معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
جوانی که معادله دشمن در خلیج فارس را تغییر داد و با سلاح ایمان و غیرت پیشرفته ناوهای امریکایی را به چالش کشید.

به گزارش گروه تاریخ، امام و رهبری خبرگزاری صدا و سیما،در سال های پایانی جنگ ایران و عراق، خلیج فارس به یکی از مهم ترین عرصه های تقابل دو طرف تبدیل شد. جنگ دیگر تنها در جبهه های زمینی جریان نداشت؛ بلکه امنیت خطوط کشتیرانی، نفتکش ها، سکو های نفتی و مسیر های انتقال انرژی نیز به بخشی از میدان جنگ تبدیل شده بود. در این میان، عراق تلاش می کرد با گسترش حملات به تأسیسات و شناور های مرتبط با صادرات نفت ایران، هزینه های اقتصادی جنگ را افزایش دهد و توان ایران برای ادامه مقاومت را تحت فشار قرار دهد.
اهمیت خلیج فارس از آنجا بود که اقتصاد جنگ تا حد زیادی به صادرات نفت وابسته بود. بنابراین، حمله به نفتکش ها و سکو های نفتی تنها یک اقدام نظامی نبود، بلکه می توانست پیامد های اقتصادی و سیاسی گسترده ای به دنبال داشته باشد. از این منظر، «جنگ نفتکش ها» را باید بخشی از راهبرد فشار بر اقتصاد و اراده سیاسی ایران دانست؛ راهبردی که به تدریج پای قدرت های خارجی را نیز به منطقه باز کرد.
در سال 1366، دامنه این رویارویی گسترده تر شد. کویت و عربستان، که از عراق حمایت می کردند، در معادلات جنگ نفتکش ها نقش داشتند و کویت بخشی از ظرفیت سرزمینی و هوایی خود را در اختیار عراق قرار داده بود. در ادامه، آمریکا نیز با عنوان حفاظت از کشتیرانی و نفتکش های کشور های منطقه، حضور نظامی خود را در خلیج فارس افزایش داد.
ورود مستقیم ناو های جنگی آمریکا به منطقه، معادله را از یک درگیری میان ایران و عراق فراتر برد. از این پس، ایران با قدرتی روبه رو بود که از نظر تجهیزات نظامی و فناوری، برتری آشکاری در دریا داشت. به همین دلیل، مسئله اصلی برای ایران تنها مقابله با حملات عراق نبود؛ بلکه حفظ امنیت آب های سرزمینی و جلوگیری از تبدیل خلیج فارس به عرصه ای یک طرفه برای قدرت های خارجی نیز اهمیت پیدا کرده بود.
در چنین شرایطی، سخنان امام خمینی (ره) درباره ضرورت مقابله با تجاوز، برای نیرو های حاضر در میدان معنایی فراتر از یک توصیه نظامی داشت. در روایت های مربوط به آن دوران، جمله معروف ایشان، «اگر من بودم، می زدم»، به عنوان نشانه ای از ضرورت ایستادگی در برابر تعرض به حریم کشور نقل شده است. همین نگاه، در میان نیرو های دریایی سپاه به انگیزه ای برای طراحی عملیات هایی تبدیل شد که هدف آنها تغییر محاسبات طرف مقابل بود.
در میان نیرو های دریایی سپاه، نادر مهدوی یکی از فرماندهانی بود که در این دوره نقش برجسته ای پیدا کرد. او که متولد 14 خرداد 1342 در روستای نوکار دشتی بوشهر بود، در سال های جوانی وارد عرصه ای شد که رویارویی در آن نیازمند ابتکار، سرعت عمل و شناخت دقیق از محیط دریایی بود.
مهدوی و همرزمانش به جای تلاش برای مقابله مستقیم و کلاسیک با ناوگان مجهز آمریکا، از شیوه هایی استفاده کردند که متناسب با امکانات ایران و شرایط جغرافیایی خلیج فارس بود. مین گذاری در مسیر شناور ها یکی از این روش ها بود؛ اقدامی که می توانست بدون درگیری مستقیم با ناو های بزرگ، هزینه و ریسک حضور آنها در منطقه را افزایش دهد.
این شیوه را می توان نمونه ای از جنگ نامتقارن در دریا دانست؛ یعنی استفاده از ابتکار و تاکتیک های کم هزینه تر برای ایجاد محدودیت در برابر نیرویی که از نظر تجهیزات نظامی برتری دارد. در چنین نبردی، هدف لزوماً نابودی نیروی مقابل نیست؛ گاهی ایجاد ناامنی، افزایش هزینه عملیات و تغییر محاسبات طرف مقابل نیز می تواند بخشی از هدف نظامی باشد.
در تیرماه 1366، نخستین کاروان نفتکش های کویتی با پرچم آمریکا و تحت اسکورت ناو های جنگی این کشور حرکت خود را آغاز کرد. آمریکا تلاش گسترده ای را در ابعاد سیاسی، تبلیغاتی، اطلاعاتی و نظامی برای اجرای این طرح به کار گرفته بود.
