تفکر خلاق در اصلاح جامعه؛ بازخوانی یک ضرورت از منظر قرآن

به قلم مجتبی انصاری مقدم، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث وقتی از اصلاح جامعه سخن می گوییم، معمولاً نخست به تغییر قوانین، ساختارهای اجتماعی، نهادهای فرهنگی یا شرایط اقتصادی توجه می کنیم، در حالی که بسیاری از تغییرات پایدار، پیش از آنکه در ساختارهای بیرونی اتفاق بیفتند، در ذهن و نگرش انسان شکل می گیرند. جامعه ای که شیوه اندیشیدن خود را اصلاح نکرده باشد، حتی اگر ساختارهای جدیدی ایجاد کند، ممکن است همان مشکلات گذشته را در قالبی تازه بازتولید کند.

به قلم مجتبی انصاری مقدم، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث

وقتی از اصلاح جامعه سخن می گوییم، معمولاً نخست به تغییر قوانین، ساختارهای اجتماعی، نهادهای فرهنگی یا شرایط اقتصادی توجه می کنیم، در حالی که بسیاری از تغییرات پایدار، پیش از آنکه در ساختارهای بیرونی اتفاق بیفتند، در ذهن و نگرش انسان شکل می گیرند. جامعه ای که شیوه اندیشیدن خود را اصلاح نکرده باشد، حتی اگر ساختارهای جدیدی ایجاد کند، ممکن است همان مشکلات گذشته را در قالبی تازه بازتولید کند. از این منظر یکی از مقدمات مهم اصلاح اجتماعی، توانایی انسان برای بازاندیشی درباره وضعیت موجود و جست وجوی راه های بهتر است.

قرآن کریم اصلاح اجتماعی را با تغییر درونی انسان پیوند می دهد: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بأَنْفُسِهِمْ» (رعد/ 11). این آیه، تغییر اجتماعی را امری صرفاً بیرونی نمی داند. تا زمانی که انسان ها در نگرش، تصمیم، رفتار و مناسبات خود تغییر ایجاد نکنند، انتظار اصلاح پایدار در جامعه دشوار است، بنابراین، تفکر می تواند یکی از نخستین حلقه های زنجیره اصلاح باشد، زیرا انسان ابتدا باید بتواند وضعیت موجود را ببیند، درباره آن پرسش کند و امکان تغییر آن را تصور نماید.

در اینجا «تفکر خلاق» اهمیت پیدا می کند. منظور از تفکر خلاق صرفاً تولید یک ایده عجیب یا متفاوت نیست، بلکه توانایی دیدن مسئله از زاویه ای تازه، عبور از الگوهای ناکارآمد و یافتن راه هایی مناسب تر برای رسیدن به یک هدف درست است. قرآن کریم انسان را بارها به اندیشیدن، تعقل و تدبر دعوت می کند. تعبیرهایی مانند «أَفَلَا تَعْقِلُونَ»، «أَفَلَا تَتَفَکَّرُونَ» و «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ» نشان می دهد که از منظر قرآن، انسان نباید موجودی منفعل در برابر واقعیت باشد، بلکه باید ببیند، بیندیشد، ارزیابی کند و انتخاب نماید.

یکی از موانع چنین اندیشیدنی، گرفتار شدن در عادت های فکری است. انسان گاهی نه به دلیل درست بودن یک روش، بلکه صرفاً به دلیل قدیمی بودن آن، از آن دفاع می کند. قرآن در نقد مشرکان به همین منطق اشاره می کند: «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَی أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَی آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ» (زخرف/ 22). منطق آیه روشن است: «چون پدران ما چنین کرده اند» به تنهایی دلیل درستی یک باور یا رفتار نیست.

جامعه ای که نتواند درباره عادت های خود سؤال کند، به تدریج توان اصلاح خود را از دست می دهد. تفکر خلاق دقیقاً در نقطه مقابل چنین جمودی قرار دارد. انسان خلاق می پرسد: آیا این شیوه بهترین شیوه ممکن است؟ آیا می توان مسئله را از زاویه دیگری دید؟ آیا راهی وجود دارد که ضمن حفظ اصول، نتیجه بهتری ایجاد کند؟ چنین پرسش هایی می تواند جامعه را از تکرار خطاهای گذشته بازدارد.

