انحرافات اجتماعی از نزاع فرهنگی آغاز شده و به درگیری نظامی ختم می شود

به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت پور، مفسر «تفسیر تنزیلی» قرآن کریم و استاد درس خارج حوزه علمیه، در ادامه سلسله دروس تفسیر قرآن در تاریخ هشتم مهرماه، به بررسی آیات 99 و 100 سوره بقره پرداخت.   وی در این جلسه محورهای تحلیلی متعددی از جمله رابطه میان فسق و کفر، ضرورت تبدیل اسلام به ایمان برای پایبندی به عهدها، نگاه تاریخی قرآن به پیمان شکنی های بنی اسرائیل و معنای دقیق عبارت «مصدق لما معهم» را مورد واکاوی قرار دادند.

به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت پور، مفسر «تفسیر تنزیلی» قرآن کریم و استاد درس خارج حوزه علمیه، در ادامه سلسله دروس تفسیر قرآن در تاریخ هشتم مهرماه، به بررسی آیات 99 و 100 سوره بقره پرداخت. وی در این جلسه محورهای تحلیلی متعددی از جمله رابطه میان فسق و کفر، ضرورت تبدیل اسلام به ایمان برای پایبندی به عهدها، نگاه تاریخی قرآن به پیمان شکنی های بنی اسرائیل و معنای دقیق عبارت «مصدق لما معهم» را مورد واکاوی قرار دادند.
بهجت پور در ابتدای سخنان خود با اشاره به آیه 100 سوره بقره (وَکُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ ۚ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ)، اظهار کرد: در آیات پیشین تبیین شد چگونه خداوند متعال بر ایجاد فاصله میان بنی اسرائیل و مؤمنان تأکید کرده است؛ چرا که امیدی به ایمان آن ها نبود. اگر بنی اسرائیل ایمان می آوردند و با اسلام همراه می شدند، فرصت های بسیاری در اختیار دین مبین قرار می گرفت؛ اما متأسفانه علی رغم اینکه خود را منتظر ظهور پیامبر اکرم(ص) می دانستند، به دلیل خودخواهی و تکبر، رفتاری نامناسب داشتند که منجر به افزایش روزافزون فاصله ها شد.
وی در ادامه توضیح داد که پیامبر اکرم(ص) پس از ورود به مدینه، با گروه های مختلف از جمله یهودیان معاهده بستند تا در صورت عدم همراهی، دست کم ضرری به اسلام نرسانند، اسباب زحمت نشوند و با دشمنان ید یکی نگردند؛ اما متأسفانه آن ها به مسیر پیمان شکنی رفتند.
بهجت پور با اشاره به آیات 40 به بعد سوره بقره و خطاب خداوند به بنی اسرائیل (اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ)، تصریح کرد که یهود با ابراز بی اعتقادی به پیامبر(ص) و باور به نابودی اسلام، در واقع نخستین گام خود را با «نزاع فرهنگی» آغاز کردند. ایشان تأکید کردند: «در این مرحله، بحث بر سر درگیری های نظامی، اجتماعی یا سیاسی نبود، بلکه آن ها با مطرح کردن بحث های اعتقادی تردیدآمیز، به دنبال انحراف فرهنگی بودند. باید دانست که انشقاق گروه ها ابتدا از انحراف فرهنگی آغاز شده و سپس به تدریج شدت می یابد. در واقع، هشدار قرآن به این نکته است که اگرچه در ابتدا برخورد نظامی در کار نیست، اما همین مسیر فرهنگی در نهایت به درگیری های شدیدتر ختم خواهد شد.

درس سیاسی امروز؛ مدیریت تنش تا مرز نظامی

مفسر قرآن کریم با تعمیم این مسئله به مباحث سیاسی روز تأکید کرد: امروز نیز تا زمانی که بحث در حوزه فرهنگ باشد، ما به صورت فرهنگی برخورد می کنیم؛ اما چنانچه دشمن وارد فاز نظامی شود، ما با قاطعیت می ایستیم. ما آغازکننده نبرد نظامی نیستیم، اما در عین حال، دچار وادادگی فرهنگی و اعتقادی نیز نخواهیم شد.

