هیچ واسطه ای بی نیاز از اذن خدا نیست

به گزارش ایکنا از همدان، حجت الاسلام والمسلمین حسین ثروتی مدرس و پژوهشگر قرآن کریم در ادامه تشریح و بیان نکاتی از سوره مبارکه «زمر» مطالبی را در مورد آیات 38 تا 44 این سوره بیان کرده است، که مشروح این سخنان را در زیر می خوانیم: خداوند در آیه 39 سوره زمر می فرماید: « قُلْ یَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَیٰ مَکَانَتِکُمْ إِنِّی عَامِلٌ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ بگو: ای قوم من! شما بر همین حالت کفر و عنادی که هستید عمل کنید، من نیز [بر پایه ایمان و اخلاصم] عمل می کنم، سپس خواهید دانست».

به گزارش ایکنا از همدان، حجت الاسلام والمسلمین حسین ثروتی مدرس و پژوهشگر قرآن کریم در ادامه تشریح و بیان نکاتی از سوره مبارکه «زمر» مطالبی را در مورد آیات 38 تا 44 این سوره بیان کرده است، که مشروح این سخنان را در زیر می خوانیم:

خداوند در آیه 39 سوره زمر می فرماید: «قُلْ یَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَیٰ مَکَانَتِکُمْ إِنِّی عَامِلٌ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ بگو: ای قوم من! شما بر همین حالت کفر و عنادی که هستید عمل کنید، من نیز [بر پایه ایمان و اخلاصم] عمل می کنم، سپس خواهید دانست».

براساس این آیه پیامبر(ص) مأمور می شود به مخالفان خود بگوید: ای قوم من، شما براساس توانایی، امکانات و موقعیتی که دارید، عمل کنید و من نیز به وظیفه خود عمل می کنم. «مَکَانَت» در این آیه به معنای توان، قدرت و موقعیت است؛ بنابراین، پیام آیه این است که هر کس براساس توان و امکانات خود عمل می کند و پیامبر(ص) نیز با جدیت به مسیر خود ادامه می دهد.

نکته مهم این آیه آن است که انسان باید وظیفه خود را انجام دهد و اجازه ندهد رفتار مخالفان بر تصمیم و اراده او تأثیر بگذارد؛ به گونه ای که از مسیر خود عقب نشینی کند یا مسئولیتی را که برعهده دارد، کنار بگذارد. پیامبر(ص) با صراحت به مخالفان اعلام می کند که شما به کار خود ادامه دهید و من نیز به وظیفه خود عمل می کنم. در واقع، مخالفت دیگران نباید مانع انجام مسئولیت انسان شود.

در ادامه آیه آمده است: «فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ»؛ یعنی به زودی خواهید دانست. سپس در آیه 40 سوره زمر، خداوند از عذابی سخن می گوید که موجب رسوایی می شود و عذابی پایدار که بر فرد فرود خواهد آمد. «مَنْ یَأْتِیهِ عَذَابٌ یُخْزیهِ وَیَحِلُّ عَلَیْهِ عَذَابٌ مُقِیمٌ؛ که چه کسی را [در دنیا] عذابی خوارکننده بیاید، و [در آخرت هم] عذابی جاودانه بر او فرود آید.» بدین ترتیب، مخالفان می توانند براساس توان و امکانات خود عمل کنند، اما سرانجام مشخص خواهد شد که چه کسی با عذاب رسواکننده مواجه می شود و عذاب پایدار بر چه کسی فرود می آید.

بنابراین، پیام این آیات آن است که انسان باید با توکل بر خداوند، وظیفه خود را بشناسد و با جدیت به آن عمل کند. مخالفت ها و رفتارهای دیگران نباید موجب شود که انسان از مسیر درست خود عقب نشینی کند؛ چراکه آنچه اهمیت دارد، پایبندی به مسئولیت و انجام وظیفه است و در نهایت، حقیقت عملکرد انسان ها آشکار خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

مبنای توکل و رهایی از وابستگی به قدرت های غیرالهی در قرآن  قرآن؛ تصدیق حقیقت را در گفتار و رفتار انسان می سنجد   توحید؛ راه نجات انسان از سردرگمی میان فرمان های متعارض  تعبیر قرآن کریم از انسان فاسق  دانش و حق شناسی بدون عمل به هدایت نمی رساند   اخلاص در بندگی؛ پیام اصلی آیات نخست سوره زمر   تقوا؛ سپر نجات انسان در برابر عذاب آشکار 

آیه 41 نیز بیان می کند «إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ لِلنَّاسِ بالْحَقِّ ۖ فَمَنِ اهْتَدَیٰ فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بوَکِیلٍ؛ به درستی که ما این کتاب را برای [هدایت] مردم به حقّ و راستی بر تو نازل کرده ایم؛ پس هر که هدایت یافت، به سود خود هدایت یافته و هر که گمراه شد، فقط به زیان خود گمراه می شود؛ و تو بر آنان نگهبان و کارساز نیستی.»

