معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا؛ تالار اجتماعات شهید مطهری(ره) انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، سه شنبه 7 مهرماه 1405؛ میزبان «آیین بزرگداشت شمس تبریزی و مولانا » بود؛ مراسمی که با بهانه روز بزرگداشت مولانا و شمس تبریزی با حضور جمعی از استادان زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگران، چهره های فرهنگی و نمایندگان فرهنگی کشورهای مختلف برگزار شد و در آن، از ابعاد گوناگون «میراث شمس و مولانا» و ظرفیت های این میراث برای جهان امروز سخن گفته شد.

به گزارش ایکنا؛ تالار اجتماعات شهید مطهری(ره) انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، سه شنبه 7 مهرماه 1405؛ میزبان «آیین بزرگداشت شمس تبریزی و مولانا» بود؛ مراسمی که با بهانه روز بزرگداشت مولانا و شمس تبریزی با حضور جمعی از استادان زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگران، چهره های فرهنگی و نمایندگان فرهنگی کشورهای مختلف برگزار شد و در آن، از ابعاد گوناگون «میراث شمس و مولانا» و ظرفیت های این میراث برای جهان امروز سخن گفته شد.
حضور نمایندگان فرهنگی ترکیه، پاکستان و روسیه و همچنین رئیس مؤسسه فرهنگی اکو در کنار استادان و چهره های فرهنگی ایرانی، به این مراسم وجهی فراتر از یک بزرگداشت ادبی بخشید و موضوع میراث مشترک فرهنگی و تمدنی ملت های منطقه را نیز به یکی از محورهای اصلی سخنان مطرح شده در این آیین تبدیل کرد.
محمود شالویی؛ رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در ابتدای این مراسم با اشاره به حضور مهمانان و استادان ایرانی و خارجی، این حضور را نشانه ای از گستره جایگاه «شمس» و «مولانا» در فرهنگ و اندیشه دانست و در ادامه از «جلیل رسولی» استاد برجسته خوشنویسی که در این آیین حضور داشت، یاد کرد و سابقه فعالیت های او در زمینه خلق آثار مرتبط با مفاخر ایرانی، به ویژه «شمس» و «مولانا» را مورد توجه قرار داد.
شالویی با اشاره به نمایشگاه و کتاب «مرغ باغ ملکوت» گفت: استاد رسولی در طول سال های متمادی آثار ارزشمندی درباره مفاخر ایرانی، به ویژه «شمس و مولانا»، خلق کرده است. از جمله آثار او نمایشگاه و کتاب «مرغ باغ ملکوت» است که سال ها پیش در «کاخ سعدآباد» برگزار و منتشر شد. امیدوارم همچنان شاهد آثار و نمایشگاه های بیشتری از این استاد گرانقدر باشیم.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در ادامه، رابطه «شمس» و «مولانا» را رابطه ای فراتر از پیوند میان دو شخصیت تاریخی توصیف کرد و با استناد به شعر «مولانا» گفت: «شمس» و «مولانا» را می توان نه دو تن، بلکه یک تن دانست؛ چنان که مولانا می گوید:
من کیم لیلی و لیلی کیست من
هر دو یک روحیم اندر دو بدن
اگرچه این دو در ظاهر دو شخصیت بودند، در حقیقت میان آنها وحدتی عمیق شکل گرفته بود.
شالویی با تاکید بر آنکه نقطه اشتراک این دو شخصیت را باید در جست وجوی «حقیقت» مورد کاوش قرار داد اظهار کرد: «شمس» و «مولانا» هر دو در جست وجوی حقیقت بودند و گمشده ای در وجود خویش داشتند. خوشا به حال «مولانا» که «شمس» را یافت و از سرگردانی خویش به درآمد؛ همان آرزویی که خود می گوید:
دی شیخ با چراغی همه گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
وی سپس به اثرگذاری «شمس» بر مسیر فکری و روحی «مولانا» پرداخت و با تاکید بر آنکه این دیدار، نقطه ای تعیین کننده در مسیر بلوغ فکری «مولانا» بود، تصریح کرد: «شمس» آتشی در وجود «مولانا» برافروخت و زمینه پختگی او را فراهم کرد. «مولانا» پس از این دیدار، به مرتبه ای رسید که اندیشه هایش پس از گذشت قرن ها همچنان زنده و اثرگذار است و در عین بهره گیری از اندیشه های پیشینیان، در فهم و ارائه آنها یکتاست.
