معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم علیرضا لک زایی، مسئول کارگروه نهضت حفظ قرآن شورای هماهنگی و گسترش فعالیت های قرآنی فارس از پولس تا مارتین لوتر و پیوریتن ها؛ چگونه تغییر در معنا، مسیر تاریخ مسیحیت را دگرگون کرد؟ گاهی یک دین با تغییر نام یا کنار گذاشتن یک کتاب دگرگون نمی شود؛ گاهی واژه ها همان واژه ها می مانند، اما معنا آرام آرام تغییر می کند. آن گاه ممکن است انسان همچنان از ایمان، نجات، مسیح، کتاب مقدس و آینده سخن بگوید، اما تصویری که از هر یک در ذهن دارد با گذشته تفاوت کرده باشد.
به قلم علیرضا لک زایی، مسئول کارگروه نهضت حفظ قرآن شورای هماهنگی و گسترش فعالیت های قرآنی فارس
از پولس تا مارتین لوتر و پیوریتن ها؛ چگونه تغییر در معنا، مسیر تاریخ مسیحیت را دگرگون کرد؟
گاهی یک دین با تغییر نام یا کنار گذاشتن یک کتاب دگرگون نمی شود؛ گاهی واژه ها همان واژه ها می مانند، اما معنا آرام آرام تغییر می کند. آن گاه ممکن است انسان همچنان از ایمان، نجات، مسیح، کتاب مقدس و آینده سخن بگوید، اما تصویری که از هر یک در ذهن دارد با گذشته تفاوت کرده باشد. قرآن کریم درباره یکی از صورت های چنین تغییر معنایی می فرماید: «یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ»؛ کلمات را از جایگاه های خود دگرگون می کنند. (نساء: 46)
این آیه ما را متوجه حقیقتی مهم می کند: صیانت از یک دین فقط حفظ الفاظ نیست؛ حفظ معنا نیز هست. تاریخ مسیحیت نمونه ای قابل تأمل از این مسئله است؛ تاریخی که در آن، پس از حضرت عیسی(ع)، جریان های مختلفی پدید آمدند و در دوره های بعد، اصلاحات و بازتعریف های تازه ای شکل گرفتند. در این میان، نام هایی چون پولس، مارتین لوتر و جریان پیوریتنی در یک روند چندمرحله ای اهمیت پیدا می کنند؛ روندی که در برخی شاخه های مسیحیت پروتستان، زمینه های فکری خاصی درباره یهودیان، فلسطین و آینده جهان پدید آورد.
نخستین حلقه این زنجیره، پولس است؛ شخصیتی که داستان زندگی او با یک پرسش بزرگ آغاز می شود. در گزارش «اعمال رسولان»، شائول ــ که بعدها با نام پولس(حدود 5-67 میلادی) شناخته شد ــ پیش از پیوستن به مسیحیان، از مخالفان و آزاردهندگان جدی آنان بود. در ماجرای سنگسار استیفان، گزارش اعمال می گوید شائول با کشته شدن او موافق بود. سپس به خانه های مسیحیان وارد می شد، مردان و زنان را به زندان می سپرد و برای دستگیری پیروان «راه» اقدام می کرد. پس با شخصیتی روبه رو هستیم که ابتدا در صف مخالفان و دشمنان مسیحیان قرار دارد و سپس، پس از تجربه ای که خود آن را مواجهه با مسیح می دانست، به یکی از مهم ترین مبلغان مسیحیت تبدیل می شود!
همین نقطه در منابع اسلامی و شیعی نیز مورد توجه قرار گرفته است. برخی منابع شیعی معاصر، با استناد به گزارش های مسیحی، بر سابقه دشمنی و سرکوب مسیحیان توسط پولس تأکید کرده و سپس نقش او را در تغییر مسیر مسیحیت بررسی کرده اند.
اهمیت پولس فقط در تغییر شخصی او نیست؛ مسئله مهم تر، تفسیری است که او از مسیحیت ارائه کرد و گستره ای است که این تفسیر پیدا کرد. پولس از مهم ترین چهره های مسیحیت نخستین و از شخصیت های بسیار اثرگذار در گسترش پیام مسیحی در میان غیر یهودیان بود. نامه های منسوب به او نیز بخش مهمی از متون عهد جدید را تشکیل می دهند. در منابع اسلامی و شیعی، اما نقش او با زاویه ای متفاوت بررسی شده است.
برخی از این منابع، پولس را از عوامل اصلی تغییر-تحریف- در آموزه های مسیحیت می دانند و معتقدند که در دوره پس از حضرت عیسی(ع)، آموزه هایی با قرائت اولیه مسیحیت فاصله پیدا کردند. اینجا همان نقطه ای است که مسئله «تغییر معنا» اهمیت پیدا می کند. یک دین ممکن است همچنان نام خود را حفظ کند؛ اما اگر مفاهیم بنیادین آن به تدریج بازتعریف شوند، نتیجه می تواند دینی با صورت و ساختاری متفاوت باشد. از نگاه برخی منابع اسلامی و شیعی، چنین دگرگونی ای درباره مسیحیت پس از حضرت عیسی(ع) رخ داده و پولس در آن نقشی محوری داشته است. اما تاریخ در همین جا متوقف نمی شود.