همه انسان ها می توانند از کتاب الهی بهره ببرند، اما بهره مندی از هدایت قرآن به پذیرش و عمل به آن بستگی دارد. «اهْتَدَیٰ» به معنای پذیرفتن هدایت است و عبارت «فَلِنَفْسِهِ» نشان می دهد که نتیجه این پذیرش، به سود خود انسان خواهد بود. اگر کسی هدایت الهی را بپذیرد، از آثار و برکات آن بهره مند می شود و اگر آن را نپذیرد، در حقیقت به خودش زیان رسانده است.

در ادامه، بر این نکته تأکید می شود که پیامبر(ص) مسئول حفظ و نگهداری اعمال انسان ها و عهده دار پیامد انتخاب های آنان نیست. قرار نیست پیامبر(ص) گناهان و اشتباهات ما را برعهده بگیرد یا اعمال نادرست ما را توجیه کند. گاهی ممکن است برخی تصور کنند که پیامبر(ص) و اولیای دین در آخرت اعمال آنان را توجیه خواهند کرد، در حالی که هر انسانی در برابر انتخاب ها و عملکرد خود مسئول است.

آیه 42 در مورد حقیقت خواب و مرگ است، «اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا ۖ فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَیٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَیٰ إِلَیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ و خداست که روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور کامل می گیرد، و روحی را که [صاحبش] نمرده است نیز به هنگام خوابش [می گیرد]، پس روح کسی که مرگ را بر او حکم کرده نگه می دارد، [و به بدن باز نمی گرداند] و دیگر روح را تا سرآمدی معین باز می فرستد؛ مسلماً در این [واقعیت] برای مردمی که می اندیشند، نشانه هایی [بر قدرت خدا] ست.»

«مَنام» به معنای خواب است. در این آیه، خداوند از دو وضعیت سخن می گوید؛ یکی هنگام مرگ انسان و دیگری هنگام خواب. خداوند جان انسان را هنگام مرگ می گیرد و جان کسانی را نیز که خوابیده اند، دریافت می کند؛ با این تفاوت که در مورد افرادی که مرگ شان مقدر شده است، جان شان را نگه می دارد و به بدن باز نمی گرداند، اما جان کسانی که در خواب هستند را تا زمانی معین باز می فرستد.

تفاوت خواب و مرگ در این آیه، به بازگشت یا باز نگشتن جان انسان مربوط می شود. کسی که می خوابد، پس از مدتی بیدار می شود و به زندگی خود ادامه می دهد، اما هنگامی که مرگ انسان فرا برسد، جان او نزد خداوند باقی می ماند و بازگشتی به زندگی دنیوی نخواهد داشت.

نکته مهم این آیه آن است که انسان با اندیشیدن درباره حقیقت خواب و مرگ، می تواند نشانه هایی از قدرت خداوند را درک کند. وقتی انسان به خواب می رود، ارتباط و آگاهی او از محیط پیرامونش دگرگون می شود و پس از مدتی دوباره به وضعیت عادی باز می گردد. این واقعیت می تواند زمینه ای برای تفکر درباره حقیقت مرگ و قدرت خداوند در گرفتن و باز گرداندن جان انسان باشد.

خداوند در پایان آیه می فرماید که در این حقیقت، نشانه هایی برای کسانی وجود دارد که می اندیشند. بنابراین، انسان باید درباره آن ها تأمل کند تا بتواند از این نشانه ها برای شناخت بهتر خداوند بهره ببرد.

در روایتی از امام باقر(ع) در کتاب اصول کافی نیز به گرفتن جان انسان هنگام خواب و مرگ اشاره شده است. براساس این مضمون، بیدار شدن از خواب فرصتی برای توجه به خداوند و شکرگزاری از بازگشت به زندگی است. از همین رو، در ذکر پس از بیداری آمده است: «الحمدلله الذی رد علی روحی لاحمده و اعبده؛ ستایش مخصوص خداوندی است که روحم را به من باز گرداند تا او را ستایش و عبادت کنم.»

