لازمه تحقق شهر دوستدار کودک؛ تغییر نگاه مدیران به حقوق کودکان

دوران کودکی یکی از مهمترین مراحل شکل گیری شخصیت، نگرش و مهارت های فردی و اجتماعی انسان است. فراهم کردن شرایط مناسب برای تجربه این دوران نقش مؤثری در سلامت جسمی و روانی کودکان و پرورش توانایی هایی همچون خلاقیت، قدرت تفکر، تصمیم گیری و تعامل اجتماعی دارد.

دوران کودکی یکی از مهمترین مراحل شکل گیری شخصیت، نگرش و مهارت های فردی و اجتماعی انسان است. فراهم کردن شرایط مناسب برای تجربه این دوران نقش مؤثری در سلامت جسمی و روانی کودکان و پرورش توانایی هایی همچون خلاقیت، قدرت تفکر، تصمیم گیری و تعامل اجتماعی دارد. از این رو، توجه به نیازهای کودکان باید فراتر از تأمین امکانات اولیه باشد و ابعاد مختلف زندگی آنان از جمله ایمنی در معابر، دسترسی به فضاهای سبز و تفریحی، امکان مشارکت در فعالیت های فرهنگی و برخورداری از محیطی متناسب با ویژگی های سنی و جسمانی را در بر گیرد. همچنین، طراحی فضاهای شهری باید به گونه ای باشد که همه کودکان، از جمله کودکان دارای معلولیت و نیازهای ویژه، بتوانند از امکانات شهر استفاده کنند.

ایده شهر دوستدار کودک با هدف ایجاد محیطی ایمن، سالم، پویا و متناسب با نیازهای کودکان شکل گرفته است. در این رویکرد کودکان به عنوان یکی از گروه های مهم جامعه مورد توجه قرار می گیرند و نیازها، حقوق و خواسته های آنان در طراحی فضاهای شهری، توسعه زیرساخت ها و تدوین برنامه های فرهنگی و اجتماعی لحاظ می شود. شهر دوستدار کودک صرفا شهری با پارک ها و زمین های بازی متعدد نیست، بلکه محیطی است که در آن کودکان بتوانند با آسودگی و امنیت تردد کنند، به امکانات عمومی دسترسی داشته باشند و از فرصت های مناسب برای بازی، تفریح، یادگیری و رشد بهره مند شوند.

ایکنا در راستای بررسی مقوله ویژگی های شهر دوستدار سالمند و چگونگی دستیابی به چنین شهری در کشور به گفت وگو با غلامرضا رضایی فر، رئیس دبیرخانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی کشور پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانیم.

ایکنا ـ شهر دوستدار کودک چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

شهر دوستدار کودک شهری است که ساختمان ها، خیابان ها، پارک ها و سایر فضاهای عمومی آن به گونه ای طراحی و ساخته شده باشند که قشر کودک جامعه بتواند از آن ها استفاده کند. در واقع، زمانی می توان شهری را دوستدار کودک دانست که در طراحی فضاهای شهری، نیازها و شرایط استفاده گروه های مختلف جامعه از جمله کودکان و نوجوانان مورد توجه قرار گرفته باشد.

برای مثال، هنگام احداث یک پارک باید شرایطی فراهم شود که کودکان بتوانند با ایمنی و سهولت در آن تردد کنند و از امکانات آن بهره مند شوند. این فضاها باید به گونه ای طراحی شوند که علاوه بر کودکان سالم، کودکان دارای اوتیسم، کودکان مبتلا به سندروم داون و سایر کودکان با نیازهای متفاوت نیز بتوانند از آن ها استفاده کنند. همچنین، دسترسی برای سالمندان و افراد دارای معلولیت باید در نظر گرفته شود. از سوی دیگر، مادران و والدینی که فرزندان خود را با کالسکه جابه جا می کنند نیز باید بتوانند به راحتی در این فضاها تردد کنند. بنابراین، طراحی شهری باید به شکلی باشد که استفاده از محیط برای گروه های مختلف جامعه امکان پذیر و ایمن باشد.

