چندی پیش دغدغه ای از سوی سیدمحسن موسوی بلده پیشکسوت عرصه آموزش قرائت و تجوید قرآن مبنی بر التقاط عرصه تلاوت با مظاهر و ادوات موسیقی به عنوان یک نگرانی مطرح شد؛ امری که با توجیهاتی از جمله ایجاد میل و رغبت و علاقه در میان مخاطبان به ویژه نسل جوان و البته از سر ناآگاهی عده ای به این وادی ورود پیدا کرد اما از آنجا که اولاً حدود و چارچوبی برای آن در نظر گرفته نشده و ثانیاً موازین مشخص و متقن قانونی برای جلوگیری از پیشروی و چه بسا فراگیری آن وجود ندارد، متأسفانه ساحت قرآن را تا حد زیادی آلوده کرده ا
چندی پیش دغدغه ای از سوی
سیدمحسن موسوی بلده پیشکسوت عرصه آموزش قرائت و تجوید قرآن مبنی بر التقاط عرصه تلاوت با مظاهر و ادوات موسیقی به عنوان یک نگرانی مطرح شد؛ امری که با توجیهاتی از جمله ایجاد میل و رغبت و علاقه در میان مخاطبان به ویژه نسل جوان و البته از سر ناآگاهی عده ای به این وادی ورود پیدا کرد اما از آنجا که اولاً حدود و چارچوبی برای آن در نظر گرفته نشده و ثانیاً موازین مشخص و متقن قانونی برای جلوگیری از پیشروی و چه بسا فراگیری آن وجود ندارد، متأسفانه ساحت قرآن را تا حد زیادی آلوده کرده است. در راستای طرح این بحث، پای صحبت اساتید، صاحبنظران و قاریان پیشکیوت قرآن نشسته ایم تا از آنها علاوه بر نظرخواهی و اعلام مواضعشان، در باب برخی محدودیت هایی موجود در این باره که در صورت نادیده گرفتن آنها ممکن است عرصه تلاوت قرآن دچار آسیب جدی شود، گفت و گو کردیم.
بیشتر بخوانید؛
قرآن را قربانی جذابیت های کاذب نکنیم ذائقه سازی کاذب، تهدیدی برای اصالت تلاوت با سیداحمد مقیمی؛ قاری پیشکسوت که سالیان سال در عرصه های گوناگون قرآنی به ویژه ستاد عالی هماهنگی مسابقات قرآن کشور فعال بوده و تجربه داوری در بسیاری از مسابقات داخلی و بین المللی قرآن را داشته است نیز در این مورد گفت و گویی ترتیب داده ایم که در ادامه می خوانید:
ایکنا ـ موضوع التقاط تلاوت قرآن با موسیقی مدتی است با این توجیه که با استفاده از این ابزار می شود جذابیت بیشتری در اجرای تلاوت به ویژه برای نسل جوان (Z) ایجاد کرد، باب شده است. آسیب هایی که این رویکرد دارد را در چه می دانید؟ به ذهنم می رسد که این سؤال را می شود این طور جواب داد که آیا هر چیزی که جذاب است باید اجرا شود؟ یا هر اتفاق جذابی آیا می تواند منجر به نتایج خوبی شود؟ من الان می خواهم مثلاً ورزش را انتخاب کنم، یا می توانم غذاهای چرب را انتخاب کنم؛ طبیعتاً غذاهای چرب هم لذت بیشتری دارد و هم خستگی ندارد. اما آیا بعد از مدتی ممکن نیست رگ های بدن را دچار گرفتگی کند؟ ممکن نیست به سلامتی ضرر برساند؟ لذا غایت موضوع را باید نگاه کرد. در مورد اینکه آیا چه جذابیتی باعث جذب افراد و نخبگان یا جذب افراد معمولی یا عوام به فضای قرآنی می شود، اولاً باید دید آن مقوله از جنس چه چیزی باشد؛ این مهم است. ما هر جذابیتی را اولاً نمی توانیم وارد هر فضایی کنیم. ممکن است بخواهیم هر اتفاقاتی بیفتد، ولی ملزومات آن فرهنگ و استفاده درست از آن جذابیت، مهم است. فرهنگ تلاوت قرآن، فرهنگ خاصی است. شما در موسیقی هم هر کاری نمی توانید انجام دهید که جذابیت بیشتری برای موسیقی ایجاد شود؛ ممکن است افرادی به این واسطه جذب شوند ولی خیلی ها هم دفع می شوند. یعنی یک حرف، یک حرکت، یک عمل، یک عکس العمل ممکن است باعث جذب تعدادی شود اما باعث دفع خیلی ها هم خواهد شد. لذا فرهنگ آن موضوع را باید در نظر بگیریم تا نسبت به جذابیتش فکری داشته باشیم. اینکه ما با استفاده از موسیقی بخواهیم جذب افراد را داشته باشیم، به نظر من خلأیی است که به نخبگان ما یا افرادی که در این قضیه به اصطلاح دستی بر آتش دارند برمی گردد؛ چراکه نتوانسته اند هنوز تلاوت زیبا، تلاوت معنا محور، یا حتی فرهنگ تلاوت را خوب به جامعه بشناسانند و به علت عدم شناساندن، ناخواسته جامعه را وارد فضای غیرواقعی یا به اصطلاح جذابیت های کاذب می کنند. خیلی خلاصه بخواهم عرض کنم؛ برای اینکه ما جذابیت را وارد هر فضایی بکنیم باید هم گام با فرهنگ آن فضا پیش برویم. عرصه مداحی هر فرهنگی را برای جذابیت قبول نکرده و لذا هر موسیقی یا هر آهنگی را نمی طلبد؛ تلاوت قرآن هم همین طور است. ملزومات تلاوت قرآن و همین طور حواشی تلاوت قرآن باید رعایت شود. در بیشتر موسیقی هایی که در جهان ارائه می شود، شما فقط یک متن، یک آلت موسیقی و یک صدا دارید که به اصطلاح خواننده ای است که قطعه ای را می خواند و یا اصلاً موسیقی بدون کلام است، اما تلاوت قرآن علاوه بر این ها، یک چیزی دیگری هم دارد که در هیچ نوع خواندنی و در هیچ نوع هنر موسیقیایی نمی توان آن را دید و آن هم، وصل شدن به چشمه لایزال الهی است و لذا قطعاً مراقبت و توجه بیشتری می خواهد. در روایات و احادیث هم اگر ملاحظه بفرمایید این قضیه کاملاً ملموس است که تلاوت قرآن باید هم گام با تدبر باشد و لذا، استفاده از موسیقی در قرآن به اصطلاح باید آن الحانی باشد که ما را به یاد خدا بیندازد و نه اینکه ما را به سمت طاغوت و باطل و هر غنای غیرطبیعی سوق دهد. پس نخبگان ما باید به این نکته توجه کنند که جذابیت تلاوت قرآن با استفاده از موسیقی، ما را وارد فضای غیرمعنوی و غیرقرآنی می کند. مجدد این موضوع را تکرار می کنم که هر کاری بخواهید بکنید باید به فرهنگ آن کار هم توجه کنید. خیلی از لباس ها را نمی توان در هر مجلسی پوشید، خیلی از حرف ها را در هر مجلسی نمی توان زد، خیلی از غذاها را در هر جایی نمی توان خورد و طبیعتاً به ازای هر موقعیتی، معذوریت هایی داریم. ما یک ریشه موسیقی در تلاوت قرآن داریم که نشأت گرفته از مصر است و بسته به هر فرهنگی که فرهنگ محلی است، این خود موسیقی در تلاوت قرآن نیز ایجاد می کند که با توجه به آن، مثلاً شما اگر برای قاریان حرفه ای تلاوت عراقی بگذارید، می دانند که قاری آن اهل کشور عراق است. ترکی، آفریقایی ، مصری ، عربستانی و یا حتی ایرانی است. اگر ما خلأیی در تلاوت قرآن احساس می کنیم، این خلأ برمی گردد به عدم شناخت ما نسبت به آهنگ های اصیل قرآنی و از آن طرف هم همسازی و هم گام سازی آن با فرهنگ معنوی قرآن که این دو امر را نتوانستیم با یکدیگر تلفیق کنیم.
