معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
سه سال از عملیات طوفان الاقصی در هفتم اکتبر می گذرد؛ عملیاتی که معادلات امنیتی و سیاسی منطقه را دگرگون کرد و پیامدهای آن از مرزهای فلسطین فراتر رفت. در این مدت، جنگ غزه، افزایش تلفات و آوارگی فلسطینیان، اعتراضات گسترده مردمی در کشورهای مختلف، تحولات حقوقی در نهادهای بین المللی و تغییر نگاه افکار عمومی جهان نسبت به رژیم صهیونیستی ، ابعاد تازه ای از آثار این عملیات را نمایان کرده است.
سه سال از عملیات طوفان الاقصی در هفتم اکتبر می گذرد؛ عملیاتی که معادلات امنیتی و سیاسی منطقه را دگرگون کرد و پیامدهای آن از مرزهای فلسطین فراتر رفت. در این مدت، جنگ غزه، افزایش تلفات و آوارگی فلسطینیان، اعتراضات گسترده مردمی در کشورهای مختلف، تحولات حقوقی در نهادهای بین المللی و تغییر نگاه افکار عمومی جهان نسبت به رژیم صهیونیستی، ابعاد تازه ای از آثار این عملیات را نمایان کرده است.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان با محسن محمدرضایی، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان، عضو بسیج اساتید استان و عضو شورای استانی کانون دانشگاهیان ایران اسلامی، به بررسی چرایی وقوع طوفان الاقصی و آثار آن بر جایگاه رژیم صهیونیستی و نیز از شکست پاره ای طرح های منطقه ای، تضعیف تصویر امنیتی رژیم صهیونیستی، افزایش فشارهای حقوقی و دیپلماتیک و تغییر نگرش افکار عمومی جهان، به مثابه بخشی از مهم ترین پیامدهای این عملیات پرداخته است که متن آن را در ادامه می خوانیم:
طوفان الاقصی پاسخی طبیعی به تجاوز رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین و بازتاب سال ها سکوت و بی اعتنایی مجامع بین المللی و سازمان های حقوق بشری بود؛ نهادهایی که نسل کشی را در برابر چشمان خود می دیدند، اما متأسفانه اقدامی انجام نمی دادند.
این عملیات واکنشی به سال ها اشغال، تعرض، محاصره، کشتار و بازداشت فلسطینیان از سوی رژیم صهیونیستی بود. فلسطینی ها نیاز داشتند اقدامی انجام دهند تا صدای خود را به دنیا برسانند و چهره واقعی و جنایتکار رژیم صهیونیستی را به جهان نشان دهند.
فلسطین با اهدای حدود 80 هزار شهید در این سه سال ثابت کرده است که پای آرمان های خود ایستاده و می خواهد خوی جنایتکاری و درندگی رژیم صهیونیستی را به دنیا نشان دهد. مردم مظلوم فلسطین و غزه با وجود تمام بلاهایی که بر سر آن ها آمده، از جمله بی خانمانی و شرایط بسیار سخت، همچنان این وضعیت را تحمل می کنند تا به هدفی متعالی برسند و بخش مهمی از آن نیز خوشبختانه محقق شده است.
طوفان الاقصی باعث شد خون مردم مظلوم غزه و فلسطین برای دنیا رنگی تر شود و نگاه های خفته مردم جهان را بیدار کند، چراکه سال ها نسبت به اقدامات و نسل کشی رژیم صهیونیستی بی اعتنایی شده بود.
از سوی دیگر، عملیات هفتم اکتبر ایمنی پوشالی و توخالی رژیم صهیونیستی را به جهان نشان داد. حماس با وجود سال ها تحریم و محاصره و امکانات محدودی که در اختیار داشت، توانست با ایجاد اصل غافلگیری، اسیران فراوانی بگیرد و در مرحله نخست، دیوار هوشمند اطراف غزه را تخریب و به سرزمین های اشغالی نفوذ کند.
