مؤلفه های «صبر فاطمی» و «پایداری زینبی» در زندگی فردی و اجتماعی + صوت

آغاز « دهه فاطمیه »، فرصتی برای بازخوانی سیره حضرت فاطمه زهرا(س) و تأمل در فضیلت هایی است که در متن زندگی آن بانوی بزرگ اسلام، نه در هیئت مفاهیمی انتزاعی و دور از دسترس، بلکه به صورت حقیقتی زنده، مسئولانه و اثرگذار جلوه گر شده اند.

آغاز «دهه فاطمیه»، فرصتی برای بازخوانی سیره حضرت فاطمه زهرا(س) و تأمل در فضیلت هایی است که در متن زندگی آن بانوی بزرگ اسلام، نه در هیئت مفاهیمی انتزاعی و دور از دسترس، بلکه به صورت حقیقتی زنده، مسئولانه و اثرگذار جلوه گر شده اند.

در میان این فضیلت ها، «صبر» جایگاهی ویژه دارد؛ صبری که در منطق دینی، نه به معنای تسلیم در برابر دشواری ها و چشم پوشی از حقیقت، بلکه به معنای پایداری آگاهانه، حفظ استواری در مسیر حق و توانایی ایستادن در برابر رنج هایی است که انسان را از مسئولیت خویش بازمی دارند.

بازخوانی این معنا در روزگار کنونی، هنگامی که جامعه ایرانی تجربه روزهای دشوار و پیامدهای جنگ تحمیلی سوم»؛ دفاع مقدس سوم، «جنگ رمضان»؛ را پشت سر می گذارد، می تواند افق تازه ای برای فهم نسبت میان «ایمان»، «تاب آوری فردی»، «مسئولیت اجتماعی» و «امید به آینده» بگشاید.

حضرت فاطمه زهرا(س) در زندگی کوتاه، اما سرشار از معنا و مسئولیت خویش، الگویی از صبر و استقامت را به نمایش گذاشتند که فهم آن، بدون توجه به پیوند میان عاطفه، معرفت و مسئولیت پذیری ممکن نیست. «صبر فاطمی» را نمی توان تنها در تحمل مصائب و دشواری های زندگی خلاصه کرد؛ زیرا در سیره آن حضرت، پایداری با دفاع از حقیقت، پاسداری از ارزش های الهی و حساسیت در برابر سرنوشت جامعه پیوند خورده است.

در چنین برداشتی، «صبر نه کناره گیری از میدان مسئولیت، بلکه نیرویی درونی برای استمرار حرکت در مسیری است که تشخیص آن به «آگاهی»، «ایمان» و «بصیرت» نیاز دارد. این نگاه، به ویژه برای جامعه ای که با بحران ها و فشارهای گوناگون مواجه است، حامل این پیام است که تحمل دشواری ها هنگامی به فضیلتی سازنده تبدیل می شود که با حفظ کرامت انسانی، تشخیص درست موقعیت و پایبندی به اصول همراه باشد.

در امتداد همین «منظومه معنایی»، زندگی حضرت صدیقه طاهره، راضیه مرضیه، فاطمه اطهر(س) و نیز حضرت زینب کبری(س) جلوه ای ممتاز از صبر فعال و مسئولانه را پیش چشم تاریخ قرار می دهد. آن دو حضرت بزرگوار، اسوه و مظهر الگوگیری در یکی از سهمگین ترین مقاطع تاریخ اسلام، با رنج فقدان عزیزان، اسارت و مواجهه با شرایطی دشوار روبه رو شدند؛ اما این مصائب نتوانستند آن دو بزرگوار را از رسالت آگاهی بخشی و پاسداری از حقیقت بازدارند. «الگوی زیست فاطمی» و «صبر زینبی»، در معنای متجلی در این روایت، تنها ظرفیت تحمل رنج نیست؛ توانایی حفظ هویت و تشخیص در هنگامه بحران، جلوگیری از خاموش شدن صدای حقیقت و تبدیل تجربه مصیبت به مسئولیتی تاریخی است. از همین منظر، پیوند میان «صبر فاطمی» و «استقامت زینبی» را می توان در تداوم سیره ای معرفتی و اخلاقی جست وجو کرد؛ سیره ای که در آن، «ایمان به خداوند»، «آگاهی از مسئولیت» و «ایستادگی در برابر دشواری ها» یکدیگر را تکمیل می کنند.

