ورود اقتصاد جهان به عصر محدودیت منابع

اقتصاد جهان از دوره ای مبتنی بر وفور نسبی منابع و زنجیره های تأمین گسترده، به دوره ای وارد شده که در آن دسترسی مطمئن به منابع فیزیکی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، افزایش تقاضا برای انرژی، فلزات و زیرساخت های حیاتی، در کنار سال ها سرمایه گذاری ناکافی در برخی بخش های عرضه و تشدید تنش های ژئوپلیتیک، شرایط تازه ای را برای اقتصاد جهانی رقم زده است. تحلیلی که روز دوشنبه در رویترز منتشر شد، استدلال می کند که اقتصاد جهان از دوره ای مبتنی بر وفور نسبی منابع و زنجیره های تأمین گسترده، به دوره ای وارد شده که در آن دسترسی مطمئن به منابع فیزیکی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در دهه های گذشته، بسیاری از شرکت ها مدل کسب وکار خود را بر کاهش موجودی انبار، تحویل به موقع کالا و دسترسی به منابع از طریق زنجیره های تأمین جهانی بنا کرده بودند. این الگو هزینه نگهداری موجودی را کاهش می داد و بهره وری عملیاتی را افزایش می داد؛ اما اختلالات تجاری و درگیری های ژئوپلیتیک سال های اخیر آسیب پذیری آن را آشکار کرده است.

بر اساس این تحلیل، تقاضای فزاینده برای منابع با محدودیت ظرفیت عرضه، تمرکز جغرافیایی تولید مواد اولیه و ضعف سرمایه گذاری در برخی زیرساخت ها برخورد کرده است. نتیجه این وضعیت می تواند افزایش نوسان قیمت ها و اهمیت بیشتر سرمایه گذاری در دارایی های فیزیکی باشد.

هوش مصنوعی؛ عامل تازه رشد تقاضای انرژی

گسترش هوش مصنوعی و مراکز داده، یکی از عوامل افزایش تقاضا برای برق به شمار می رود. توسعه این زیرساخت ها به مراکز پردازش، سامانه های خنک کننده، شبکه های انتقال برق و ظرفیت تولید پایدار نیاز دارد.

برآورد آژانس بین المللی انرژی که در تحلیل رویترز به آن استناد شده، نشان می دهد تقاضای برق مراکز داده در جهان ممکن است تا سال 2035، در مقایسه با سطح سال 2024، تقریباً سه برابر شود.

این افزایش تقاضا در شرایطی رخ می دهد که برقی شدن حمل ونقل، توسعه صنایع و رشد مصرف انرژی در اقتصادهای نوظهور نیز نیاز به برق را افزایش داده اند. بنابراین، توسعه فناوری های دیجیتال تنها به سرمایه گذاری در تراشه و نرم افزار محدود نیست؛ بلکه به گسترش ظرفیت تولید و انتقال انرژی نیز وابسته است.

اگر توسعه زیرساخت ها از رشد تقاضا عقب بماند، فشار بر شبکه برق، هزینه تأمین انرژی و نیاز به سرمایه گذاری های جدید افزایش می یابد.

چرا انرژی های پاک به تنهایی پاسخ فوری نیستند؟

نویسنده تحلیل رویترز معتقد است تحول نظام انرژی را نباید صرفاً جایگزینی نفت و گاز با منابع تجدیدپذیر دانست. از نگاه او، رشد تقاضای جهانی ممکن است به افزایش هم زمان سرمایه گذاری در منابع متعارف و انرژی های پاک نیاز داشته باشد.

انرژی خورشیدی و بادی می توانند سهم مهمی در تأمین برق داشته باشند، اما توسعه آن ها به شبکه انتقال، ذخیره سازی و مدیریت نوسانات تولید وابسته است. منابعی مانند انرژی هسته ای نیز می توانند در تأمین برق پایدار نقش ایفا کنند. در کنار این موارد، نفت و گاز همچنان در بخش هایی از اقتصاد جهانی مصرف می شوند.

این رویکرد به معنای کم اهمیت بودن گذار انرژی نیست؛ بلکه بر این نکته تأکید می کند که تغییر ترکیب منابع باید با رشد ظرفیت عرضه و توسعه زیرساخت ها هماهنگ باشد.

بر اساس ارقام مورد استناد در این تحلیل، سرمایه گذاری جهانی در انرژی پاک در سال 2026 ممکن است به حدود 2.2 تریلیون دلار برسد. این رقم نشان دهنده بزرگی بازار سرمایه گذاری در تولید انرژی، شبکه ها و فناوری های مرتبط است، اما به تنهایی تضمین نمی کند که همه بخش های این بازار بازدهی یکسانی داشته باشند.

زیرساخت؛ حلقه ای که کمتر دیده می شود

یکی از پیام های اصلی این تحلیل، اهمیت شبکه های انتقال برق، خطوط لوله، راه آهن و زیرساخت های ذخیره سازی است. افزایش ظرفیت تولید بدون توسعه شبکه توزیع و انتقال نمی تواند به تنهایی مشکل کمبود انرژی را حل کند.

این زیرساخت ها معمولاً عمر عملیاتی طولانی دارند و در صورت مدیریت مناسب می توانند جریان درآمدی بلندمدت ایجاد کنند. با این حال، سرمایه گذاری در آن ها با ریسک هایی مانند هزینه بالای ساخت، مقررات دولتی، تغییر نرخ بهره و عدم قطعیت تقاضا روبه رو است.

از این رو، سرمایه گذاران ناچارند به جای نگاه یکسان به تمام بخش های انرژی، تفاوت میان شرکت های نفتی، صادرکنندگان گاز طبیعی مایع، توسعه دهندگان نیروگاه های هسته ای، تولیدکنندگان تجهیزات ذخیره سازی و شرکت های زیرساختی را در نظر بگیرند.

پیام اقتصادی عصر جدید منابع

اگر محدودیت عرضه در کنار رشد تقاضا ادامه یابد، دسترسی به منابع می تواند به عاملی تعیین کننده در رقابت اقتصادی کشورها تبدیل شود. اقتصادهایی که توان توسعه زیرساخت، تأمین مالی پروژه های بلندمدت و ایجاد زنجیره های تأمین متنوع را دارند، ممکن است در موقعیت بهتری قرار گیرند.

در مقابل، کشورهایی که به واردات متمرکز، زیرساخت فرسوده یا منابع مالی محدود وابسته اند، ممکن است بیشتر در معرض نوسان قیمت و اختلال عرضه قرار گیرند.

نظرات

captcha