این اتفاق در برابر چشمان جهان رخ داد. هفتم اکتبر را می توان شروع سقوط رژیم صهیونیستی در جوامع بین المللی و در میان افکار عمومی دنیا دانست، چراکه پیش از آن، ابعاد جنایت های این رژیم برای بخش هایی از جهان به این اندازه محرز نشده بود.
یکی از مهم ترین تفاوت های نسل کشی و جنگ این است که در نسل کشی، غیرنظامیان، کودکان و زنان مورد حمله قرار می گیرند و این اقدام خلاف مقررات بین المللی جنگ است. رژیم صهیونیستی در سال های گذشته از بسیاری مقررات بین المللی تبعیت نکرد و آن ها را زیر پا گذاشت.
پیش از هفتم اکتبر، این رژیم تلاش کرده بود تصویری از امنیت مطلق و شکست ناپذیری خود در دنیا ایجاد کند. این تصویر با حمایت ابرقدرت ها و از طریق تبلیغات گسترده درباره دیوار هوشمند مرزی غزه، سامانه گنبد آهنین، برتری اطلاعاتی و تسلط امنیتی اسرائیل بر منطقه شکل گرفته بود.
اما طوفان الاقصی این تصویر را به شدت تحت تأثیر قرار داد. این عملیات نشان داد، رژیمی که خود را برخوردار از پیشرفته ترین سامانه های امنیتی و اطلاعاتی معرفی می کرد، در برابر عملیاتی غافلگیرانه با چالش جدی مواجه شد.
بعد از آن، یأس و ناامیدی در میان افکار عمومی رژیم صهیونیستی افزایش پیدا کرد و دستاوردهای نظامی و امنیتی این رژیم کمرنگ شد. رکود سنگینی در ساختار زندگی رژیم صهیونیستی به وجود آمد و آثار آن در حوزه های مختلف اقتصادی نیز نمایان شد.
کاهش گردشگری و ساخت وساز، کاهش اعتماد سرمایه گذاران و افزایش بودجه نظامی از جمله این پیامدهاست. افزایش بودجه نظامی نیز طبیعتاً موجب کاهش سهم بودجه های عمرانی، آموزشی، بهداشتی و سایر بخش ها می شود.
بنابراین، طوفان الاقصی فقط شکستی امنیتی در مقطعی زمانی نبود، بلکه ضربه ای به یکی از مهم ترین پایه های مشروعیت و قدرت رژیم صهیونیستی، یعنی تصویر امنیت مطلق وارد کرد.
رژیم صهیونیستی پیش از هفتم اکتبر برنامه ریزی گسترده ای داشت تا خود را قطب انرژی و ترانزیت دنیا و همچنین، لنگرگاه فناوری و امنیت منطقه معرفی و تثبیت کند. آن ها به دنبال این بودند که از طریق ارتباط با کشورهای منطقه و جهان و تبدیل شدن به مرکز تبادلات، پرونده فلسطین را به سمت خاموشی و خنثی شدن ببرند.
یکی از نخستین گام ها در این مسیر، امضای توافقنامه های سازش، موسوم به پیمان ابراهیم در سال 2020 بود. رژیم صهیونیستی توانست با تعدادی از کشورهای منطقه، از جمله امارات، بحرین و مغرب روابط رسمی برقرار کند و در مرحله بعد، به دنبال عادی سازی روابط با عربستان بود. طرح واشنگتن و تل آویو این بود که ریاض در ازای پیمان دفاعی با آمریکا و دستیابی به فناوری هسته ای، روابط خود را با اسرائیل عادی کند.
در مرحله بعد نیز رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد کریدوری اقتصادی بود که در آن به مرکز تبادلات انرژی و کالا در منطقه تبدیل شود. این طرح با عنوان «مگا کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا» یا IMEC در نشست گروه 20 در سال 2023 مطرح شد و قرار بود از طریق هند، امارات، عربستان و اردن، کالاها و محموله ها به اسرائیل و سپس اروپا منتقل شوند.
یکی از اهداف این طرح، موازی سازی با طرح راهبردی چین با عنوان «کمربند و راه» بود. رژیم صهیونیستی می خواست از طریق چنین برنامه هایی، خود را از انزوای جغرافیایی خارج کند و جایگاهش را در معادلات اقتصادی و ترانزیتی جهان ارتقا دهد.