سیدعلی اصغر میرباقری فرد، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، به عنوان دومین سخنران این مراسم در تشریح ضرورت های مطالعات علمی درباره «مولانا» گفت: آنچه امروز درباره «مولانا» و «شمس» مطرح می کنم، حاصل بیش از 25 سال مطالعه برنامه محور در حوزه ادبیات عرفانی و با تمرکز بر «مولوی» است و هدف آن، ارائه گزارشی از یک برنامه جامع «مولوی پژوهی» متناسب با شرایط و نیازهای دنیای امروز است.
به گفته او، معرفی شخصیتی مانند «مولوی» تنها با برگزاری مراسم بزرگداشت یا ارائه تصویری تاریخی از او محقق نمی شود؛ بلکه برای بهره گیری از میراث چنین شخصیتی در زندگی معاصر، به یک الگوی علمی و برنامه ای جامع نیاز است.
وی یادآور شد: اگر قرار است شخصیت بزرگی مانند «مولوی» را به درستی معرفی کنیم و از میراث او برای ارتقای حیات امروز بشر بهره ببریم، این کار نیازمند الگوهای عمیق علمی، استفاده از تجربه های مشابه در سطح بین المللی و برنامه ریزی متناسب با شأن این بزرگان است.
استاد دانشگاه اصفهان در فرازی دیگر از سخنرانی خود به تجربه شکل گیری قطب علمی مطالعات بنیادی و کاربردی «ادب عرفانی» در دانشگاه اصفهان اشاره کرد و گفت: نقطه آغاز فعالیت این مجموعه، آسیب شناسی وضعیت «میراث ادب عرفانی» بوده است.
وی ادامه داد: فعالیت این قطب با آسیب شناسی وضعیت میراث ادب عرفانی آغاز شد و در سال 1395، کُرسی «مولوی پژوهی» در «بنیاد ملی علم ایران» بر اساس همان برنامه جامع «مولوی پژوهی» فعالیت خود را آغاز کرد. پس از سال ها آزمون و خطا، رصد و پایش، شاکله این برنامه بر اساس مطالعات طولانی و هدفمند متخصصان داخل و خارج کشور شکل گرفته است.
میرباقری فرد درباره ساختار این برنامه پژوهشی بیان کرد: برنامه جامع «مولوی پژوهی» در 9 ساحت طراحی شده است که از جمله آنها می توان به «مبانی فکری و تعالیم عرفانی مولوی»، «زبان عرفانی»، «بررسی تاریخی احوال مولانا»، «متن پژوهی و مطالعات کاربردی» اشاره کرد. در حوزه «مبانی عرفانی»، هنوز پرسش های مهمی درباره نسبت «مولوی» با «ابن عربی» و جایگاه او در «سنت عرفانی» وجود دارد که نیازمند پژوهش های دقیق تر است.
این مدرس دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بر ضرورت تغییر نگاه به «مولانا» تأکید و تصریح کرد: این شخصیت نباید فقط به عنوان یکی از مفاخر تاریخی در نشست های فرهنگی معرفی شود، بلکه باید امکان بهره گیری از اندیشه او برای مسائل انسان امروز بررسی شود.
میرباقری فرد تأکید کرد: «مولوی» را نباید تنها در جلسات و نشست ها به عنوان یکی از مفاخر گذشته معرفی کرد، بلکه باید تعالیم و آرای او را به گونه ای بررسی و آماده کرد که بتواند به نیازهای متنوع انسان امروز پاسخ دهد. «مولوی» خود در «مثنوی» همین رویکرد را دنبال کرده و مسائل دشوار فکری و کلامی را در قالب حکایت و تمثیل برای مخاطبان مطرح کرده است.
وی در ادامه حوزه های میان رشته ای را یکی از عرصه های مهم برای گسترش «مولوی پژوهی» دانست و افزود: در حوزه مطالعات میان رشته ای نیز ظرفیت بزرگی در اختیار داریم؛ از روان شناسی و مشاوره گرفته تا علوم تربیتی، ادبیات کودک و نوجوان، هنر، موسیقی و سینما. با وجود کارهایی که انجام شده، هنوز از این ظرفیت به اندازه کافی استفاده نکرده ایم.