بر این اساس، شهر دوستدار کودک باید شهری ایمن و قابل دسترس باشد که امکان تردد و استفاده از فضاهای مختلف آن برای کودکان و خانواده هایشان فراهم شده باشد. از آنجا که بسیاری از کودکان به همراه مادر یا پدر خود در سطح شهر رفت وآمد می کنند، لازم است شرایط استفاده از معابر و فضاهای عمومی برای والدین و کودکان به صورت هم زمان در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر، ایمنی کودک به تنهایی کافی نیست، بلکه محیط شهری باید به گونه ای طراحی شود که خانواده نیز بتواند بدون مواجهه با موانع و خطرهای احتمالی از امکانات شهری استفاده کند.

ایمنی کودک به تنهایی کافی نیست، بلکه محیط شهری باید به گونه ای طراحی شود که خانواده نیز بتواند بدون مواجهه با موانع و خطرهای احتمالی از امکانات شهری استفاده کند

این موضوع باید در طراحی و ساخت پارک ها، شهربازی ها، مهدکودک ها و خیابان ها مورد توجه قرار گیرد. همان طور که شهربازی ها و مهدکودک ها دارای استانداردهای مشخصی برای رعایت ایمنی کودکان هستند، در طراحی خیابان ها، پل های عابر پیاده و سایر زیرساخت های شهری نیز باید استانداردهای ایمنی متناسب با شرایط جسمانی و نیازهای کودکان رعایت شود. نمی توان صرفاً به این دلیل که یک سازه برای استفاده عموم ساخته شده است، آن را برای کودکان نیز ایمن و مناسب دانست، بلکه لازم است جزئیات طراحی و نحوه استفاده از آن از منظر ایمنی کودک بررسی شود.

برای نمونه، در برخی پل های عابر پیاده فلزی، فاصله میان اجزای کف پل به اندازه ای زیاد است که ممکن است پای کودک در میان آن ها گیر کند. در یک مورد، شاهد چنین اتفاقی بودم که پای کودک در فاصله میان اجزای پل گیر کرده بود. این مسئله نشان می دهد که در طراحی برخی سازه های شهری ممکن است شرایط و ویژگی های جسمانی کودکان به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته باشد. بنابراین، لازم است در طراحی این سازه ها، فاصله میان اجزا، نحوه عبور و مرور و احتمال بروز خطر برای کودکان به دقت بررسی شود تا ایمنی آنان هنگام استفاده از این امکانات به خطر نیفتد.

در مجموع، شهر دوستدار کودک باید از نظر طراحی فیزیکی، زیرساخت ها و مبلمان شهری هم ایمن باشد و هم امکان استفاده آسان و مناسب را برای کودکان فراهم کند. تحقق چنین شهری مستلزم آن است که نیازهای کودکان در طراحی و اجرای فضاهای شهری به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد و تمامی اجزای محیط از پارک ها و شهربازی ها گرفته تا خیابان ها و پل های عابر پیاده به گونه ای طراحی شوند که کودکان و خانواده هایشان بتوانند با ایمنی و سهولت از آن ها استفاده کنند.

ایکنا ـ شهر ما تا چه اندازه برای بازی، تفریح و رفت وآمد ایمن کودکان مناسب است؟

در حال حاضر بسیاری از فضاهای شهری هنوز به اندازه کافی برای بازی، تفریح و رفت وآمد ایمن کودکان مناسب نیستند و در این زمینه با مشکلات و کاستی هایی مواجه هستیم. یکی از مهمترین مسائل، ایمنی کودکان هنگام تردد در معابر و خیابان هاست. در این زمینه، ضوابط و اصول راهنمایی و رانندگی باید به گونه ای اجرا شوند که کودکان نیز بتوانند با ایمنی بیشتری در سطح شهر رفت وآمد کنند. با این حال، در بسیاری از موارد شرایط موجود با نیازهای کودکان متناسب نیست و تردد آن ها در معابر شهری می تواند با خطرهایی همراه باشد.

