معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
غذا از بنیادی ترین نیاز های انسان است، اما در زندگی جوامع مختلف، معنایی فراتر از تأمین نیاز های جسمی پیدا کرده است. روش تهیه غذا، مواد اولیه، ابزار های پخت، زمان صرف غذا، آداب پذیرایی، خوراک های مناسبتی و حتی شیوه تقسیم نان میان افراد، بخشی از هویت فرهنگی جوامع را شکل می دهند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما تنوع اقلیمی و فرهنگی ایران، از غذا های محلی شمال و خوراک های دریایی جنوب تا آش ها، نان ها، شیرینی ها و آیین های غذایی مناطق مختلف، ظرفیتی گسترده برای توسعه گردشگری خوراک ایجاد کرده است؛ ظرفیتی که با پیوند دادن میراث غذایی به جاذبه های تاریخی، طبیعی و فرهنگی می تواند تجربه سفر را غنی تر کند، اقتصاد جوامع محلی را رونق ببخشد و به ویژه برای گردشگران کشور های همسایه، دریچه ای متفاوت برای شناخت فرهنگ ایرانی بگشاید.
بسیاری از سنت های غذایی در طول نسل ها و در ارتباط با محیط طبیعی، شرایط اقتصادی، مهاجرت ها، تجارت و مناسبات اجتماعی شکل گرفته اند و همچنان در زندگی روزمره مردم حضور دارند.
از همین منظر، گردشگری خوراک یکی از ظرفیت های مهم گردشگری فرهنگی است؛ حوزه ای که در آن غذا نه فقط به عنوان محصولی برای مصرف، بلکه به عنوان راهی برای شناخت تاریخ، جغرافیا، سبک زندگی و میراث زنده یک مقصد معرفی می شود.
روز جهانی غذا، که هر سال 16 اکتبر برابر با 24 مهر گرامی داشته می شود، فرصتی برای توجه به جایگاه غذا در زندگی انسان، امنیت غذایی، کشاورزی پایدار و حفظ تنوع محصولات غذایی است. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، فائو، شعار روز جهانی غذا در سال 2026 را نوآوری امروز، تغذیه فردا انتخاب کرده است؛ شعاری که بر اهمیت راهکار های نو، دانش بومی و رویکرد های فراگیر برای تأمین غذای کافی، متنوع، سالم و مغذی و حفاظت از منابع طبیعی تأکید دارد. در چنین چارچوبی، میراث غذایی و گردشگری خوراک نیز می توانند به موضوعی برای پیوند میان حفاظت از سنت ها، توسعه اقتصادی و معرفی فرهنگ جوامع تبدیل شوند.
گردشگری خوراک چیست و چه تفاوتی با غذا خوردن در سفر دارد؟
گردشگری خوراک به تجربه هایی گفته می شود که گردشگر در جریان سفر از طریق غذا و فعالیت های مرتبط با آن به دست می آورد. این تجربه ها می توانند شامل چشیدن غذا های محلی، بازدید از بازار های سنتی، آشنایی با تولیدکنندگان مواد غذایی، حضور در مزارع و باغ ها، شرکت در جشنواره های خوراک، یادگیری روش تهیه غذا های سنتی و شناخت آیین های مرتبط با سفره باشند.
بنابراین، گردشگری خوراک صرفاً به معنای مراجعه به رستوران یا امتحان کردن غذای متفاوت نیست. تفاوت اصلی در آن است که غذا به بخشی از محتوای فرهنگی سفر تبدیل می شود. گردشگر می تواند بداند مواد اولیه یک خوراک از کجا تأمین می شود، چرا مردم یک منطقه از روش خاصی برای پخت استفاده می کنند، یک غذا در چه مناسبت هایی تهیه می شود و چه ارتباطی با اقلیم و شیوه زندگی مردم دارد.
برای نمونه، تجربه یک غذای محلی در شمال ایران زمانی به تجربه ای کامل تر تبدیل می شود که با شناخت شالیزارها، سبزی های بومی، محصولات فصلی و بازار های محلی همراه باشد. در جنوب کشور نیز آشنایی با غذا های دریایی می تواند با بازدید از بازار ماهی، شناخت محصولات خلیج فارس و دریای عمان و آشنایی با شیوه های محلی فرآوری و پخت غذا پیوند بخورد.
