بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن بست راهبردی و شکست های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش آموزان بی گناه آغاز شد، به سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده ای پیدا کرد و واکنش های متفاوتی را در رسانه های بین المللی برانگیخت.

رسانه های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب ها می تواند تصویری روشن تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

سی بی سی کانادا در تحلیلی نوشت نشانه ها حاکی از آن است که پس از شمارش آرای انتخابات میان دوره ای آمریکا، واشنگتن و تل آویو جنگ با ایران را از سر می گیرند و دور تازه می تواند ویرانگرتر از دور نخست باشد. دنی سیترینوویچ، تحلیلگر اسرائیلی و افسر اطلاعاتی پیشین، گفت: «جنگ دوباره تقریباً اجتناب ناپذیر به نظر می رسد» و ترامپ فقط گزینه های بد و بدتر دارد.

به نوشته سی بی سی، او هشدار داد ایران در دور سوم به تأسیسات انرژی خلیج فارس، زیرساخت غیرنظامی و ارتباطات حمله و کابل های اینترنت زیر تنگه هرمز را قطع می کند و حتی ممکن است بخشی از ارتش زمینی خود را علیه کشورهای میزبان پایگاه آمریکا مانند کویت و بحرین به کار گیرد. از دید او، این جنگ منطقه ای با هدف وارد کردن حداکثر خسارت اقتصادی به آمریکا خواهد بود. در حالی که از فروپاشی آتش بس، دو طرف از حمله مستقیم به خاک یکدیگر پرهیز کرده اند، محاصره دریایی آمریکا و حملات ایران به کشتیرانی غیرمجاز در هرمز ادامه دارد.

ترامپ ایران را متهم کرد که پیش از انتخابات سوم نوامبر قیمت نفت را مصنوعاً بالا می برد. گزارش پروژه تهدیدهای بحرانی و مؤسسه مطالعه جنگ نیز گفت افزایش حملات ایران به کشتی ها بخشی از کارزار فشار برای وادار کردن آمریکا به پذیرش خواسته های تهران از جمله کنترل تنگه است. ایران خواهان رفع تحریم ها، غرامت، آزادسازی دارایی های مسدود و حق نگهداری اورانیوم غنی شده است.

گاردین در گزارشی به قلم پاتریک وینتور نوشت وزیران امور خارجه هشت کشور اروپایی و خاورمیانه ای در نشست استانبول از آمریکا و رژیم صهیونیستی خواستند حملات خود به ایران را از سر نگیرند و هشدار دادند آغاز دوباره درگیری، جنگ را در منطقه گسترش می دهد و قیمت نفت را باز هم بالاتر می برد. به نوشته این روزنامه، شکل گیری یک «بلوک ضدجنگ» چندملیتی، چالشی در برابر برنامه های آشکارتر واشنگتن و تل آویو برای از سرگیری حملات است، در حالی که مذاکرات هسته ای تهران در بن بست قرار دارد.

هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه و میزبان مشترک نشست، گفت مداخله نظامی در ایران به هیچ وجه راه حل نیست و همه کشورهای حاضر مخالف گسترش بیشتر جنگ اند. ژان-نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، گفت جنگ تازه به زیان هر دو طرف است و تنها قیمت نفت را که به بالاترین سطح از مه رسیده، بدتر می کند. وزیر خارجه بریتانیا نیز بر دیپلماسی تأکید کرد. به نوشته گاردین، این نشست ابتکار ترکیه و آلمان بود و برای نخستین بار وزیران اروپایی فرصت یافتند در بحران های خاورمیانه از جمله یمن، فلسطین و ایران نقش آفرینی کنند. در بخش اروپایی، وزیران فرانسه، بریتانیا، آلمان و ایتالیا حضور داشتند و در بخش خاورمیانه، ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان. آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه ایتالیا، گفت مسئله از راه صرفاً نظامی حل نمی شود و برای بازگشایی هرمز باید گفت وگو تقویت شود.

