معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا از همدان، حجت الاسلام والمسلمین حسین ثروتی مدرس و پژوهشگر قرآن کریم در ادامه تشریح و بیان نکاتی از سوره مبارکه «زمر» مطالبی را در مورد آیات 36 تا 38 این سوره بیان کرده است، که مشروح این سخنان را در زیر می خوانیم: در آیه 36 سوره زمر می خوانیم: « أَلَیْسَ اللَّهُ بکَافٍ عَبْدَهُ وَیُخَوِّفُونَکَ بالَّذینَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ؛ آیا الله برای دفاع از بنده اش کافی نیست؟ اما [مشرکان] تو را از معبودان [باطلشان] می ترسانند؛ و هر کس را که الله گ
به گزارش ایکنا از همدان، حجت الاسلام والمسلمین حسین ثروتی مدرس و پژوهشگر قرآن کریم در ادامه تشریح و بیان نکاتی از سوره مبارکه «زمر» مطالبی را در مورد آیات 36 تا 38 این سوره بیان کرده است، که مشروح این سخنان را در زیر می خوانیم:
در آیه 36 سوره زمر می خوانیم: «أَلَیْسَ اللَّهُ بکَافٍ عَبْدَهُ وَیُخَوِّفُونَکَ بالَّذینَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ؛ آیا الله برای دفاع از بنده اش کافی نیست؟ اما [مشرکان] تو را از معبودان [باطلشان] می ترسانند؛ و هر کس را که الله گمراه کند، هیچ هدایتگری نخواهد داشت.»
در عبارت «أَلَیْسَ اللَّهُ بکَافٍ عَبْدَهُ»، خداوند بر کفایت خود برای بنده اش تأکید می کند. «باء» در «بکَافٍ» برای تأکید معنا آمده است و نباید آن را به معنای بیهوده بودن و باء زائد دانست؛ بلکه این باء برای تقویت معنا آمده است.
پرسش «أَلَیْسَ اللَّهُ بکَافٍ عَبْدَهُ» نیز پرسشی انکاری است؛ یعنی هدف از آن، تأکید بر این حقیقت است که خداوند برای بنده خود کفایت می کند و مخلوق او برای اداره امور خویش، ناگزیر از تکیه بر قدرت های دیگر نیست.
گاهی انسان برای تأکید بر یک موضوع، آن را در قالب سؤال مطرح می کند؛ برای مثال، پدری به فرزندش می گوید: «مگر من پدر تو نیستم؟» او در واقع در پدر بودن خود تردیدی ندارد، بلکه با طرح این پرسش، موضوعی را به مخاطب یادآوری و بر آن تأکید می کند. پرسش «أَلَیْسَ اللَّهُ بکَافٍ عَبْدَهُ» نیز چنین مفهومی دارد؛ یعنی آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟
در ادامه، عبارت «وَیُخَوِّفُونَکَ بالَّذینَ مِنْ دُونِهِ» به ترساندن از قدرت ها و معبودهایی غیر از خدا اشاره دارد. گاهی انسان ها با این تصور که بدون حمایت شخص یا گروهی گرفتار مشکل می شوند، از قدرت های غیر الهی می ترسند؛ در حالی که آیه، بر کفایت خداوند و ضرورت اعتماد به او تأکید دارد.
در بخش پایانی آیه 36 آمده است: «وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ؛ و هر کس را که الله گمراه کند، هیچ هدایتگری نخواهد داشت.»
واژه «هاد» به معنای هدایت کننده است. مفهوم آیه این است که کسی که از هدایت الهی محروم شود، هدایت کننده ای نخواهد داشت. البته این موضوع را باید در کنار دیگر آیات قرآن درباره فسق و انتخاب های انسان بررسی کرد. در آیه 26 سوره بقره نیز می خوانیم: «وَمَا یُضِلُّ بهِ إِلَّا الْفَاسِقِینَ؛ و جز فاسقان را با آن گمراه نمی کند.»
فاسق به کسی گفته می شود که از فرمان الهی خارج شده است؛ بنابراین، گمراهی الهی را نباید به معنای گمراه کردن بی دلیل انسان ها دانست.
بیشتر بخوانید:
قرآن؛ تصدیق حقیقت را در گفتار و رفتار انسان می سنجد توحید؛ راه نجات انسان از سردرگمی میان فرمان های متعارض تعبیر قرآن کریم از انسان فاسق دانش و حق شناسی بدون عمل به هدایت نمی رساند اخلاص در بندگی؛ پیام اصلی آیات نخست سوره زمر تقوا؛ سپر نجات انسان در برابر عذاب آشکاردر مقابل، آیه 37 سوره زمر می فرماید: «وَمَنْ یَهْد اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَلَیْسَ اللَّهُ بعَزیزٍ ذی انْتِقَامٍ؛ و هر کس را که الله هدایت کند، هیچ کس او را گمراه نخواهد ساخت. آیا الله شکست ناپذیر و انتقام گیرنده نیست؟»
در این آیه، «مُضِلّ» به معنای گمراه کننده است و در مقابل واژه «هاد» در آیه پیشین قرار می گیرد. بر این اساس، همان طور که کسی که از هدایت الهی محروم شده، هدایتگری نخواهد داشت، کسی را نیز که خداوند هدایت کند، دیگران نمی توانند از مسیر هدایت خارج کنند.