برای مثال، در برخی کشورهای در حال توسعه هنگام رفت وآمد کودکان به مهدکودک یا مدرسه تمهیدات و ملاحظات مختلفی در معابر و خیابان ها در نظر گرفته می شود تا ایمنی آن ها تأمین شود. این موضوع نشان می دهد که رفت وآمد کودکان نیازمند توجه ویژه و رعایت اصول مشخصی در طراحی و مدیریت معابر شهری است، مسائلی که به نظر می رسد در نظام شهری نیز باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند.

یکی از مشکلات موجود این است که بسیاری از پیاده روها به درستی مناسب سازی نشده اند و در برخی مسیرها موانعی وجود دارد که عبور کالسکه را دشوار می کند. در نتیجه، والدین نمی توانند به راحتی از همه مسیرها و فضاهای شهری استفاده کنند و دسترسی لازم برای کودکان خردسال و همراهان آن ها به طور کامل فراهم نیست

مسئله دیگر، موانع و نارسایی های موجود در مبلمان شهری و طراحی فضاهای عمومی است. همان طور که پیش تر اشاره شد، برخی از اجزای محیط شهری ممکن است برای کودکان خطرآفرین باشند یا امکان استفاده آسان از فضاها را برای آن ها محدود کنند. وجود چنین موانعی نشان می دهد که در طراحی و مناسب سازی محیط های شهری باید شرایط جسمانی و نیازهای کودکان به طور جدی در نظر گرفته شود تا آن ها بتوانند با ایمنی بیشتری در سطح شهر حضور داشته باشند.

از سوی دیگر، در مورد کودکان خردسال به ویژه کودکان زیر دو سال که با استفاده از کالسکه جابه جا می شوند، موضوع دسترسی پذیری اهمیت بیشتری پیدا می کند. مادر یا پدر باید بتواند کودک را با کالسکه در پیاده روها، خیابان ها، فروشگاه ها و سایر فضاهای عمومی جابه جا کند. این رفت وآمد زمانی امکان پذیر است که مسیرها از نظر عرض، سطح عبور و موانع موجود، شرایط مناسبی داشته باشند و امکان حرکت ایمن و آسان کالسکه فراهم باشد.

با این حال، یکی از مشکلات موجود این است که بسیاری از پیاده روها به درستی مناسب سازی نشده اند و در برخی مسیرها موانعی وجود دارد که عبور کالسکه را دشوار می کند. در نتیجه، والدین نمی توانند به راحتی از همه مسیرها و فضاهای شهری استفاده کنند و دسترسی لازم برای کودکان خردسال و همراهان آن ها به طور کامل فراهم نیست. بنابراین، برای ارتقای ایمنی و مناسب سازی شهر برای کودکان لازم است هم اصول ایمنی در معابر و خیابان ها به درستی رعایت شود و هم طراحی مبلمان شهری و پیاده روها متناسب با نیازهای کودکان و خانواده هایشان باشد.

فراهم کردن امکان تردد آسان و ایمن برای کودکان، به ویژه کودکان خردسال و کودکانی که به همراه والدین خود از کالسکه استفاده می کنند، یکی از الزامات مهم تحقق شهر دوستدار کودک است. در مجموع، می توان گفت که هنوز در زمینه تأمین دسترسی پذیری و ایمنی فضاهای شهری برای کودکان و والدین آن ها کاستی هایی وجود دارد که برطرف کردن آن ها نیازمند توجه جدی تر در طراحی و مناسب سازی محیط شهری است.

ایکنا ـ مهمترین مانع تبدیل شهر ما به یک شهر دوستدار کودک چیست و برای رفع آن چه باید کرد؟

مهمترین مانع در مسیر تبدیل شهر به یک شهر دوستدار کودک، مسائل فرهنگی و نبود نگرش و بینش کافی در میان مسئولان و کارگزاران شهری نسبت به نیازها و حقوق کودکان است. در واقع، ممکن است برای اجرای طرح ها و پروژه های شهری هزینه های قابل توجهی صرف شود، اما در مراحل طراحی و اجرا ملاحظات مربوط به کودکان و نیازهای آن ها به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد. بنابراین، صرف اختصاص بودجه و اجرای پروژه های عمرانی نمی تواند به تنهایی زمینه ساز تحقق شهر دوستدار کودک باشد، بلکه لازم است اصول و معیارهای مرتبط با ایمنی، دسترسی پذیری و نیازهای کودکان نیز در تمامی مراحل مورد توجه قرار گیرند.

