معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا از همدان، قرآن کریم و موضع گیری در برابر تحولات سیاسی و اجتماعی، تلاش کردند دیدگاه خود را درباره وضعیت جامعه اسلامی تبیین کنند. در دو بخش پیشین شیوه های اعتراض و روشنگری حضرت زهرا(س) و میزان موفقیت ایشان در تحقق اهداف کوتاه مدت و دستاوردهای تاریخی این تلاش ها بررسی شد.
به گزارش ایکنا از همدان، قرآن کریم و موضع گیری در برابر تحولات سیاسی و اجتماعی، تلاش کردند دیدگاه خود را درباره وضعیت جامعه اسلامی تبیین کنند. در دو بخش پیشین شیوه های اعتراض و روشنگری حضرت زهرا(س) و میزان موفقیت ایشان در تحقق اهداف کوتاه مدت و دستاوردهای تاریخی این تلاش ها بررسی شد. در بخش پایانی این مجموعه، خبرنگار ایکنا از همدان، با حجت الاسلام والمسلمین علی الوندی، عضو هسته علمی مؤسسه کلامی احیا همدان، گفت وگویی کرده است و در آن نسبت میان ناکامی سیاسی کوتاه مدت و ماندگاری تاریخی مواضع حضرت(س) و همچنین جمع بندی نهایی تلاش های ایشان را بررسی کرده است که مشروح آن را در زیر می خوانیم:
میان عدم تحقق برخی اهداف سیاسی کوتاه مدت حضرت زهرا(س) و ماندگاری تاریخی مواضع ایشان، تناقضی ضروری وجود ندارد؛ زیرا این دو ارزیابی بر دو معیار متفاوت استوارند. در ارزیابی نخست، پرسش این است که آیا اقدامات حضرت زهرا(س) به تغییر فوری وضعیت سیاسی یا بازگرداندن فدک انجامید؟ در ارزیابی دوم، مسئله آن است که این اقدامات چه جایگاهی در ثبت اعتراض، انتقال دیدگاه ایشان و شکل گیری حافظه تاریخی جامعه پیدا کردند. پاسخ منفی به پرسش نخست، به خودی خود پاسخ پرسش دوم را تعیین نمی کند.
در تاریخ اسلام، همانند دیگر مقاطع تاریخی، میان قدرت سیاسی و ماندگاری یک موضع فکری یا اعتراضی همواره رابطه ای مستقیم وجود ندارد. ممکن است یک جریان سیاسی در مقطعی از امکانات بیشتری برخوردار باشد و تصمیم های آن در کوتاه مدت تثبیت شود؛ اما این امر لزوماً به معنای پایان یافتن اختلاف درباره مشروعیت، عدالت یا درستی آن تصمیم ها نیست. به همین ترتیب، یک اعتراض ممکن است نتواند ساختار موجود را در همان زمان تغییر دهد، اما استدلال ها و پیام های آن در منابع تاریخی باقی بماند و در دوره های بعد مبنای بازخوانی گذشته قرار گیرد.
در مورد حضرت زهرا(س)، احتجاج های قرآنی، خطبه فدکیه، خطاب قرار دادن مهاجران و انصار و مواضع اعتراضی ایشان، در سنت تاریخی و اعتقادی شیعه به عنوان شواهدی از مخالفت با وضعیت شکل گرفته پس از رحلت پیامبر(ص) مورد توجه قرار گرفته اند. اهمیت این اقدامات در آن است که دیدگاه حضرت درباره این تحولات را به بخشی از حافظه تاریخی جامعه تبدیل کردند. بدین ترتیب، ارزیابی وقایع صدر اسلام تنها به تصمیم های سیاسی اتخاذشده محدود نماند، بلکه اعتراض و استدلال مخالفان نیز در این ارزیابی حضور یافت.
بااین حال، تعبیر «پیروزی در جنگ روایت ها» اگر بدون توضیح به کار رود، ممکن است ماهیت این اقدامات را بیش از اندازه به رقابت تبلیغاتی یا غلبه یک روایت بر روایت دیگر فروبکاهد. اعتراض حضرت زهرا(س) در چارچوب باورهای دینی ایشان و بر اساس برداشتشان از حق، تکلیف و جایگاه اهل بیت(ع) شکل گرفته بود. ازاین رو، بهتر است ماندگاری تاریخی این اعتراض را نه صرفاً پیروزی در یک رقابت روایی، بلکه استمرار یک موضع دینی و اخلاقی در برابر تحولات مورد اعتراض ایشان بدانیم.
