معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
رآن کریم است. خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفت وگو با الهام خرمی نسب ، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث و مدرس دانشگاه، بازتاب آموزه های تعلیمی و اخلاقی قرآن در اشعار مولوی را بررسی کرده است تا نشان دهد که این شاعر بزرگ چگونه قرآن را در جان و زبان خود جاری کرده بود. ایکنا ـ آیا می توان پیوند مولانا با قرآن کریم را پیوندی هم در صورت و هم در معنا دانست؟ بله، قطعاً. صحبتم را با شعری از شیخ بهایی شروع می کنم که نشان دهنده جایگاه مثنوی معنوی و نسبت این کتاب گرانسنگ با قرآن است.
رآن کریم است. خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفت وگو با الهام خرمی نسب، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث و مدرس دانشگاه، بازتاب آموزه های تعلیمی و اخلاقی قرآن در اشعار مولوی را بررسی کرده است تا نشان دهد که این شاعر بزرگ چگونه قرآن را در جان و زبان خود جاری کرده بود.
بله، قطعاً. صحبتم را با شعری از شیخ بهایی شروع می کنم که نشان دهنده جایگاه مثنوی معنوی و نسبت این کتاب گرانسنگ با قرآن است. شیخ بهایی در وصف مثنوی چنین سروده: «من نمی گویم که آن عالی جناب/ هست پیغمبر، ولی دارد کتاب/ مثنوی معنوی مولوی/ هست قرآنی به لفظ پهلوی/ مثنوی او چو قرآن مدلّ/ هادی بعضی و بعضی را مضلّ.»
جلال الدین محمد بلخی، مردی عارف و دانشمند بود که در اشعارش در قالب غزل، رباعی و مثنوی، با بیان حکایت ها و افسانه ها، رویدادهای تاریخی و مسائل عرفانی کوشید حقایق و معارف الهی را برای مردم بیان کند. مولوی مانند واعظ در مجلس وعظ، سخنانش را با آیات و احادیث و بیان داستان پیامبران درهم می آمیزد تا همگان به قدر توان خود، از آن سخنان بهره مند شوند. اشعار او سرشار از مفاهیم قرآنی، آیات الهی و تعبیرهای عرفانی است. در این میان، مثنوی معنوی عالی ترین منظومه عرفانی، حاوی دقیق ترین افکار عرفانی و مشتمل بر خلاصه آرای صوفیان و حکیمان اسلام است که غالب آن ها به شیوه اشاره و کنایه ذکر شده است.
رینولد آلین نیکلسون، نام آشنای عرصه تصحیح مثنوی، احتمالاً نخستین مستشرقی است که به اجمال به بعضی اشارات قرآنی مثنوی اشاره کرده و در شرح خود، نزدیک به 600 آیه از قرآن را در ادبیات مثنوی دخیل دانسته است. به گفته صاحب نظران، مولوی بیش از تمام عارفان شاعر، در اندیشه طلب فیض از کلام حضرت حق بوده و بیشترین تأثیر را از قرآن گرفته که این امر در اشعارش بازتاب یافته است. اشعار او از زیباترین مجموعه های عرفانی به شمار می آید که از مفاهیم و آیات قرآنی تأثیر زیادی پذیرفته تا جایی که از سوی عالم فیلسوفی، همچون ملاهادی سبزواری، مثنوی با عنوان کتابی معتبر در تفسیر قرآن یاد شده و یا از سوی منتقدی ادیب، همچون دکتر عبدالحسین زرین کوب، تفسیری صوفیانه از قرآن کریم لقب گرفته است.
پیوند قرآن و مثنوی بر سه وجه است. وجه اول به اثرپذیری صورت و ساختار مثنوی از قرآن برمی گردد که هم صاحب نظران قرآن پژوه و مثنوی پژوه، از جمله استاد بدیع الزمان فروزان فر به آن تصریح دارند و هم این مسئله، خود چنان آشکار است که هر کس با این دو کتاب آشنایی داشته باشد، این پیوند را هویدا و آشکار می بیند. منظور این وجه از ربط و پیوند ساختاری، همان غیر خطی، حجمی شکل بودن و معنا در معنا آوردن هر دو اثر است. برای نمونه، در قرآن فقط سوره یوسف است که تقریباً از آغاز تا انجام فقط از یک مضمون، یعنی داستان حضرت یوسف(ع) سخن می گوید، ولی سایر سوره ها چندمضمونی است.
در سوره های مریم و ابراهیم و سوره های دیگری که به نام انبیاست، فقط اندکی از داستان مربوط به این انبیا آمده. برای نمونه، داستان حضرت مریم(س) در 12 سوره قرآن ذکر و داستان حضرت ابراهیم(ع) در 24 سوره پخش شده است. بر این اساس، سبک و ساختار تودرتو و خوشه خوشه مثنوی هم متأثر از شیوه و سبک و سیاق قرآن است. مولانا خود بارها به این نکته، یعنی شباهت صوری و معنوی کتابش با قرآن اشاره کرده است: «همچو قرآن که به معنی هفت توست/ خاص را و عام را مَطعَم در اوست.»
