معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
هفته سالمندان فرصتی است برای توجه دوباره به نیازها، دغدغه ها و چالش های جمعیت سالمند، نسلی که بخش مهمی از سرمایه انسانی و اجتماعی جامعه را تشکیل می دهد. سالمندی مرحله ای طبیعی از زندگی است که در کنار مسائل جسمی و درمانی، نیازمند حمایت های اقتصادی و اجتماعی مناسب نیز خواهد بود. یکی از مهمترین موضوعات در این زمینه، تأمین اجتماعی سالمندان است. برخورداری از مستمری و درآمد کافی، پوشش های بیمه ای، دسترسی مناسب به خدمات درمانی و حمایت های اجتماعی نقش مهمی در حفظ استقلال و کیفیت زندگی سالمندان دارد.
هفته سالمندان فرصتی است برای توجه دوباره به نیازها، دغدغه ها و چالش های جمعیت سالمند، نسلی که بخش مهمی از سرمایه انسانی و اجتماعی جامعه را تشکیل می دهد. سالمندی مرحله ای طبیعی از زندگی است که در کنار مسائل جسمی و درمانی، نیازمند حمایت های اقتصادی و اجتماعی مناسب نیز خواهد بود.
یکی از مهمترین موضوعات در این زمینه، تأمین اجتماعی سالمندان است. برخورداری از مستمری و درآمد کافی، پوشش های بیمه ای، دسترسی مناسب به خدمات درمانی و حمایت های اجتماعی نقش مهمی در حفظ استقلال و کیفیت زندگی سالمندان دارد. با این حال، بخشی از سالمندان همچنان با مشکلاتی در دسترسی به این حمایت ها مواجه هستند.
افزایش هزینه های زندگی و درمان، محدودیت منابع مالی، ناکافی بودن برخی حمایت های اجتماعی و دشواری دسترسی به خدمات از جمله مسائلی است که می تواند زندگی سالمندان را تحت تأثیر قرار دهد. توجه به این چالش ها، نیازمند همکاری نهادهای مسئول و اتخاذ سیاست هایی متناسب با شرایط و نیازهای این گروه است.
ایکنا در راستای بررسی مقوله چالش ها و مشکلات حوزه تأمین اجتماعی سالمندان و چگونگی رفع این چالش ها به گفت و گو با مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانیم.
به نظر می رسد اولین مسئله این است که نباید تأمین اجتماعی سالمندان را فقط به «بازنشستگی و مستمری» محدود کنیم. سالمند ممکن است مستمری هم داشته باشد، اما وقتی هزینه مسکن، دارو، درمان، توانبخشی یا مراقبت بالا می رود، عملا احساس امنیت اقتصادی نکند. به همین دلیل است که صرف پرداخت مستمری و بازنشستگی نمی تواند تمامی دغدغه های سالمندان جامعه را پوشش دهد.
از طرف دیگر، همه سالمندان وضعیت یکسانی ندارند. بخشی از سالمندان بازنشسته یک صندوق هستند و درآمد نسبتا ثابتی دارند، اما بخشی ممکن است اصلا سابقه بیمه ای کافی نداشته باشند یا در طول زندگی در بازار کار غیر رسمی فعالیت کرده باشند. زنان سالمند، به ویژه زنانی که سال ها کار خانگی و مراقبتی بدون بیمه انجام داده اند، نمونه مهمی هستند.
بنابراین، باید اذعان کرد که مسئله اصلی برای جامعه امروزی پوشش مؤثر تأمین اجتماعی است، نه صرفا اینکه نام فرد در یک نظام بیمه ای ثبت شده باشد. در این زمینه باید ارزیابی کنیم که سالمند در زندگی واقعی تا چه اندازه از هزینه های اصلی زندگی، درمان و مراقبت مصون است.
در این زمینه نمی توان برای همه سالمندان یک پاسخ واحد ارائه داد؛ چراکه وضعیت درآمدی و هزینه ای آن ها بسیار متفاوت با یکدیگر است، اما روشن است که برای بخشی از سالمندان به ویژه سالمندان کم درآمد مستمری به تنهایی نمی تواند همه نیازهای زندگی را پوشش دهد، مخصوصا وقتی هزینه های درمان، دارو، مسکن و مراقبت به آن اضافه می شود.