سازمان جهانی گردشگری، گردشگری خوراک را از جمله فرصت های معرفی هویت مقصدها، حفظ سنت های محلی، تقویت اقتصاد جوامع و ایجاد ارتباط میان گردشگری و بخش تولید می داند. بر همین اساس، خوراک می تواند به یکی از عناصر متمایزکننده مقصد های گردشگری تبدیل شود و تجربه ای فراتر از بازدید معمول از جاذبه ها برای گردشگر فراهم کند.
ایران؛ سرزمینی با تنوع گسترده فرهنگ های غذایی
یکی از مهم ترین ویژگی های ایران برای توسعه گردشگری خوراک، تنوع جغرافیایی و اقلیمی آن است. جنگل ها و شالیزار های شمال، کوهستان های غرب، دشت ها و باغ های مرکزی، مناطق خشک و نیمه خشک، سواحل جنوبی و نواحی شرقی کشور، هرکدام مجموعه ای از محصولات، روش های پخت و سنت های غذایی را شکل داده اند.
در کنار جغرافیا، تنوع قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری سفره ایرانی نقش دارد. شیوه های کشاورزی و دامداری، دسترسی به مواد اولیه، ارتباطات تجاری، جابه جایی جمعیت ها و انتقال دانش میان نسل ها، به شکل گیری غذا هایی انجامیده اند که در عین برخورداری از برخی عناصر مشترک، تفاوت های منطقه ای چشمگیری دارند.
این تنوع، امکان معرفی ایران از مسیر های متعدد گردشگری خوراک را فراهم می کند؛ از سفر برای شناخت غذا های شمالی و جنوبی تا آشنایی با نان های سنتی، شیرینی های محلی، آش ها، خوراک های عشایری، محصولات کشاورزی و آیین های غذایی. هرکدام از این موضوعات می توانند مبنای طراحی یک تجربه گردشگری باشند.
شمال ایران؛ پیوند جنگل، شالیزار و سفره فرهنگ غذایی
گیلان و مازندران از نمونه های شاخص ارتباط میان محیط طبیعی و خوراک در ایران است. بارندگی فراوان، شالیزارها، باغ ها، دسترسی به دریای خزر و تنوع سبزی های محلی، مواد اولیه گسترده ای در اختیار آشپزی این منطقه قرار داده اند.
در گیلان، باقلاقاتق، میرزاقاسمی، ترش تره، اناربیج، سیرقلیه و انواع خوراک های مبتنی بر سبزی، سیر، گردو، حبوبات و چاشنی های ترش، بخشی از هویت غذایی منطقه را شکل می دهند. استفاده از سبزی های محلی و ترکیب طعم های گیاهی و ترش، از ویژگی های قابل توجه این آشپزی است. ماهی و دیگر محصولات دریایی نیز در بخش مهمی از سفره های محلی حضور دارند.
در مازندران، غذا های برنجی، خورش های محلی، محصولات باغی، مرکبات و خوراک های تهیه شده با سبزی های بومی، تنوع غذایی قابل توجهی ایجاد کرده اند. این ظرفیت را می توان با گردشگری کشاورزی و روستایی پیوند داد؛ برای مثال، گردشگر در کنار تجربه غذا می تواند با مراحل تولید برنج، محصولات فصلی، بازار های محلی و شیوه زندگی روستایی آشنا شود.
رشت، مرکز استان گیلان، نمونه شاخص این پیوند میان خوراک و هویت گردشگری است. این شهر در سال 2015 به شبکه شهر های خلاق یونسکو در حوزه خوراک شناسی پیوست. معرفی یونسکو از رشت بر تنوع منابع طبیعی، استفاده از محصولات فصلی، حفظ دستور های غذایی نسل به نسل و نقش فرهنگ خوراک در ارتباط میان جامعه، اقتصاد و میراث فرهنگی تأکید دارد.
اهمیت تجربه رشت در آن است که غذا به عنوان بخشی از هویت شهری معرفی شده است. بازار های محلی، خوراک های گیلانی، روش های سنتی آشپزی و ارتباط غذا با محصولات کشاورزی منطقه، ظرفیت دارند که در کنار طبیعت، معماری و فرهنگ روستایی، تجربه ای چندوجهی برای گردشگران ایجاد کنند.