میرباقری فرد در پایان بر ضرورت طراحی برنامه ای متناسب با جایگاه «مولانا» و سایر چهره های بزرگ فرهنگی تأکید کرد و یادآور شد: باید متناسب با شخصیت «مولانا» و دیگر مفاخر بزرگ فرهنگی برنامه ریزی کنیم تا چهره درست آنها به جهان معرفی شود و خود ما نیز بتوانیم از این میراث بزرگ به شکلی مناسب بهره بگیریم. اگر این برنامه درباره «مولانا» به درستی اجرا شود، می تواند الگویی برای برنامه ریزی درباره دیگر شخصیت های بزرگ عرفانی و فرهنگی ما نیز باشد.
علی اصغر شعردوست، شاعر و استاد زبان و ادبیات فارسی، دیگر سخنران این مراسم بود که سخنان خود را با اشاره به نقش انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در پاسداشت بزرگان فرهنگ ایران آغاز کرد.
وی برگزاری چنین آیین هایی را نتیجه برنامه ریزی و توجه به جایگاه مفاخر فرهنگی دانست و افزود: برگزاری چنین برنامه هایی با حضور پرشور استادها و پژوهشگران، نشان دهنده هوشمندی و برنامه ریزی در پاسداشت مفاخر فرهنگی ایران است.
شعردوست در بخش دیگری از سخنان خود به تجربه فعالیت فرهنگی در تاجیکستان پرداخت و انتشار آثار فارسی در این کشور را مورد اشاره قرار داد و اظهار کرد: در دوران مسئولیت من در تاجیکستان، حدود 200 عنوان کتاب منتشر شد که یکی از آنها «دیوان شمس» بود. در مقدمه ای که برای این اثر نوشتم، بر این نکته تأکید کردم که پرداختن به آفرینش های ادبی و فرهنگی «مولانا» حد و مرز زمان و مکان نمی شناسد و پژوهشگران و علاقه مندان در دوره های مختلف، هر یک نشانی از حقیقت گمشده خود را در آثار او جست وجو کرده اند.
وی دلیل توجه مردم تاجیکستان به «مولانا» را نیز با هویت فرهنگی و نیازهای روحی آنان مرتبط دانست و ادامه داد: مردم تاجیکستان در تبیین هویت فرهنگی خود و برای پر کردن خلأهای روحی خویش، به «مولانا» و آثار او احساس نیاز می کنند. انتشار گزیده ای از «غزلیات شمس» نیز با هدف ابراز دوستی تاریخی و فرهنگی و پاسخ گفتن به نیازهای فرهنگی خویشاوندان ما در تاجیکستان انجام شد؛ به این امید که درخت دوستی و همدلی دو ملت هرچه پربارتر و سرسبزتر به حیات خود ادامه دهد.
شعردوست در ادامه سخنان خود به نسبت «شمس» با تبریز و جایگاه این پیوند در شعر «شهریار» پرداخت و تصریح کرد: وقتی صحبت از «شمس تبریزی» است، نمی توان از تبریز و «شهریار» سخن نگفت. «استاد شهریار» در چکامه بلند «مولانا در خانقاه شمس»، تصویری زیبا از پیوند «مولانا»، «شمس» و «تبریز» ارائه کرده است.
وی با اشاره به تصویرسازی «شهریار» از این پیوند افزود: «شهریار» در این شعر، «مولانا» را مهمانی می بیند که به شهر تبریز آمده و در پایان نیز با پیوند دادن «شمس و مولانا» می گوید:
لیک ملا شمس را جویا بود
هر کجا شمس است آنجا می رود
این شعر، از ارادت عمیق «شهریار» به «مولانا»، «شمس» و پیوند ناگسستنی آنها با فرهنگ تبریز حکایت دارد.