البته قرآن، انسان را به شکاکیت بی هدف یا نفی همه سنت ها دعوت نمی کند. مسئله، رهایی از تقلید کورکورانه و حرکت به سوی انتخاب آگاهانه است، از همین رو، تفکر خلاق در منطق قرآنی باید با عقل، حقیقت و مسئولیت همراه باشد.

تفکر خلاق؛ نوآوری بدون فاصله گرفتن از حقیقت

یکی از نکات مهم در بحث تفکر خلاق از منظر قرآن این است که نو بودن به تنهایی ارزش محسوب نمی شود. ممکن است یک اندیشه جدید باشد، اما نادرست، ظالمانه یا زیان بار باشد، بنابراین، نمی توان هر نوع خلاقیت را عامل اصلاح اجتماعی دانست. خلاقیت زمانی به اصلاح کمک می کند که در مسیر حقیقت و خیر قرار گیرد.

قرآن کریم در این زمینه معیار مهمی ارائه می کند: «فَبَشِّرْ عِبَاد الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبعُونَ أَحْسَنَهُ» (زمر/ 17ـ18). بندگان شایسته کسانی معرفی می شوند که سخنان را می شنوند و از بهترین آنها پیروی می کنند. این آیات تصویری ارزشمند از یک ذهن باز ارائه می دهند؛ ذهنی که از شنیدن دیدگاه های مختلف نمی ترسد، آنها را بررسی می کند و در نهایت دست به انتخاب می زند.

این نکته برای جامعه امروز اهمیت ویژه ای دارد. اصلاح اجتماعی بدون گفت وگو، پرسشگری و شنیدن دیدگاه های متفاوت امکان پذیر نیست. تفکر خلاق زمانی شکل می گیرد که انسان خود را در چارچوب یک پاسخ از پیش تعیین شده محصور نکند، البته پذیرش هر سخنی نیز با منطق قرآن سازگار نیست، بلکه سخنان باید شنیده و ارزیابی شوند تا «احسن» انتخاب شود، بنابراین، تفکر خلاق قرآنی را می توان ترکیبی از گشودگی ذهن، قدرت ارزیابی و انتخاب مسئولانه دانست.

قرآن همچنین انسان را به مشاهده نشانه ها و تأمل در آنها دعوت می کند: «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَاب» (آل عمران/ 190). صاحبان خرد کسانی اند که از مشاهده جهان عبور می کنند و به معنا و حقیقت آن می اندیشند. این نگاه نشان می دهد که تفکر مطلوب قرآن، تفکری فعال و پرسشگر است، تفکری که در سطح ظواهر متوقف نمی شود.

در عرصه اجتماعی نیز همین مسئله صادق است. برای مثال، اگر جامعه ای با افزایش آسیب های اجتماعی مواجه باشد، برخورد سطحی ممکن است تنها به افزایش مجازات یا ایجاد محدودیت های بیشتر بیندیشد، اما تفکر خلاق می پرسد: ریشه این آسیب چیست؟ چه عوامل فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی یا تربیتی در شکل گیری آن نقش دارند؟ آیا می توان پیش از وقوع آسیب، زمینه های آن را کاهش داد؟ آیا روش های موجود واقعاً مؤثرند؟

تفاوت این دو نگاه، تفاوت میان واکنش به مسئله و حل مسئله است. تفکر خلاق تلاش می کند از پاسخ های فوری و تکراری عبور کند و به راه حلی عمیق تر برسد که در چنین شرایطی خلاقیت می تواند به جای آنکه صرفاً یک مهارت فردی باشد، به یک سرمایه اجتماعی تبدیل شود، با این حال، مرز مهمی نیز وجود دارد: جامعه نباید برای رسیدن به نتیجه، از اصول اخلاقی و انسانی عبور کند. هدف نمی تواند هر وسیله ای را توجیه کند. در منطق قرآن، عدالت، کرامت انسان، مسئولیت و حق معیارهایی هستند که حتی در فرآیند اصلاح باید حفظ شوند، بنابراین، خلاقیت مطلوب، خلاقیتی مسئول است، یعنی هم به دنبال راه تازه است و هم درباره پیامدهای آن راه پاسخ گوست.

از اندیشه خلاق تا جامعه اصلاح شده

تفکر خلاق زمانی اهمیت اجتماعی پیدا می کند که از سطح ذهن فرد فراتر رود و به رفتار، تصمیم و عمل اجتماعی تبدیل شود. ممکن است فردی ایده های فراوانی داشته باشد، اما اگر نتواند آنها را در جهت خیر عمومی به کار گیرد، خلاقیت او الزاماً به اصلاح جامعه منجر نمی شود. مسئله اصلی، تبدیل اندیشه درست به عمل درست است.

