم گسترش و تعمیق مبانی در مقام عمل است. راه حل اجرایی این است که نقاط کلیدی در مبانی فلسفی موجود را شناسایی کرده و با تعمیق آن ها، این اندیشه را از سطح ذهنی به سطح خارجی و عینی منتقل کنیم.

وی تأکید کرد: ایده اصلی امام شهید(ره) در حوزه تربیت، رسیدن به عمق تربیت عرفانی است؛ یعنی رسیدن انسان به جایی که جز خدا را حمد نکند و عبد او نباشد اما برای اجرای این ایده در سطوح کلان(مانند آموزش و پرورش، مساجد و خانواده)، باید از تربیت فردی به تربیت جمعی حرکت کرد. هدف نهایی، صورت بندی کل جامعه برای رسیدن به یک هدف واحد است.

تربیت نظام مند در گرو توحیدی شدن است

فرحانی تأکید کرد: در این مسیر، هدف نهایی، انسان سازی به قرائت دین رسول الله (ص) و رسیدن به مقام خلیفه الله است و بستر راهبردی برای تحقق این هدف، جامعه سازی است لذا ایده امام شهید(ره) عمیقاً حکمرانانه است و نمی توان آن را از مفهوم حکمرانی جدا کرد و برای تحقق این تربیت نظام مند، جامعه باید توحیدی شود.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه در این نظام تربیتی، عنصر ولایت نقش محوری دارد، گفت: کارکرد ولایت در اینجا، ایجاد پیوستگی و چسبندگی میان اجزای جامعه است تا فرد در بستر این پیوند، خود را در نظام ولایی ببیند. پس از طی این مراحل، فرد در یک ستون تقطیر تربیتی قرار می گیرد تا کمالات ذاتی و اکتسابی را به دست آورد. در نهایت، این فرد می تواند در محیط تربیتی نقش آفرینی کند که این امر هم منجر به رشد خود او شده و هم به جامعه سازی کمک می کند.

وی اظهار کرد: در این جامعه، هیچ کسی بر دیگری مسلط نیست و همه تنها بنده خدا هستند حتی در ساختارهای نظامی که اطاعت، نه از روی ترس و اجبار، بلکه بر اساس بندگی خدا و نظم الهی است و پایان این مسیر هم مقاومت، پیشرفت و در نهایت استکمال جمعی است؛ یعنی رسیدن به جامعه ای توحیدی، معنوی، عادلانه و متکامل.

انتهای پیام

نظرات

captcha