رویترز در گزارشی نوشت دو مقام ارشد امنیتی ایران، با شرط ناشناس ماندن، اعلام کردند تهران طرح های دقیقی برای هدف قرار دادن کابل های ارتباطی زیردریایی خلیج فارس در صورت حمله دوباره آمریکا و اسرائیل به ایران آماده کرده است. یکی از این مقام ها گفت ایران در صورت حمله، پس از آسیب زدن به کابل ها، تلاش می کند از تعمیر آنها جلوگیری کند تا اختلال ارتباطات از جمله اینترنت طولانی تر شود.

او هشدار داد: «اگر ایران مورد حمله قرار گیرد، دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد؛ از کابل های زیردریایی تا پایگاه های نظامی، از جمله پایگاه های پنهان.» او واشنگتن را از «بازی با آتش» برحذر داشت و گفت ایران دسترسی کامل به کابل ها دارد و می تواند به راحتی آنها را نابود کند. یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، گفت ایران می تواند هفت کابل مهم اینترنت زیر تنگه هرمز را در صورت حمله به زیرساخت هایش هدف بگیرد.

رویترز می افزاید بر پایه اتحادیه بین المللی مخابرات، کابل های زیردریایی حدود 99 درصد ترافیک اینترنت جهان را حمل می کنند، اما به گفته آلن مالدین از «تلئوگرافی»، کمتر از یک درصد پهنای باند بین المللی از تنگه هرمز می گذرد و اثر جهانی چنین حملاتی می تواند محدود باشد. محسن رضایی نیز پیش تر هشدار داده بود زیرساخت های دیجیتال مرتبط با آمریکا در خلیج فارس از جمله مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی می توانند هدف قرار گیرند. به نوشته رویترز، الکس واتانکا از مؤسسه خاورمیانه گفت این تهدیدها برای بازداشتن از جنگ و فشار بر واشنگتن طراحی شده تا دولت های خلیج فارس و شرکت های آمریکایی نگران سرمایه گذاری هایشان شوند. قطع چند کابل می تواند خدمات اینترنت، تراکنش های مالی، تجارت الکترونیک و رایانش ابری را کند کند.

تعمیر در زمان جنگ دشوار است و هزینه بیمه و تأخیر در مجوزها آن را پیچیده تر می کند. به گفته مالدین، دریای سرخ می تواند هدف مهم تری از هرمز باشد، به ویژه اگر ایران از حمایت یمن برخوردار شود. رویترز می افزاید دولت های خلیج فارس در فناوری و قطب های هوش مصنوعی سرمایه گذاری سنگینی کرده اند و حملات ایران در مارس به دو تأسیسات آمازون وب سرویسز در امارات و زیرساختی نزدیک یکی از تأسیسات آن در بحرین اصابت کرد. سپاه در اوج جنگ، مایکروسافت، گوگل، اپل و انویدیا را اهداف مشروع خواند. مایکروسافت نیز برنامه دارد تا 2030 بیش از 400 میلیون دلار در اتصالات زیردریایی و زمینی خاورمیانه سرمایه گذاری کند.

رسانه های عربی

الجزیره در مقاله ای نوشت: نشست وزرای خارجه چهار کشور منطقه ای شامل عربستان، مصر، ترکیه و پاکستان (آر4) با سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان (ای3) در استانبول، می تواند زمینه ساز شکل گیری الگویی تازه برای همکاری امنیتی منطقه ای باشد. این ابتکار در شرایطی مطرح شده که نارضایتی از عملکرد آمریکا در مدیریت بحران های ایران و اوکراین افزایش یافته است.

ترکیب موقعیت ژئوپلیتیکی کشورهای منطقه با توان اقتصادی، دیپلماتیک و نهادی اروپا، ظرفیت همکاری در امنیت خلیج فارس، دریای سرخ، تنگه هرمز، باب المندب و کانال سوئز را فراهم می کند. عربستان و مصر نیز می توانند از این چارچوب برای افزایش نفوذ منطقه ای و مشارکت در تعیین قواعد امنیتی بهره ببرند.