امروز و در شرایطی که جامعه ایران با آثار و پیامدهای جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) و تجربه های تلخ ناشی از آن مواجه است، بازاندیشی در این الگوهای دینی اهمیتی دوچندان می یابد. جنگ -در قامت معنایی بحرانِ بحران ها-، افزون بر خسارت های مادی و آسیب های مستقیم، می تواند آرامش روانی خانواده ها، احساس امنیت عمومی، مناسبات اجتماعی و افق امید به آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

چنین وضعیت و بزنگاهی، مجالی درخشان از سخن گفتن از صبر است که فهوای عمق معنای آن نباید به توصیه ای کلی برای تحمل رنج ها تقلیل یابد؛ بلکه باید روشن شود که این فضیلت چگونه می تواند به حفظ تعادل روانی، تقویت پیوندهای خانوادگی، همبستگی اجتماعی و استمرار مسئولیت پذیری در شرایط دشوار یاری برساند. همچنین ضروری است میان «صبر سازنده» و «انفعال»، میان پذیرش واقعیت و چشم پوشی از ضرورت اصلاح امور، تمایز گذاشته شود تا مفاهیم دینی در مقام راهنمای زندگی، معنای دقیق و کارکرد واقعی خود را بازیابند.

ایکنا به مناسبت آغاز «دهه فاطمیه»، در گفت وگو با نسرین فرزاد؛ عضو هیئت علمی و مدرس دانشگاه، به بررسی مفهوم «صبر» و جایگاه آن در زیست دو اسوه و الگوی بزرگ این جهان اثیری؛ حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) می پردازد؛ موضوعی که در پرتو سیره این دو حضرت، خاصه حضرت فاطمه زهرا(س) و شرایط دشوار امروز جامعه ایران، ظرفیت طرح پرسش هایی بنیادین درباره چگونگی مواجهه انسان با «فقدان»، «رنج»، «بحران» و مسئولیت را دارد.

گفت وگوی پیشِ رو می کوشد با نگاهی تحلیلی، ابعاد فردی و اجتماعی «صبر» را واکاوی کند و نشان دهد که چگونه می توان از میراث اخلاقی و معنوی خاندان پیامبر(ص)، برای فهم بهتر دشواری های زندگی و تقویت توان ایستادگی در برابر آن ها بهره گرفت؛ بی آنکه از عمق رنج انسان ها کاسته شود یا صبر به مفهومی منفعلانه و بی ارتباط با واقعیت های اجتماعی تبدیل شود.

var player = videojs('player_762423_4427311',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/4427311',{},function (data) {}); })); کد دانلود کیفیت اصلی

ایکنا - روایت زندگی بشر همواره با مسئله ای به نام «صبر» و «صیانت» از هویت و کرامت انسانی پیوند داشته است. «صبر» نه فقط دغدغه انسان امروز یا آموزه ای برخاسته از دین مبین اسلام، بلکه از مؤلفه های بنیادینی است که در مسیر دستیابی انسان به توفیق، شکوه و موفقیت، ردپای آن را می توان مشاهده کرد. این مفهوم هنگامی جلوه ای روشن تر می یابد که پیوند آن را با مبانی دینی بررسی کنیم؛ به ویژه در دین هدایتگر و مبین اسلام که آخرین دین الهی و هدایتگر بشر است و تعالیم ان از طریق پیامبر مهربانی ها، حضرت محمد مصطفی(ص)، گنجینه گران بهای وحی، یعنی قرآن کریم؛ در اختیار انسان قرار گرفته است. از همین رو، مسئله «صبر» و «صیانت» از کرامت انسانی را در آغاز «دهه فاطمیه» به عنوان محور این گفت وگو انتخاب کردیم. پیش از هر چیز، می خواهم از شما بپرسم که «صبر» و «صیانت» از شأن انسانی در زندگی انسان معاصر چگونه تعریف می شود؟

همان طور که اشاره کردید، بهتر است برای تبیین این موضوع از بستر روایی و آیات «قرآن کریم» بهره گیریم. خداوند در «قرآن» به انسان هشدار می دهد که در خسران و زیان است، مگر آنکه به حق سفارش کند و به صبر سفارش کند. واژه صبر نزدیک به 104 بار در «قرآن کریم» به کار رفته است و از مفاهیم بنیادین در بیان چگونگی مواجهه انسان با دشواری ها و مسئولیت های زندگی به شمار می رود.

«صبر»، «استقامت» و «صیانت» هر کدام معنای خاص خود را دارند؛ اما «صبر از جامع ترین مفاهیمی است که در قرآن کریم به آن پرداخته شده است. هنگامی که موارد کاربرد این واژه را در قرآن بررسی می کنیم، درمی یابیم که در میان آیات مربوط به پیامبران، امت های گذشته و حتی خطاب های مستقیم به پیامبر اسلام(ص)، دو حقیقت مهم مورد تأکید قرار گرفته اند: «صبر» و «نماز»؛ آنچنان که خداوند می فرماید: «وَاسْتَعِینُوا بالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ» (آیه 45 سوره مبارکه بقره)؛ از صبر و نماز یاری بجویید.»

