معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
مریم بیگی کتابدار کتابخانه مرکزی ایلام بلافاصله پس از شروع جنگ دوم تحمیلی، از فرصت تعطیلی کتابخانه استفاده کرده و مطالعاتش را در زمینه بحران و شرایط غیرنرمال زندگی بالا برد تا به عنوان کتابدار، برای آرامش خود و مراجعین راهنما باشد.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، جنگ، واژه تلخ و سیاهی است که با شیرینی و روشنی کتاب و کتابخوانی در تضاد است و این یعنی آبی که آتش این روز های ما را خاموش می کند، حفظ فرهنگ کتاب خواهد بود که با بازماندن کتابخانه و تداوم کتابخوانی میسر می شود و هر دو به همت کتابدار جامه عمل می پوشد. ایرانِ عزیز ما، در سال 1404 و 1405 درگیر دو مقطع جنگ تحمیلی از سوی دشمن آمریکایی_صهیونیستی شد که در پی آن، به بسیاری از شهر ها حمله شد و روح و روان هموطنان تحت تاثیر فشار ناشی از شدت این بحران قرار گرفت که در نتیجه، کتاب و کتابخانه بدل به پناهگاه امن آنها شد.
موقعیت ایلام در نقشه، همواره در طول تاریخ آماج اتفاق و حماسه های بزرگ بوده است. در دوران معاصر اما، نام این خطه با مقاومت و پایداری مردمانش در برابر صدامیان گره خورد و امروز هم با تکرار سه باره جنگ تحمیلی همچنان ایستادگی، اولین کلام بچه های ایلامی است. روایت مریم بیگی، کتابدار کتابخانه مرکزی ایلام از آن ایام به خوبی تداوم حماسه ها را این بار در سنگر فرهنگ، تصدیق می کند؛ او که نهمین سالی ست که در نهاد خدمت می کند، بیش از 3 سال است که کتابدار کتابخانه مرکزی ایلام است و آنچه پیش روی شماست، گفت وگوی ما با اوست.
مریم بیگی کتابدار کتابخانه مرکزی ایلام در ابتدا به عدم تجربه جنگ در زندگی اش اشاره کرد و گفت: که کار را برای او به عنوان کتابدار، مشکل کرده است: در طی این سال ها شاهد امنیت و آرامش بودیم و تجربه واقعی در یک فضای جنگی را نداشتیم. خصوصا با نسل جدید والدین یا بچه های دهه هشتادی و نودی که به ما مراجعه می کنند، به وسیله کتاب هایی که خوانده بودیم یا آنچه که از شاهدین شنیده بودیم، با آنها سخن می گفتیم و پاسخ می دادیم. اینکه در این فضا قرار بگیریم، برای همه غیرمنتظره بود؛ یادم هست در شروع جنگ دوازده روزه، داشتم بسته های فرهنگی عید غدیر را آماده می کردم که جنگ شروع شد، ولی از بازه زمانی خرداد 1404 که کتابخانه ها هم تعطیل شد به این سمت، تصمیم گرفتم که مطالعاتم را در زمینه بحران و شرایط غیرنرمال زندگی بالا ببرم تا به عنوان کتابدار، اولا برای آرامش خودم و به تبع بعد از آن، مراجعینم کمک کنم ضمن اینکه در این مدت سعی کردم کتاب های مربوط به زندگی در شرایط سخت را معرفی کنم. در طول جنگ رمضان هم کتابخانه حدود چهل روز تعطیل شد منتها بحث موکب و میادین را داشتیم و دیدیم ظرفیت خیلی خوبی در حضور های مردمی داریم تا والدین و بچه هایشان را توسط فعالیت هایی مثل نقاشی، به این سمت بیاوریم و برایشان کتاب ببریم تا با دنیای کتاب مواجه شوند. سعی کردم در این مدت، یک پیک کتاب شخصی و کوچک باشم و موضوعات را طوری انتخاب کنم که با شرایط تناسب داشته باشد. برای والدین هم کتاب های مخصوص به خودشان را می بردم.
