معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
امروز، 8 مهرماه برابر با 30 سپتامبر 2026، روز جهانی ترجمه و مترجم نامگذاری شده است. مجمع عمومی سازمان ملل در 24 می 2017، این تاریخ را به عنوان روز جهانی ترجمه و مترجم اعلام کرد. این روز به مناسبت درگذشت سنت ژروم، مترجم کتاب مقدس، که قدیس حامی مترجمان بوده است، گرامی داشته می شود. ترجمه تنها جابه جایی کلمات از زبانی به زبان دیگر نیست؛ بلکه بازآفرینی معنا در بستری جدید است، به ویژه زمانی که سخن از کلام وحی در میان باشد.
امروز، 8 مهرماه برابر با 30 سپتامبر 2026، روز جهانی ترجمه و مترجم نامگذاری شده است. مجمع عمومی سازمان ملل در 24 می 2017، این تاریخ را به عنوان روز جهانی ترجمه و مترجم اعلام کرد. این روز به مناسبت درگذشت سنت ژروم، مترجم کتاب مقدس، که قدیس حامی مترجمان بوده است، گرامی داشته می شود.
ترجمه تنها جابه جایی کلمات از زبانی به زبان دیگر نیست؛ بلکه بازآفرینی معنا در بستری جدید است، به ویژه زمانی که سخن از کلام وحی در میان باشد. در روز جهانی ترجمه، نگاهی داریم به رسالت مترجمان قرآن که میان حقیقت الهی و فهم بشری پل می زنند. خبرگزاری ایکنا در گفت وگو با «اسعد دوراکوویچ»، پژوهشگر و مترجم بوسنیایی قرآن کریم، به واکاوی این موضوع می پردازد که چگونه ترجمه دقیق می تواند راه را برای شناخت اصیل اسلام در قلب اروپا بگشاید و چگونه یک مترجم می تواند همزمان پژوهشگر، مفسر و سفیر فرهنگ باشد.
حاصل این گفت و گو در ادامه می آید:
ایکنا ـ جناب دکتر دوراکوویچ ابتدا درباره ترجمه خود از قرآن به زبان بوسنیایی برای ما بگویید. این ترجمه برای نخستین بار چه زمانی منتشر شد و مهم ترین انگیزه شما برای ترجمه قرآن چه بود؟
نخستین چاپ ترجمه من از قرآن کریم در سال 2004 میلادی، یعنی سال ها پیش، توسط انتشارات «سوتلُست» در سارایوو و در شمارگان 7 هزار نسخه منتشر شد.
برای این اقدام، انگیزه های متعددی وجود داشت که در کنار یکدیگر چنان نیرومند عمل کردند که در مقطعی از زندگی دیگر نتوانستم در برابر این کشش و نیاز مقاومت کنم؛ نیازی که مرا به سوی انجام مهم ترین پروژه ترجمه ای زندگی ام سوق داد.
پیش از آن، تجربه زیادی در زمینه ترجمه ادبی داشتم و مجموعه ای از گلچین های شعر عربی، داستان ها، رمان ها و آثار دیگر را از عربی به بوسنیایی ترجمه کرده بودم. اما قرآن چیز دیگری است؛ کاملاً متفاوت.
نخستین انگیزه، انگیزه ای ایمانی بود. من به عنوان یک مسلمان احساس می کردم نیاز دارم متن قرآن را به خودم نزدیک تر کنم. زیرا انسان هنگامی که متنی چنین مهم و پیچیده را ترجمه می کند، در جریان همین فرایند آن را برای خودش نیز نزدیک تر و روشن تر می سازد، معانی متعدد آن را کشف می کند و با زیبایی هایی مواجه می شود که گاه دست نیافتنی به نظر می رسند.
البته به عنوان یک عرب شناس نیز این کار را چالشی ویژه می دانستم و می خواستم دست کم بخشی از زیبایی متن اصلی را منتقل کنم. زیرا همواره می دانستم و مشاهده کرده بودم که ترجمه های موجود برخی جنبه های مهم متن اصلی را منتقل نکرده اند؛ هرچند هر یک از آن ترجمه ها ارزش های خاص خود را داشته و در یک فرایند تاریخی، نقش مثبتی ایفا کرده اند.