وجه دوم، آرا و برداشت های مولانا درباره قرآن است. مثلاً، مولانا قرآن کریم را عیناً الفاظ وحی و تماماً وحیانی می داند: «گرچه قرآن از لب پیغمبر است/ هر که گوید حق نگفت او کافر است.» همچنین، قائل به مصونیت و تحریف ناپذیری قرآن است: «مصطفی را وعده کرد الطاف حق/ گر بمیری تو نمیرد این سبق/ من کتاب و معجزه ات را رافعم/ بیش و کم کن را ز قرآن مانعم.»
وجه سوم این پیوستگی، نفوذ الفاظ و معانی آیات و عبارات قرآنی در ابیات مثنوی است. مولوی در اشعار خود با تمسک به آرایه های ادبی، نور قرآن را در اشعارش تجلی داده و به اقتضای کلام، انواع صنایع ادبی را در خدمت نشر و تبیین آیات قرآن به کار گرفته است.
مولوی با به کارگیری انواع آرایه ها، سعی در تشریح هدف نزول آیات داشته است. مثلاً، در جایی با بهره از آرایه تضمین، هدف را دنبال کرده است. در این شیوه، شاعر آیه ای از قرآن یا فرازی از حدیثی را در سروده خود می آورد؛ یعنی آوردن آیه یا عبارتی قرآنی عیناً و بدون افزودن و کاستن؛ اگرچه گاهی به اقتضای وزن شعر ممکن است تلفظ آن کمابیش فرق کند، مانند: «قبله از دل ساخت آمد در دعا/ لیس للإنسانِ إِلَّا مَا سَعَی» و یا این بیت: «خصمِ هر شیر آمد و هر روبَه او/ کُلَّ شَیْءٍ هَالِکَ إِلَّا وَجْهَهُ.»
آرایه دیگر، برگرفتن است. در این شیوه، شاعر برای آذین بندی سخن خود از آیه یا حدیثی بهره می جوید و به ناچار، بیش از پیش، ساختار آن را در هم می ریزد و به زبانی دیگر، طرحی نو برمی اندازد که این شیوه بیشتر در اشعار مولوی دیده می شود، مثل: «گفت موتوا کلکم من قبل أن/ یأتی الموت تموتوا بالفتن» که گزارشی درهم ریخته از حدیث مشهور موتوا قبل أن تموتوا» است، یا این بیت که مصراع دوم آن برگرفته از آیه 62 سوره مبارکه ذاریات، «وَمَا خَلَقْتُ الجَنَّ وَ الانس إِلَّا لیعبدون» است: «بهر این آوردمان یزدان برون/ ما خلقت الانس إِلَّا یَعْبُدُونَ.»
صنعت ادبی به کار گرفته شده دیگر از سوی مولوی، آرایه اقتباس است. در این شیوه، شاعر عبارت قرآنی یا عبارت روایی و یا بیت معروفی از دیگر شاعران در شعر خود می آورد؛ به آن سبب که معلوم باشد قصدش اقتباس است، نه سرقت. اقتباس گاه لفظی است، مانند این بیت مولانا که اقتباس از آیه پنجم سوره مسد است: «می کشدشان سوی نیک و سوی بد/ گفت حق فی جیدهَا حَبلُ المَسَد» و گاهی این اقتباس، معنایی است، مانند این بیت: «گر زلیخا بست درها هر طرف/ یافت یوسف هم ز جنبش منصرف» که معنایش، اقتباس از آیه 23 سوره مبارکه یوسف است: «و عَلَقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هیت لک... .»
اشاره، آرایه ادبی دیگری است که مولانا از آن استفاده وافر کرده است. در این شیوه، شاعر از پاره ای واژه ها و ترکیب های واژگانی قرآنی وام می گیرد و بر شیوایی، فصاحت، بلاغت و بلندی معنای شعر خود می افزاید. به عبارتی، واژگانی را از قرآن می گیرد که ریشه قرآنی داشته باشند. بیشتر این واژگان، تک کلمه ای هستند: «تا بخارای دگر بینی درون/ صفدران در مجلسش لا یَفقَهون.»
از دیگر آرایه های ادبی که جلال الدین بلخی برای نمایاندن پیوند میان مثنوی معنوی و قرآن از آن بهره گرفته، الهام است. در این شیوه، شاعر از یک آیه یا عبارت قرآن الهام می گیرد، آن را با نشانه ای همراه می کند تا خواننده اهل معرفت، به آنچه خود در نظر داشته، رهنمون شود، مانند: «آدمی مخفی است در زیر زبان/ این زبان پرده اسـت بـر درگاه جان» که ترجمه این سخن مولای متقیان علی(ع) است: «المرء مخبوء تحت لسانه.» و این بیت: «آدم خاکی ز حق آموخت علم/ تا به هفتم آسمان افروخت علم» که الهام گرفته از آیه 31 سوره مبارکه بقره، «و عَلَّمَ آدَمَ الْأَسماء کلها...» است.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}