دیپلماسی عمومی؛ جبهه ای که مرز نمی شناسد

به قلم مهدی فیاضی، مدیرعامل مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشارات بین المللی الهدی در جنگ های امروز، میدان نبرد دیگر به جغرافیای میدان نظامی محدود نیست. جنگ، هم زمان در عرصه افکار عمومی، روایت ها، تصویرسازی ها، شبکه های اجتماعی و ادراک ملت ها نیز جریان دارد؛ جایی که «تصویر یک کشور» می تواند به اندازه قدرت نظامی و سیاسی آن، در شکل دهی به تحولات اثرگذار باشد.

به قلم مهدی فیاضی، مدیرعامل مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشارات بین المللی الهدی

در جنگ های امروز، میدان نبرد دیگر به جغرافیای میدان نظامی محدود نیست. جنگ، هم زمان در عرصه افکار عمومی، روایت ها، تصویرسازی ها، شبکه های اجتماعی و ادراک ملت ها نیز جریان دارد؛ جایی که «تصویر یک کشور» می تواند به اندازه قدرت نظامی و سیاسی آن، در شکل دهی به تحولات اثرگذار باشد.

نگاهی که دیپلماسی عمومی و فرهنگی را نه یک فعالیت حاشیه ای، بلکه یکی از چهار میدان اصلی مواجهه در جنگ های معاصر است ؛ میدانی که در آن، روایت ایران و روایت رقیب برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهان با یکدیگر رقابت می کنند.

در این نگاه، اگر میدان نظامی، عرصه مقاومت و بازدارندگی باشد، دیپلماسی عمومی عرصه «معنا» و «ادراک» است. در این میدان، آنچه اهمیت دارد این است که جهان ایران را چگونه می بیند، حوادث مربوط به ایران چگونه روایت می شود و چه تصویری از جامعه، فرهنگ، تمدن، مردم و سیاست ایران در ذهن مخاطب جهانی شکل می گیرد.

جنگ روایت ها از همین نقطه آغاز می شود. هر اندازه تصویر یک کشور در افکار عمومی جهان مخدوش تر شود، زمینه برای پذیرش روایت های امنیتی و تهدیدمحور علیه آن کشور افزایش می یابد. از این منظر، دیپلماسی عمومی صرفاً معرفی دستاوردهای فرهنگی نیست؛ بلکه تلاشی مستمر برای جلوگیری از تحریف واقعیت، تبیین هویت و ارائه تصویری دقیق، انسانی و قابل فهم از یک ملت است.

ایران در این میدان، تنها با یک کشور یا یک رسانه مواجه نیست؛ با مجموعه ای از روایت ها، چارچوب های رسانه ای و تصویرسازی های هدفمند مواجه است. از «ایران هراسی» و «شیعه هراسی» تا تلاش برای ارائه تصویری منزوی، بحران زا و تهدیدکننده از ایران، همگی بخشی از نبردی هستند که در ذهن مخاطبان جهانی جریان دارد.

در برابر چنین روندی، پاسخ فرهنگی نمی تواند صرفاً دفاعی و واکنشی باشد. ایران نیازمند روایت فعال از هویت تاریخی و تمدنی خود است؛ روایتی که بتواند میان ایران امروز و میراث فرهنگی و تمدنی چند هزار ساله آن پیوند برقرار کند.

از فردوسی و شاهنامه تا آرش و رستم، از ادبیات فارسی تا فرهنگ مقاومت، از میراث ایرانی ـ اسلامی تا تجربه زیسته ایرانیان، همه می توانند بخشی از این روایت بزرگ باشند؛ روایتی که به جای سخن گفتن صرفاً درباره «قدرت»، از «معنا» و «هویت» نیز سخن می گوید.

این همان نقطه ای است که دیپلماسی فرهنگی از تبلیغات سیاسی فاصله می گیرد و به یک پروژه عمیق تمدنی تبدیل می شود.

در این میان، ایرانیان خارج از کشور نیز ظرفیت مهمی برای دیپلماسی عمومی ایران محسوب می شوند. تفکیک میان ایرانیان مقیم خارج از جریان های برانداز و تجزیه طلب، و توجه به سرمایه اجتماعی ایرانیان در سراسر جهان، می تواند یکی از مهم ترین مسیرهای تقویت ارتباط «مردم با مردم» باشد؛ ارتباطی که گاه بسیار اثرگذارتر از پیام های رسمی دولت هاست.

جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری به «انسان رسانه ها» وابسته است. یک جوان ایرانی یا حتی یک مخاطب غیرایرانی که با زبان، ابزار و ادبیات مخاطب جهانی روایت خود را منتشر می کند، می تواند بخشی از یک شبکه بزرگ دیپلماسی عمومی باشد. تجربه انتشار محتوای فرهنگی به زبان های مختلف درباره شخصیت های فرهنگی و سیاسی ایران نیز نشان می دهد که دیپلماسی فرهنگی زمانی اثرگذارتر می شود که از زبان مخاطب جهانی سخن بگوید.

در این میان، ترجمه صرف کافی نیست؛ باید «مفهوم» ترجمه شود. مخاطب خارجی باید بتواند ایران را با مؤلفه هایی همچون تمدن، فرهنگ، عقلانیت، تاب آوری، تعامل، همسایگی، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی بشناسد. این تصویر، زمانی ماندگار خواهد شد که در قالب هنر، ادبیات، سینما، پادکست، کتاب، شبکه های اجتماعی، تولیدات چندرسانه ای و ارتباطات مردمی بازتولید شود.

از همین منظر، دیپلماسی عمومی را می توان «جبهه سوم» جنگ های جدید دانست؛ جبهه ای که در آن گلوله ها جای خود را به تصویر، روایت، هشتگ، ویدئو، کتاب، ترجمه و داستان داده اند.

اگر در میدان نظامی، هدف بازدارندگی است، در میدان دیپلماسی عمومی، هدف ساختن تصویری است که امکان تحریف و دشمن سازی را کاهش دهد و شاید مهم ترین درس این میدان آن باشد که در جهان امروز، کشوری که روایت خود را به جهان عرضه نکند، ناگزیر روایت دیگران درباره خود را خواهد شنید.

دیپلماسی فرهنگی، در چنین شرایطی، نه پیوست جنگ است و نه فعالیتی تشریفاتی؛ بخشی از خود میدان است. میدانی که در آن، آینده تصویر ایران در ذهن ملت ها ساخته می شود؛ با زبان فرهنگ، قدرت تمدن و ظرفیت انسان هایی که می توانند ایران را برای جهان روایت کنند.

انتهای پیام

نظرات

captcha