باید این آگاهی و باور در میان مسئولان و مجریان امور شهری شکل گیرد که شهر دوستدار کودک شهری است که نیازها، ایمنی و امکان دسترسی کودکان در آن به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته باشد

برای رفع این مشکل پیش از هر چیز باید نگرش و بینش لازم در میان مسئولان، مدیران و کارگزارانی که در زمینه برنامه ریزی، طراحی و اجرای پروژه های شهری فعالیت می کنند، ایجاد و تقویت شود. این افراد باید به اهمیت توجه به نیازهای کودکان در محیط شهری واقف باشند و بدانند که در طراحی و اجرای هر پروژه از ساخت پارک ها و پیاده روها گرفته تا احداث خیابان ها و سایر فضاهای عمومی لازم است شرایط استفاده ایمن و آسان کودکان در نظر گرفته شود.

از سوی دیگر، خوشبختانه قوانین و مقررات لازم در این زمینه تا حد زیادی وجود دارد و بنابراین، مسئله صرفا کمبود قانون نیست، بلکه باید اطمینان حاصل شود که مفاد و الزامات قانونی در عمل نیز مورد توجه قرار می گیرند. ضروری است که این نگرش در تمام مراحل برنامه ریزی، طراحی، اجرا و نظارت بر پروژه های شهری حاکم باشد و ملاحظات مربوط به کودکان به عنوان یکی از معیارهای اصلی ارزیابی طرح ها در نظر گرفته شود.

در این مسیر، فرهنگ سازی نقش بسیار مهمی دارد. باید این آگاهی و باور در میان مسئولان و مجریان امور شهری شکل گیرد که شهر دوستدار کودک شهری است که نیازها، ایمنی و امکان دسترسی کودکان در آن به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته باشد. تحقق این هدف مستلزم آن است که اصول مربوط به کودکان صرفا در حد مقررات و توصیه ها باقی نماند، بلکه به بخشی از نگرش و عملکرد روزمره مدیران و مجریان شهری تبدیل شود.

در مجموع، فرهنگ سازی و ایجاد نگرش صحیح در میان مسئولان و کارگزاران شهری مهمترین رکن در مسیر تحقق شهر دوستدار کودک است. هر اندازه این نگرش تقویت شود و ملاحظات مربوط به کودکان در مراحل مختلف اجرای پروژه های شهری مورد توجه قرار گیرد، امکان استفاده ایمن و مناسب کودکان از فضاهای شهری نیز افزایش خواهد یافت.

ایکنا ـ رسانه های امروزی چه نقشی در حرکت جامعه به سمت شهر دوستدار کودک دارند و چگونه نیازها و خواسته های این قشر مهم جامعه را پوشش می دهند؟

همان طور که پیش تر اشاره شد، یکی از مهمترین خلأهای موجود در مسیر تحقق شهر دوستدار کودک، مسئله فرهنگ سازی است و رسانه ها در این زمینه نقش بسیار مهمی بر عهده دارند. رسانه ها می توانند با آگاهی بخشی، اطلاع رسانی و انعکاس مسائل و نیازهای کودکان زمینه توجه بیشتر جامعه و مسئولان را به حقوق، خواسته ها و شرایط زندگی این گروه از جامعه فراهم کنند. از این رو، نقش رسانه ها نباید صرفا به انتشار اخبار و گزارش های مناسبتی محدود شود، بلکه لازم است در تمام طول سال به صورت مستمر به موضوع کودکان و ضرورت ایجاد محیطی ایمن و مناسب برای آنان بپردازند.

