معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
سلامت روان متخصصان این عرصه، یکی از موضوعات مهم در ارائه خدمات مشاوره ای و درمانی است؛ زیرا روان شناسان، روان پزشکان و مشاوران در جریان فعالیت حرفه ای خود، به طور مداوم با رنج ها، اضطراب ها و بحران های روانی مراجعان مواجه می شوند. تداوم این مواجهه، در کنار فشارهای شغلی و نبود حمایت های کافی، می تواند زمینه ساز خستگی هیجانی و فرسودگی شغلی آنان شود.
سلامت روان متخصصان این عرصه، یکی از موضوعات مهم در ارائه خدمات مشاوره ای و درمانی است؛ زیرا روان شناسان، روان پزشکان و مشاوران در جریان فعالیت حرفه ای خود، به طور مداوم با رنج ها، اضطراب ها و بحران های روانی مراجعان مواجه می شوند. تداوم این مواجهه، در کنار فشارهای شغلی و نبود حمایت های کافی، می تواند زمینه ساز خستگی هیجانی و فرسودگی شغلی آنان شود. در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفت وگو با محسن لعلی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان اصفهان، عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی متخصصان سلامت روان و راهکارهای پیشگیری از آن را بررسی کرده است که متن آن را در ادامه می خوانیم:
ماهیت مشکلات مراجعان، مهم ترین عاملی است که باعث بروز چالش های سلامت روان در این افراد می شود؛ چون افرادی که با روان شناس و روان پزشک سروکار دارند، معمولاً از نوعی اضطراب و مشکلات روانی رنج می برند. بنابراین، روان شناس یا مشاوری که به طور مکرر در معرض این رنج ها و مشکلات قرار می گیرد، بدیهی است که به خستگی هیجانی، اضطراب، افسردگی و حتی فرسودگی شغلی دچار شود.
سازمان جهانی بهداشت نیز به این موضوع اشاره کرده است ، به طوری که حدود یک چهارم کارکنان عرصه سلامت روان در دنیا از فرسودگی شغلی رنج می برند. باید توجه داشت که عوامل گوناگونی می توانند زمینه ساز بروز این مشکلات باشند. یکی از این عوامل، به مراقبت های حرفه ای و فردی روان شناس و روان پزشک از خودشان مربوط می شود و عامل دیگر، به سیاست گذاری های کلان بازمی گردد که در ادامه به آن می پردازیم.
در سطح فردی، این احتمال وجود دارد که روان شناس یا روان پزشک به جنبه های گوناگون سلامت خود، مانند پایش کیفیت زندگی، وضعیت خلقی، اضطراب و پایش سلامت جسمانی، از جمله فشار خون و سایر شاخص های جسمانی، توجه کافی نداشته باشد. همچنین، برخی روان شناسان یا مشاوران به طور مداوم مراجع می پذیرند، اما به سلامت روان خود توجه نمی کنند.
موضوع دیگر، دریافت خدمات روان درمانی و نظارت حرفه ای است؛ به این معنا که فعالان عرصه سلامت روان که به دیگران خدمات مشاوره ای و درمانی ارائه می دهند، خود نیز به دریافت این خدمات نیاز دارند تا بتوانند در فواصل زمانی مشخص، مشکلات، ایرادها و نقاط ضعف شان را شناسایی کنند.
یکی از اقدامات ضروری در این زمینه، مراقبت فردی است، به طوری که این متخصصان باید به سلامت روان و مراقبت های روان شناختی خود توجه کنند. اگر متخصصان سلامت روان همه وقت و انرژی خود را صرف شغل شان و همه تمرکز خود را به رسیدگی به مراجعان معطوف کنند، ممکن است سلامت روان شان تحت تأثیر قرار گیرد.
این افراد در سطح فردی نیز باید وضعیت بهداشت روانی خود را به طور منظم پایش کنند. در سطح حرفه ای نیز می توان گفت، همان طور که یک روان شناس به طور مرتب مراجع می پذیرد و برای همدلی با آنان تلاش، از آن ها حمایت و مشکلاتشان را بررسی می کند، خود نیز نیاز دارد تا در فواصل زمانی مشخص آموزش ببیند و از خدمات حرفه ای و حمایت های روان شناختی بهره مند شود.
متخصصان سلامت روان باید این موضوع را در نظر داشته باشند که در صورتی می توانند به طور حرفه ای به دیگران کمک کنند که از وضعیت روان شناختی مناسبی برخوردار باشند. اگر فرد دچار فرسودگی روانی و شغلی شده باشد، به احتمال زیاد نمی تواند بر فعالیت خود تمرکز و به طور صحیح و مناسب با مراجع همدلی کند. همچنین، رابطه درمانی او با مراجع نیز تحت تأثیر قرار می گیرد.
فعالان عرصه سلامت روان به واسطه ماهیت حرفه خود، در بسیاری از موقعیت ها می توانند دریابند که آیا از وضعیت مطلوبی در زندگی برخوردارند یا خیر. با این حال، اگر کسی که در این زمینه فعال است، متوجه این مسئله نشود یا نتواند به تنهایی آن را مدیریت کند، باید از همکاران، مؤسسات و مراکز دیگر کمک بگیرد.
هنگامی که متخصص سلامت روان با فشارهای زیاد و تعداد فراوانی از مراجعان روبه رو باشد، به ویژه در شرایط بحرانی، احتمال فرسودگی شغلی او نیز افزایش می یابد. فرسودگی شغلی معمولاً با مشکلات هیجانی و احساس کاهش اثربخشی حرفه ای همراه است. این احتمال وجود دارد که فرد مبتلا به فرسودگی شغلی و خستگی مداوم، نه تنها در موقعیت های بحرانی، بلکه حتی در شرایط عادی نیز نتواند عملکرد حرفه ای مؤثری داشته باشد.
این انتظار که فعالان عرصه سلامت روان بدون دریافت حمایت های مادی و معنوی، همواره منبعی از همدلی برای مردم باشند نیز نابجاست. بنابراین، در سطح کلان نیز حمایت دولت و دست اندرکاران امر برای ادامه فعالیت و حفظ سلامت این افراد ضروری است؛ چراکه در خط مقدم مواجهه با استرس ها و بحران های زندگی مردم قرار دارند و به این ترتیب، در معرض فشارهای روانی فراوانی قرار می گیرند.
پیشنهاد من این است که اگر از روان شناسان و روان پزشکان انتظار داریم در سخت ترین لحظات کنار مردم باشند، جامعه و نظام سلامت نیز باید در سخت ترین لحظات کنار آن ها باشد. انتظارات جامعه نباید یک طرفه باشد و حمایت از مراقبان سلامت روان نباید صرفاً در حد حرف باقی بماند؛ بلکه باید بخشی از مسئولیت نظام سلامت کشور باشد تا بتواند از این نیروها به خوبی محافظت کند.
با توجه به اینکه جامعه ایرانی با بحران های متعددی روبه روست و روان پزشکان، روان شناسان و مشاوران بخش مهمی از بار این بحران ها را به دوش می کشند، دولت و مسئولان باید برای ایجاد محیط کاری آرام و حمایت کننده و کاهش فشارهای شغلی این افراد تدابیری بیندیشند. باید توجه داشت که نگرش افراد جامعه و مسئولان در سطح کلان به این گروه، می تواند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت و اثربخشی خدمات آنان داشته باشد.
در مجموع می توان گفت، آسیب پذیری متخصصان سلامت روان از یک سو، به عوامل فردی و از سوی دیگر، به نبود سیاست گذاری های کلان و حمایت های اقتصادی و اجتماعی کافی بازمی گردد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}