پیش از آنکه تصمیم بگیرم ترجمه قرآن را آغاز کنم، چندین دهه در مجله «تقویم» و گاهی در نشریات دیگر، مقالات علمی درباره «سبک مندی» و ظرفیت های سبکی قرآن و درباره سبک شگفت انگیز و الهی آن منتشر می کردم؛ سبکی که عمیقاً مرا مجذوب خود کرده بود.
بعدها این مقالات را در کتابی با عنوان «سبک به مثابه استدلال: در فراز متن قرآن» گردآوری و منتشر کردم. این کتاب به زبان بوسنیایی منتشر شده و امروزه نسخه انگلیسی آن نیز در اینترنت قابل دسترسی است. بنابراین، سبک و ویژگی های سبکی متن قرآن به زبان عربی واقعاً شگفت انگیز است.
همه ترجمه های پیشین قرآن به زبان بوسنیایی ـ و ترجمه من، تا آنجا که می دانم، هفتمین ترجمه کامل بود ـ به این جنبه از متن اصلی توجه کافی نکرده بودند و عمدتاً به انتقال معنا، پرداخته بودند.
ایکنا ـ اخیراً به چاپ مجدد، یا به عبارت دقیق تر، چاپ جدیدی از این ترجمه اقدام کرده اید. چه چیزی شما را به این کار ترغیب کرد؟
پس از انتشار و چاپ ترجمه خود در سال 2004، قرآن همواره در زندگی من، به عنوان یک مؤمن، حضور داشت. هر ماه رمضان نیز یک «ختم قرآن» انجام می دادم؛ یعنی در طول هر ماه رمضان تمام متن قرآن را مرور می کردم. این روند بیش از 20 سال ادامه یافت. در طول این مدت نسبتاً طولانی، به دریافت های جدیدی رسیدم، در برخی موارد به درک متفاوتی از متن اصلی دست یافتم و به راه حل های ترجمه ای بهتری رسیدم.
همه این موارد را طی بیش از 20 سال یادداشت می کردم و سرانجام تصمیم گرفتم متنی را که به شکل قابل توجهی بازنگری و اصلاح شده بود، در چاپ دوم منتشر کنم. این چاپ در واپسین روزهای سال 2025 منتشر شد و ناشر آن «مرکز مطالعات پیشرفته» در سارایوو است.
نکته اصلی این است که متن اصلی همواره همان متن است، اما ما همان انسان قبلی نیستیم. زمان و شرایط تغییر می کنند، درک ها تغییر می کنند و تجربه و دانش ما نیز تغییر می کند. بنابراین، از این جهت، رابطه ما در ترجمه و تفسیر با متن اصلی نیز تا حدی تغییر می کند. من امروز از نظر فکری همان انسانی نیستم که 25 سال پیش بودم؛ بنابراین می خواهم بر یک واقعیت مهم تأکید کنم: ترجمه قرآن یک فرایند است.
تا زمانی که جهان و زندگی ادامه داشته باشد، ترجمه های قرآن همانند تفاسیر قرآن وجود خواهند داشت. زیرا ما با کلام خداوند و با یک معجزه الهی مواجه هستیم. بنابراین، به نظر من، این تصور که هر مترجمی ممکن است ترجمه خود را نهایی یا دست نیافتنی بداند، نوعی تکبر است.
تجربه من نشان می دهد که حتی یک مترجم واحد نیز نمی تواند یک ترجمه نهایی و قطعی ارائه کند و نص قرآن برای نسل های جدید، زمان های جدید، شرایط و زمینه های جدید همچنان امکان ارائه و معرفی دارد.
ایکنا ـ از مهم ترین چالش هایی که مترجم هنگام ترجمه کلام الهی با آن مواجه می شود، بگویید.
انتقال ارزش های سبکی متن اصلی به ویژه دشوار است. من معتقدم هیچ ترجمه ای نباید این ارزش ها را نادیده بگیرد؛ از جمله قافیه ها، ریتم، موازنه ها و تقابل های نحوی، تکرارهای گاه به گاه، فراوانی آرایه های ادبی و دیگر ویژگی های سبکی. زیرا متن اصلی خود بر این عناصر تأکید دارد. من به خوبی می دانم که به عنوان مترجم نمی توانم تمام این زیبایی را از متن اصلی منتقل کنم، اما به این وظیفه آگاه هستم که تلاش کنم ترجمه ام دست کم به خواننده ای که زبان عربی نمی داند، نشان دهد که سبک متن اصلی تا چه اندازه شگفت انگیز و برجسته است.