ایکنا ـ آیا اساساً چنین رویکردی مذموم است یا می توان تا حدی اگر وهن به ساحت نورانی قرآن نباشد، در آن ورود کرد؟ اصولاً موسیقی جایی در تلاوت قرآن ندارد. اگر از فرد و یا افرادی از خواننده های ما قصد دارند که به عنوان یک کار جدید در این عرصه اتفاقی را رقم بزنند، من توصیه ام این است که وارد موقعیت های دیگری شوند. در تلاوت قرآن با کلام الهی سر و کار داریم و با کلام الهی درگیر هستیم، لذا باید فرهنگ تلاوت قرآن رعایت شود. لذا این امر کاملاً مذموم است و اگر کسی بخواهد این کار را انجام بدهد، به نظرم به نتیجه نمی رسد. جامعه متدین، گوش های پاکشان قطعاً این قضیه را برنمی تابند. من قبلاً هم عرض کردم؛ ممکن است یک جذب حداقلی داشته باشیم، ولی قطعاً در ازای آن دفع حداکثری هم خواهیم داشت. هر کسی واقعاً فکر می کند که کلمات عربی را می خواهد با موسیقی ادا کند، می تواند وارد فضای تواشیح شود، می تواند وارد فضای ابتهال شود و آن کار را انجام بدهد که آنجا هم محدودیت داریم اما نه به اندازه تلاوت چراکه تلاوت قرآن فضای خاص خودش را دارد. برای تقریب ذهن اگر خواسته باشم مثالی بزنم، فکر کنید یک نفر بخواهد یک سخنرانی خیلی مهمی انجام بدهد و قرار باشد زیرصدای سخنرانی او موسیقی پخش شود، کسی چنین وضعی را قبول نمی کند؛ تلاوت قرآن همراه با موسیقی نیز وضعیتی مشابه به این امر پیدا می کند. باید یادمان باشد تمام هنر ما، تمام نگاه ما، تمام توجه ما به این امر معطوف شود که بتوانیم با خواندنمان تدبر در قرآن را فراهم کنیم و به تعبیری دیگر، معنا را القا کنیم و نه اینکه ظرافت های تلاوت را آن قدر زیاد کنیم که هیچ کس به فکر این نباشد که به دنبال معنا باشد و اینکه باید چه چیزی را عمل کند. من متأسفانه زیاد دیده ام که حتی در قرائت آیات عذاب، مستمعین به تشویق قاری می پردازند چرا که اصلاً متوجه معنا نمی شوند و فقط دارند قاری را به صدایش تشویق می کنند. اغلب نگاه ما به تلاوت قرآن این است که مخاطبان را با صدای زیبا به آن جذب کنیم. با نگاهی به صدر اسلام و حتی پیش از آن در دوران پیامبران دیگر مشاهده می کنیم که موسیقی به این شکل متداول نبود و مثلاً حضرت داوود با صدای خوش خود، به تبلیغ می پرداخت و پرسش اینجاست که با این وجود پس با استفاده از چه ابزاری، این میزان دلها جذب دین خدا و قرآن و سایر کتب مقدس شد؟! من فکر می کنم خلأ را باید جای دیگری جستجو و با توجه به معانی و همین طور استفاده از الحانِ صحیح و استفاده از فضای ظرفیتی مناسب درصدد جبران آن برآمد. یک نکته ای هم که قاریان ما کمتر به آن توجه می کنند، فضای مجلسی است که می خوانند. بعضاً قاریِ قرآن، خیلی حرفه ای نیست و وارد مجلسی می شود و لذا فضای مجلس را نمی تواند درک کند و البته این امر در شرایطی است که نیاز دارد آیات خود را متناسب با فضای حاکم انتخاب کند یعنی استفاده از الحانِ مناسب، تحریرهای مناسب و اوج و فرود مناسب با این فضا که بتواند با توسل به این موارد، اجرای تلاوتی مطلوب و اثرگذار داشته باشد. مثال دیگری می زنم؛ در تواشیح هایی که گروه «اهل بیت» اجرا می کند، شاهد هستیم که فارغ از موسیقی این گروه با چندصدایی، با آکاپلا خواندن و یا با آکوردبندیِ صداها، خلأ موسیقی را کاملاً برطرف کرده است. یعنی هرکس به دنبال موسیقی در اجرای مذهبی باشد، تواشیحِ گروه اهل بیت را که می شنود، کاملاً احساس می کند اینجا اصلاً به هیچ موسیقی و یا بهتر بگویم به هیچ آلات موسیقی نیازی نیست. باز هم تکرار می کنم که شخصاً خلأ را در جای دیگری می بینم، نه استفاده از آهنگ. استفاده از آهنگ ضعف ما را می رساند؛ اینکه ما نمی توانیم از فضای موسیقی هایی که از قدیم الایام نسل به نسل به ما رسیده در تلاوت قرآن به نحو شایسته ای استفاده کنیم.