یکی از مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد، این است که توجه رسانه ها به برخی موضوعات بیشتر در مناسبت های خاص متمرکز می شود. برای مثال، همزمان با روز جهانی کودک مطالب و گزارش های متعددی درباره کودکان منتشر می شود و فعالیت های تبلیغی و رسانه ای در این زمینه افزایش می یابد، اما پس از پایان آن مناسبت، این موضوع تا حد زیادی به حاشیه می رود و توجه مستمر به آن کاهش پیدا می کند، در حالی که فرهنگ سازی فرآیندی مقطعی نیست و نمی توان انتظار داشت با انتشار چند گزارش یا انجام فعالیت های رسانه ای در یک مناسبت خاص، نگرش جامعه نسبت به نیازها و حقوق کودکان تغییر کند.

فرهنگ سازی زمانی می تواند تأثیرگذار باشد که به صورت پیوسته و مداوم دنبال شود و مطالب مرتبط با کودکان به طور مستمر در معرض توجه افکار عمومی قرار گیرد. تداوم این روند موجب می شود مسائل مربوط به کودکان به تدریج به بخشی از دغدغه های ذهنی و اجتماعی مردم، مدیران و مسئولان تبدیل شود و ضرورت توجه به این قشر در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های شهری بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

رسانه ها به پوشش موضوعات مربوط به کودکان صرفاً در مناسبت هایی مانند روز جهانی کودک بسنده نکنند، بلکه در طول سال نیز به تهیه و انتشار گزارش ها، مطالب تحلیلی و محتوای آگاهی بخش درباره مسائل و نیازهای این گروه بپردازند. برای مثال، موضوعاتی مانند ایمنی کودکان در معابر شهری، دسترسی به فضاهای بازی و تفریح، مناسب سازی محیط های عمومی و ضرورت توجه به نیازهای کودکان در طراحی و اجرای پروژه های شهری، باید به صورت مستمر در رسانه ها مطرح و پیگیری شوند.

موضوعاتی مانند ایمنی کودکان در معابر شهری، دسترسی به فضاهای بازی و تفریح، مناسب سازی محیط های عمومی و ضرورت توجه به نیازهای کودکان در طراحی و اجرای پروژه های شهری، باید به صورت مستمر در رسانه ها مطرح و پیگیری شوند

همچنین، رسانه ها می توانند با انعکاس مشکلات و کمبودهای موجود در محیط شهری، توجه مسئولان و مدیران را به ضرورت رفع این مسائل جلب کنند. استمرار چنین فعالیت هایی کمک می کند تا موضوع شهر دوستدار کودک از یک بحث مناسبتی فراتر برود و به مسئله ای دائمی در عرصه اجتماعی و مدیریت شهری تبدیل شود.

در مجموع، می توان این گونه عنوان کرد که مهمترین نقش رسانه ها در این زمینه، فرهنگ سازی مستمر و ایجاد حساسیت و آگاهی عمومی نسبت به نیازها و خواسته های کودکان است. این هدف زمانی محقق می شود که رسانه ها در طول سال به این موضوع بپردازند و با تداوم اطلاع رسانی و انعکاس مسائل مرتبط، زمینه نهادینه شدن توجه به کودکان را در ذهن و رفتار جامعه فراهم کنند.

ایکنا ـ چه برنامه های فرهنگی می توانند زمینه حضور بیشتر و فعال تر کودکان را برای کودکی کردن در شهر دوستدار کودک فراهم کنند؟

دوران کودکی مرحله ای اساسی در شکل گیری تفکر، نگرش و رفتار انسان است. بسیاری از ویژگی های شخصیتی و مهارت هایی که فرد در مراحل بعدی زندگی به آن ها نیاز دارد، از همین دوران شکل می گیرند. بنابراین، لازم است برنامه های فرهنگی و آموزشی به گونه ای طراحی شوند که کودکان از همان سال های نخست زندگی، فرصت یادگیری، تجربه کردن و پرورش توانایی های فردی و اجتماعی خود را داشته باشند. در این زمینه، مهدکودک ها و مدارس ابتدایی از جمله نهادهای مهمی هستند که می توانند نقش مؤثری در رشد فکری و اجتماعی کودکان ایفا کنند.

