به گزارش ایکنا از قم، به نقل از روابط عمومی دانشگاه طلوع مهر، حسن عزیزی، استاد زبان و ادبیات فارسی در چهل ونهمین نشست از سلسله نشست های شرح غزلیات حافظ که به همت کانون نویسندگان قم و دانشگاه طلوع مهر که صبح امروز 22 مهرماه در سالن جلسات این دانشگاه برگزار شد، با اشاره به اینکه شناخت هر شاعر از رهگذر واژگان پرتکرار و مفاهیم محوری شعر او امکان پذیر است، گفت: «رندی» یکی از کلیدواژه های اساسی برای شناخت شخصیت ادبی و فکری حافظ است.
به گزارش ایکنا از قم، به نقل از روابط عمومی دانشگاه طلوع مهر، حسن عزیزی، استاد زبان و ادبیات فارسی در چهل ونهمین نشست از سلسله نشست های شرح
غزلیات حافظ که به همت کانون نویسندگان قم و
دانشگاه طلوع مهر که صبح امروز 22 مهرماه در سالن جلسات این دانشگاه برگزار شد، با اشاره به اینکه شناخت هر شاعر از رهگذر واژگان پرتکرار و مفاهیم محوری شعر او امکان پذیر است، گفت: «رندی» یکی از کلیدواژه های اساسی برای شناخت شخصیت ادبی و فکری حافظ است. این استاد زبان و ادبیات فارسی با شرح ابیاتی از جمله «گر من از سرزنش مدعیان اندیشم / شیوۀ رندی و مستی نرود از پیشم» و «عاشق و رند و نظربازم و می گویم فاش / تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام»، بیان کرد: رندی با عشق، آزاداندیشی، بی پروایی در برابر سرزنش دیگران و رهایی از ظاهرسازی پیوند خورده است. وی با اشاره به ابیاتی همچون «عاشقی شیوۀ رندان بلاکش باشد» و «تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول / آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل»، تأکید کرد: رندی در جهان شعری حافظ، مفهومی ساده و سطحی نیست بلکه سلوکی دشوار و فضیلتی است که دستیابی به آن مستلزم تحمل دشواری ها و گذر از ظواهر فریبنده است. بخش دیگری از این نشست به بررسی جایگاه اجتماعی و معنوی رند در دیوان حافظ اختصاص داشت. در این بخش، ابیاتی درباره رند به ظاهراً گدا، اما برخوردار از همتی بلند و معرفتی عمیق خوانده و تحلیل شد؛ از جمله «قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند / ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس». «غلام همت آن رند عافیت سوزم / که در گداصفتی کیمیاگری داند» و تقابل میان ظاهر و باطن و نقد ظاهربینی در شعر حافظ مطرح شد. از دیگر محور های جلسه، بررسی مفهوم «قلب» و «نقد» در زبان حافظ، توضیح معانی گوناگون واژۀ قلب، از جمله دل و سکۀ ناسره یا تقلبی، ظرافت های زبانی و ایهام های شاعر، پیوند دادن این مفاهیم به اصطلاحاتی، چون نقد کردن و عیارسنجی، ظرفیت های ادبی و معنایی دیوان حافظ بود. در ادامه، غزل «ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت / کار چراغ خلوتیان باز درگرفت» خوانده و شرح شد. در این بخش، معانی و ظرایف ابیاتی درباره خلوتیان، شمع، رازپوشی، عشق و تجدید جوانی مورد بررسی قرار گرفت و کاربرد های چندلایه واژگان در شعر حافظ، اهمیت توجه به بافت معنایی و ظرافت های زبانی را در فهم غزلیات او مطرح شد. در بخش پایانی، با طرح موضوع چندمعنایی و قابلیت تفسیرپذیری شعر، به این نکته اشاره شد که شعر حافظ هم، چون منشوری چندوجهی است که مخاطبان با توجه به تجربه، ذوق و جهان بینی خود، جلوه های متفاوتی از آن را دریافت می کنند. همچنین با اشاره ای به دیدگاه «مرگ مؤلف» در نقد ادبی، درباره نقش خواننده در دریافت و تفسیر معنا و ماندگاری شعر در ذهن و زبان نسل های مختلف گفت و گو شد. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}