در این راستا نکته مهمتری نیز وجود دارد. سیاست رفاهی خوب فقط این نیست که هر ماه مبلغی به سالمندان پرداخت شود، بلکه گاهی کاهش یک هزینه بزرگ به اندازه افزایش درآمد اهمیت دارد. اگر سالمند برای دارو، توانبخشی، خدمات مراقبتی یا مسکن بخش بزرگی از درآمد خود را هزینه کند، افزایش محدود مستمری الزاما امنیت اقتصادی ایجاد نمی کند.
بابراین، باید همزمان دو طرف را در نظر بگیریم؛ یعنی هم درآمد سالمند و هم هزینه سالمندی را به طور دقیق مدنظر قرار دهیم. بخشی از سیاست اجتماعی باید افزایش حمایت مالی از گروه های نیازمند باشد و بخش دیگر باید هزینه های ضروری سالمندی به ویژه درمان و مراقبت را کاهش دهد.
مسئله فقط داشتن دفترچه یا پوشش بیمه پایه نیست. سالمند معمولا بیشتر از سایر گروه های سنی با نظام سلامت سروکار دارد و ممکن است همزمان چند بیماری مزمن داشته باشد، چند دارو مصرف کند و به خدمات توانبخشی، مراقبتی و پیگیری مستمر نیاز داشته باشد. اینجاست که پراکندگی خدمات خود به یک مشکل دیگر تبدیل می شود. سالمند نباید برای هر بخش از نیاز خود بین پزشک، بیمارستان، بیمه، داروخانه، توانبخشی و مراکز مختلف سرگردان شود. به ویژه برای سالمندانی که محدودیت حرکتی دارند یا تنها زندگی می کنند، همین رفت وآمد و پیچیدگی اداری می تواند مانع دسترسی واقعی به خدمت شود.
در چنین الگویی، هدف صرفا درمان بیماری نیست، بلکه حفظ استقلال سالمند، ارتقای کیفیت زندگی و پیشگیری از کاهش توانایی های او نیز اهمیت پیدا می کند. همچنین لازم است خدمات درمانی و مراقبتی از حالت متمرکز و پراکنده خارج شده و تا حد امکان به محل زندگی سالمند نزدیک شود. توسعه مراقبت در منزل، خدمات توانبخشی و مراقبتی محلی و حمایت از خانواده هایی که مسئولیت مراقبت از سالمندان را بر عهده دارند، می تواند در سال های آینده به یکی از ضرورت های اصلی نظام رفاه و سلامت سالمندان تبدیل شود.
لذا امروز باید به سمت مراقبت یکپارچه و فردمحور سالمندان حرکت کنیم، یعنی نظام سلامت به جای اینکه فقط هر بیماری را جداگانه درمان کند، مجموعه وضعیت جسمی، روانی، عملکردی و اجتماعی سالمند را ببیند. همچنین، باید بدانیم که توسعه مراقبت در منزل و خدمات نزدیک به محل زندگی سالمند نیز در آینده اهمیت بسیار بیشتری پیدا خواهد کرد.
یکی از اشتباهات رایج این است که سالمندان را یک گروه یکدست فرض کنیم. فاصله میان سالمندان از نظر درآمد، سلامت، مسکن، حمایت خانوادگی و دسترسی به خدمات گاهی بسیار زیاد است. به طور طبیعی سالمندان فاقد درآمد پایدار یا پوشش بیمه ای مناسب در معرض خطر بیشتری هستند. البته در این راستا باید به گروه های دیگری نیز توجه ویژه داشته باشیم یعنی سالمندان تنها، زنان سالمند به ویژه زنان تنها یا بدون درآمد مستقل، سالمندان دارای معلولیت یا بیماری های مزمن، سالمندان نیازمند مراقبت طولانی مدت و سالمندان ساکن مناطق محروم و روستایی از گروه هایی هستند که آسیب پذیری بیشتری دارند.
حتی فقر سالمندی نیز فقط فقر درآمدی نیست. ممکن است فرد درآمد حداقلی داشته باشد اما تنها باشد، شبکه حمایتی نداشته باشد یا نتواند امور روزمره خود را انجام دهد. بنابراین، در سیاست گذاری سالمندی باید در کنار فقر اقتصادی، تنهایی، وابستگی مراقبتی و محرومیت اجتماعی را نیز در نظر گرفت.