ترجمه موظف است به این جنبه نیز اشاره کند، هرچند هر «تلاش ترجمه ای» در نهایت پایین تر از ظرفیت متن اصلی باقی می ماند. یکی دیگر از مشکلات مترجم، چندمعنایی بودن واژگان در زبان عربی است. برخی واژه ها معانی متعددی دارند و مترجم اغلب با این پرسش مواجه است که کدام معنا را انتخاب کند. از این رو، مترجم در بسیاری موارد ناچار است از پاورقی و توضیحات استفاده کند تا به معانی مهم دیگری که ناچار شده آنها را در متن اصلی ترجمه وارد نکند، اشاره کند.
ایکنا ـ مهم ترین ویژگی ترجمه قرآن شما چیست؟
پیش تر گفتم که یکی از نیرومندترین انگیزه های من برای این ترجمه، نوعی الزام درونی بود که تلاش کنم تا آنجا که برای انسان ممکن است بخشی از ارزش های سبکی متن اصلی را منتقل کنم. برای این کار از قافیه هایی مطابق با متن اصلی استفاده کردم؛ زیرا متن قرآن در بسیاری موارد دارای نثر موزون، آهنگین و قافیه دار است. حتی در پایان کتاب، فهرستی از قافیه ها را به تفکیک سوره ها آورده ام. همچنین از جابه جایی های نحوی، آهنگین سازی، قافیه های درونی و دیگر ابزارهای سبکی استفاده کرده ام.
واکنش خوانندگان که به من منتقل شد، بسیار مثبت بود. خوانندگان می گفتند ترجمه من اساساً «به شکل دیگری خوانده می شود». آنها هدف من و نتایجی را که به آن دست یافته بودم، تشخیص داده بودند. اما پس از چاپ نخست، سال ها ذهن من درگیر «مثبت بودن» متن اصلی بود؛ جنبه ای که در بسیاری موارد در چاپ نخست از نظر من نیز دور مانده بود و به ویژه در ترجمه های دیگر ما نیز کمتر دیده می شد.
در اینجا به عنوان مثال تنها دو یا سه نمونه را ذکر می کنم، در حالی که نمونه های بسیار بیشتری وجود دارد. در سوره فاتحه، همه ما عبارت «یوم الدین» را «روز قیامت» ترجمه می کنیم. این تعبیر ترجمه ای، از نظر من، بار معنایی منفی دارد، در حالی که تعبیر اصلی سرشار از نوعی بار مثبت و به معنای «روز ایمان» است. یا واژه «اتقی» و مشتقات مختلف آن را ما نسل هاست به معنای «ترس از خدا» ترجمه کرده ایم و در زبان بوسنیایی نیز واژه «خداترسی» یا «تقوا» با چنین برداشتی رواج یافته است. در حالی که این واژه در اصل می تواند به معنای «مراقب بودن در رابطه با خدا»، «احتیاط کردن» و «پرهیز و دوراندیشی» باشد که با ترس یکسان نیست.
در ترجمه جدید من نمونه های زیادی از این موارد وجود دارد. نکته اصلی این است که متوجه شدم ترجمه ها، نوعی ترس از خدا و خداترسی را برجسته کرده اند، در حالی که در واقع باید محبت به خدا را برجسته کرد؛ این دو کاملاً متفاوت اند. ترس انسان را فلج و منفعل می کند، در حالی که عشق و محبت انسان را به سوی عمل مثبت و سازنده سوق می دهد. درباره این موضوع می توانم بسیار بیشتر سخن بگویم.
ایکنا ـ این ترجمه تاکنون در کجا توزیع شده و در اختیار چه کسانی قرار گرفته است؟
چاپ دوم ترجمه من توسط «مرکز مطالعات پیشرفته» در سارایوو منتشر شده و توزیع آن بر عهده «سوتلُست کومرس» در سارایوو است. بنابراین این کتاب در کتاب فروشی های سوتلُست کومرس قابل خریداری است و از طریق اینترنت نیز می توان آن را تهیه کرد. فروشگاه اینترنتی سوتلُست کومرس نیز این امکان را فراهم کرده است.
