معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
سالمندی یکی از مراحل طبیعی و اجتناب ناپذیر زندگی انسان است که با تغییراتی در شرایط جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی همراه می شود. با این حال، در بسیاری از جوامع سالمندی همچنان با مفاهیمی مانند ناتوانی، وابستگی و کناره گیری از فعالیت های اجتماعی گره خورده است، نگرش هایی که می تواند بر احساس ارزشمندی سالمندان و میزان مشارکت آنان در جامعه تأثیر بگذارد.
سالمندی یکی از مراحل طبیعی و اجتناب ناپذیر زندگی انسان است که با تغییراتی در شرایط جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی همراه می شود. با این حال، در بسیاری از جوامع سالمندی همچنان با مفاهیمی مانند ناتوانی، وابستگی و کناره گیری از فعالیت های اجتماعی گره خورده است، نگرش هایی که می تواند بر احساس ارزشمندی سالمندان و میزان مشارکت آنان در جامعه تأثیر بگذارد.
در این میان، چالش های فرهنگی حوزه سالمندی تنها به نوع نگاه فرد سالمند یا خانواده او محدود نمی شود، بلکه رسانه ها، نهادهای اجتماعی، مراکز فرهنگی، نظام سلامت و ساختارهای شهری نیز در شکل گیری این نگرش ها نقش دارند. تغییر سبک زندگی، کوچکتر شدن خانواده ها، کاهش ارتباط میان نسل ها و افزایش سرعت زندگی نیز از عواملی است که ضرورت بازنگری در جایگاه اجتماعی و فرهنگی سالمندان را بیش از پیش نمایان کرده است.
از سوی دیگر، سالمندان صرفاً دریافت کنندگان خدمات و حمایت های اجتماعی نیستند، بلکه می توانند به عنوان سرمایه ای ارزشمند از تجربه، دانش و توانمندی در فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی حضور داشته باشند. از این رو، پرداختن به چالش های فرهنگی سالمندی و تلاش برای تقویت مشارکت اجتماعی، ارتباط میان نسلی، حفظ استقلال و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان ضرورتی مهم برای جامعه امروز به شمار می رود.
ایکنا در راستای بررسی مقوله چالش ها و مشکلات فرهنگی حوزه سالمندان و چگونگی رفع این چالش ها به گفت و گو با حسین نحوی نژاد، متخصص امور سالمندان و مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانید.
یکی از مشکلات اساسی در حوزه سالمندی نگاه فرهنگی نادرستی است که سالمندی را مترادف با ناتوانی، از کار افتادگی و پایان فعالیت های اجتماعی می داند، در حالی که سالمندی صرفاً به معنای ورود فرد به دوره ای از زندگی است که در آن شرایط جسمی تغییر می کند و ممکن است فرد به مراقبت ها، خدمات و حمایت های ویژه ای در حوزه های سلامت، اقتصاد و رفاه نیاز داشته باشد. همان طور که در دوره های کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی نیازهای متفاوتی وجود دارد، سالمندی نیز مرحله ای طبیعی از زندگی است و نباید آن را به معنای از کار افتادگی تلقی کرد.
این نگاه نادرست باید اصلاح شود تا زمینه حضور سالمندان و بازنشستگان در عرصه های مختلف اجتماعی فراهم شود. حضور سالمندان در جامعه صرفاً به معنای اشتغال و کسب درآمد نیست، بلکه مشارکت آنان در فرآیندهای توسعه، فعالیت های اجتماعی و امور داوطلبانه نیز می تواند نقش مؤثری داشته باشد.