بااین حال، این نشست هنوز به معنای تشکیل ائتلاف نظامی یا ارائه تضمین دفاعی مشترک نیست. اختلاف منافع اعضا نیز چالشی جدی است. محتمل ترین مسیر، تبدیل این چارچوب به سازوکاری منعطف برای هماهنگی دیپلماتیک و مدیریت بحران هاست؛ سازوکاری که بدون جایگزینی کامل آمریکا، وابستگی به واشنگتن را کاهش دهد و نقش قدرت های منطقه ای را افزایش دهد.

رأی الیوم در مقاله ای نوشت: ایران خود را برای احتمال حمله آمریکا و اسرائیل آماده می کند، اما خطر اصلی تنها حمله نظامی نیست؛ بلکه هم زمانی آن با تلاش برای ایجاد بی ثباتی داخلی و ترور مقام های ارشد است. تهران با درخواست احتمالی واشنگتن برای خودداری از پاسخ نظامی در برابر وعده توافق پس از انتخابات میان دوره ای آمریکا، با تردید برخورد می کند؛ زیرا چنین تعهدی می تواند آزادی عمل ایران را محدود کند، بی آنکه مانع تشدید تنش شود.

از سوی دیگر، اختلال در تنگه هرمز و افزایش قیمت انرژی می تواند هزینه اقتصادی و انتخاباتی جنگ را برای دولت ترامپ افزایش دهد. نتانیاهو نیز ممکن است از عدم پاسخ ایران، پاسخ محدود یا واکنش گسترده آن، برای تحقق اهداف سیاسی و نظامی خود بهره برداری کند. نقش روسیه در میانجی گری و تحولات منطقه ای نیز بر معادلات اثرگذار است. در نهایت، نتیجه جنگ به توانایی طرفین در حفاظت از جبهه داخلی، تحمل هزینه های طولانی مدت و جلوگیری از تبدیل ضربه نخست به برتری راهبردی پایدار بستگی دارد.

المیادین در مقاله ای نوشت: روابط آمریکا و اسرائیل، به ویژه پس از جنگ 1967، به شراکتی راهبردی تبدیل شده است؛ بااین حال، انتخابات دو طرف همواره عرصه ای حساس برای مداخله متقابل بوده است. در سال 1991، اختلاف جورج بوش پدر با اسحاق شامیر بر سر شهرک سازی و تضمین وام های ده میلیارد دلاری، به بحرانی سیاسی انجامید. شامیر در انتخابات 1992 شکست خورد و بوش نیز همان سال انتخابات ریاست جمهوری را به بیل کلینتون واگذار کرد. کلینتون در سال 1996 از شیمون پرز حمایت کرد. بعدها، روابط شخصی جورج بوش پسر با آریل شارون و سپس نفوذ نتانیاهو بر دونالد ترامپ، ابعاد تازه ای به این مناسبات بخشید.

نتانیاهو از سال 2012 با حمایت از میت رامنی و سخنرانی سال 2015 در کنگره علیه توافق هسته ای ایران، اصل حفظ روابط متوازن با دو حزب آمریکا را تضعیف کرد. همچنین، گزارش ها و کتابی که در سال 2026 منتشر شد، به نقش نتانیاهو در متقاعد کردن ترامپ برای حمله به ایران پرداخت. اکنون حمایت علنی ترامپ از نتانیاهو، در شرایط افزایش انتقادها از اسرائیل و نقش آیپک در انتخابات آمریکا، آزمونی تازه برای روابط دو طرف و تأثیر این حمایت بر رأی دهندگان اسرائیلی محسوب می شود.

رسانه های روسیه و چین

خبرگزاری شینهوا گزارش داد وزیران خارجه هشت کشور منطقه ای و اروپایی در نشست مشترکی در استانبول، مخالفت خود را با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران اعلام کردند و خواستار بازگشایی تنگه هرمز شدند.

این نشست روز جمعه با حضور وزیران خارجه ترکیه، مصر، پاکستان، عربستان سعودی، انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا برگزار شد. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، پس از مذاکرات پشت درهای بسته گفت چهار کشور منطقه ای ابتدا هفتمین نشست مستقل خود را با محور بررسی تهدید حمله احتمالی به ایران و حملات اخیر نیروهای یمنی به عربستان برگزار کردند و سپس کشورهای اروپایی به گفت وگوها پیوستند.