آذربایجان؛ از کوفته و آش تا نان و شیرینی
آذربایجان ایران یکی از حوزه های مهم تنوع غذایی کشور است. سنت های کشاورزی و دامداری، اقلیم منطقه و جایگاه غلات، گوشت و فرآورده های لبنی در زندگی روزمره، بر شکل گیری فرهنگ غذایی آن تأثیر گذاشته اند.
کوفته تبریزی از شناخته شده ترین غذا های این منطقه است؛ خوراکی که آماده سازی آن به مهارت در ترکیب مواد اولیه، تنظیم بافت و پخت نیاز دارد. آش اوماج و دیگر آش های محلی نیز بخشی از تنوع سفره آذربایجان هستند. در کنار غذا های اصلی، شیرینی هایی مانند قرابیه و نوقا و محصولات مرتبط با آجیل و خشکبار، در معرفی خوراک تبریز جایگاه ویژه ای دارند.
در اردبیل، آش دوغ و انواع خوراک های محلی شناخته شده اند. نان های سنتی و فرآورده های لبنی نیز در شهر ها و روستا های این حوزه فرهنگی حضور دارند. این تنوع می تواند در طراحی مسیر های گردشگری خوراک مورد استفاده قرار گیرد؛ مسیر هایی که بازار های تاریخی، نانوایی ها، شیرینی فروشی ها، مراکز عرضه محصولات محلی و جاذبه های تاریخی را به یکدیگر پیوند می دهند.
بازار تاریخی تبریز از این نظر ظرفیت مهمی دارد. گردشگر می تواند در کنار بازدید از معماری و فضای تاریخی بازار، با محصولات غذایی، شیرینی ها، خشکبار و سنت های خریدوفروش آشنا شود. در چنین تجربه ای، خوراک به راهی برای شناخت تاریخ تجارت، زندگی شهری و فرهنگ پذیرایی تبدیل می شود.
غرب ایران؛ خوراک های کوهستانی و دانش بومی
در کردستان، کرمانشاه، لرستان، ایلام و بخش هایی از مناطق کوهستانی غرب کشور، فرهنگ غذایی با دامداری، کشت غلات، استفاده از گیاهان خوراکی و سنت های روستایی و عشایری ارتباط نزدیکی دارد.
در کردستان، کلانه از خوراک های شناخته شده محلی است که با خمیر نان و گیاهان خوراکی تهیه می شود. در کرمانشاه، خورش خلال و دنده کباب از غذا های شناخته شده هستند و نان ها و شیرینی های محلی نیز بخشی از فرهنگ غذایی منطقه را تشکیل می دهند. در لرستان و ایلام، خوراک های محلی، فرآورده های دامی و سنت های مرتبط با زندگی عشایری و روستایی، ظرفیت معرفی فرهنگی دارند.
یکی از ویژگی های مهم این مناطق، پیوند غذا با دانش زیست در محیط های کوهستانی و نیمه خشک است. روش های نگهداری مواد غذایی، استفاده از محصولات فصلی و شناخت گیاهان خوراکی، بخشی از دانش بومی جوامع محلی را تشکیل می دهند.
گردشگری خوراک در این مناطق می تواند با طبیعت گردی، بازدید از روستا ها و آشنایی با شیوه زندگی عشایری پیوند بخورد. با این حال، طراحی چنین تجربه هایی باید با مشارکت و رضایت جامعه میزبان انجام شود و به حریم زندگی روزمره مردم احترام بگذارد.
خراسان؛ از شله مشهدی تا زعفران و زرشک
خراسان به دلیل گستردگی جغرافیایی، تنوع محصولات کشاورزی و جایگاه تاریخی در مسیر های ارتباطی، فرهنگ غذایی متنوعی دارد. در خراسان رضوی، شله مشهدی از غذا های شناخته شده است که در مناسبت ها و گردهمایی های جمعی نیز جایگاه دارد. انواع آش، خوراک های گوشتی، نان ها و شیرینی های محلی نیز بخشی از فرهنگ غذایی منطقه هستند.
زعفران و زرشک از محصولات شاخص خراسان اند و می توانند محور تجربه های گردشگری کشاورزی و خوراک قرار گیرند. بازدید از مزارع در فصل مناسب، آشنایی با مراحل برداشت و فرآوری و شناخت کاربرد این محصولات در آشپزی، فرصتی برای پیوند دادن تولید کشاورزی با تجربه گردشگر فراهم می کند.