موضوع فرهنگی دیگر این تصور است که با افزایش سن، فرد باید شادی و تفریح خود را محدود کند، سبک پوشش خاصی داشته باشد و از فعالیت های اجتماعی و فرهنگی فاصله گیرد. چنین نگرشی می تواند به افزایش انزوا و افسردگی در میان سالمندان منجر شود، در حالی که فرد پس از رسیدن به سن بازنشستگی یا کاهش ساعات کاری فرصت بیشتری برای پرداختن به علایق شخصی و یادگیری مهارت های جدید دارد. برای مثال، ممکن است فرد سال ها علاقه مند به یادگیری موسیقی، نواختن یک ساز یا آموختن زبان دوم بوده باشد، اما به دلیل اشتغال و مسئولیت های زندگی فرصت انجام آن را نداشته باشد. دوران بازنشستگی می تواند فرصت مناسبی برای تحقق این اهداف باشد. بنابراین، سالمندی نباید به معنای پایان آموزش، یادگیری و تجربه های جدید تلقی شود.
از سوی دیگر، در برخی نگرش های فرهنگی، سالمندان افرادی آسیب پذیر و شکننده تصور می شوند، در حالی که صرفِ افزایش سن به معنای شکنندگی یا ناتوانی فرد نیست. سالمند ممکن است در شرایطی آسیب پذیر شود که سلامت او مورد توجه قرار نگیرد، با مشکلات روحی و افسردگی مواجه باشد یا نیازهای مادی و رفاهی او تأمین نشود. بنابراین، حمایت مناسب از سلامت جسم و روان و تأمین نیازهای رفاهی می تواند زمینه تداوم حضور مؤثر سالمندان در جامعه را فراهم کند.
یکی دیگر از مسائل قابل توجه نگاه نادرست به بیماری ها و مشکلات جسمی در دوران سالمندی است. گاهی هرگونه درد یا بیماری در فرد سالمند صرفاً به افزایش سن نسبت داده می شود، در حالی که هر درد و بیماری می تواند علت مشخصی داشته باشد و نباید آن را به صورت خودکار نتیجه سالمندی دانست. اگر پزشک یا ارائه دهنده خدمات سلامت علائم بیماری را صرفاً به سن فرد نسبت دهد، ممکن است تشخیص و درمان مناسب به تأخیر بیفتد و فرصت بهبود سلامت و کیفیت زندگی فرد از دست برود.
در نهایت، باید توجه داشت که هدف سیاست ها و اقدامات مرتبط با سالمندی صرفاً افزایش طول عمر نیست، بلکه افزایش کیفیت زندگی در کنار افزایش طول عمر اهمیت اساسی دارد. اگر فردی به واسطه پیشرفت های بهداشتی، درمانی و تغذیه ای بتواند سال های بیشتری زندگی کند، اما در این سال ها از کیفیت زندگی مناسب، سلامت، رفاه، نشاط و احترام اجتماعی برخوردار نباشد، صرف افزایش طول عمر نمی تواند به معنای دستیابی به زندگی مطلوب باشد. بنابراین، رویکرد جامع به سالمندی باید همزمان افزایش طول عمر و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان را دنبال کند.
نگرش نسبت به سالمندی ابتدا باید در خود فرد سالمند شکل گیرد. اگر فرد احساس کند دوران فعالیت، شکوفایی و اثرگذاری او به پایان رسیده است، نخستین آسیب را خود او متحمل خواهد شد. بنابراین، فرد سالمند باید باور داشته باشد که تغییر شرایط شغلی یا بازنشستگی به معنای پایان مفید بودن و ناتوانی در ایفای نقش در جامعه نیست. کاهش احساس مفید بودن می تواند به کاهش انگیزه و در نهایت افت کیفیت زندگی منجر شود.
در مرحله بعد، خانواده نقش بسیار مهمی در شکل گیری احساس ارزشمندی سالمندان دارد. اعضای خانواده نباید با سالمند مانند فردی شکننده و ناتوان رفتار کنند که هر لحظه ممکن است دچار آسیب شود. سالمند به دلیل تجربه، دانش و سال ها زندگی اجتماعی می تواند همچنان در تصمیم گیری های خانوادگی نقش داشته باشد و از نظر عاطفی و روانی نیز حمایت مؤثری از اعضای خانواده به عمل آورد. پذیرش این نقش از سوی خانواده می تواند به ارتقای احساس ارزشمندی و کیفیت زندگی سالمندان کمک کند.