در ادامه آیه عبارت «أَلَیْسَ اللَّهُ بعَزیزٍ ذی انْتِقَامٍ» آمده است. واژه «عزیز» به معنای شکست ناپذیر و «ذی انتقام» به معنای صاحب انتقام و مجازات است.
در اینجا باید به تفاوت معنای انتقام در زبان فارسی و عربی توجه کرد. در فارسی، انتقام گرفتن گاهی به معنای مجازات دیگری برای آرام شدن دل و رسیدن به احساس تشفی خاطر است؛ اما در کاربرد قرآنی، انتقام به معنای مجازات و کیفر دادن است و لزوماً چنین بار احساسی ندارد.
برای نمونه، در آیه 47 سوره ابراهیم نیز می خوانیم: «وَاللَّهُ عَزیزٌ ذُو انْتِقَامٍ و الله شکست ناپذیر و انتقام گیرنده است.»
بنابراین، تعبیر «عَزیزٍ ذی انْتِقَامٍ» بیانگر قدرت شکست ناپذیر خداوند و توانایی او در مجازات است؛ به این معنا که هیچ قدرتی نمی تواند مانع اجرای اراده الهی شود. خداوند در کنار رحمت و مهربانی، برای نافرمانی و سرپیچی نیز کیفر و مجازات در نظر گرفته است.
آیه 38 سوره زمر می فرماید: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِیَ اللَّهُ بضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِی برَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبیَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ؛ و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان ها و زمین را آفریده است؟ قطعاً می گویند: الله. بگو: پس به نظر شما، اگر الله زیانی برای من بخواهد، آیا آنچه را به جای الله می خوانید، می توانند آن زیان را برطرف کنند؟ یا اگر برای من رحمتی بخواهد، آیا می توانند مانع رحمت او شوند؟ بگو: الله مرا کافی است و توکل کنندگان تنها بر او توکل می کنند.»
در ابتدای آیه، خداوند به این نکته اشاره می کند که اگر از مشرکان درباره خالق آسمان ها و زمین سؤال شود، آنان در پاسخ می گویند خداوند آنها را آفریده است. با وجود این اعتراف، همچنان قدرت هایی غیر از خدا را می خواندند و از آنها انتظار حمایت داشتند.
در ادامه، عبارت «أَفَرَأَیْتُمْ» به معنای «پس به نظر شما» یا «به من بگویید» آمده است. خداوند از آنان می خواهد درباره قدرت واقعی معبودان خود بیندیشند: اگر خداوند برای پیامبر(ص) گرفتاری و زیانی اراده کند، آیا این معبودان می توانند آن را برطرف کنند؟ و اگر خداوند رحمتی برای او بخواهد، آیا می توانند مانع رسیدن آن رحمت شوند؟
در این عبارت، «ضُرّ» به معنای زیان و گرفتاری، «کاشفات» به معنای برطرف کنندگان و «ممسکات» به معنای بازدارندگان است. آیه با این پرسش ها بر ناتوانی قدرت های غیر الهی در برابر اراده خداوند تأکید می کند.
در ادامه آیه، خداوند به پیامبر(ص) فرمان می دهد: «قُلْ حَسْبیَ اللَّهُ؛ بگو: الله مرا کافی است.» واژه «حَسْب» به معنای کفایت است و عبارت «حَسْبیَ اللَّهُ» بیان می کند که خداوند برای انسان کافی است و او می تواند در امور زندگی بر خداوند تکیه کند.
در ادامه نیز می فرماید: «عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ»؛ یعنی توکل کنندگان بر او توکل می کنند. مفهوم این عبارت آن است که خداوند باید تکیه گاه اصلی انسان باشد و کسی که به دنبال تکیه گاهی مطمئن در زندگی است، باید توکل بر خدا را اساس کار خود قرار دهد.
در آیه 135 سوره انعام آمده است: «قُلْ یَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَیٰ مَکَانَتِکُمْ إِنِّی عَامِلٌ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ بگو: ای قوم من، شما به شیوه و توان خود عمل کنید؛ من نیز به وظیفه خود عمل می کنم، پس به زودی خواهید دانست.»
در این آیه، واژه «مَکَانَت» به معنای جایگاه، توان و امکانات است. پیامبر(ص) مأمور می شود به مخالفان خود بگوید که هر کس براساس توان و شیوه خود عمل می کند و او نیز از انجام وظیفه اش دست نمی کشد.
پیام این آیه، ضرورت پایداری در مسیر حق و انجام وظیفه، بدون تأثیرپذیری از مخالفت دیگران است. انسان نباید به دلیل فشارها و مخالفت ها از راهی که به درستی آن باور دارد، عقب نشینی کند؛ بلکه باید مسئولیت خود را با جدیت دنبال کند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}