حدود پانزده قرن بعد، بار دیگر در درون مسیحیت، پرسش از معنا و مرجعیت دینی بالا گرفت. در سال 1517 میلادی، مارتین لوتر، راهب و الهی دان آلمانی، با اعتراض به برخی رویه های کلیسای کاتولیک، از جمله مسئله آمرزش نامه ها، به یکی از چهره های اصلی آغاز اصلاحات پروتستانی تبدیل شد.
اهمیت لوتر برای بحث ما فقط در مخالفت او با کلیسا نیست؛ مسئله مهم تر این است که مرجعیت دینی و شیوه فهم متن مقدس دوباره در مرکز نزاع قرار گرفت. لوتر بر اهمیت کتاب مقدس تأکید داشت و ترجمه و دسترسی گسترده تر مردم به متن مقدس را دنبال کرد. گسترش صنعت چاپ نیز به انتشار سریع تر اندیشه های اصلاح طلبانه کمک کرد. به این ترتیب، مسیحیت غربی وارد مرحله ای تازه شد؛ مرحله ای که در آن وحدت پیشین کلیسای غربی شکسته شد و جریان های متعدد پروتستانی شکل گرفتند.
پس از لوتر، دیگر با یک «مسیحیت پروتستانی» یکدست مواجه نیستیم؛ بلکه مجموعه ای از جریان ها و برداشت های متفاوت شکل می گیرد. و یکی از همین جریان ها، یعنی پیوریتن ها، برای ادامه این داستان اهمیت ویژه ای پیدا می کند. اما این تفکیک از اهمیت پرسش اصلی کم نمی کند. مسئله مهم تر این است که چگونه یک تغییر در فهم مفاهیم دینی می تواند در طول قرن ها، نگرش انسان ها را تغییر دهد و در شرایط تاریخی خاص، به فرهنگ و رفتار اجتماعی و سیاسی تبدیل شود. این شاید از خود فرضیه یک «نقشه واحد» نیز مهم تر باشد.
شاید مهم ترین درس این روایت تاریخی همین باشد: دین فقط مجموعه ای از الفاظ نیست. اگر واژه های بنیادین یک دین باقی بمانند، اما معنا و کارکرد آنها تغییر کند، ممکن است نسل های بعدی همان واژه ها را به کار ببرند و در عین حال، جهانی متفاوت را بر اساس آنها بنا کنند. از همین رو، صیانت از دین، فقط صیانت از متن نیست؛ صیانت از مفاهیم، مرجعیت ها و شیوه درست فهم متن نیز هست. این همان جایی است که مسئله گفتمان سازی قرآن کریم برای ما اهمیت پیدا می کند.
جامعه قرآنی فقط جامعه ای نیست که آیات را حفظ می کند یا می خواند؛ جامعه ای است که نسبت به معنای واژه ها و مفاهیم دینی حساس است و اجازه نمی دهد مفاهیم بنیادین، آرام و بی صدا از جایگاه خود جابه جا شوند. گاهی بزرگ ترین تغییر، تغییر در یک کلمه است؛ و گاهی سرنوشت یک تمدن، از همان یک کلمه آغاز می شود. در قسمت بعد، همین پرسش را در حوزه مفاهیم اسلامی دنبال خواهیم کرد؛ اینکه اگر واژه های بنیادینی مانند جهاد، مقاومت، صبر، ایثار، نصرت مظلوم و استکبارستیزی از معنای اصیل خود فاصله بگیرند، چه اتفاقی برای فهم و کنش جامعه اسلامی خواهد افتاد؟
در میان برخی جریان های پروتستانی، به ویژه در قرن های شانزدهم و هفدهم، برداشت های خاصی از آینده جهان، بازگشت یهودیان و سرنوشت فلسطین شکل گرفت. پژوهش های تاریخی نشان می دهد که در بخشی از اندیشه پروتستانی انگلیسی، ایده بازگشت یهودیان به فلسطین با برداشت های هزاره گرایانه و آخرالزمانی پیوند خورد.
نبیل ماتار از اندیشه های هزاره گرایانه پیوریتن ها، شرایط سیاسی آن روزگار و نگاه خاص برخی متفکران انگلیسی به مسئله یهودیان به عنوان عوامل مؤثر در شکل گیری این جریان فکری یاد می کند. در برخی جریان های پیوریتنی، این تصور شکل گرفت که بازگشت یهودیان به فلسطین می تواند بخشی از تحقق حوادث آخرالزمانی باشد. پژوهش ریچارد کاگلی نیز نشان می دهد که برخی متفکران این جریان، بازگشت یهودیان و قبایل گمشده اسرائیل به فلسطین را با تحقق پادشاهی هزاره ای در اورشلیم پیوند می دادند. البته این دیدگاه متعلق به همه پیوریتن ها نبود.