در سطح جامعه نیز باید حضور سالمندان به عنوان بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی پذیرفته شود. همان گونه که برای اوقات فراغت، تفریح و فعالیت های اجتماعی برنامه ریزی می شود، باید حضور افراد سالمند نیز در این فضاها مورد توجه قرار گیرد. عادی شدن حضور سالمندان در محیط های اجتماعی، فرهنگی و تفریحی موجب می شود آنان نیز با آسودگی بیشتری در جامعه حضور پیدا کنند و از فعالیت های مختلف بهره مند شوند.
در این میان، تصمیم گیران، سیاست گذاران، مدیران و برنامه ریزان نیز وظیفه مهمی در فراهم کردن زیرساخت های مناسب برای حضور مستقل سالمندان دارند. برای مثال، بانک ها می توانند با ایجاد شرایط مناسب برای سالمندان از جمله نوبت دهی متناسب، امکانات نشستن و دسترسی آسان به آب یا نوشیدنی و سرویس های بهداشتی مناسب زمینه انجام مستقل امور بانکی را فراهم کنند. همین رویکرد باید در مراکز قضایی، شهرداری ها و سامانه های حمل ونقل عمومی مانند اتوبوس و مترو نیز مورد توجه قرار گیرد.
هر اندازه شرایط محیطی و خدمات عمومی به گونه ای طراحی شود که استقلال سالمندان حفظ شود، آنان وابستگی کمتری به دیگران خواهند داشت و با اطمینان بیشتری از خانه خارج می شوند. این امر می تواند آثار مثبتی بر سلامت جسمی و روانی آنان داشته باشد و در عین حال امکان استفاده جامعه از ظرفیت ها، تجربه و توانمندی های این گروه را افزایش دهد.
بنابراین، سالمندی سالم فقط با ارائه خدمات درمانی محقق نمی شود، بلکه مستلزم فراهم کردن زمینه مشارکت اجتماعی، فعالیت بدنی، ارتباط با همسالان، دسترسی به فناوری و حضور فعال در جامعه است. سالمندان باید فرصت داشته باشند از خانه خارج شوند، ورزش و فعالیت اجتماعی داشته باشند، با همسالان خود ارتباط برقرار کنند و از امکانات و فناوری های روز بهره مند شوند. مجموعه این عوامل می تواند به شکل گیری سالمندی سالم و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان در جامعه کمک کند.
حدود 25 سال است که سازمان جهانی بهداشت ایده «شهر دوستدار سالمند» را مطرح کرده است. در ایران نیز حدود دو دهه است که مطالعات و اقدامات مرتبط با این موضوع آغاز شده و در حال حاضر حدود 20 شهر کشور براساس شاخص های مربوط به شبکه شهرهای دوستدار سالمند پیوسته اند. اصفهان نیز با فراهم کردن شاخص های مورد نیاز آمادگی دارد در هفته سالمندان از طریق سازمان جهانی بهداشت به شبکه شهرهای دوستدار سالمند بپیوندد.
یک شهر دوستدار سالمند باید از ابعاد مختلف شرایط مناسب و ایمنی را برای زندگی و حضور سالمندان فراهم کند. یکی از مهمترین این موارد مناسب سازی معابر عمومی، اماکن و مسیرهای تردد است، به گونه ای که سالمندان بتوانند با امنیت بیشتری در سطح شهر رفت وآمد کنند. ایمنی ترافیکی، امکان عبور ایمن از خیابان ها و دسترسی مناسب به وسایل حمل ونقل عمومی مانند مترو، اتوبوس و سامانه های اتوبوس تندرو نیز از شاخص های مهم در این زمینه است. همچنین، نورپردازی و تأمین روشنایی مناسب در معابر، ایستگاه ها و فضاهای عمومی اهمیت ویژه ای دارد.