نباید ماندگاری تاریخی را با اثبات خودکار همه ادعاها یا تحقق همه اهداف سیاسی یکسان دانست. ماندگاری یک اعتراض نشان می دهد که آن اعتراض در حافظه تاریخی باقی مانده و بر نحوه فهم و تفسیر گذشته اثر گذاشته است؛ اما ارزیابی صحت جزئیات تاریخی و سنجش استدلال های مطرح شده همچنان به پژوهش مستند نیاز دارد. به همین دلیل، تحلیل علمی باید هم اهمیت ماندگار مواضع حضرت فاطمه(س) را به رسمیت بشناسد و هم میان گزارش تاریخی، تفسیر اعتقادی و داوری تحلیلی تمایز بگذارد.
در چارچوب اعتقادی شیعه، اقدامات حضرت زهرا(س) افزون بر پیامدهای تاریخی، از حیث انجام وظیفه دینی و دفاع از حق نیز معنا می یابد. بر اساس این نگاه، ارزش یک کنش دینی صرفاً به میزان موفقیت ظاهری آن وابسته نیست؛ بلکه پایبندی به حق، روش احتجاج و مسئولیت پذیری در برابر انحرافی که کنشگر تشخیص می دهد نیز اهمیت دارد. بااین حال، این داوری اعتقادی را باید از سنجش تاریخی پیامدهای اقدامات جدا کرد تا هر دو سطح به درستی تحلیل شوند.
بنابراین، می توان گفت تلاش های حضرت زهرا(س) در برخی اهداف مستقیم سیاسی و اقتصادی به نتیجه مورد نظر ایشان نرسید، اما مواضع ایشان در عرصه احتجاج و اعتراض، در سنت تاریخی و اعتقادی شیعه ماندگار شد.
این دو گزاره نه تنها با یکدیگر تناقض ندارند، بلکه در کنار هم تصویری کامل تر از ماهیت و پیامدهای اقدامات ایشان به دست می دهند؛ تصویری که در آن، محدودیت های کنش سیاسی در یک مقطع تاریخی از یک سو و ظرفیت ماندگاری موضع دینی و اعتراضی از سوی دیگر، به طور هم زمان مورد توجه قرار می گیرند.
جمع بندی تلاش های حضرت زهرا(س) در جامعه پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) مستلزم نگاهی چندبعدی به اقدامات، اهداف و پیامدهای آن هاست. این تلاش ها را نمی توان صرفاً با معیار بازگرداندن فدک یا تغییر فوری وضعیت سیاسی جامعه ارزیابی کرد؛ همان گونه که نباید بدون بررسی تاریخی، همه آثار بلندمدت آن ها را به یک راهبرد ازپیش طراحی شده و واحد نسبت داد. تحلیل دقیق تر، مستلزم آن است که هر اقدام در بستر تاریخی خود بررسی شود و سپس ارتباط آن با دیگر مواضع حضرت و جایگاهش در حافظه تاریخی جامعه مورد توجه قرار گیرد.
در سطح نخست، حضرت زهرا(س) از مسیر احتجاج حقوقی و استناد به مبانی قرآنی، مطالبات خود را مطرح کردند. این مرحله نشان می دهد که ایشان در پی آن بودند تا مسئله فدک و حقوق مورد ادعای خود را بر اساس معیارهای دینی و حقوقی پیگیری کنند. در سطح دوم، با طرح عمومی دیدگاه های خود، به ویژه در خطبه فدکیه، مسئله را از محدوده یک اختلاف حقوقی فراتر بردند و زمینه بررسی آن را در نسبت با احکام قرآن، جایگاه اهل بیت(ع) و مسئولیت جامعه اسلامی فراهم ساختند.
در سطح سوم، خطاب قرار دادن مهاجران و انصار و دیگر مواضع اعتراضی ایشان، مسئولیت اجتماعی مردم را در برابر تحولات سیاسی یادآوری کردند. سرانجام، گزارش های مربوط به وصیت و تدفین حضرت نیز در حافظه تاریخی شیعه به نشانه ای از تداوم اعتراض و نارضایتی ایشان تبدیل شد.