وی تصریح کرد: معنای محکم ایستادن، لزوماً ورود به آخرین فاز درگیری نیست، بلکه باید تنش ها را مدیریت کرد؛ به گونه ای که میزان واکنش ما در سطح مدیریت تنش باشد تا از پیشروی جریان مخالف جلوگیری شود.


وی در ادامه با ذکر مثالی توضیح داد: به عنوان نمونه، تا زمانی که سازمان مجاهدین خلق وارد فاز نظامی نشده بود، نظام اسلامی صرفاً با برخوردهای فرهنگی بسیار محکم با آن ها مواجه می شد و در هر فازی که این گروه وارد می شدند، ما نیز در همان فاز با قاطعیت وارد می شدیم. در حالی که در حدود 60 آیه درباره بنی اسرائیل سخن می گوییم و در فضای فرهنگی و گفت وگوی احتجاج آمیز با آن ها برخورد محکم می شود، در سوره عنکبوت (که در اواخر دوران مکه نازل شده) موضوع مجادله پیش بینی شده و فرموده است: «وَلَا تُجَادلُوا أَهْلَ الْکِتَاب إِلَّا بالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»؛ یعنی با اهل کتاب، جدال احسن (به نیکوترین شکل) به جای آورید.

فسق؛ عامل خروج از مسیر بندگی

بهجت پور در تفسیر آیه 99 « وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ ۖ وَمَا یَکْفُرُ بهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ»، گفت: تمرکز روی فاسق در این آیه دلیل دارد؛ یک جریانی در مسیر بندگی خداست ولی فسق او را از مسیر توحید خدا خارج می کند. در مسیر فطرت است ولی از مسیر فطرت خارج می شود. فاسق کسی است که روی پایه هایش خوب رشد می کند ولی شروع می کند به مسیر انحراف می رود.

وی با ذکر مثالی، گفت: ساختمانی ساخته شده است ولی دو سه طبقه بدون توجه به ضوابط مهندسی بر آن اضافه می کنند که در اولین زلزله فرو می ریزد. بنی اسرائیل چنین بودند. فسق مفهوم بسیار بسیار دلهره آوری دارد. یعنی برای موحدین دلهره آور است به این معنا که ای انسان مؤمن تو حتی اگر اعتقاد درست داشته باشی و با فطرت درست وارد شده باشی اگر گناه کنی و برای تو گذشتن از مرزهای احکام آسان شده باشد، این فسق تو را از ذی بندگی خارج می کند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلالمی، تصریح کرد: کسانی که در ذی دینی هستند از ذی دینی خارج می شوند، اینها به سمت کفر خواهند رفت. « ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذینَ أَسَاءُوا السُّوأَیٰ أَنْ کَذَّبُوا بآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بهَا یَسْتَهْزئُونَ». فعل زشت در حد فعل زشت نمی ماند و اعتقادات انسان را خراب می کند و حتی به جایی می رسد که فرد اعتقادات را مسخره می کند و می گوید چقدر احمق بودیم که قرآن را باور کردیم و باور کردیم قیامتی هست و....


بهجت پور افزود: ما وقتی طاعت انجام می دهیم، روز به روز ایمانمان قوی می شود و اگر بخواهیم دلمان آرام شود، باید اطاعت خدا کنیم و هر چه اطاعت کنیم درک درست بودن راه بیشتر و بهتر می شود و این درک بیشتر یقین را در ما ایجاد می کند. حال اگر کسی فاسق شد چه؟ یقینش سقوط می کند و فسق اینچنین است. یعنی همچنان که «وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّیٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ» فرد را جلو می برد، فسق هم نوعی برگشت است. این که در قرآن می فرماید «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ» سوخت موشک ایمان، عمل صالح است و وقتی کسی عمل طالح داشت و عمل صالح نبود، سوختی برای کفر است لذا در آیه می فرماید «وَمَا یَکْفُرُ بهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ» و بحث از کفر بعد از ایمان است نه کفر مطلق.