اما همه این برنامه ریزی ها با ضربه هفتم اکتبر و جنگ غزه با چالش جدی مواجه شد. بلافاصله پس از طوفان الاقصی، عربستان اعلام کرد مذاکرات عادی سازی خود را معلق کرده است و تأکید کرد تا زمانی که فلسطین در جایگاه یک کشور به رسمیت شناخته نشود و به مرزهای 1967 بازنگردند، مذاکره ای انجام نخواهد شد.
پس از طوفان الاقصی، سرمایه گذاران بین المللی نیز عقب نشینی کردند و پیمان ابراهیم به پوسته ای سرد تبدیل شد. مبادلات سیاسی و اقتصادی با رژیم صهیونیستی نیز به دلیل افزایش انزجار عمومی در کشورهای مختلف کاهش پیدا کرد.
یکی از سنگین ترین تبعات هفتم اکتبر، فروپاشی مصونیت حقوقی رژیم صهیونیستی در سطح بین المللی بود. پیش از این اتفاق، به دلیل چتر حمایتی واشنگتن و آمریکا، نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل در بسیاری از موارد، امکان ورود جدی به اقدامات رژیم صهیونیستی را نداشتند.
اما پس از هفتم اکتبر، آفریقای جنوبی دادخواستی رسمی علیه رژیم صهیونیستی به اتهام نسل کشی در دیوان بین المللی دادگستری در لاهه مطرح کرد. در ادامه نیز دستورات و اقداماتی در این زمینه انجام شد که از این رژیم می خواست از اقدامات منجر به نسل کشی جلوگیری کند و مانع ورود کمک های بشردوستانه نشود.
ضربه مهم دیگر در حوزه حقوقی زمانی وارد شد که دادستان ارشد دیوان کیفری بین المللی درخواست صدور حکم جلب بین المللی برای بنیامین نتانیاهو و وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی را به اتهام جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت مطرح کرد.
این اتفاق از این نظر اهمیت داشت که نام مقامات ارشد رژیم صهیونیستی در کنار متهمان بزرگ جنایت های بین المللی قرار گرفت و شرایطی ایجاد شد که آن ها به دلیل مسائل دیپلماتیک نمی توانند با آزادی سابق به بیش از 120 کشور عضو اساسنامه رم سفر کنند. این موضوع محدودیت بزرگی برای رژیم صهیونیستی و نشانه ای از مطرودشدن آن در سطح بین المللی بود.
در واکنش به این وضعیت، رژیم صهیونیستی تلاش کرد بودجه های عظیمی برای دیپلماسی عمومی اختصاص دهد تا در میان افکار عمومی جهان، به ویژه در آمریکا، تصویر خود را بهبود ببخشد.
براساس آماری که از رسانه های غربی مطرح شده، بودجه سال 2024 رژیم صهیونیستی برای دیپلماسی عمومی 150 میلیون دلار تصویب شد که بیش از 20 برابر تخصیص سالانه پیش از طوفان الاقصی بود. در سال 2026 نیز این رقم به حدود 729 میلیون دلار رسید که حدود چهار برابر افزایش نشان می دهد.
این اقدامات با عنوان «هسبارا» دنبال شد و می توان گفت، از سال 2023 و پس از هفتم اکتبر، هزینه های رژیم صهیونیستی برای دیپلماسی عمومی حدود یک میلیارد دلار افزایش پیدا کرد.
در کنار این اقدامات، عملیات های دیجیتال، استفاده از هوش مصنوعی و شبکه های تأثیرگذار نیز دنبال شد. حدود 50 میلیون دلار برای راه اندازی ارتش ربات های هوش مصنوعی اختصاص یافت که موضوع آن در گزارشی از وال استریت ژورنال مطرح شد.
طرح دیگری نیز با هدف استفاده از افراد مشهور و اینفلوئنسرها دنبال شد که قرار بود تعدادی از افراد شناخته شده در شبکه های اجتماعی مانند تیک تاک و اینستاگرام، در ازای دریافت هزینه، پست هایی برای بهبود وجهه رژیم صهیونیستی منتشر کنند.
