بگو که دست به دست، این علم نمی افتد ...

مسلم صادقی، شاعر در رثای رهبر شهید انقلاب و خونخواهی ایشان و همچنین پایداری و مقاومت ملت مبعوث شعری سروده است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، مسلم صادقی، شاعر در رثای رهبر شهید انقلاب و خونخواهی ایشان و همچنین پایداری و مقاومت ملت مبعوث شعری سروده است.

به عنکبوت بگو لانه ی تو طوفانیست

نصیب این شب طوفانی ات پشیمانیست

بیا که مرگ تو، مُزد خطای آخر توست!

بزن! که علّت نابودی تو، نادانیست

هنوز سیلی این قوم، هیبتش عَلویست

هنوز غیرت این ایل، جنسش ایرانیست

قسم به وعده صادق قسم به "جاءالحق"

که خورده مهرِ ذَهوقا، شبی که شیطانیست

به تیغِ پارس رقم خورده مرگ دجّالان

کمان آرش ما در کمین سفیانیست

تکان نمی خورَد از موج ها، دلِ دریا

اگرچه خاطرِ ساحل، دوباره طغیانیست

جهان اگرچه دل آشوب فتنه هاست هنوز

هنوز شورِ «تو» در قلب هر خیابانیست

بدونِ گوشه ی چشمت نه عزمِ رزم و نه صلح!

میان معرکه، غیر از تو را چه فرمانیست؟

علَم به خیمه ی خورشید می بری ای ماه

بمان که با تو شب عاشقان چراغانیست

بمان میانه ی گودالِ «خون»، که با خونت

جهانِ خفته ی ما را امید درمانیست

بمان اگرچه در آغوش لاله ها خبریست

اگرچه دور و برت در بهشت، مهمانیست

سلامِ سوختگان را به لاله ها برسان

بگو هنوز در این بوستان، گل افشانیست

بگو از امت مبعوثِ تا سحر بیدار

که خون، ضمانت شان پای هرچه پیمانیست

بگو که دست به دست، این علم نمی افتد

هنوز در کف ما بیرق سلیمانیست

تو زنده تر شدی ای عطرصبحِ هر روزی!

کدام سوی زمین بویی از تو حالا نیست؟!

دوباره نام علمدار عشق، خامنه ای ست

دوباره بیعتِ با سیدی خراسانیست

تو را گرفت خدا تا دوباره پس بدهد

جوان شدیّ و جهان غرق بهت و حیرانیست

و قله، وعده ی این قوم با علمدار است

علم بیار که این رنج، پیچِ پایانیست

بگو به حضرت باران، غبار غصه بس است

بیا که حال و هوای زمانه، بارانیست

زمانه، حلقه ی منظومه ی تو خواهدشد

بیا بیا که زمانِ زمانه گردانیست

نظرات

captcha