یکی از موضوعات مهمی که باید در برنامه های آموزشی این مراکز مورد توجه قرار گیرد، تقویت عزت نفس، قدرت تصمیم گیری و توانایی تفکر در کودکان است. کودکان باید از سنین پایین بیاموزند که چگونه درباره مسائل پیرامون خود فکر کنند، دیدگاه هایشان را بیان کنند و در مواجهه با موضوعات مختلف، توانایی تحلیل و تصمیم گیری داشته باشند. این مهارت ها به تدریج در آن ها شکل می گیرد و می تواند زمینه مشارکت فعال تر آنان را در جامعه فراهم کند.

از این رو، برنامه های آموزشی در مهدکودک ها و مدارس ابتدایی نباید صرفاً بر انتقال اطلاعات و آموزش مطالب درسی متمرکز باشند. آموزش به این معنا که مطلبی به کودک ارائه شود و سپس میزان یادگیری او از طریق پرسش و پاسخ سنجیده شود، به تنهایی برای رشد همه جانبه کودک کافی نیست. در کنار آموزش های معمول، باید فرصت هایی برای پرورش مهارت های فردی، اجتماعی و فکری کودکان فراهم شود تا آنان بتوانند توانایی های خود را در موقعیت های مختلف به کار بگیرند.

یکی از مهم ترین اقدامات برای تحقق شهر دوستدار کودک، توجه به برنامه های آموزشی و فرهنگی از دوران مهدکودک و مقطع ابتدایی و تمرکز بر پرورش مهارت های کودکان است. تقویت عزت نفس، قدرت تفکر و توانایی تصمیم گیری باید در کنار آموزش های معمول مورد توجه قرار گیرد

در واقع، ضروری است که برنامه های فرهنگی و آموزشی به جای تأکید صرف بر یادگیری مطالب، به پرورش مهارت ها نیز توجه ویژه ای داشته باشند. کودکان باید فرصت پیدا کنند تا فکر کنند، انتخاب کنند، تصمیم بگیرند و در فعالیت های متناسب با سن خود مشارکت داشته باشند. چنین رویکردی می تواند به افزایش اعتمادبه نفس و تقویت استقلال فکری آنان کمک کند و زمینه حضور مؤثرترشان را در محیط های اجتماعی فراهم آورد.

در ارتباط با شهر دوستدار کودک نیز این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا فراهم کردن فضای مناسب برای کودکی کردن، تنها به ایجاد پارک ها و فضاهای بازی محدود نمی شود، بلکه لازم است شرایطی فراهم شود که کودکان بتوانند متناسب با سن و توانایی های خود در فعالیت های فرهنگی و اجتماعی حضور داشته باشند و فرصت رشد و تجربه اندوزی پیدا کنند. برنامه های فرهنگی باید به گونه ای طراحی شوند که کودکان در آن ها صرفاً مخاطب نباشند، بلکه امکان مشارکت فعال و بروز توانایی های خود را نیز داشته باشند.

یکی از مهم ترین اقدامات برای تحقق شهر دوستدار کودک، توجه به برنامه های آموزشی و فرهنگی از دوران مهدکودک و مقطع ابتدایی و تمرکز بر پرورش مهارت های کودکان است. تقویت عزت نفس، قدرت تفکر و توانایی تصمیم گیری باید در کنار آموزش های معمول مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه پرورش این توانایی ها از دوران کودکی می تواند زمینه ساز رشد افرادی توانمندتر و مشارکت جوتر در جامعه باشد و به حضور فعال تر کودکان در شهر و بهره مندی آنان از فرصت های کودکی کمک کند.

ایکنا ـ آیا شهر امروزی برای کودکی کردن کودکان جامعه مهیاست؟

متأسفانه بسیاری از محیط های شهری به اندازه کافی برای بازی و کودکی کردن ایمن نیستند. در شرایط فعلی، والدین نمی توانند با اطمینان خاطر کودکان خود را برای بازی به کوچه ها و فضاهای عمومی بفرستند، زیرا این محیط ها در بسیاری از موارد شرایط لازم برای بازی ایمن کودکان را ندارند. در حالی که در گذشته، کوچه ها و محله ها فضاهای آزادتر و مناسب تری برای بازی کودکان بودند و آن ها می توانستند در محیط اطراف محل زندگی خود به بازی و فعالیت بپردازند، امروزه این امکان تا حد زیادی محدود شده است.