برگزاری کنفرانس هایی با حضور کشیش های آمریکایی و میزبانی از افراد تأثیرگذار و نظریه پردازان خارجی در اتاق فرماندهی رژیم صهیونیستی نیز در همین راستا انجام شد.
با این حال، این هزینه ها نتیجه مورد نظر را به دنبال نداشت. نمونه آن را می توان در صحن سازمان ملل و خروج کشورهای مختلف هنگام سخنرانی نتانیاهو مشاهده کرد که از یک منظر، آبروریزی بزرگی برای رژیم صهیونیستی در برابر چشمان جهان بود و نشان داد، هزینه های انجام شده برای بهبود وجهه این رژیم چندان مؤثر نبوده است.
آمریکا نیز از پیامدهای حمایت گسترده از رژیم صهیونیستی بی تأثیر نمانده است. یکی از نمونه های مهم آن، خیزش دانشجویی در بیش از 20 دانشگاه پرچمدار آمریکا بود. در این دانشگاه ها تحصن هایی شکل گرفت و پلیس آمریکا با نیروهای ضدشورش وارد دانشگاه ها شد، از گاز اشک آور و گلوله های پلاستیکی استفاده کرد و بیش از سه هزار دانشجو بازداشت شدند. این اتفاق، آسیب های بی سابقه ای به تصویر بین المللی آمریکا وارد کرد.
از سوی دیگر، گزارش مرکز پژوهشی پیو، اندیشکده آمریکایی درباره نگرش مردم جهان نسبت به رژیم صهیونیستی قابل توجه است. در این گزارش که براساس بررسی دیدگاه 44 هزار و 657 نفر در 36 کشور جهان تهیه شده، مشخص شده است که از زمان هفتم اکتبر، افکار عمومی جهان نسبت به این رژیم تغییر کرده و 67 درصد مردم در این کشورها دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل پیدا کرده اند.
همچنین، بیش از 80 درصد افراد نسبت به نتانیاهو اعتماد نداشته اند و در اغلب کشورهای غربی، اکثریت پاسخ دهندگان تأکید کرده اند که اعتماد یا اعتقادی به تصمیمات او در امور جهانی ندارند.
میزان نگاه منفی به رژیم صهیونیستی در بعضی کشورها نیز افزایش پیدا کرده است. این مسئله در آمریکا بسیار قابل توجه است؛ کشوری که رژیم صهیونیستی بیشترین تلاش را برای اثرگذاری بر افکار عمومی آن انجام داده است. با وجود تمام هزینه هایی که در حوزه دیپلماسی عمومی، همایش ها و دعوت از افراد سرشناس و اینفلوئنسرها انجام شد، باز هم 60 درصد نگاه منفی نسبت به این رژیم در آمریکا ثبت شده است.
از دیگر تبعات هفتم اکتبر می توان به تحریم های آکادمیک و دانشجویی، لغو یا محدودشدن تحویل بعضی تسلیحات از سوی کشورهای اروپایی از جمله انگلیس و هلند، محدودیت هایی که کانادا در زمینه فروش سلاح به رژیم صهیونیستی اعمال کرد و همچنین، تحریم های هدفمند علیه بعضی نهادها و شهرک نشینان از سوی اتحادیه اروپا اشاره کرد.
مجموع این تحولات نشان می دهد که طوفان الاقصی فقط تحولی نظامی نبود، بلکه پیامدهای آن در حوزه های سیاسی، اقتصادی، حقوقی، امنیتی و اجتماعی گسترش پیدا کرد.
در نتیجه می توان گفت، یکی از مهم ترین آثار هفتم اکتبر، آغاز روند انزوای دیپلماتیک و افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر رژیم صهیونیستی و شکل گیری نفرت عمومی در بخش هایی از جهان نسبت به این رژیم بوده است؛ روندی که می تواند در آینده پیامدهای عمیق تری برای موجودیت و جایگاه رژیم صهیونیستی به دنبال داشته باشد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}