این تعبیر، بسیار قابل تأمل است؛ گویی «صبر» حقیقتی است که انسان باید آن را بشناسد و برای مواجهه با مسائل زندگی از ان یاری گیرد. وقتی «صبر» را در حوزه اخلاق بررسی می کنیم، درمی یابیم که این مفهوم با «عقل عملی» ارتباطی مستقیم دارد. اگر برخی مسائل در قلمرو «عقل نظری» قرار گیرند، «صبر» در حوزه «عقل عملی» معنا پیدا می کند؛ یعنی «صبر» را می توان یکی از جلوه های عقلانیت و عاقلانه زیستن دانست. خداوند نیز انسان را به بهره گیری از این حقیقت فرامی خواند و هشدار می دهد که غفلت از آن، می تواند به زیان دیدن انسان در زندگی بینجامد؛ زیانی که گاه به معنای از دست دادن هویت، شأن و جایگاه حقیقی اوست.

برای آشنایی منظور و انتقال تمامیت آنچه در ذهن دارم، باید درباره تفاوت «صبر» و تفاوت آن با مفاهیم مشابه صحبت کنیم. «صبر؛ از حیث گستره معنا، مفهومی فراگیر در میان حالت های گوناگون «تحمل» و «پایداری» انسان است. ما در زبان فارسی واژه هایی مانند «صبر»، «تحمل»، «صیانت» و «استقامت» را گاهی به جای یکدیگر به کار می بریم؛ در حالی که این واژه ها در زبان عربی، به دلیل تفاوت های معنایی و ریشه ای، برای بیان حالت های متمایز به کار می روند.

برای مثال، «تحمل» در بسیاری از موارد به معنای پذیرفتن وضعیتی دشوار است که انسان انتظار دارد در آینده جبران شود یا امکان بازگرداندن چیزی را که از دست داده است، فراهم کند. گاهی افراد از روی «سیاست»، «منفعت» یا «مصلحت»، شرایطی را تحمل می کنند و ممکن است سال ها به امید بازگشت وضعیت پیشین به زندگی خود ادامه دهند. اما «صبر، در معنای دقیق تر خود، تنها و تنها به معنای تحمل وضعیتی به امید جبران آن نیست.

در «صیانت»؛ انسان می کوشد از چیزی که برایش ارزشمند است، پاسداری کند؛ از هدفی که برای خود در نظر گرفته است، مراقبت کند و اجازه ندهد آن هدف یا ارزش از میان برود. «استقامت» نیز هنگامی معنا پیدا می کند که انسان در اوج دشواری ها، حرکت در مسیر خود را ادامه دهد. با وجود این، صبر مفهومی گسترده تر دارد و می تواند دربرگیرنده ابعاد مختلفی از این حالت ها باشد.

در واقع، «صبر» یکی از جلوه های عقل عملی است و اهمیت آن به اندازه ای است که باید آن را از منظر عقلانیت نیز بررسی کرد. وقتی سخن از «صبر» به میان می آید، باید به یکی از سنت های جاری در نظام الهی توجه کنیم و آن اینکه انسان در زندگی با مصیبت ها، دشواری ها و اتفاقاتی روبه رو خواهد شد که همیشه مطابق انتظار او نیستند. در چنین شرایطی، لازم است عاقلانه با مسئله مواجه شود و به جای آنکه تنها تحت تاثیر هیجان های خود قرار گیرد، حقیقت موقعیت را بشناسد و برای مواجهه با آن تصمیم گیرد.

براساس روایتی از پیامبر اکرم(ص)، «صبر» در سه عرصه ضرورت پیدا می کند: «صبر در مصیبت»، «صبر در برابر معصیت» و «صبر در عبادت». بنابراین، صبر تنها به هنگام بروز حادثه یا از دست دادن چیزی ارزشمند معنا پیدا نمی کند؛ بلکه در برابر وسوسه های گناه و نیز در مسیر انجام عبادت و پایبندی به تکالیف دینی نیز ضرورت دارد.

در بحث «صبر در مصیبت»، نخستین گام آن است که انسان بپذیرد اتفاقی رخ داده است و دیگر نمی تواند با انکار واقعیت، آن را به وضعیت پیشین بازگرداند. برای مثال، وقتی عزیزی را از دست می دهیم، هر اندازه جَزَع و فَزَع کنیم، ناسپاسی نشان دهیم یا زبان به ناسزا بگشاییم، آن عزیز به زندگی بازنمی گردد. در چنین شرایطی، انسان باید واقعیت فقدان را بپذیرد و با شناخت محدودیت های خود، برای ادامه زندگی تصمیم گیرد.

البته این سخن به معنای نفی اندوه، گریه یا دلتنگی نیست. انسان حق دارد از فقدان عزیز خود اندوهگین شود و برای او گریه کند؛ اما باید میان اندوه طبیعی و رفتارهایی که کرامت انسانی را مخدوش می کنند، تفاوت قائل شد. «صبر» به معنای انکار احساسات نیست، بلکه به معنای شناخت و مدیریت آنهاست؛ به گونه ای که اندوه، انسان را از تشخیص درست و ادامه مسئولیت های زندگی بازندارد.