از نظر فرهنگی نیز نحوه برخورد جامعه و کارکنان مراکز خدماتی با سالمندان اهمیت بسیاری دارد. مراکزی مانند دادگستری ها، کلانتری ها، شهرداری ها، بانک ها و سایر مراکزی که سالمندان به آن ها مراجعه می کنند، باید خدمات و امکانات متناسب با نیازهای این گروه را ارائه دهند تا سالمندان بتوانند امور خود را با استقلال و سهولت بیشتری انجام دهند.
موضوع دیگر، نحوه ارائه اطلاعات و تبلیغات شهری است. تابلوها، اطلاعیه ها و تبلیغات شهری باید از نظر اندازه و شیوه ارائه نوشتاری، شنیداری و دیداری به گونه ای طراحی شوند که سالمندان نیز بتوانند به راحتی از آن ها استفاده کنند. همچنین، وبگاه ها و فضاهای مجازی باید از نظر دسترسی دیداری و شنیداری متناسب با نیازهای سالمندان طراحی شوند.
مناسب سازی محل سکونت نیز یکی دیگر از الزامات شهر دوستدار سالمند است. خانه های سالمندان باید به گونه ای طراحی شوند که دسترسی آسان به خیابان و معابر داشته باشند و خطراتی مانند لغزش، سقوط، مسمومیت و حوادث دیگر در آن ها کاهش یابد. همچنین، پیش بینی سامانه های هشدار و تجهیزات ایمنی از جمله تجهیزات مرتبط با آتش سوزی، برای افزایش امنیت سالمندان ضروری است.
در کنار همه این موارد، نظام سلامت نیز باید به صورت مستمر سلامت سالمندان را پیگیری کند و برنامه هایی مانند غربالگری و مراقبت های پیشگیرانه را در اختیار آنان قرار دهد. مجموعه این اقدامات در کنار یکدیگر می تواند شرایط لازم برای شکل گیری یک شهر دوستدار سالمند را فراهم کند.
با این حال، مهمترین هدف در نهایت مشارکت اجتماعی سالمندان است. اگر سلامت سالمند حفظ شود و زیرساخت های شهری نیز برای حضور او مناسب سازی شود، باید فرصت حضور فعال او در جامعه فراهم شود تا بتواند توانمندی ها، استعدادها و تجربه های خود را به عرصه اجتماع و اقتصاد وارد کند. بنابراین، شهر دوستدار سالمند تنها شهری نیست که برای سالمندان خدمات ارائه می دهد، بلکه شهری است که زمینه حضور، استقلال، مشارکت و استفاده از ظرفیت های سالمندان را در جامعه فراهم می کند.
فرهنگ سازی تا حد زیادی از رسانه آغاز می شود و نمی توان نقش رسانه ها را در این زمینه نادیده گرفت. حتی اگر هزاران سازمان دولتی و غیر دولتی برای فرهنگ سازی در حوزه سالمندی فعالیت کنند، رسانه ملی، رسانه های مجازی و رسانه های مکتوب به دلیل گستره و میزان اثرگذاری خود نقش بسیار مهمی در شکل دهی نگرش عمومی نسبت به سالمندان دارند.
در گام نخست باید این باور در میان مدیران و فعالان رسانه ای شکل بگیرد که سالمند فردی توانمند است و الزاماً به ترحم و دلسوزی نیاز ندارد، بلکه ظرفیت ها و توانمندی هایی دارد که باید مورد توجه و استفاده قرار گیرد. تکریم و احترام سالمندان نیز نباید صرفاً از روی وظیفه یا اجبار اجتماعی انجام شود، بلکه باید به یک باور و فرهنگ عمومی تبدیل شود.