این ذکر به انسان یادآوری می کند که بازگشت به زندگی پس از خواب نیز نعمتی از جانب خداوند است و شایسته است انسان روز خود را با یاد و سپاس پروردگار آغاز کند. همچنین، در کلام منسوب به امام علی(ع)، توجه به حمد و ستایش خداوند در برابر مشغولیت های دنیا مورد تأکید قرار گرفته است: « م َشْغُولَةً عَنِ الدُّنْیا بحَمْدکَ وَثَنائِکَ».

آیه 43 این سوره می فرماید «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعَاءَ ۚ قُلْ أَوَلَوْ کَانُوا لَا یَمْلِکُونَ شَیْئًا وَلَا یَعْقِلُونَ؛ آیا به جای خدا واسطه هایی گرفتند؟ بگو: حتی اگر آن شفیعان قدرت به کاری نداشته باشند و چیزی را درنیابند؟»

شفاعت به معنای وساطت است. این آیه به کسانی اشاره می کند که به جای خداوند، واسطه هایی را برای خود در نظر می گیرند؛ در حالی که آن واسطه ها مالک سر سوزنی نیستند و از خود قدرت مستقلی ندارند.

فقط خداپرستی و یکتاپرستی براساس آیه «لا اله الا هو» قابل قبول است، انسان اهل ارتباط با انسان های دیگر و مخلوقات است، این ارتباطات در صورتی که جای پرستش خدا را نگیرد قابل قبول است.

پرسش اساسی این است که اگر موجودی مالک هیچ چیز نیست و توانایی و آگاهی مستقلی ندارد، چگونه می تواند جایگاه خداوند را پیدا کند؟ قرآن با طرح این پرسش، انسان را به تفکر درباره باورهای خود دعوت می کند. بت پرستان به جای آنکه به خالق هستی روی بیاورند، به مخلوقاتی پناه می برند که خودشان نیز در وجود و بقای خویش به خداوند نیازمند هستند.

این یک منطق روشن است، اما برای انسانی که فکرش معیوب است کار نمی کند و این چنین می شود که مقابل بت تعظیم می کند و به باورهای نادرست خود پایبند می ماند.

براساس آموزه های قرآن، پرستش باید مختص خداوند باشد و توحید، اساس رابطه انسان با پروردگار را تشکیل می دهد. البته انسان در زندگی با دیگر انسان ها و دیگر مخلوقات ارتباط برقرار می کند و از کمک و همراهی آنان بهره می برد؛ اما این ارتباط ها زمانی با اصل توحید سازگار است که جایگاه پرستش خداوند را نگیرد و هیچ مخلوقی مستقل از اراده الهی تصور نشود.

آیه 44 سوره زمر با تأکید بر اینکه شفاعت در اختیار خداوند است، می فرماید «قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا ۖ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ بگو: شفاعت، یکسره ویژه خداست، فرمانروایی آسمان ها و زمین در سیطره اوست، سپس به سوی او باز گردانده می شوید.»

این آیه تأکید می کند که شفاعت به طور کامل در اختیار خداوند است؛ زیرا مالکیت و فرمانروایی آسمان ها و زمین از آن اوست و همه انسان ها در نهایت به سوی او باز گردانده می شوند.

بنابراین، هیچ واسطه ای خارج از اراده و اختیار خداوند نمی تواند نقشی مستقل داشته باشد. اگر خداوند برای انسان واسطه ای قرار دهد، این امر نیز در چارچوب اراده و فرمان اوست. در نتیجه، اعتقاد به شفاعت نباید به معنای نادیده گرفتن حاکمیت خداوند یا مستقل دانستن دیگران از او باشد.

پیامبران الهی آمده اند تا انسان را با حقیقت و مسیر درست زندگی آشنا کنند و به او بیاموزند که باورهای خود را برپایه شناخت و دلیل بنا کند. انسان نباید بدون اندیشه و شناخت، چیزی را بپذیرد یا برای مخلوقات جایگاهی مستقل از خداوند در نظر بگیرد.

از سوی دیگر، تأکید آیه بر فرمانروایی خداوند بر آسمان ها و زمین و بازگشت همه انسان ها به سوی او نشان می دهد که توجه نهایی انسان باید به پروردگار باشد. انسان در زندگی خود ممکن است از دیگران کمک بگیرد و با آنان ارتباط داشته باشد، اما نباید فراموش کند که مالک حقیقی هستی خداوند است و سرانجام همه به سوی او باز می گردند.

انتهای پیام

نظرات

captcha