یکی از نمونه های برجسته این معنا را در سیره حضرت زینب کبری(س) مشاهده می کنیم. آن حضرت در شرایطی قرار گرفتند که از اساس انتظار وقوع آن مصائب برای خاندان پیامبر(ص) نمی رفت. جایگاه اهل بیت(ع) و شناختی که جامعه از آنها داشت، چنین رفتاری را غیرقابل انتظار می کرد؛ با این حال، واقعه کربلا رخ داد و حضرت زینب(س) با یکی از دشوارترین تجربه های انسانی مواجه شدند.

پس از شهادت امام حسین(ع)، هنگامی که آن حضرت با شرایطی روبه رو شدند که امکان تغییر اصل واقعه وجود نداشت، مسئله مهم این بود که چگونه با مصیبت مواجه شوند و درعین حال، رسالت خود را ادامه دهند. در نقل های مربوط به این واقعه، بر پرهیز از رفتارهایی تأکید شده است که ممکن بود انسان را از مسیر مسئولیت و حفظ شأن خویش دور کند. این مسئله را می توان در چارچوب همان معنای صبر بررسی کرد؛ اینکه هنگامی که حادثه ای رخ داده و بازگرداندن آن ممکن نیست، انسان باید به جای گرفتارشدن در رفتارهای بی حاصل، راهی برای مواجهه آگاهانه با واقعیت بیابد.

این درس بزرگی برای همه ما به شمار می رود. گاهی در زندگی با اتفاقاتی مواجه می شویم که از محدوده اختیار ما خارج شده اند و دیگر نمی توانیم آنها را با تغییر اسباب و علل طبیعی به وضعیت پیشین بازگردانیم. در چنین موقعیتی، عقل به ما حکم می کند که به جای رفتارهایی که شأن انسانی را پایین می آورند، عزت نفس را مخدوش می کنند یا بر دشواری شرایط می افزایند، به شناخت مسئله و مدیریت واکنش خود بپردازیم.

البته تأکید می کنم که این نگاه به معنای بی اهمیت دانستن رنج نیست. نمی گوییم انسان نباید ناراحت شود، غصه بخورد یا گریه کند؛ سخن این است که رفتار و گفتار او نباید به گونه ای باشد که کرامت فردی، شأن خانوادگی و عزت نفس خود را از میان ببرد. گاهی لازم است انسان خویشتن داری کند، اما بیشتر ترجیح می دهم به جای تأکید صرف بر فروخوردن احساسات، از مفهوم حل کردن مسئله استفاده کنم؛ یعنی انسان آن قدر موضوع را بررسی کند و ابعاد آن را بکاود تا اصل مسئله برایش روشن شود. در این صورت، درمی یابد که چه واکنشی سازنده است و کدام رفتار فقط بر رنج او می افزاید.

بنابراین، انسان عاقل، با توجه به دستور خداوند در «قرآن کریم»، از صبر یاری می جوید: «وَاسْتَعِینُوا بالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ» (آیه 45 سوره بقره). صبر نیز ابعاد گوناگونی دارد و در بسیاری از موقعیت ها باید با استقامت و صیانت همراه شود.

گاهی لازم است انسان در حالی که اندوه گلویش را می فشارد و فشارهای گوناگون او را احاطه کرده اند، همچنان حرکت کند؛ زیرا نمی تواند در برابر هر دشواری متوقف شود. این همان استقامت است؛ این به معنای ادامه دادن مسیر با وجود اندوه، حزن و فشارهای درونی است. از سوی دیگر، هنگامی که «صبر» می کنیم، باید هدف و جایگاهی را که برای آن تلاش می کنیم، از نظر دور نداریم. در اینجا صیانت از عزت نفس و پاسداری از جایگاه انسانی نیز اهمیت پیدا می کند.

اگر کسی بتواند با بهره گیری از «عقل عملی» خود، این مفاهیم را در زندگی به کار ببندد، در مواجهه با دشواری ها توانمندتر خواهد شد. زیرا مصیبت و سختی، به زندگی گروه خاصی اختصاص ندارد و هر انسانی ممکن است در مقطعی از زندگی خود با ان مواجه شود.

گاهی گفته می شود که فردی از خداوند «صبر زینبی» می خواهد. البته این خواسته می تواند از سر ارادت و علاقه به حضرت زینب(س) باشد؛ اما یکی از بزرگان نیز به این نکته اشاره کرده است که نباید بی محابا «صبر» طلبید، زیرا برامدن از عهده «صبر» نیز توان و ظرفیت می خواهد. در اینجا ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا خداوند در قرآن می فرماید: «رَبَّنَا افْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا» (آیه 250 سوره مبارکه بقره)؛ «پروردگارا، بر ما صبر فرو ریز.»