بررسی این مراحل نشان می دهد که اقدامات حضرت، از حیث مخاطب و شیوه بیان، تنوع قابل توجهی داشتند. برخی از آن ها در قالب مطالبه حقوقی و گفت وگو مطرح شدند؛ برخی دیگر ماهیتی عمومی و استدلالی داشتند؛ و شماری از مواضع ایشان نیز در حافظه تاریخی جامعه معنایی نمادین یافتند. این تنوع، امکان تحلیل تلاش های حضرت را در چند سطح فراهم می کند؛ سطح حقوقی، که به مطالبه و اثبات حق مربوط است؛ سطح سیاسی و اجتماعی، که به نقد وضعیت موجود و یادآوری مسئولیت جامعه می پردازد؛ و سطح تاریخی و اعتقادی، که به انتقال مواضع حضرت و استمرار بحث درباره تحولات صدر اسلام مربوط می شود.
در ارزیابی نتایج، باید میان اهداف مستقیم و آثار بلندمدت تمایز گذاشت. در عرصه مستقیم، فدک به حضرت بازگردانده نشد و تلاش های ایشان به تغییر فوری ساختار سیاسی موجود نینجامید. اما در عرصه تاریخی و اعتقادی، احتجاج ها و مواضع ایشان در منابع و سنت فکری شیعه باقی ماند و به یکی از مبانی مهم بازخوانی تحولات پس از رحلت پیامبر(ص) تبدیل شد. این ماندگاری، امکان طرح مستمر پرسش هایی درباره حقوق اهل بیت(ع)، مسئله امامت و مسئولیت مردم در برابر تصمیم های سیاسی را فراهم کرده است.
از منظر کاربست تاریخی، یکی از مهم ترین درس های این مجموعه اقدامات، پیوند میان مطالبه حق، استدلال دینی و مسئولیت اجتماعی است. حضرت زهرا(س) در چارچوب باورها و تشخیص دینی خود، به طرح اعتراض بسنده نکردند، بلکه برای بیان دیدگاهشان از استدلال و احتجاج بهره گرفتند و جامعه را نیز در برابر مسئله مطرح شده مسئول دانستند. از این رو، اقدامات ایشان در سنت اعتقادی شیعه، الگویی برای فهم اهمیت دفاع از حق و ضرورت بی تفاوت نبودن در برابر تحولات اجتماعی و سیاسی به شمار می رود؛ هرچند تعمیم این الگو به موقعیت های دیگر، نیازمند توجه به تفاوت شرایط تاریخی و اجتماعی است.
در نهایت، می توان گفت ارزیابی تلاش های حضرت زهرا(س) باید بر اساس مجموعه ای از معیارها صورت گیرد، نه تنها بر مبنای نتیجه فوری سیاسی. تحقق نیافتن برخی مطالبات مستقیم، واقعیتی است که باید در تحلیل تاریخی حفظ شود؛ در عین حال، ثبت احتجاج ها، ماندگاری مواضع اعتراضی و استمرار طرح مسئله حقوق اهل بیت(ع) نیز بخشی از پیامدهای تاریخی این اقدامات است. جمع میان این دو سطح، امکان ارزیابی واقع بینانه تر و مستندتری از تلاش های حضرت را فراهم می کند.
بر این اساس، اهمیت تاریخی تلاش های حضرت زهرا(س) را می توان در سه محور اساسی خلاصه کرد؛ دفاع از حقوق مورد مطالبه بر پایه استدلال دینی، اعتراض به وضعیت سیاسی و اجتماعی پس از رحلت پیامبر(ص)، و انتقال موضع ایشان به حافظه تاریخی و اعتقادی نسل های بعد.
این سه محور، چارچوبی برای فهم اقدامات حضرت فراهم می سازند که هم به واقعیت های تاریخی توجه دارد و هم آثار اعتقادی و اجتماعی آن ها را نادیده نمی گیرد. در این چارچوب، ماندگاری اعتراض حضرت نه جایگزین بررسی نتایج فوری اقدامات ایشان، بلکه بُعد دیگری از ارزیابی جامع این تلاش هاست.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}