فسق اجتماعی؛ مقدمه کفر اجتماعی

استاد درس خارج حوزه علمیه، تصریح کرد: ممکن است کسی مسلمان نیست و هر غلطی کرده باشد و بر سر اعتقاد غلطش بماند؛ این موضوع بحث نیست بلکه موضوع، بحث مؤمنی است که به اعتقادات خود کافر می شود و این چون بحث اجتماعی است بسیار خطرناک است و کفر را در جامعه اضافه خواهد کرد. اگر در ایران فسق گسترش پیدا کند، قدم بعدی اش کفر است و اگر متدینین امروز برگردند و اعمال فاسقانه انجام دهند، همین ها به سمت کفر می روند. لذاست مسئولین فرهنگی باید مراقبت کنند و از رفتارها شاخص بسازیم که جامعه دارد به چه سمتی حرکت می کند.

وی با تاکید بر اینکه فسق هر چیزی است که انسان از مسیر بندگی خارج کند، اظهار کرد: فرد تا الان نماز می خواند و از الان نخواند. مشروب نمی خورد و از الان می خورد. اگر می خواست روی گناهان خاصی دست می گذاشت اما اینجا مطلق است و هر آنچه انسان را از زی بندگی خارج کند. یک وقت همه رباخوار باشند. همه به دنبال بی حیایی باشند و… این امور نتیجه اش آن است که جامعه از زی بندگی خارج شود و وقتی چنین شد منتظر شویم به کفر بغلتد.

بهجت پور در تفسیر «أَوَکُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَّبَذَهُ فَرِیقٌ مِّنْهُم» گفت: همزه استفه(أَ) برای سرزنش و کُلَّمَا یعنی هر بار. این آیه دارد نگاه تاریخی به یهود می کند. در این 60 آیه از بحث بنی اسرائیل انواع توجه دادن های خدای متعال مطرح بود لذا نگاه تاریخی می خواهد کند از این رو فرمود اینها هر زمانی که یک عهدی بسته شد یا عهدی را می بندند آن را می شکنند.

وی افزود: خدای متعال سوره بقره را که شروع کرد بیان فرمود اگر افراد متقی نباشند و در چهارچوب فرامین الهی حرکت نکنند، نمی توان جامعه متقین را ساخت. تا الان دستوراتی که در مکه آمد، دستورات راجع به فرد و گروه بود و دستورات اجتماعی نداشتیم. «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» در مدینه شروع شد و 84 بار در قرآن داریم. ابتدای قصه آن است که اگر انسان از میثاق هایی که بسته شده است بگذرد، فاسق می شود و نه تنها در مسیر جامعه سازی قرار نمی گیرد بلکه سنگ راه جامعه سازی می شود.

استاد درس خارج تفسیر با ذکر مثال ابلیس گفت: قرآن مثال ابلیس را زد که یک فرد بود و منحرف شد و سنگ راه انسان شد و آدم و حوا را منحرف و از بهشت اخراج کرد و بعد با همه انسان ها دشمن شد. جامعه بنی اسرائیل مؤمن بودند ولی کم کم شروع کردند به سنگ راه اسلام شدن و دشمنی کردن و کافرشدن.

عهد با امام زمان؛ مسئولیت امروز جامعه دینی

بهجت پور تصریح کرد: در حال حاضر که نظام دینی وجود دارد نوبت به امام زمان می رسد. امروز ما عهدی با امام زمان(عج) داریم و اگر اوامری فرمودند و ما گوش ندادیم، ما هم جامعه فاسق می شویم. همیشه عهدها قابل استمرار است.