در اینجا یک اتفاق مهم رخ می دهد: یک تفسیر دینی درباره آینده، از محدوده کتاب و کلیسا فراتر می رود و به نوعی نگاه به تاریخ تبدیل می شود. اگر بازگشت یهودیان به فلسطین بخشی از تحقق پیشگویی های آخرالزمانی تلقی شود، آن گاه سرزمین و تحولات سیاسی منطقه نیز می توانند در چارچوب یک روایت دینی تفسیر شوند.
مسیحیت صهیونیستی به معنای امروزی خود، محصول مستقیم یک شخص یا یک دوره واحد نیست؛ بلکه نتیجه روندی تاریخی و چندمرحله ای است. آنچه در ابتدا در میان برخی جریان های پروتستانی و پیوریتنی به صورت یک برداشت هزاره گرایانه و آخرالزمانی مطرح بود، در دوره های بعد در بعضی شاخه های مسیحیت انجیلی به نگرشی اثرگذار درباره اسرائیل و آینده خاورمیانه تبدیل شد.
پژوهش های تاریخی نشان می دهند که اندیشه بازگشت یهودیان به فلسطین، از قرن هفدهم در میان برخی پیوریتن های انگلیسی و در آمریکای مستعمراتی حضور داشت و در قرن نوزدهم در برخی جریان های انجیلی با قوت بیشتری دنبال شد. این روند از زمینه های فکری شکل گیری مسیحیت صهیونیستی به شمار می رود. بنابراین، نمی توان گفت پیوریتن ها همان «مسیحیان صهیونیست» به معنای امروزی بودند؛ اما می توان گفت برخی اندیشه های پیوریتنی و هزاره گرایانه، زمینه تاریخی این جریان را فراهم کردند.
در آمریکا، این میراث فکری در دوره های بعد نیز ادامه یافت و در بخشی از مسیحیت انجیلی، باورهای دینی درباره اسرائیل و «سرزمین موعود» با نگاه اجتماعی و سیاسی به این مسئله پیوند خورد. این تأثیر امروز نیز قابل مشاهده است. در پیمایش مرکز پژوهشی پیو در سال 2026، در میان آمریکایی هایی که دست کم ماهی یک بار در مراسم دینی شرکت می کنند، 24 درصد از پروتستان های انجیلی سفیدپوست گفته اند که اخیراً از روحانی خود سخنانی در حمایت از اسرائیل شنیده اند؛ در مقابل، 1 درصد سخنان انتقادی درباره اسرائیل شنیده اند. این آمار به تنهایی اثبات کننده «کنترل» مسیحیت یا آمریکا نیست؛ اما نشان می دهد که پیوند میان بخشی از جریان انجیلی آمریکا و حمایت از اسرائیل، در فضای مذهبی امروز آمریکا قابل مشاهده و اندازه گیری است.
از این منظر، آنچه زمانی یک برداشت آخرالزمانی در میان برخی جریان های پیوریتنی بود، در گذر زمان در بخشی از مسیحیت انجیلی استمرار یافت و در دوره های جدید، به نگرش اجتماعی و سیاسی نیز راه پیدا کرد. اینجاست که حلقه های این روایت به یکدیگر نزدیک می شوند: تفسیر خاص از متن مقدس، یک باور دینی می سازد؛ باور دینی، نگرش اجتماعی ایجاد می کند؛ نگرش اجتماعی می تواند به کنش سیاسی راه پیدا کند؛ و کنش سیاسی، در شرایط تاریخی خاص، می تواند بر تحولات منطقه ای اثر بگذارد.
پس سخن از پیوریتن ها صرفاً سخن از یک جریان تاریخی متعلق به چند قرن پیش نیست؛ سخن از قدرت ماندگاری یک تفسیر دینی است؛ تفسیری که ممکن است قرن ها بعد، در فرهنگی متفاوت و با صورت هایی تازه، همچنان آثار خود را نشان دهد.
برخی منابع اسلامی و شیعی درباره نقش پولس در تغییر مسیر مسیحیت، تعابیر بسیار صریحی دارند و این تحول را در چارچوب تغییر و انحراف عمدی بررسی می کنند. این دیدگاه را می توان به عنوان یک خوانش اسلامی از تاریخ مسیحیت مطرح کرد؛ اما نباید آن را بدون اسناد مستقل، به عنوان تنها روایت تاریخی ممکن عرضه کرد.
آنچه اسناد تاریخی بهتر نشان می دهند، وجود جریان های مسیحی مختلف با انگیزه ها و تفسیرهای گوناگون است؛ جریان هایی که در برخی موارد، برداشت های آخرالزمانی و نگاه دینی به یهودیان و فلسطین را در کنار شرایط سیاسی زمان خود قرار دادند.
اگر از افقی بالاتر به سیر اقدامات صورت گرفته در تغییر و تحریف های انجام شده-به نفع یهود صهیونسیت- در آیین مسیحیت همچنین دین اسلام نگریسته شود، نمی توان به سهولت از کنار مسئله گذشت و دست یهود را نادیده گرفت. به عبارتی دیگر یکی از شیوه های مبارزاتی یهود برای مقابله با سایر ادیان، استحاله آن ادیان از طریق بازتعریف کردن واژه ها و اصطلاحات آن دین است.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}