بنابراین، در کنار مسائل اقتصادی توجه به کیفیت زندگی افراد در دوران سالمندی نیز اهمیت ویژه ای دارد. بسیاری از افراد در این دوره به حمایت های خانوادگی، خدمات اجتماعی و همراهی مستمر نیاز پیدا می کنند و نبود چنین پشتوانه هایی می تواند انجام فعالیت های عادی زندگی را برای آنان دشوار کند. از این رو، برنامه های مرتبط با سالمندی باید علاوه بر تأمین نیازهای مادی، بر تقویت پیوندهای اجتماعی، دسترسی آسان به خدمات، حمایت از خانواده ها و فراهم کردن زمینه حضور فعال افراد در جامعه نیز تمرکز داشته باشد؛ چراکه برخورداری از زندگی باکیفیت در این دوره، نیازمند مجموعه ای از حمایت های هماهنگ و مستمر است.
در این رابطه باید از سیاست های تک بعدی فاصله بگیریم. افزایش مستمری مهم است، اما به تنهایی کیفیت زندگی ایجاد نمی کند. سالمند به درآمد کافی، درمان قابل دسترس، مراقبت باکیفیت، مسکن مناسب، محیط شهری قابل استفاده، ارتباط اجتماعی و امکان مشارکت اجتماعی نیاز دارد.
یکی از اولویت های جدی آینده، نظام مراقبت از سالمندان است. امروزه با توجه به کوچکتر شدن خانواده ها و تغییر ساختار جمعیتی نمی توان فرض کرد خانواده به تنهایی همه بار مراقبت را بر دوش خواهد کشید. باید مراقبین آموزش دیده داشته باشیم، خدمات مراقبت در منزل توسعه پیدا کند و برای خانواده ای که از سالمند مراقبت می کند نیز حمایت و آموزش وجود داشته باشد.
موضوع مهم دیگری که باید مدنظر قرار بگیرد، پیشگیری است. اگر بتوانیم استقلال و توانایی عملکردی فرد را برای سال های بیشتری حفظ کنیم، هم کیفیت زندگی او بالاتر می رود و هم هزینه های خانواده، نظام سلامت و تأمین اجتماعی کاهش پیدا می کند. این بدان معناست که سالمندانی که دارای استقلال فردی و توانایی عملکرد بیشتری در اختیار دارند، با مشکلات کمتری در طول زندگی خود مواجه خواهند شد.
مسئله مهم دیگری که باید بر روی آن تأکید کرد این است که کیفیت زندگی فقط زنده ماندن نیست. سالمند باید احساس کند هنوز نقش دارد، ارتباط دارد، انتخاب می کند و در جامعه مورد نیاز است. تنهایی و حذف شدن از زندگی اجتماعی را نمی توان صرفا با مستمری درمان کرد.
تأمین اجتماعی، صندوق های بازنشستگی، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، بیمه ها، شهرداری ها و سایر دستگاه ها هرکدام بخشی از مسئله سالمندی را در اختیار دارند. مشکل از جایی شروع می شود که هر دستگاه فقط همان قطعه مربوط به خود را ببیند.
سالمند در زندگی واقعی با «دستگاه» زندگی نمی کند، بلکه با مجموعه ای از نیازها زندگی می کند. ممکن است همزمان مشکل درآمد، درمان، مسکن، رفت وآمد و مراقبت داشته باشد. بنابراین، پاسخ ما نیز باید یکپارچه باشد. اینجا دقیقا یکی از کارکردهای اصلی دبیرخانه شورای ملی سالمندان مطرح می شود. قرار نیست دبیرخانه جای سازمان تأمین اجتماعی، وزارت بهداشت یا بهزیستی خدمت ارائه کند. وظیفه ما این است که دستگاه ها را دور یک مسئله مشترک جمع کنیم، خلأهای سیاستی را شناسایی کنیم، تقسیم کار ایجاد کنیم و پیگیری کنیم که سالمندی در سیاست های مختلف کشور دیده شود.
امروز در آستانه مرحله ای هستیم که باید از «حمایت پراکنده از سالمندان» به سمت «نظام جامع رفاه و مراقبت در سالمندی» حرکت کنیم؛ چون با سرعتی که ساختار جمعیتی کشور در حال تغییر است، دیگر نمی توان مسائل سالمندی را با چند برنامه حمایتی جدا از هم مدیریت کرد. سالمندی باید در متن سیاست های تأمین اجتماعی، سلامت، مسکن، اشتغال، شهرسازی و حتی سیاست های توسعه کشور قرار گیرد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}