محمد حسن، رئیس مؤسسه فرهنگی اکو، سخنران دیگر این آیین با اشاره به آنکه مایه افتخار است که در چنین محفل فرهیخته ای سخن بگویم و نام خود را در شمار ارادتمندان و دوستداران «مولانا» و «شمس» ثبت کنم و سهم کوچکی در ادای احترام به این دو قله بلند فرهنگ و معنویت داشته باشم، خاطرنشان کرد: «شمس» و «مولانا» را باید فراتر از محدوده جغرافیایی یک شهر یا کشور معرفی کرد. «شمس» و «مولانا» تنها متعلق به یک شهر، کشور یا حتی یک ملت نیستند، بلکه بخشی از میراث مشترک فرهنگی «منطقه اکو» و سرمایه معنوی ملت هایی هستند که در طول قرن ها در این گستره تمدنی، با زبان، فرهنگ، ادب، اندیشه و معنویت با یکدیگر سخن گفته اند.
رئیس مؤسسه فرهنگی اکو با اشاره به پیشینه تاریخی «منطقه اکو» یادآور شد: این منطقه سرزمینی است که تمدن ها، زبان ها و فرهنگ های گوناگون قرن ها در کنار یکدیگر زیسته اند؛ از همین رو بزرگان و اندیشمندانی چون «مولانا»، «حافظ»، «سعدی»، «رودکی»، «اقبال»، «فردوسی» و «جامی» را نباید تنها متعلق به یک جغرافیا دانست. آنها در عین تعلق به سرزمین خویش، سرمایه های مشترک حوزه تمدنی و میراثی برای همه بشریت هستند.
محمد حسن، رابطه میان «شمس و مولانا» را نمونه ای برجسته از این میراث مشترک دانست و افزود: این رابطه نشان داد که دیدار دو انسان می تواند مسیر اندیشه و حتی مسیر زندگی را دگرگون کند. «شمس»؛ «مولانا» را به سفری درونی فراخواند؛ سفری از ظاهر به معنا، از اختلاف به یگانگی، از خودمحوری به انسان دوستی.
وی سپس به مفاهیم انسانی موجود در آثار «مولانا» اشاره کرد و افزود: «مولانا» از عشق، کرامت انسان، مدارا، شناخت خویشتن و جست وجوی حقیقت سخن می گوید؛ مفاهیمی که امروز شاید بیش از هر زمان دیگری به آنها نیاز داریم. در روزگاری که جهان با جنگ، خشونت، افراط گرایی، بی اعتمادی و فاصله های فزاینده میان انسان ها روبه روست، بازگشت به میراث فرهنگی بزرگانی چون «شمس و مولانا» تنها یک کار فرهنگی و ادبی نیست و می تواند بخشی از پاسخ به بحران های انسانی و معنوی عصر حاضر باشد.
رئیس مؤسسه فرهنگی اکو در ادامه، بر ضرورت تبدیل این میراث به بخشی از زندگی معاصر تأکید کرد و تاکید کرد: باید این میراث مشترک را از کتاب ها و موزه ها به زندگی امروز آورد و آن را به زبان نسل جوان، زبان گفت وگو، همکاری، هنر و ادبیات ترجمه کرد. «مؤسسه فرهنگی اکو» نیز خود را متعهد می داند از چنین رویکردی حمایت کند؛ زیرا فرهنگ یکی از نیرومندترین ابزارهای نزدیک کردن ملت ها و میراث مشترک، یکی از محکم ترین پایه های دوستی و تفاهم میان کشورهای «منطقه اکو» است.
رئیس مؤسسه فرهنگی اکو سخنان خود را با تأکید دوباره بر وجه انسانی این بزرگداشت به پایان برد و اظهار کرد: امروز در بزرگداشت «شمس» و «مولانا»، در حقیقت پیوند انسان ها را گرامی می داریم. امید است نور اندیشه «شمس» و «مولانا» راهی به سوی شناخت، عشق، گفت وگو و همدلی باشد و میراث مشترک فرهنگی ما پلی برای ساختن آینده ای باشد که ملت های منطقه بیش از گذشته یکدیگر را بشناسند و در کنار هم برای صلح و سعادت انسان گام بردارند.