ایکنا ـ به نظر شما یک ترجمه موفق از قرآن چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
فکر می کنم سخنان گفته شده تا حدی پاسخ این پرسش را در خود دارد. اما می توانم نکات دیگری را نیز اضافه کنم. ما می توانیم تعبیر «ترجمه موفق» را به صورت مشروط به کار ببریم؛ زیرا همان طور که گفتم، ترجمه قرآن یک فرایند است. تعداد زیاد ترجمه های قرآن نیز همین واقعیت را نشان می دهد. ترجمه های قرآن تا پایان زمان وجود خواهند داشت. همه آنها با یکدیگر متفاوتند و هر یک در زمان خود وظیفه و کارکرد مشخصی داشته اند؛ به این معنا که هر کدام تا حدودی موفق بوده اند.
تکرار می کنم ترجمه من نیز، نهایی نیست؛ اما امیدوارم با آن گامی مهم نسبت به ترجمه های موجود برداشته باشم و از این نقطه بتوان راه را ادامه داد و فراتر رفت.
به نظر من در پاسخ به این پرسش باید بر نکته مهمی تأکید کرد: ترجمه ها نباید «فرم» و ساختار متن اصلی و ویژگی های سبکی قرآن را نادیده بگیرند؛ زیرا خود متن و آیات بر این ویژگی ها تأکید دارد.
ایکنا ـ با توجه به تغییرات زمانه ما و تمام تحولاتی که در جهان معاصر شاهد آن هستیم، چگونه می توان قرآن را به بشریت به گونه ای معرفی کرد که متناسب با جایگاه والای این کتاب و قداست آن باشد؟
امروز شاهد اسلام هراسی جهانی هستیم؛ اما این پدیده چیز جدیدی نیست و تنها در قالب های جدید ظاهر شده است. اسلام هراسی، ترس غیرمسلمانان از اسلام است. از جنگ های صلیبی چندصدساله تا امروز شاهد حملات و رویارویی هایی علیه اسلام بوده ایم. ما موظفیم بر حقیقت و جوهر قرآن تأکید کنیم؛ از جمله اینکه قرآن بر برادری نوع بشر تأکید دارد. در قرآن آمده است که خداوند ما را ملت ها و قبایل مختلف آفرید تا یکدیگر را بشناسیم. همچنین آمده است که اگر خدا می خواست، همه شما را یک امت قرار می داد. بنابراین، قلب اسلام، «جهان وطنی» است؛ به عنوان جلوه ای از اراده الهی که ما موظف به تأکید بر آن هستیم.
بر همین اساس، ما حق نداریم درباره ایمان و دین دیگران داوری کنیم؛ زیرا این امر در اختیار و صلاحیت خداوند است. به عبارت دیگر، اسلام دینی آشکارا صلح طلب و جهان وطنی است. البته اسلام دفاع از خود را مجاز می داند، اما به صراحت تأکید می کند که خداوند تجاوزگران و کسانی را که اهل درگیری و تعدی هستند دوست ندارد. در همین نکته نیز والایی خداوند آشکار می شود؛ خدایی که تأکید می کند ما را برای شناخت متقابل، همکاری و تعامل با یکدیگر آفریده است، نه برای دشمنی و تقابل.
ایکنا ـ به نظر شما بهترین راه ها برای نزدیک تر کردن نسل جوان مسلمان به قرآن و آموزه های اسلامی چیست؟
من معتقدم علما و روحانیون در جهان اسلام با احترام به استثناها، اسلام را دچار نوعی تصلب و جمود کرده اند. سنت گرایی بسیار نیرومند است و عوامل محافظه کارانه فعالیت زیادی دارند. این یکی از دلایل رکودی است که امروز بخش بزرگی از جهان اسلام از آن رنج می برد. شاید در ادامه بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم.
به طور خلاصه، معتقدم زمان آن فرا رسیده است که جهان اسلام نوعی بازخوانی علمی و نهادی قرآن را انجام دهد تا بتواند به سوی پیشرفت حرکت کند. ضروری است که مثبت اندیشی بیشتری وارد این عرصه شود و متن قرآن به شکلی فعال تر در بستر و شرایط معاصر مورد توجه قرار گیرد.
ایکنا ـ شما نویسنده کتابی درباره بحران هویت در جهان اسلام نیز هستید. این کتاب چه موضوعاتی را مورد توجه قرار داده است؟
عنوان دقیق کتاب من «بحران جهان اسلام به مثابه بحران سوژه» است. همچنین کتاب دیگری منتشر کرده ام که با همین موضوع ارتباط دارد و تاکنون سه بار تجدید چاپ شده است. عنوان آن «جنگ های میان مسلمانان امروز؛ برداشت نادرست از اسلام» است.