در خراسان شمالی و جنوبی نیز تنوع فرهنگی، محصولات محلی و شیوه های سازگار با شرایط اقلیمی، ظرفیت های دیگری برای معرفی خوراک ایجاد کرده اند. مستندسازی غذا های بومی و معرفی تفاوت های منطقه ای می تواند به طراحی مسیر های گردشگری فرهنگی و غذایی کمک کند.
مرکز ایران؛ خوراک در شهر های تاریخی و اقلیم خشک
در اصفهان، بریانی و خورش ماست از غذا های شناخته شده هستند. شیرینی هایی مانند گز نیز در معرفی فرهنگ غذایی شهر جایگاه دارند. در یزد، آش شولی و شیرینی هایی مانند قطاب، باقلوا و پشمک از عناصر شناخته شده سفره و بازار های محلی به شمار می روند. در کاشان نیز خوراک های سنتی، محصولات باغی و فرآورده های مرتبط با گل محمدی، از جمله گلاب، می توانند با گردشگری کشاورزی و تجربه های فصلی پیوند بخورند.
این مناطق به دلیل برخورداری از بافت های تاریخی، بازارها، خانه های سنتی، باغ ها و کارگاه های تولید محصولات محلی، امکان طراحی مسیر هایی را دارند که خوراک را در کنار معماری و تاریخ شهری معرفی کنند. برای نمونه، بازدید از یک بازار تاریخی می تواند با شناخت شیرینی های محلی، روش تولید آنها و جایگاهشان در فرهنگ پذیرایی همراه شود.
در چنین برنامه هایی، غذا تنها بخشی از پذیرایی گردشگر نیست؛ بلکه وسیله ای برای شناخت رابطه میان اقلیم، اقتصاد، تجارت و زندگی روزمره مردم است.
فارس و جنوب غرب؛ خوراک شهری، روستایی و عشایری
در فارس، کلم پلو شیرازی و آش سبزی از غذا های شناخته شده اند. خوراک های محلی، نان ها، شیرینی ها و محصولات کشاورزی منطقه نیز می توانند در برنامه های گردشگری خوراک معرفی شوند. پیوند دادن این تجربه ها با باغ های ایرانی، بازارها، بافت تاریخی شیراز و روستا های پیرامونی، امکان طراحی مسیر های فرهنگی متنوعی را فراهم می کند.
در کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری، سنت های عشایری و دامداری در فرهنگ خوراک نقش دارند. فرآورده های لبنی، نان های محلی و غذا های مبتنی بر محصولات دامی، بخشی از این میراث هستند. معرفی این خوراک ها می تواند با شناخت چرخه های فصلی زندگی عشایری و رابطه انسان با محیط طبیعی همراه شود.
کرمان و جنوب شرق؛ خوراک های سازگار با اقلیم
در کرمان، بزقرمه و برخی آش ها و خوراک های محلی در کنار محصولاتی مانند زیره و پسته، ظرفیت معرفی گردشگری خوراک را دارند. تجربه بازدید از باغ ها، بازار های محلی و مراکز فرآوری محصولات می تواند گردشگر را با رابطه میان کشاورزی و فرهنگ غذایی آشنا کند.
در سیستان و بلوچستان، تنوع جغرافیایی و فرهنگی بر شکل گیری خوراک های محلی تأثیر گذاشته است. تباهگ، که بر پایه فرآوری و خشک کردن گوشت تهیه می شود، نمونه ای از دانش بومی نگهداری مواد غذایی است. غذا های محلی مبتنی بر برنج، گوشت، ماهی و ادویه ها نیز در بخش های مختلف استان تنوع دارند.
معرفی این خوراک ها می تواند به شناخت روش های سازگاری با اقلیم، دانش نگهداری مواد غذایی و سنت های محلی کمک کند. در این حوزه، توجه به تفاوت میان مناطق ساحلی، کوهستانی و داخلی استان اهمیت دارد؛ زیرا فرهنگ غذایی آنها یکسان نیست.
خوزستان و سواحل جنوبی؛ ماهی، خرما و ادویه ها
در خوزستان و استان های ساحلی جنوب، ماهی، میگو، خرما، ادویه ها و محصولات کشاورزی در شکل گیری بسیاری از غذا ها نقش دارند. قلیه ماهی و انواع خوراک های محلی خوزستان، غذا های دریایی بوشهر و هرمزگان و فرآورده های خرما از نمونه های قابل معرفی در این حوزه هستند.