وی ادامه داد: معتقدم خودآگاهی در هر شرایط و بحرانی، قدم اول مقابله با آن است. یعنی در دل خطرات و اتفاقاتی که زندگی روزمره ما را از حالت عادی خارج می کند، اگر یک داده یا پیش زمینه خوبی داشته باشیم، بهتر می توانیم با آن رو به رو شویم. یک مقدار بی تفاوتی های تربیتی کار را سخت کرده است، ولی آمادگی ذهنی منِ کتابدار یا والدین، موجب پذیرش شرایط از سمت بچه ها هم می شود. در جنگ رمضان شهر ایلام به خاطر اینکه نسبت به شهر های دیگر بیشتر مورد هجوم حملات بود، حدود 40 روز تعطیل بود و بعد از بازگشایی، با تعداد استقبال بیشتری از سمت بچه های کنکوری مواجه شدیم، چون در خانه ها حالت تشویش بود و دنبال مکانی آرام می گشتند؛ همزمان هم با استرس درس، حس ناامیدی نسبت به آینده هم داشتند. من طبق مطالعات و تجربیاتی که داشتم سعی می کردم با آنها صحبت کنم که در هر شرایطی اصل این است که بهترین تصمیم را بگیرید، چون شما باید آینده خودتان یا کشورتان را بسازید؛ به همین خاطر باید اولویت اول و آخرتان تحصیل و درس باشد. ضمن اینکه، کشور ما روز های سخت تر از این را هم از سر گذرانده و ما هم سعی می کنیم تدریجا برای فعال تر شدن کتابخانه پیگیر باشیم. این هم به خاطر شرایط قرارگیری کتابخانه در موقعیت حساس بود که ما را مجبور به اعمال محدودیت می کرد.
کتابدار کتابخانه مرکزی ایلام با بیان اینکه بخش دیگر مراجعین در جنگ را والدین تشکیل می دادند، اضافه کرد: سعی کردیم برای والدینی که فرزندانشان با صدای موشک یا چیز هایی که تا الآن مواجه نشده بودند، مسئله داشتند راهنما باشیم. به آن ها توصیه کردیم که در زمینه روانشناسی و مدیریت بحران کمی مطالعه داشته باشند و بچه ها را به سمت مطالعه کتاب های موجود در کتابخانه ببرند. جدا از آنها، ما هم یک سری فعالیت های مرتبط با کودکان مثل کاردستی و نقاشی در بخش کودک کتابخانه را از سر گرفتیم. از اردیبهشت هم سعی کردیم که برنامه های کتابخانه را به روال معمولش برگردانیم. با این حال فعالیت شاخص ما، در تجمعات و موکب میادین بود و برنامه های فرهنگی مرتبط با حوزه جنگ را با شدت بیشتری انجام دادیم.
مریم بیگی افزود: بچه ها در ابتدا، هیچ درک خشنی از جنگ ندارند، ولی در یک بُعد برایشان سوال می شد، چرا این اتفاق می افتد؟ ما برای بچه هایی که درک بالاتری داشتند، درباره داستان تقابل سنتی خیر و شر می گفتیم و کتاب های مرتبط با آنها مثل مجموعه قهرمانان را معرفی می کردیم و با زبان فهم آنها می گفتیم، در طول تاریخ همیشه یک مبارزه ای بین خوبی و بدی بوده است و ما باید بتوانیم قوی باشیم و استقامت داشته باشیم. نکته دیگر والدینی بودند که از طیف های مختلف فکری به ما مراجعه می کردند و برخی مسائل برای آنها شبهه شده بود و نیاز داشت تا برای آگاهی بهتر، تاریخ بخوانند و بتوانند پایداری ذهنی داشته باشند تا به فرزندشان آرامش دهند. در این زمینه هم سعی کردیم تا نگرانی ها رفع شود مثلا؛ در جنگ دوازده روزه یک کارگاه مادر و کودک داشتیم و بچه ها و بعضی والدین آمده بودند و پرچم ایران را با کمک همدیگر کشیدند که این خودش بچه ها را واکسینه می کرد و این پیام را می داد که ما در هر شرایطی باید زندگی خودمان را ادامه دهیم و در عین حال باید مراقبت داشته باشیم تا کمتر آسیب ببینیم. اما آنچه بیش از هر چیز کمک می کرد، همکاری والدین بود؛ اینکه خود پدر و مادر کنار منِ کتابدار که در کنار بچه ها کار گروهی انجام می دادیم می ایستاد، خودش به تنهایی خیلی مهم بود.
وی در پایان یادآور شد: دوران وقوع دو جنگ تحمیلی اخیر برای من تجربه متفاوتی بود و فکر می کنم این روز ها را با عنوان «کنار مردم در بحران»، به یاد بیاورم که حضور در تجمعات مردمی این حس را بیشتر به من داد. تا قبل از آن شاید به عنوان یک کارمند ساده در کتابخانه خدمت می کردیم ولی این بار، در دل جامعه و دوشادوش همه مردم قرار داشتیم؛ با هر نوع تفاوت اعتقادی و ظاهری، زیر یک پرچم ماندیم و این ماندگارترین حس برای ماست.
{{name}}
{{content}}