من از رکودی که امروز بخش بزرگی از جهان اسلام با آن مواجه است، ناراضی و اندوهگینم. البته برخی جوامع مسلمان در برابر این رکود مقاومت می کنند، اما این رکود در مجموع بر جهان اسلام غالب است. در بخش های بزرگی از این جهان، یا فقر شدید حاکم است یا نوعی لذت گرایی وجود دارد که در آن، کالاهای تولیدشده توسط تمدن غربی مصرف می شوند. این «مصرف کنندگان» از نظر تمدنی، فناوری یا اقتصادی، به معنای واقعی کلمه، سوژه و کنشگر مستقل نیستند؛ بلکه «مشتری» قدرت های بزرگ غربی اند؛ غربی که خود در یک بحران عمیق اخلاقی قرار دارد، زیرا امروز سود و منفعت را به خدای اصلی خود تبدیل کرده است.
من معتقدم جهان اسلام ـ منظورم بخش بزرگ آن است ـ امروز قرآن را صرفاً به صورت کلامی و زبانی تکرار می کند. به عبارت دیگر، قرآن به عنوان متن از زمینه واقعی زندگی ما خارج شده و عمدتاً در سطح مناسک و تکرارهای لفظی باقی مانده است.این وضعیت باید به شکل اساسی تغییر کند.
لازم است متن قرآن به شیوه ای جدید وارد زمینه و بستر زندگی شود. برای احیای این جهان، نیازمند نوعی بازتفسیر هستیم.
یکی از نهادهای کلیدی که متن قرآن بر آن تأکید دارد، امت است؛ در حالی که چنین امتی در عمل وجود ندارد و آن گونه که قرآن آن را تعریف می کند، یعنی به عنوان یک عامل همبستگی ضروری میان مسلمانان در سراسر جهان، عمل نمی کند. همین یک موضوع برای تأمل در این گفت وگو کافی است و نمی توان در اینجا تمام جنبه های دیگر را نیز برشمرد.
ایکنا ـ در ترجمه جدید خود چگونه میان دقت ادبی، که حوزه تخصصی اصلی شماست، و وفاداری در انتقال پیام الهی تعادل برقرار کرده اید؟
من دکترای علوم ادبی دارم و استاد دانشگاه در رشته ادبیات عرب هستم و خودم نیز در حوزه ادبی فعالیت می کنم؛ به ویژه به ژانر شعر غنایی در نثر علاقه دارم. تصور می کنم این ویژگی ها به من صلاحیت هایی برای چنین رویکردی در ترجمه قرآن می دهد.
هنگامی که متن اصلی قرآن را می خوانم، نوعی «تپش» شدید سبکی را در آن احساس می کنم که اغلب مرا به نقطه ای از هیجان می رساند که من آن را «تحت تأثیر قرار گرفتن» یا «متحول شدن درونی» می نامم. این موضوع به هیچ وجه با آنچه «وفاداری» به متن اصلی نامیده می شود، در تعارض نیست. برعکس، انتقال این جنبه نیز یکی از بهترین راه های وفادارماندن به ارزش های متن اصلی است. نادیده گرفتن این جنبه یا فرم متن اصلی، در واقع به معنای چشم پوشی از بخشی از وفاداری به متن اصلی است.
ایکنا ـ بسیاری از مترجمان قرآن به زبان های دیگر با خطر ترجمه بیش از حد تحت اللفظی مواجهند. شما چگونه مفاهیم پیچیده و کلیدی قرآنی را به گونه ای منتقل کرده اید که خواننده بوسنیایی، به ویژه مخاطب عام، بتواند آن را درک و احساس کند، بدون آنکه در دام ترجمه تحت اللفظی گرفتار شوید؟
این پرسش را بارها از من پرسیده اند؛ حتی زمانی که با روزنامه نگاران درباره ترجمه خود از «هزار و یک شب» گفت وگو می کردم، زیرا مترجمان اروپایی همواره درباره «وفاداری به متن اصلی» با یکدیگر اختلاف نظر داشته اند. متن قرآن دارای ارزش های ادبی فوق العاده و ظرفیت های سبکی بسیار بالایی است.در عین حال، تأکید می کنم ــ و این را همواره به دانشجویانم گفته ام ــ که این به معنای آن نیست که قرآن، یک اثر هنری است. اما بسیاری از متون یا به اصطلاح سبک های کاربردی می توانند از ابزارهای سبکی بسیار ارزشمند و مؤثر استفاده کنند، بدون اینکه متن هنری باشند.