در این مناطق، گردشگری خوراک می تواند با بازار های ماهی، شناخت شیوه های صید و فرآوری محصولات دریایی، بازدید از بنادر تاریخی و تجربه زندگی ساحلی پیوند بخورد. چنین رویکردی، خوراک را به بخشی از روایت ارتباط مردم با خلیج فارس و دریای عمان تبدیل می کند.
در کنار غذا های اصلی، نان ها، شیرینی ها و فرآورده های خرما نیز ظرفیت معرفی دارند. طراحی تجربه های گردشگری مبتنی بر این محصولات می تواند به توسعه کسب وکار های محلی و افزایش تنوع فعالیت های گردشگران در مقصد های جنوبی کمک کند.
نان، آش، شیرینی و نوشیدنی؛ عناصر مشترک سفره ایرانی
فرهنگ غذایی ایران تنها مجموعه ای از غذا های اصلی نیست. نان، آش، شیرینی، خشکبار، نوشیدنی ها و فرآورده های فصلی نیز بخش مهمی از میراث غذایی کشور را تشکیل می دهند.
نان در بسیاری از مناطق ایران جایگاهی فراتر از یک ماده غذایی دارد و با مهمان نوازی، مناسبت های اجتماعی و زندگی روزمره پیوند خورده است. سنگک، بربری، تافتون و لواش در کنار نان های محلی روستایی و عشایری، تنوعی از روش های تهیه خمیر، شکل دهی و پخت را نشان می دهند.
فرهنگ تهیه و تقسیم نان های تخت با نام هایی مانند لواش، کاتیرما، یوپکا و یوفکا در ایران و چند کشور دیگر منطقه، در سال 2016 در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت یونسکو ثبت شد. این پرونده چندملیتی، علاوه بر روش های پخت، به مشارکت اعضای خانواده و همسایگان، تقسیم نان در مناسبت های مختلف و نقش آن در مهمان نوازی و همبستگی اجتماعی توجه دارد. این نمونه نشان می دهد که یک سنت غذایی می تواند هم زمان میراثی محلی و زمینه ای برای شناخت پیوند های فرهنگی میان کشور ها باشد.
آش ها نیز در مناطق مختلف ایران تنوع زیادی دارند و با مواد اولیه و شرایط اقلیمی هر منطقه سازگار شده اند. در برخی مناسبت ها، تهیه آش با مشارکت جمعی همراه است و تقسیم آن میان افراد، بخشی از معنای اجتماعی این خوراک را شکل می دهد.
شیرینی ها و نوشیدنی های سنتی نیز بخشی از فرهنگ پذیرایی ایران هستند. قطاب و باقلوای یزد، گز اصفهان، سوهان قم، قرابیه تبریز و انواع کلوچه های محلی، نمونه هایی از تنوع شیرینی پزی در کشورند. چای نیز در زندگی روزمره بسیاری از ایرانیان جایگاه ویژه ای دارد و در برخی مناطق، دمنوش های گیاهی و نوشیدنی های محلی با دانش بومی درباره گیاهان و محصولات منطقه ارتباط دارند.
این مجموعه می تواند مبنای طراحی مسیر های موضوعی گردشگری باشد؛ از مسیر شناخت نان های سنتی و بازار های شیرینی گرفته تا بازدید از کارگاه های محلی و تجربه محصولات فصلی.
خوراک های آیینی؛ غذا به عنوان حافظه جمعی
بخش مهمی از میراث غذایی ایران در مناسبت ها و آیین های جمعی دیده می شود. غذا های نوروزی، خوراک های شب یلدا، نذری ها، غذا های مراسم عروسی و سوگواری و خوراک های مرتبط با فصل برداشت محصولات، همگی نشان می دهند که غذا چگونه به ابزاری برای حفظ روابط اجتماعی و انتقال ارزش های فرهنگی تبدیل شده است.
در این آیین ها، اهمیت غذا تنها به طعم یا مواد اولیه آن محدود نمی شود؛ زمان تهیه، مشارکت افراد، شیوه تقسیم و معنایی که جامعه به آن می دهد نیز بخشی از میراث است. این سنت ها می توانند در معرفی فرهنگ مقصد ها نقش داشته باشند، اما استفاده گردشگری از آنها باید با احترام به باورها، رضایت جامعه میزبان و رعایت حریم خصوصی افراد همراه باشد.
{{name}}
{{content}}