برای پاسخ به این پرسش، می توان به همان روایت پیامبر اکرم(ص) درباره ضرورت «صبر» در سه عرصه زندگی بازگشت. در مصیبت، انسان ناگزیر است با واقعیت مواجه شود؛ زیرا نظام طبیعت، مطابق آیه «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْامْوَالِ وَالْانْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ» (آیه 155 سوره مبارکه بقره)، می تواند انسان را با ترس، گرسنگی و کاستی در اموال، جان ها و محصولات مواجه کند.

در این شرایط، چاره ای جز مواجهه با واقعیت وجود ندارد؛ البته منظورم از ناگزیری، ناتوانی و درماندگی نیست، بلکه مقصود این است که صبرکردن در چنین موقعیتی، عاقلانه ترین راه است. گاهی انسان باید بپذیرد که اتفاقی رخ داده و اکنون وظیفه او، مدیریت پیامدهای آن و یافتن راهی برای ادامه زندگی است.

در اینجا باید به معنای لغوی «صبر» نیز توجه کنیم. «صبر» در اصل با مفهوم «حبس» و «نگه داشتن» ارتباط دارد؛ یعنی انسان بتواند واکنش خود را مدیریت کند و اجازه ندهد هیجان های لحظه ای، اختیار او را به دست گیرند. من اغلب در ایام محرم می گویم که این ماه فرصتی است تا مدیریت هیجان را از حضرت زینب(س) بیاموزیم. هیجان ها به طور طبیعی در انسان پدید می آیند؛ آنچه اهمیت دارد، چگونگی مدیریت آنهاست.

«صبر» از این منظر، به معنای مدیریت هیجان است؛ اینکه بدانیم چه زمانی حرکت کنیم، چه زمانی از هدف خود صیانت کنیم، چه زمانی شرایطی را تحمل کنیم و چه زمانی سخن بگوییم. گاهی لازم است انسان سکوت کند و گاهی باید مانند حضرت زینب(س)، در جایگاه مناسب سخن بگوید و حق را بیان کند. بنابراین، «صبر» به معنای سکوت همیشگی نیست؛ بلکه به معنای تشخیص درست موقعیت و انتخاب واکنشی متناسب با آن است.

اگر در آیات قرآن درباره «صبر» و «استقامت» پیامبران الهی تأمل کنیم، درمی یابیم که پایداری در مسیر حق، از عوامل مهم دستیابی به نتیجه است. در آیه «انَّ الَّذینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» (آیه 30 سوره فصلت)، بر استقامت کسانی تأکید شده است که می گویند پروردگار ما خداوند است. راه خداوند، راهی است که در آن هم «صبر» ضرورت دارد و هم «استقامت»؛ زیرا ممکن است انسان در این مسیر با آسیب ها و دشواری هایی مواجه شود، اما نباید از حرکت بازماند و سرد شود. اگر انسان در میانه راه از حرکت بایستد، دیگر نمی تواند مسئولیت خود را به درستی انجام دهد.

var player = videojs('player_943951_4427312',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/4427312',{},function (data) {}); })); کد دانلود کیفیت اصلی

ایکنا - با توجه به روایت دقیقی که از قرآن کریم، سیره حضرت زینب کبری(س) و حدیث نبوی بیان کردید، می خواهم بحث را به زندگی انسان امروز پیوند بزنم. در پاسخ شما، سه ضلع مهم برای فهم صبر و استقامت شکل گرفت؛ آموزه های قرآن کریم، الگوی عینی حضرت زینب(س) و روایت پیامبر اکرم(ص)؛ در این میان، نمی توان از نام بانویی چشم پوشید که برای زنان و مردان، مسلمانان و حتی انسان هایی با باورهای متفاوت، می تواند الگویی برای شناخت کرامت انسانی باشد؛ حضرت صدیقه طاهره. ایشان هم در مصیبت رحلت پیامبر اکرم(ص) و هم در دشواری هایی که در مسیر دفاع از حق و جایگاه امیرالمؤمنین علی(ع) با آنها مواجه شدند، نمونه ای بی بدیل، نمونه گون و نادر از صبر و پایداری را به نمایش گذاشتند. اکنون با در نظر گرفتن این دو الگوی بزرگ، حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب کبری(س)، می خواهم بپرسم که انسان ایرانی امروز چگونه می تواند از سیره این دو بانوی بزرگ برای زندگی خود بهره گیرد؟ چگونه می توان از این الگوها آموخت که بی صبری و ناتوانی در مدیریت هیجان ها، به خود فرد، خانواده یا جامعه آسیب نرساند؟ ساه تر و صریح تر بگویم؛ گاه هنگامی که با جوانان و نوجوانان امروز از حضرت زینب(س) و حضرت فاطمه(س) سخن می گوییم، این پرسش را مطرح می کنند که این الگوها متعلق به 14 قرن پیش هستند و باید درباره زندگی امروز صحبت کرد. در حالی که مفاهیمی مانند «صبر»، «عدالت» و «ظلم ستیزی»، محدود به دوره تاریخی خاصی نیستند. به نظر شما، انسان امروز، به ویژه جوان ایرانی، چگونه می تواند از سیره این دو بانوی بزرگ برای زیست فردی و اجتماعی خود الگو گیرد؟