یکی از دلایل اصلی این مسئله، افزایش تراکم جمعیت و کاهش فضاهای آزاد در محله هاست. در گذشته، فضاهای بیشتری در محله ها وجود داشت که کودکان می توانستند بدون نیاز به حضور در محیط های اختصاصی و سازمان یافته، در آن ها بازی کنند و اوقات فراغت خود را بگذرانند. اما با افزایش تراکم جمعیت و تغییر شرایط محیط های شهری، بسیاری از این فضاها از بین رفته اند یا دیگر امکان استفاده از آن ها برای بازی کودکان وجود ندارد. در نتیجه، کودکان برای بازی و تفریح با محدودیت های بیشتری مواجه شده اند و خانواده ها نیز نمی توانند مانند گذشته از فضاهای عمومی محله برای این منظور استفاده کنند.

افزایش تراکم جمعیت، کاهش فضاهای آزاد محله ای، ناایمن بودن برخی محیط های شهری و هزینه بر بودن استفاده از مراکز اختصاصی بازی و تفریح، از جمله موانعی هستند که فرصت بازی و کودکی کردن را برای بسیاری از کودکان محدود کرده اند

در حال حاضر، فضاهایی مانند مهدکودک ها و سالن های اختصاصی که امکان انجام فعالیت های ورزشی، تفریحی و بازی را برای کودکان فراهم می کنند، تا حدودی این کمبود را جبران کرده اند. با این حال، استفاده از بسیاری از این امکانات مستلزم پرداخت هزینه است و همه خانواده ها امکان بهره مندی مستمر از آن ها را ندارند. به عبارت دیگر، اگر خانواده ای بخواهد فرزند خود را به مهدکودک یا مراکز اختصاصی بازی و تفریح ببرد، باید بخشی از هزینه های خانوار را به این موضوع اختصاص دهد.

این مسئله با توجه به شرایط اقتصادی برخی خانواده ها اهمیت بیشتری پیدا می کند، زیرا ممکن است همه خانواده ها توانایی پرداخت هزینه های مربوط به استفاده از این فضاها را نداشته باشند. در چنین شرایطی، امکان بازی و تفریح کودکان تا حدی به توان اقتصادی خانواده هایشان وابسته می شود و کودکانی که خانواده هایشان با محدودیت مالی مواجه هستند، ممکن است فرصت کمتری برای استفاده از امکانات تفریحی و ورزشی داشته باشند.

بنابراین، یکی از کمبودهای مهم در این زمینه نبود فضاهای عمومی، آزاد و در دسترس در محله هاست؛ فضاهایی که کودکان بتوانند بدون نیاز به پرداخت هزینه، در محیطی ایمن به بازی و فعالیت بپردازند. بازی و تفریح نباید صرفاً به مراکز اختصاصی و فضاهایی محدود شود که استفاده از آن ها مستلزم پرداخت هزینه است. لازم است در برنامه ریزی شهری، به ایجاد و حفظ فضاهای مناسب برای بازی کودکان در محله ها توجه بیشتری شود تا خانواده ها بتوانند بدون تحمل هزینه های اضافی، امکان کودکی کردن را برای فرزندان خود فراهم کنند.

در مجموع، افزایش تراکم جمعیت، کاهش فضاهای آزاد محله ای، ناایمن بودن برخی محیط های شهری و هزینه بر بودن استفاده از مراکز اختصاصی بازی و تفریح، از جمله موانعی هستند که فرصت بازی و کودکی کردن را برای بسیاری از کودکان محدود کرده اند. برای رفع این مشکلات، ضروری است فضاهای عمومی ایمن و قابل دسترس در محله ها توسعه یابند تا همه کودکان، فارغ از شرایط اقتصادی خانواده هایشان، بتوانند از فرصت های مناسب برای بازی، تفریح و تجربه دوران کودکی بهره مند شوند.

انتهای پیام

نظرات

captcha