«گوکهان چتین کایا»؛ رایزن فرهنگی ترکیه در ایران، در مقام آخرین سخنران این مراسم، در آغاز صحبت های خود با اشاره به آنکه سخن گفتن از «شمس» و «مولانا» تنها یادآوری دو شخصیت تاریخی نیست، بلکه به جغرافیایی فرهنگی بازمی گردد که در طول قرن ها مناطق مختلفی را به هم پیوند داده است؛ تصریح کرد: سخن گفتن از «مولانا» و «شمس»، تنها یادکرد دو شخصیت بزرگ تاریخ اندیشه و عرفان نیست، بلکه روایتگر جغرافیای گسترده فرهنگی و تمدنی است که خراسان، تبریز و آناتولی را به یکدیگر پیوند داده است.
وی درباره زندگی و آثار «مولانا» در آناتولی توضیح داد: «مولانا» پس از سفرهای طولانی به قونیه رسید و بخش مهمی از زندگی خود را در آناتولی گذراند و آثار ارزشمندش را به زبان فارسی پدید آورد؛ آثاری که طی قرن ها در ایران، آناتولی و جغرافیاهای گسترده تر خوانده، شرح و تفسیر شده اند. بنابراین، میراث «مولانا» را نمی توان در چارچوب مرزهای سیاسی امروز محدود کرد.
رایزن فرهنگی ترکیه در ایران، به نقش «شمس» در تحول جهان فکری و شعری «مولانا» پرداخت و یادآور شد: «شمس» در زندگی «مولانا» و به ویژه در جهان شعری او تأثیری عمیق گذاشت و شاید بتوان گفت نقش «شمس»، بیش از آنکه انتقال دانش تازه ای باشد، به حرکت درآوردن ظرفیت هایی بود که از پیش در وجود «مولانا» نهفته بود.
وی در ادامه، رابطه میان این دو شخصیت را فراتر از قالب معمول استاد و شاگرد دانست و گفت: رابطه «شمس» و «مولانا» را نمی توان فقط در قالب رابطه استاد و شاگرد توضیح داد؛ زیرا از این دیدار، حقیقتی فراتر از هر دو شخصیت شکل گرفت؛ حقیقتی که در شعر، عشق، عرفان و حافظه فرهنگی ملت ها طی قرن ها تداوم یافته است.
«چتین کایا» در فراز دیگری از سخنان خود به روابط فرهنگی ایران و ترکیه پرداخت و افزود: روابط فرهنگی ایران و ترکیه در طول تاریخ، رابطه ای یک سویه نبوده است و دو حوزه فرهنگی در زمینه هایی همچون ادبیات، عرفان، موسیقی، معماری، زبان و اندیشه از یکدیگر تأثیر پذیرفته و یکدیگر را غنی تر کرده اند.
وی به جایگزین شدن پرسش درباره تعلق جغرافیایی «مولانا» با پرسشی درباره کارکرد امروز میراث او اشاره کرد و افزود: امروز به جای اینکه بپرسیم «مولانا» به کدام سرزمین تعلق دارد، پرسش مهم تر این است که میراث «مولانا» چگونه می تواند ما را به یکدیگر نزدیک تر کند. استمرار پژوهش های مشترک، ترجمه متقابل آثار، برگزاری نمایشگاه ها و برنامه های موسیقی و هنری و اجرای طرح های فرهنگی مشترک برای نسل جوان، می تواند این میراث مشترک را به آینده منتقل کند.
رایزن فرهنگی ترکیه در ایران در پایان گفت: دیدار «شمس» و «مولانا» پس از بیش از هفت قرن همچنان یکی از ارزشمندترین عناصر حافظه فرهنگی مشترک ایران و ترکیه است و می تواند زمینه ساز دیدارهای تازه، آثار تازه و ارزش های فرهنگی مشترک میان دو کشور باشد.
در بخش پایانی آیین بزرگداشت شمس و مولانا، از «فخرالدین مخبری»، از نقاشان برجسته کشور، تجلیل شد و تابلوی نقاشی او با موضوع «شمس و مولانا» در معرض دید حاضران قرار گرفت.
پس از آن، اجرای نی نوازی منوچهر غیوری، استاد برجسته ساز نی و اجرای برنامه موسیقایی گروه هنری «وصل یار» بر پایه اشعار «شمس و مولانا»، پایان بخش این رویداد فرهنگی و هنری بود.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}