یکی از مسائل اساسی انسان امروز، ناشناختن خویشتن و ناآگاهی از ارزش و جایگاه انسانی خود است. اگر انسان ها با ارزش های وجودی و جایگاه حقیقی خود اشنا باشند و بدانند چه منزلتی دارند، معنای صبر در زندگی برایشان روشن تر خواهد شد.

در کلاس ها و جمع هایی که در آنها صحبت می کنم، بارها از این موضوع استفاده کرده ام. برای مثال، گاهی جمله ای توهین آمیز درباره حضرت زهرا(س) گفته می شود؛ اما آن حضرت نسبت به چنین رفتاری بی تفاوت نیستند. ایشان در برابر توهین، با استناد به یک آیه قرآن یا یاداوری نکته ای مهم، پاسخی می دهند که طرف مقابل را به تأمل وامی دارد. نکته جالب آن است که در برخی نقل های تاریخی، پس از بیان پاسخ حضرت، آمده است که ایشان این سخن را فرمودند و رفتند.

یعنی حضرت زهرا(س) نمی ایستادند تا با افراد ناآگاه وارد جدل شوند، سخن را به مجادله ای بی پایان تبدیل کنند یا با پاسخ گویی مکرر، شأن انسانی، جایگاه خانوادگی و منزلت وجودی خود را پایین بیاورند. ایشان، هم ارزش وجودی خود را می شناختند و هم اجازه نمی دادند رفتار تحقیرآمیز دیگران، ان ارزش را مخدوش کند. در عین حال، در برابر رفتار نادرست نیز سکوت مطلق نمی کردند؛ بلکه به اندازه ای که لازم بود، «حقیقت» را بیان می کردند.

برای مثال، در یکی از روایت هایی که در این زمینه نقل می شود، لباس حضرت زهرا(س) را به دلیل کهنگی مورد سُخره قرار می دهند. حضرت در پاسخ، دعایی با این مضمون بیان می کنند که خداوند ایشان را در شمار بندگان اندک و شاکر خود قرار دهد. حاضران با شنیدن این سخن تعجب می کنند که چگونه ممکن است کسی از خداوند بخواهد در شمار گروهی قرار گیرد که تعدادشان اندک است. حضرت در پاسخ به آیه «وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادیَ الشَّکُورُ» (آیه 13 سوره مبارکه سبا) اشاره می فرمایند؛ یعنی «بندگان شکرگزار خداوند اندک اند.»

این پاسخ، هم حاضران را به اندیشه وامی دارد و هم شأن حضرت را حفظ می کند. ایشان به جای آنکه وارد جدلی فرساینده شوند، با یک جمله، معنای عمیق تری را پیش روی مخاطب قرار می دهند و به او نشان می دهند که مسئله اصلی، ظاهر زندگی و قضاوت های سطحی نیست؛ بلکه شناخت ارزش های حقیقی و شکرگزاری در برابر خداوند اهمیت دارد.

اگر در روایت های کوتاهی که از معصومان(ع) و پیامبران الهی به دستمان رسیده است، دقیق شویم، می توانیم نکات بسیاری برای زندگی امروز استخراج کنیم. به شخصه در زندگی خود از شیوه رفتاری حضرت فاطمه زهرا(س) و امام حسن مجتبی(ع) بسیار بهره گرفته ام و تلاش می کنم این آموزه ها را به فرزندم و جوانانی که در کلاس های درس با آنها مواجه می شوم، منتقل کنم.

نخستین نکته این است که انسان باید ارزش خود را بشناسد. بسیاری از آموزه های دینی، اخلاقی و حتی توصیه هایی که عقل بر آنها تأکید می کند، در نهایت برای حفظ و صیانت از شخصیت و جایگاه انسان هستند. اگر فردی خودش را بشناسد و به منزلت انسانی خود احترام بگذارد، درک مفاهیمی مانند صبر، خویشتن داری و استقامت برای او اسان تر می شود؛ زیرا می فهمد که این مفاهیم قرار نیست او را از ارزش هایش دور کنند، بلکه به او کمک می کنند تا از آن ارزش ها پاسداری کند.