در میان این کاروان، نفتکش کویتی «الرخاء» با نام جدید «بریجتون» قرار داشت. این نفتکش در فاصله حدود 13 مایلی غرب جزیره فارسی با مین های کار گذاشته شده توسط نیرو های ایرانی برخورد کرد و آسیب جدی دید.
اهمیت این حادثه فقط در خسارتی که به یک نفتکش وارد شد خلاصه نمی شد. پیام مهم تر آن این بود که حضور اسکورت نظامی آمریکا نمی توانست به طور کامل مانع عملیات نیرو های ایرانی شود. به عبارت دیگر، عملیات بریجتون نشان داد که در یک نبرد نامتقارن، حتی نیرویی با امکانات محدودتر نیز می تواند برای نیروی نظامی قدرتمندتر هزینه ایجاد کند.
بازتاب این حادثه نیز محدود به ایران نماند. موضوع بریجتون در گزارش ها و نوشته های مختلف درباره جنگ نفتکش ها مورد توجه قرار گرفت و بعد ها در آثاری درباره این دوره از جنگ نیز بررسی شد. از جمله، کتاب هایی مانند «جنگ تانکرها» و «در داخل منطقه خطر» به این رویارویی و پیامد های آن پرداخته اند.
عملیات های گروه ذوالفقار باعث شد حضور نیرو های آمریکایی در منطقه با محاسبات تازه ای همراه شود. مین گذاری و استفاده از قایق های تندرو، در کنار شناخت جغرافیای منطقه، به ایران امکان می داد از نقاط ضعف ناوگان بزرگ و مجهز آمریکا استفاده کند.
در واقع، اهمیت اقداماتی مانند عملیات بریجتون را باید در همین تغییر معادله جست و جو کرد. ایران نمی توانست در یک نبرد کلاسیک دریایی با ناوگان آمریکا رقابت کند، اما می توانست محیط عملیاتی را برای آن دشوار و پرهزینه کند. این همان نقطه ای است که جنگ دریایی ایران و آمریکا را از یک رقابت صرفاً تسلیحاتی به عرصه ای از ابتکار، تاکتیک و جنگ نامتقارن تبدیل کرد.
این رویارویی سرانجام به یکی از تلخ ترین حوادث جنگ دریایی منتهی شد. در 16 مهر 1366، نیرو های ایرانی در حوالی جزیره فارسی با نیرو های آمریکایی درگیر شدند.
بر اساس گزارش فرماندهی نیروی دریایی سپاه، پس از حدود دو ساعت گشت زنی قایق های ایرانی در منطقه غرب جزیره فارسی، بالگرد های آمریکایی به آنها نزدیک شده و به سوی قایق ها تیراندازی کردند. نیرو های ایرانی نیز با سلاح های موجود به مقابله پرداختند. در جریان این درگیری، یکی از بالگرد های آمریکایی هدف موشک قرار گرفت و سقوط کرد.
اما نتیجه این نبرد برای نیرو های ایرانی بسیار سنگین بود. نادر مهدوی، بیژن گُرد، نصرالله شفیعی، مهدی محمدی ها، غلامحسین توسلی، خداداد آبسالان و مجید مبارکی در این درگیری به شهادت رسیدند.
شهادت نادر مهدوی، پایان زندگی فرمانده جوانی بود که در فاصله کوتاهی از حضورش در عرصه جنگ دریایی، به یکی از چهره های شناخته شده این بخش از جنگ تبدیل شده بود. روایت های منتشرشده درباره نحوه اسارت و شهادت او نیز بعد ها به بخشی از ادبیات روایی مربوط به جنگ دریایی ایران و آمریکا تبدیل شد.
جنگ دریایی ایران و عراق را نمی توان صرفاً مجموعه ای از حملات به نفتکش ها و سکو های نفتی دانست. این جنگ در سال های پایانی، به عرصه ای تبدیل شد که در آن اقتصاد، سیاست، فناوری نظامی و اراده سیاسی کشور ها به یکدیگر گره خوردند.
برای عراق، حمله به منابع و مسیر های صادرات نفت ایران بخشی از تلاش برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران بود. برای آمریکا و برخی کشور های عربی، حضور نظامی در خلیج فارس با هدف حفاظت از کشتیرانی و منافع خود توجیه می شد؛ اما از نگاه ایران، این حضور با مسئله حاکمیت و امنیت آب های سرزمینی نیز پیوند خورده بود.
در چنین شرایطی، عملکرد نیرو هایی مانند نادر مهدوی نشان داد که نتیجه یک نبرد الزاماً تنها به تعداد ناوها، هواپیما ها و تجهیزات نظامی وابسته نیست. شناخت محیط، ابتکار عملیاتی، استفاده از تاکتیک های نامتقارن و آمادگی برای پرداخت هزینه دفاع می توانست معادلات یک نیروی بسیار مجهزتر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، عملیات بریجتون و نبرد 16 مهر 1366 را می توان دو نقطه مهم در تاریخ جنگ دریایی ایران دانست؛ یکی نماد تلاش برای تغییر معادله امنیتی در خلیج فارس و دیگری نماد غیرت رزمندگان ایرانی برای حفاظت از حریم سرزمینی تا آخرین نفس.
{{name}}
{{content}}