یکی از کلیشه های نادرست مترادف دانستن سالمندی با عصا، عینک، ضعف جسمانی و ناتوانی است، در حالی که افراد بسیاری در سنین 70 یا 80 سالگی همچنان به فعالیت های شغلی و آموزشی خود ادامه می دهند و از توانایی های مناسب جسمی و ذهنی برخوردارند. بنابراین، رسانه ها باید تصویری واقعی تر و متنوع تر از سالمندی ارائه دهند و نشان دهند که افزایش سن لزوماً به معنای ناتوانی و وابستگی نیست.
در کنار این موضوع، رسانه ها وظیفه مهمی در آموزش شیوه صحیح زندگی و پیشگیری از مشکلات دوران سالمندی دارند. بسیاری از مشکلات جسمی که در دوران سالمندی ایجاد می شود، لزوماً پیامد اجتناب ناپذیر افزایش سن نیست و می تواند با سبک زندگی فرد در سال های پیش از سالمندی ارتباط داشته باشد. افزایش فعالیت بدنی، تغذیه سالم، مصرف بیشتر سبزیجات، بهره مندی مناسب از نور خورشید، حفظ ارتباطات اجتماعی و عاطفی با همسالان و نسل های دیگر و استمرار آموزش و یادگیری می تواند در شکل گیری سالمندی سالم مؤثر باشد.
بنابراین، رسانه ها می توانند با ارائه آموزش های مستمر و اصلاح تصویر عمومی از سالمندی، نقش مهمی در تغییر نگرش جامعه ایفا کنند. هدف باید این باشد که سالمندی به عنوان مرحله ای طبیعی از زندگی همراه با ظرفیت، تجربه، یادگیری و مشارکت اجتماعی معرفی شود، نه دوره ای مترادف با ناتوانی و وابستگی.
در نهایت، این موضوع یک مسئولیت مشترک میان رسانه ها، مراکز فرهنگی، نهادهای اجتماعی و دستگاه های دولتی و غیردولتی است اما بدون مشارکت جدی رسانه ها دستیابی به تغییرات فرهنگی گسترده و پایدار در زمینه نگرش جامعه نسبت به سالمندی دشوار خواهد بود.
به گفته جامعه شناسان، ساختار خانواده در دهه های اخیر از خانواده های گسترده به سمت خانواده های هسته ای حرکت کرده است. در گذشته، اعضای خانواده معمولا در کنار یکدیگر زندگی می کردند یا دست کم ارتباط و اطلاع بیشتری از وضعیت یکدیگر داشتند، اما امروزه کوچکتر شدن خانواده ها، گسترش زندگی صنعتی، افزایش سرعت زندگی و توسعه فناوری موجب شده است فرصت ارتباط میان نسل ها کاهش پیدا کند.
یکی از پیامدهای این تغییرات افزایش احساس تنهایی در میان سالمندان است. تعداد فرزندان در خانواده ها کاهش یافته و فرزندان نیز به دلیل اشتغال، مسئولیت های خانوادگی و مسائل مختلف زندگی فرصت کمتری برای ارتباط مستمر با والدین سالمند خود دارند. البته این تغییرات محدود به ایران نیست و در بسیاری از جوامع همزمان با صنعتی شدن، تغییر سبک زندگی و توسعه فناوری، روابط سنتی میان نسل ها نیز دستخوش تغییر شده است.
با این حال، ظرفیت عاطفی و فرهنگی برای توجه به والدین سالمند همچنان در خانواده ها وجود دارد و می توان با تقویت این ظرفیت از پیامدهای منفی کاهش ارتباط میان نسل ها جلوگیری کرد. برای نمونه، در جریان جنگ های اخیر مطالعاتی درباره وضعیت سالمندان انجام شد که نشان داد با وجود محدودیت های احتمالی در دسترسی به برخی خدمات، بسیاری از سالمندان اعلام کرده اند ارتباطشان با اعضای خانواده افزایش یافته است. نگرانی خانواده ها در شرایط بحرانی موجب شده بود فرزندان و سایر اعضای خانواده بیشتر به سالمندان سر بزنند و از وضعیت آنان مطلع شوند. این موضوع نشان می دهد ظرفیت توجه و حمایت از سالمندان در خانواده ها وجود دارد و می توان آن را تقویت کرد.