ایکنا - آنچنانکه که در شعر فارسی نیز این مضمون به زیبایی بیان شده است:

بُود قدر تو افزون از ملائک

تو قدر خود نمی دانی چه حاصل

بی تردید همین گونه است؛ انسانی که قدر خود را نمی داند، ممکن است در برابر هر رفتار تحقیرآمیزی واکنشی نشان دهد که در نهایت به زیان خودش تمام شود. در حالی که اگر ارزش وجودی خود را بشناسد، پیش از هر واکنشی از خود می پرسد که آیا این پاسخ، جایگاه مرا حفظ می کند یا به آن آسیب می زند؟

برای نمونه، گاهی در مشاوره هایی که با افراد دارم، برخی خانم ها از اختلافات خانوادگی و تنش های موجود در خانه صحبت می کنند. در چنین موقعیت هایی، ممکن است توصیه کنم مدتی «سکوتم کنند؛ اما مقصودم از «سکوت»، فقط حرف نزدن نیست. منظور این است که فرد ضمن انجام وظایف اخلاقی خود در خانواده، مدتی از واکنش های شتاب زده پرهیز کند و ببیند این شیوه برخورد چه نتیجه ای دارد و چه جایگاهی برای او ایجاد می کند.

این توصیه را نمی توان به همه موقعیت ها تعمیم داد؛ مسئله این است که فرد پیش از پاسخ دادن، درباره نتیجه واکنش خود بیندیشد. در سیره اهل بیت(ع) نیز می توان نمونه هایی یافت که در آنها، پاسخ دادن با یک جمله سنجیده، اثر بیشتری از مجادله طولانی داشته است. گاهی انسان می تواند مانند حضرت صدیقه طاهره(س) سخنی بگوید که طرف مقابل را به فکر فرو ببرد؛ اما اگر بداند ادامه بحث هیچ فایده ای ندارد، بهتر است از رفتاری که تنها به تخریب شخصیت خودش می انجامد، پرهیز کند.

این مسئله را در زندگی خانوادگی خود نیز تجربه کرده ام. روزی فرزندم به من گفت که رعایت حجاب دشوار است. به او گفتم که بله! دشوار است. سپس از من پرسید که اگر دشوار است، چرا این همه سال به رعایت آن ادامه داده ام؟

در پاسخ به او توضیح دادم که انسان ها بسیاری از دشواری های زندگی را به خاطر ارزش هایی تحمل می کنند که در پی تحقق آنها هستند. برای مثال، دوران بارداری و به دنیا آوردن فرزند می تواند دشواری های فراوانی داشته باشد؛ اما من این سختی ها را پذیرفتم، زیرا می خواستم صاحب فرزندی شوم، نیاز عاطفی و انسانی خود به مادری را محقق کنم و شاید بتوانم او را به خوبی تربیت کنم.

این مثال نشان می دهد که انسان برای رسیدن به ارزش هایی که در زندگی برای خود تعریف کرده است، صبر می کند و دشواری ها را پشت سر می گذارد. اگر هدف و ارزش مورد نظر برای او روشن نباشد، ممکن است در برابر نخستین سختی از ادامه مسیر منصرف شود. بنابراین، باید ارزش وجودی انسان و نیز ارزش اهدافی که در زندگی دنبال می کند، برای او مشخص شود. هنگامی که فرد این ارزش ها را بشناسد، می تواند برای تحقق آنها استقامت به خرج دهد و دشواری های مسیر را آگاهانه تر بپذیرد.

var player = videojs('player_928682_4427313',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/4427313',{},function (data) {}); })); کد دانلود کیفیت اصلی

ایکنا - در اینجا به یاد سخنی از رهبر شهیدمان افتادم که در روزهای پس از انتشار خبر شهادت سردار دل ها، سپهبد شهید «حاج قاسم سلیمانی»، مطرح فرمودند. آن روزها اندوه بسیار سنگینی بر جامعه حاکم بود؛ با این حال، رهبر فرزانه، مجاهد و شهید ما در نخستین مواجهه ای که از طریق رسانه ها بازتاب یافت، بر ضرورت ادامه مسیر مقاومت و استقامت تأکید فرمودند. این موضوع ما را به پرسشی دیگر می رساند و آن اینکه گاهی انسان باید «اندوه» خود را با «صبر» مدیریت کند تا بتواند به هدفی بزرگ تر وفادار بماند. چگونه می توان این مفهوم را در زندگی فردی و اجتماعی فهم کرد؛ به گونه ای که «صبر» و «استقامت»، زمینه حفظ ارزش ها و ادامه مسیر مسئولیت پذیری را فراهم کنند؟

اگر «صبر» را یک فعل در نظر بگیریم، می توانیم آن را به معنای ایستادگی در برابر دشواری ها و مدیریت شرایط سخت بدانیم. در این صورت؛ «صیانت»، نتیجه و هدفی است که از آن «صبر» حاصل می شود. «صبر» می کنیم تا از چیزی ارزشمند محافظت کنیم؛ چیزی که ممکن است به شخصیت، روان، جایگاه اجتماعی یا باورهای دینی ما مربوط باشد. حتی اگر کسی به دنبال حفظ جایگاه دینی خود نباشد، باز هم ارزش انسانی او موضوعی است که می تواند برایش اهمیت داشته باشد.

