معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، مدیر مرکز آینده پژوهی موعودگرایان جهانی: انتظار ظهور امام مهدی(عج) ، صرفاً باور به آمدن منجی و امید به پایان یافتن ظلم و بی عدالتی نیست؛ بلکه عهدی اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی برای زیستن در مسیر حق و آماده شدن برای آینده ای عادلانه است. دوران غیبت ، عرصه آزمون ایمان، بصیرت، صبر، اخلاص، مسئولیت پذیری و توانایی تشخیص حق از باطل است.
به قلم حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، مدیر مرکز آینده پژوهی موعودگرایان جهانی:
انتظار ظهور امام مهدی(عج)، صرفاً باور به آمدن منجی و امید به پایان یافتن ظلم و بی عدالتی نیست؛ بلکه عهدی اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی برای زیستن در مسیر حق و آماده شدن برای آینده ای عادلانه است. دوران غیبت، عرصه آزمون ایمان، بصیرت، صبر، اخلاص، مسئولیت پذیری و توانایی تشخیص حق از باطل است.
دورانی که در آن، منتظر واقعی باید در میان فتنه های فکری، تحریف معارف مهدوی، مدعیان دروغین، جنگ روایت ها، فرسایش امید، اختلافات اجتماعی، دنیاگرایی، ستم پذیری و تحولات فرهنگی، هویت و جهت گیری الهی خود را حفظ کند.
قرآن کریم با تأکید بر مسئولیت انسان در برابر خبر ها و داوری ها، فرمان می دهد: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا؛ ای مؤمنان، هر گاه فاسقی خبری برای شما آورد تحقیق کنید.»؛ تحقیق و روشن سازی کنید (سوره حجرات/ آیه 6) و با یادآوری نقش اراده و رفتار انسان ها در دگرگونی وضعیت اجتماعی در آیه 11 سوره رعد می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بأَنْفُسِهِمْ؛ خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.» این دو اصل، دو ضرورت اساسی انتظار را آشکار می سازند: شناخت آگاهانه حقیقت و اقدام مسئولانه برای اصلاح خویش و جامعه.
ازاین رو، بررسی چالش های پیش روی منتظران باید با نگاهی تحلیلی، آینده پژوهانه و راهبردی، ریشه ها، سازوکارها، پیامد ها و راه های مواجهه با آنها را روشن کند. در این چارچوب، آینده پژوهی مهدوی روشی برای شناخت روندها، ارزیابی خطرها، ترسیم سناریو های محتمل و تقویت آمادگی در برابر آینده های گوناگون است.
مسئله اصلی در اینجا آن است که شیعیان و منتظران چگونه می توانند در برابر آزمون های اعتقادی، معرفتی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی پایداری کنند و از فرصت های امروز برای ساختن انسانی شایسته تر، جامعه ای عادلانه تر و نهاد هایی کارآمدتر بهره بگیرند؟
پاسخ به این پرسش، مستلزم نگاهی یکپارچه به چالش های اساسی و پیوند های میان آنهاست؛ زیرا ضعف ایمان می تواند امید را فرسوده سازد، ضعف بصیرت زمینه فریب را فراهم آورد، ضعف اخلاق اعتماد اجتماعی را کاهش دهد و فقدان همکاری و ظرفیت سازی، آرمان های بزرگ را از تحقق عملی دور کند.
در مقابل، معرفت آگاهانه، ایمان پایدار، اخلاق نیک، عدالت خواهی، صبر راهبردی، هویت ریشه دار و همکاری مسئولانه و ... می توانند زمینه آمادگی عمیق تر فردی و جمعی را فراهم سازند. انتظار، سازوکار تبدیل آینده موعود به مسئولیت امروز است.
مسئولیتی که از اصلاح خویش آغاز می شود، در ساختن جامعه ای آگاه و اخلاقی گسترش می یابد و در مسیر تحقق خیر عمومی و آمادگی برای آینده موعود استمرار پیدا می کند.