نگاه خانواده به سالمندان نیز اهمیت زیادی دارد. سالمندان نباید صرفاً افرادی تلقی شوند که در گذشته برای خانواده زحمت کشیده اند و اکنون خانواده وظیفه دارد از آنان مراقبت کند، بلکه باید آنان را به عنوان یک سرمایه، نعمت و منبع تجربه در خانواده دید. سالمندان می توانند همچنان در بسیاری از امور خانوادگی نقش آفرین باشند و تجربه و دانش آنان مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، می توان از سالمندان در تصمیم گیری های خانوادگی، حل اختلافات، مراسم ازدواج و خواستگاری، مراسم سوگواری و دیگر مناسبت های خانوادگی استفاده کرد. چنین مشارکتی به سالمند احساس مفید بودن و تعلق می دهد و جایگاه فرهنگی و اجتماعی او را در خانواده تقویت می کند.
بنابراین، هرچند خانواده های امروزی کوچکتر شده اند و اعضای خانواده به دلیل شرایط زندگی فرصت کمتری برای ارتباط با یکدیگر دارند، می توان از طریق آموزش، فرهنگ سازی و تقویت آگاهی خانواده ها ارتباط میان نسل ها را حفظ و تقویت کرد. توجه به نقش و جایگاه سالمندان در خانواده می تواند زمینه حضور فعال تر آنان را فراهم کند و به آنان امکان دهد دوران سالمندی را با احساس تعلق، آرامش و رضایت بیشتری تجربه کنند.
نخستین گام این است که شرایطی فراهم شود تا سالمندان از خانه خارج شوند و حضور فعال تری در جامعه داشته باشند. در این زمینه، می توان از ظرفیت نظام های محله محور استفاده کرد. برای مثال، در یک محله می توان سالمندان، جوانان، نوجوانان و کودکان را در برنامه ها و فعالیت های مشترک مشارکت داد.
یکی از اقدامات مؤثر ایجاد فرصت برای ارتباط مستقیم سالمندان با کودکان، نوجوانان و جوانان است. برای نمونه، سالمندان می توانند با حضور در مهدهای کودک، مدارس و مراکز آموزشی بخشی از تجربیات و دانش خود را با نسل های جدید به اشتراک بگذارند. بسیاری از سالمندان به ویژه معلمان و کارکنان بازنشسته تجربیات ارزشمندی در حوزه های مختلف دارند که می تواند برای نسل جوان مفید باشد. انتقال این تجربیات حتی می تواند به جوانان در شناخت بهتر مشاغل و انتخاب آگاهانه تر مسیر شغلی آینده کمک کند.
این ارتباط میان نسلی نباید صرفاً به برنامه های رسمی و دولتی محدود شود. بخش مهمی از این فرآیند به مشارکت خود مردم و شکل گیری تعاملات اجتماعی در سطح محله ها و خانواده ها وابسته است. اگر زمینه ای فراهم شود که نسل های مختلف در فعالیت های اجتماعی، حل مسائل محله و برنامه های فرهنگی در کنار یکدیگر حضور داشته باشند، سالمندان نیز فرصت بیشتری برای مشارکت و انتقال تجربه پیدا خواهند کرد.
در نهایت، باید توجه داشت که سالمندان ظرفیت و سرمایه اجتماعی ارزشمندی برای جامعه محسوب می شوند. هر اندازه امکان حضور و مشارکت آنان بیشتر فراهم شود، جامعه نیز فرصت بیشتری برای استفاده از تجربه و توانمندی های این گروه خواهد داشت. تقویت ارتباط میان نسلی می تواند به ایجاد یک چرخه مثبت منجر شود که در آن هم احساس تعلق و مشارکت سالمندان افزایش می یابد و هم زمینه حفظ سلامت جسمی و روانی آنان بیش از پیش فراهم می شود.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}