قرآن کریم جامعه را مجموعه ای از انسان های مسئول می بیند. در منطق قرآن، انسان موجودی است که انتخاب می کند و در برابر انتخاب خود مسئول است: «کُلُّ نَفْسٍ بمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ» (مدثر/ 38). بنابراین، اصلاح جامعه نیز نمی تواند بدون مسئولیت پذیری اعضای آن تحقق یابد. تفکر خلاق باید به انسان کمک کند تا برای مشکلات خود تنها به دنبال مقصر بیرونی نباشد، بلکه سهم و مسئولیت خود را نیز ببیند.

از سوی دیگر، جامعه اصلاح شده جامعه ای نیست که در آن هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، بلکه جامعه ای است که در مواجهه با مشکلات، توان بازنگری و اصلاح دارد. مشکلات اجتماعی همیشه وجود خواهند داشت، اما تفاوت جامعه پویا و جامعه گرفتار در بحران، در نحوه مواجهه آنها با مسئله است. جامعه پویا از خطاهای خود می آموزد، روش های ناکارآمد را اصلاح می کند و برای شرایط جدید پاسخ های متناسب می یابد.

در اینجا می توان میان سنت و عادت نیز تفاوت گذاشت. سنت های ارزشمند می توانند هویت و انسجام جامعه را حفظ کنند، اما عادت های نادرست نباید به دلیل قدمت خود مصون از نقد باشند. قرآن ضمن توجه به هدایت الهی، انسان را به تعقل و انتخاب دعوت می کند، بنابراین، حفظ اصول ثابت و یافتن روش های متناسب با شرایط متغیر، الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند. جامعه می تواند ارزش های بنیادین خود را حفظ کند و در عین حال برای تحقق آنها روش های تازه بیابد.

برای نمونه اگر هدف جامعه تقویت عدالت، خانواده، اخلاق، علم یا مسئولیت اجتماعی باشد، لازم نیست شیوه تحقق این اهداف در همه زمان ها یکسان باقی بماند. آنچه اهمیت دارد حفظ اصول و یافتن روش های مؤثر برای تحقق آنهاست. در چنین شرایطی، تفکر خلاق می تواند میان ارزش های ثابت و روش های متغیر پیوند برقرار کند.

از این منظر، تفکر خلاق را می توان یکی از ظرفیت های مهم تمدن سازی نیز دانست. تمدن ها زمانی رشد می کنند که بتوانند میان میراث گذشته و نیازهای آینده ارتباط برقرار کنند، گذشته را بشناسند، اما در گذشته متوقف نشوند، ارزش های خود را حفظ کنند، اما در روش ها دچار جمود نشوند. قرآن نیز انسان را موجودی برخوردار از عقل، اختیار و مسئولیت معرفی می کند و از او می خواهد در جهان بیندیشد و بر اساس بصیرت عمل کند.

در نهایت، اصلاح جامعه تنها با داشتن افراد باهوش، مدیران توانمند یا فناوری های پیشرفته تحقق نمی یابد. جامعه به انسان هایی نیاز دارد که مسئله را درست ببینند، جرئت پرسیدن داشته باشند، از تقلید کورکورانه فاصله بگیرند، راه های تازه بیابند و در عین حال، حقیقت و اخلاق را معیار انتخاب خود قرار دهند و این همان نقطه ای است که تفکر خلاق می تواند از یک مهارت فردی به یک نیروی اصلاح گر اجتماعی تبدیل شود.

براساس منطق قرآن، تغییر واقعی از درون انسان آغاز می شود و سپس در رفتار و ساختار اجتماعی ظهور می یابد، بنابراین، اگر جامعه ای خواهان اصلاح است، باید علاوه بر اصلاح قوانین و نهادها، برای اصلاح شیوه اندیشیدن نیز برنامه داشته باشد. تفکر خلاق در این مسیر نه به معنای گریز از ارزش ها، بلکه به معنای یافتن راه های تازه و مسئولانه برای تحقق ارزش های درست است. جامعه ای که بتواند چنین تفکری را در میان نسل خود پرورش دهد، نه تنها برای حل مشکلات امروز آماده تر خواهد بود، بلکه توان بیشتری برای ساختن آینده ای عادلانه تر، اخلاقی تر و انسانی تر خواهد داشت.

انتهای پیام

نظرات

captcha