عصر غیبت، میدان آزمون ایمان، بصیرت، اخلاق و مسئولیت تاریخی شیعیان و منتظران است؛ آزمونی که در آن، تهدید ها همیشه آشکار و مستقل از یکدیگر نیستند. مشکل اصلی در اینجا تنها وجود این چالش ها نیست؛ بلکه پیوند و هم افزایی آنهاست؛ پیوندی که می تواند جامعه را از درون آسیب پذیر سازد و فاصله میان آرمان های مهدوی و واقعیت های زندگی اجتماعی را افزایش دهد.
ازاین رو، شناخت وضعیت جامعه منتظر را نمی توان به بیان کلی فضیلت انتظار یا شمارش نشانه های ظهور محدود کرد. مسئله اساسی این است که جامعه در برابر تحولات فکری، فرهنگی، رسانه ای و اجتماعی چه اندازه آمادگی دارد؛ چگونه حقیقت را از تحریف بازمی شناسد؛ در برابر ناامیدی و بی عدالتی چگونه مقاومت می کند؛ و تا چه اندازه می تواند ایمان و آرمان را به مسئولیت، همکاری، نهادسازی و اقدام مؤثر تبدیل کند.
در یک صورت بندی راهبردی، چالش های اساسی فراروی منتظران را می توان در چند حوزه به هم پیوسته بررسی و تبیین کرد: پایداری اعتقادی و روانی؛ بصیرت و سلامت معرفتی؛ سلامت اخلاقی و عدالت اجتماعی؛ انسجام اجتماعی و پایداری هویتی و آمادگی راهبردی و ظرفیت تمدنی.
این پنج حوزه، پانزده چالش اساسی جامعه منتظر را دربرمی گیرند:
نخست پایداری اعتقادی و روانی که شامل تزلزل ایمان در عصر غیبت؛ فرسایش امید و گرفتارشدن در یأس تاریخی؛ کم حوصلگی تاریخی و فقدان صبر راهبردی است.
دوم بصیرت و سلامت معرفتی که فتنه های فکری و تحریف حقیقت؛ تحریف مهدویت و ظهور مدعیان دروغین؛ ضعف بصیرت و خطای تشخیص؛ جنگ روایت ها و فریب رسانه ای؛ ناتوانی در تشخیص حق در شرایط پیچیده و چندلایه را در برمی گیرد.
سوم سلامت اخلاقی و عدالت اجتماعی است که اعم از دنیاگرایی و اسارت در جاذبه های قدرت و ثروت؛ سستی در عمل و مسئولیت گریزی؛ ضعف آمادگی اخلاقی و تربیتی؛ ستم پذیری و عادی شدن بی عدالتی است.
چهارم انسجام اجتماعی و پایداری هویتی که شامل تفرقه و فروپاشی همبستگی اجتماعی؛ فرسایش هویت دینی و مهدوی در تحولات فرهنگی است
پنجم آمادگی راهبردی و ظرفیت تمدنی است که در واقع ضعف آمادگی جمعی و ظرفیت سازی تمدنی است
در هر حال هیچ آینده بزرگی صرفاً با آرزو کردن محقق نمی شود؛ آینده، در بستر ظرفیت ها و ضعف هایی شکل می گیرد که جوامع در زمان حال می سازند یا از اصلاح آنها غفلت می کنند.
ازاین رو، آینده موعود را نمی توان تنها به مثابه افقی امیدبخش در دوردست نگریست؛ این افق، مستلزم آمادگی تاریخی، توانمندی انسانی، استحکام اجتماعی و شایستگی های اخلاقی و نهادی است.
در منطق انتظار مهدوی، فاصله میان وضع موجود و آینده مطلوب، فاصله ای است که باید با شناخت واقع بینانه چالش ها، اصلاح کاستی ها و ساختن ظرفیت های لازم پیموده شود.
آینده پژوهی در این چارچوب، راهی برای فهم تحولات پیش رو، آشکارسازی آسیب پذیری های جامعه و تبدیل آگاهی از آینده به تصمیم و اقدام در زمان حال است.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}