متن هنری، نوعی بازآفرینی و دگرگون سازی واقعیت است؛ در حالی که قرآن بازآفرینی واقعیت نیست، بلکه خود در بالاترین سطح واقعیت قرار دارد. بنابراین، انتخاب ترجمه تحت اللفظی هنگام ترجمه متنی که از ظرفیت های سبکی فوق العاده ای برخوردار است، تصمیمی بسیار نامناسب و نادرست است؛ زیرا یکی از جنبه های اساسی آن را از متن می گیرد.
افزون بر این، خود قرآن نیز ــ در کنار اینکه یک معجزه از نظر ظرفیت های سبکی است ــ می گوید که خداوند به انسان «بیان» را آموخت. مترجمان معمولاً واژه «بیان» را «گفتار» ترجمه می کنند، در حالی که این ترجمه دقیق نیست؛ زیرا «بیان» به معنای گفتارِ آراسته، فصاحت، بلاغت و مانند آن است. بنابراین، انتقال ارزش های ادبی متن اصلی نه تنها با «وفاداری» در ترجمه تعارض ندارد، بلکه بخشی از وفاداری واقعی به متن اصلی است.
ایکنا ـ جامعه مسلمان بوسنی تاریخی غنی از ترجمه های قرآن دارد. بازخورد نخبگان دینی و همچنین مخاطبان عمومی در سارایوو و کشورهای همسایه (منطقه بالکان) نسبت به این رویکرد ادبی و بلاغی شما چه بوده است؟ آیا این ترجمه توانسته شکافی را بین نسل جوان و متن قرآن پر کند؟
امیدوارم چاپ دوم ترجمه من با استقبال مثبتی مواجه شود. همین حالا نیز واکنش های مثبت اولیه ای به من می رسد.ترجمه من تا آنجا که اطلاع دارم، در سال 2004 هفتمین ترجمه کامل قرآن به زبان بوسنیایی بود.جالب است که از سوی جامعه اسلامی بوسنی وهرزگوین، هیچ گاه واکنشی رسمی دریافت نکرده ام.
این موضوع دست کم برای من عجیب است؛ زیرا هر از گاهی ترجمه جدیدی از قرآن به هر زبانی منتشر می شود و این همیشه یک رویداد مهم فرهنگی است.هیچ کس از ساختارهای جامعه اسلامی بوسنی وهرزگوین تاکنون مرا برای یک قهوه، گفت وگو یا دیدار دعوت نکرده است. واقعاً عجیب است.
ایکنا ـ در پایان، چه پیامی برای مخاطبان ما به ویژه جوانان، درباره قرآن، پیام آن و جایگاه آن در جهان معاصر دارید؟
جهانی که امروز در آن زندگی می کنیم، در یک بحران عمیق قرار دارد. پیش تر گفتم که تمدن غربی دچار انحطاط عمیقی شده است، زیرا به شکلی تراژیک قطب نمای اخلاقی خود را از دست داده و «سود و منفعت» را به عنوان خدای برتر خود انتخاب کرده است. جهان اسلام، به عنوان یک سوژه و کنشگر، آگاهی کافی ندارد و مورد غفلت قرار گرفته است و از نظر قرآن، با خود قرآن صادق نیست؛ زیرا آن را به شیوه درست تفسیر و در زندگی روزمره خود اجرا نمی کند.
در مجموع، ما در زمانه ای بسیار دشوار و نامطمئن زندگی می کنیم. به نظر من، انسان ها به طور کلی و به ویژه جوانان باید با رویکردی جدید و با کنجکاوی معنوی و فکری بسیار بیشتر به قرآن مراجعه کنند و نباید قرآن را صرفاً به حوزه مناسک و عبادات محدود کنند.
نقش علما و روحانیون در این زمینه بسیار مهم است. علما باید جایگاه خود، برداشت خود از متن و درک خود از جهان معاصر را مورد بازنگری قرار دهند. باید از آن تقسیم بندی سرنوشت ساز و اشتباه عبور کرد که بر اساس آن، چیزی به نام «علوم اسلامی» در برابر علوم دیگر وجود دارد؛ زیرا همه علوم از شیمی و فیزیک گرفته تا فلسفه اسلامی اند. این تقسیم بندی در تاریخ جهان اسلام پیامدهای بسیار سنگینی داشته است.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}