فیدان با اشاره به پیامدهای درگیری های جاری و تهدید مسیرهای دریایی، از جمله تنگه هرمز، باب المندب و دریای سیاه، تأکید کرد که این بحران ها عرضه انرژی، امنیت غذایی و تجارت آزاد را به شدت مختل کرده و فشار زیادی بر اقتصاد جهانی وارد آورده است. وزیر خارجه ترکیه افزود شرکت کنندگان در نشست درباره ضرورت گفت وگو برای جلوگیری از گسترش ویرانی ها اتفاق نظر داشتند و همگی با اقدام نظامی علیه ایران مخالفت کردند.

وی همچنین بر ضرورت برقراری آتش بس و دستیابی به توافقی جامع برای صلح میان روسیه و اوکراین و تضمین عبورومرور امن دریایی در دریای سیاه تأکید کرد.

وب سایت شورای امور بین الملل روسیه در تحلیلی با عنوان «آیا روسیه می تواند میان ایران و آمریکا توافق جدیدی میانجی گری کند؟» به قلم دیمیتری ترنین، رئیس این شورا، نوشت که برخورداری مسکو از تخصص هسته ای، روابط نزدیک با تهران و تجربه مشارکت در مذاکرات پیشین، می تواند روسیه را به میانجی مؤثرتری در مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا تبدیل کند.

به نوشته این تحلیل، سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به ایران و دیدار او با مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، در ادامه دیدارهای اخیر پزشکیان و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، صورت گرفت. گزارش های رسانه ای نیز از پیشنهاد مسکو برای میانجی گری میان تهران و واشنگتن با هدف دستیابی به توافقی هسته ای حکایت دارد.

ترنین تأکید کرد که دستیابی به توافقی جدید میان ایران و آمریکا در راستای منافع روسیه است؛ زیرا برقراری صلح می تواند زمینه را برای فعال شدن کریدور بین المللی حمل ونقل شمال ـ جنوب، که از ایران عبور می کند و روسیه را به هند متصل می سازد، فراهم کند. به گفته او، ادامه بحران و اختلال در تردد کشتی ها از تنگه هرمز، حتی با وجود افزایش کوتاه مدت درآمدهای نفتی روسیه، در نهایت به سود مسکو نیست.

این تحلیل همچنین یادآور شد که روسیه در مذاکرات هشت جانبه منتهی به توافق هسته ای سال 2015 مشارکت داشت و اکنون، پس از خروج آمریکا از توافق و کاهش اعتبار کشورهای اروپایی در روابط با تهران و واشنگتن، مسکو و پکن از معدود گزینه های باقی مانده برای میانجی گری هستند.

ترنین با اشاره به توانمندی های هسته ای روسیه و نقش شرکت دولتی روس اتم در صنعت انرژی هسته ای جهان، نوشت که مسکو از حق ایران برای تولید انرژی هسته ای حمایت می کند، اما با دستیابی ایران به سلاح هسته ای مخالف است.

در ادامه این تحلیل آمده است که روابط تهران و مسکو در سال های اخیر بهبود یافته و پیمان مشارکت جامع راهبردی دو کشور در سال 2025 نیز چارچوب گسترش همکاری های اقتصادی، سیاسی و نظامی را مشخص کرده است. نویسنده همچنین تأکید کرد که بحران های اوکراین، ایران و تایوان از یکدیگر جدا نیستند و به رقابت قدرت های اصلی جهان، یعنی آمریکا، روسیه و چین، گره خورده اند.

این تحلیل در پایان، احتمال دیدار سه جانبه پوتین، دونالد ترامپ و شی جین پینگ را فرصتی برای پیوند دادن دیپلماسی به تلاش ها برای مهار بحران ها ارزیابی کرد و نوشت که چنین تحولی، اگرچه لزوماً به معنای شکل گیری نظم جهانی جدید نیست، می تواند گامی برای جایگزین کردن دیپلماسی به جای جنگ باشد.

نظرات

captcha