متأسفانه امروز در جهان با سه بحران مهم مواجه هستیم؛ «بحران معرفت شناختی»، «بحران اخلاقی» و «بحران روان شناختی». این بحران ها به گونه ای گسترش یافته اند که حتی در برخی کشورهای «سکولار» نیز بار دیگر توجه به کلیسا و رهبران دینی افزایش یافته است و افراد از آنها می خواهند برای مسائل زندگی راهکار ارائه کنند. دلیل این وضعیت را باید در گم شدن ساحت معنوی و انسانی زندگی جست وجو کرد؛ زیرا در بسیاری از موقعیت ها، تمام توجه انسان به پول، لباس و برخورداری های مادی محدود شده است.

شما نمی دانید که امروز با چه حجم گسترده ای از خواسته ها و مطالبات در میان جوانان مواجه هستیم؛ خواسته هایی که گاهی با سن، ظرفیت ها و شرایط واقعی آنها تناسب ندارند. بعضی از این خواسته ها برای مرحله ای از زندگی مطرح می شوند که هنوز زمان تحقق آنها فرا نرسیده است؛ اما در فرد نوعی ولع و شتاب برای دستیابی به آنها شکل گرفته است. در چنین وضعیتی، انسان به جای آنکه به نتیجه واقعی و ارزشمند زندگی خود بیندیشد، تنها می خواهد هرچه زودتر به خواسته ای مشخص برسد.

برای مثال، یکی از دوستانم دختری دارد که رتبه بسیار خوبی کسب کرده و امکان قبولی در چند دانشگاه معتبر را داشته است؛ اما او می گوید که فقط می خواهد دندان پزشکی بخواند تا دوره تحصیلش کوتاه تر باشد و زودتر وارد بازار کار شود و درآمد کسب کند. از نگاه او، طولانی بودن دوره پزشکی به معنای دیرتر رسیدن به درآمد است و به همین دلیل، ترجیح می دهد مسیری را انتخاب کند که سریع تر او را به نتیجه مالی برساند.

این مثال نشان می دهد که برخی جوانان، به جای آنکه استعدادها، ظرفیت ها و علایق خود را به درستی بشناسند و متناسب با آنها مسیر زندگی شان را انتخاب کنند، به دنبال دستیابی سریع به نتیجه ای هستند که از پیش برای خود تعریف کرده اند. در چنین شرایطی، آنها ممکن است از توجه به ابعاد معنوی زندگی و ضرورت طی کردن تدریجی مسیر غافل شوند.

یکی از دلایل این شتاب زدگی آن است که جوانان گاهی ارزش وجودی خود را به خوبی نمی شناسند و به ظرفیت ها و استعدادهایشان توجه کافی ندارند. در نتیجه، به جای آنکه متناسب با توانایی های خود حرکت کنند و برای رسیدن به اهدافشان فرصت کافی در نظر بگیرند، می خواهند هرچه زودتر به نتیجه برسند. در حالی که رسیدن به بسیاری از اهداف ارزشمند زندگی، نیازمند زمان، صبوری، شناخت و پیمودن مرحله به مرحله مسیر است.

انسان باید بداند که زندگی تنها به نتیجه نهایی محدود نمی شود؛ بلکه چگونگی پیمودن مسیر نیز اهمیت دارد. اگر فرد برای دستیابی به هدفی، همه ظرفیت های خود را نادیده بگیرد و تنها به سرعت رسیدن به نتیجه فکر کند، ممکن است از ارزش هایی که در ابتدا برایش مهم بوده اند، فاصله گیرد. «صبر» به انسان کمک می کند تا در مسیر تحقق اهداف خود، هم به نتیجه توجه داشته باشد و هم از ارزش های انسانی، اخلاقی و معنوی خویش صیانت کند.

از این روی لازم است در تربیت نسل جوان، شناخت ارزش های وجودی، آگاهی از استعدادها و ظرفیت های فردی و توجه به ابعاد معنوی زندگی جدی گرفته شود. هنگامی که انسان بداند چه چیزی در زندگی برایش ارزشمند است و برای رسیدن به آن چه مسیری را باید طی کند، «صبر» برای او به مفهومی روشن تر تبدیل می شود. در چنین شرایطی، فرد می تواند دشواری های مسیر را با آگاهی بیشتری بپذیرد، از شتاب زدگی پرهیز کند و برای دستیابی به اهدافی که به زندگی اش معنا می بخشند، استقامت به خرج دهد.

انتهای پیام

نظرات

captcha