وی تأکید کرد: امروز ما در عهد با مقام معظم رهبری و مراجع هستیم و پیمان بستیم که دستوراتی را که از دین می رسند اطاعت کنیم. «أَوَ کُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا» گروهی این عهد را می اندازند. این یک مفهوم گسترده اجتماعی دارد یعنی هر لحظه جامعه ممکن است نسبت به عهدهایی که داشته است، موضع رفع بگیرد و این خیلی خطرناک است.

وی افزود: دست کم نگیریم کسانی که برای امام حسین(ع) سینه می زنند ولی نظام اسلامی را همراهی نمی کنند. آیه نگاه تاریخی کرده است و می گوید یهود در طول تاریخ هرگاه عهدی شروع شد، یک گروهی از آن زیر عهد خارج شد. نمی فرماید که همه شان بلکه گروهی.

معنای «نبذ»؛ انداختن همراه با بی اعتنایی

مفسر تفسیر تنزیلی در تفسیر «نبذ»، گفت: نبذ انداختن همراه با بی اعتنایی  است و رها کردن یا انداختن خالی نیست. اول در دلش بی اعتنا می شود و بعد این را می اندازد. یک گروه از این ها چنین است.

بهجت پور در تفسیر «بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ» گفت: «بل» اضراب از گذشته است. مطلب تا الان این بود که وقتی عهدی بستیم عهد هارون، عهد شمعون، عهد عیسی و… و همین طور کنار می زدند. «بل» یعنی اینها دچار اعتقادات یقینی و باورهای قطعی نیستند.

استاد تصریح کرد: به معاهده عمل نکردن یک وقت به دلیل این است که انسان در عین اینکه ایمان به معاهده دارد اما فرصت یا حال ندارد و  خودش را هم سرزنش می کند. مثلاً من شب ها به خیابان نمی روم و خودم را سرزنش می کنم که ای کاش می رفتم. اما کسی می گوید این مسخره بازی ها چیست. یک وقت  هم کسی تسلیم است اما باور ندارد و می گوید اینها به نتیجه نمی رسد.

هنر ما؛ تبدیل اسلام به ایمان

بهجت پور تأکید کرد: اگر نتوانید جامعه را به مرز ایمان برسانید و فقط تسلیم باشد، به ادنی مناسبت میثاق شکنی می کند لذا ما وظیفه داریم جامعه را به سمت ایمان بکشانیم؛ ایمان امری اختیاری است و باید بتوانیم اسلام را تبدیل به ایمان کنیم و هنر ما این است و اگر نتوانیم چنین کنیم، منتظر باشیم که این جامعه در برابر عهدها کوتاه بیاید و میثاق شکنی کند.

وی افزود: پس نمی خواهد بگوید اینها تسلیم تورات یا حضرت موسی نشده بودند بلکه می خواهد بگوید که اینها مسلمان بودند اما در گذر زمان مؤمن نبودند. این برای جامعه ما درس است که ما جامعه مان مسلمان باشد ولی به ایمان تبدیل نشود؛ جامعه ای که به ایمان نرسد، عهدشکنی می کند. ریشه پیمان شکنی نداشتن ایمان است.

بهجت پور در تفسیر «وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِند اللَّهِ مُصَدّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ» گفت: تا الان گفت چون ایمان ندارند پیمان شکن هستند. اشکالی در غالب تفاسیر وجود دارد که «مصدق لما معهم» را سمت قرآن برده اند، در حالی که مراد خود رسول است نه قرآن. مورد دوم مصدق صفت برای رسول بشود و درست هم هست و نیاز هم نیست قرآن را وسط بیاوریم.

استاد درس خارج تصریح کرد: «مِنْ عِند اللَّهِ» تأکید دارد بر رابطه رسول با خدا. چون در بین مشرکین مطرح بود که پیامبر از طرف جن آمده و ایشان را مثل کاهنان می دیدند و سوره جن آمد آن را جواب داد و اینجا تأکید می کند این رسول من عندالله است نه رسول من عند الجن، من عندالملائکه یا… . نه خودش مستقیم از سوی خداست. تأکید می کند تا تردیدی بعداً ایجاد نشود.

انتهای پیام

نظرات

captcha