ایکنا ـ به نظر می رسد نبود مقررات یا خلأ قانونی در برخورد با بروز چنین اتفاقی که نگرانی به ویژه در میان پیشکسوتان قرآن را فراهم کرده، تا حدی است که حدود و ثغوری برای آن در نظر گرفته نشده و این امر گویا چراغ سبزی برای برخی سودجویان فراهم آورده است تا به مطامع خود برسند. راهکار قانونی در این زمینه چیست؟ این قضیه یک مقدار ریشه دار است. من قبلاً هم مصاحبه ای داشتم که آنجا هم عرض کرده بودم تعدد مراکز تصمیم گیری یا مراکز مادرِ فعالیت های قرآنی زیاد است. در حالیکه مثلاً در مصر یک تشکیلات منسجم در این زمینه وجود دارد. باید برای این قضایا فکر اساسی کرد و کمیته های انضباطی تشکیل داد. البته به نظر من این مرحله آخر است. قبلش می توانند با برگزاری سمینار، کنفرانس و جلسه، با حضور افراد صاحب نظر و همین طور اساتید موسیقی مسلط به موسیقی قرآن و یا حتی خود اساتید موسیقی، در این زمینه کمک بگیرند. چقدر خوب است که ما یک هم اندیشی با گروه های موسیقی معتبر و به اصطلاح اصیل و یا حتی گروه مدّاح ها و با گروه آهنگسازها برگزار کرده و در این زمینه تشریک مساعی و هم اندیشی داشته باشیم تا بتوانیم فضا را مدیریت کنیم تا حد و مرزها در این زمینه مشخص شود. در هر صورت، من فکر می کنم اگر بخواهیم این کار مدیریت بشود، اولاً احتیاج به توجیه داریم. دیده شده است که دوستانِ فعالی ناآگاه در این زمینه وارد فضا شده اند و علتش هم به خاطر این است می خواستند جذابیت ایجاد کنند؛ نیتشان خیر بوده، اما در غایت، کار موجهی ارائه نشده و لذا بعد از این جلسات و توجیهات و صحبت هایی که می شود، قطعاً باید مقررات از سوی کمیته انضباطی مشخص شود.
ایکنا ـ نفس این رویداد به این معناست که قرآن و تلاوت آن در قالب دستگاه ها و نغمات قرآنی از جذابیت لازم برخوردار نیست و لذا به این واسطه باید متوسل به موسیقی شد. حضرتعالی که از چهره های پرسابقه در امر تلاوت و مسلط به فنون قرائت قرآن هستید، جذابیت صرف تلاوت قرآن را چگونه توصیف می کنید که این امر خودبسندگی به دنبال داشته باشد؟ من جواب این سؤال را در قالب جواب به سؤالات قبلی داده ام. اما خلاصه اگر بخواهم عرض کنم، این نکته را باید بگویم که اصول و فنون تلاوت قرآن قطعاً جایگاه خودش را دارد. فقط ما به عنوان هنرمندان یا قاریان و یا اساتید عرصه قرآنی باید این قضیه را خوب مدیریت کنیم و به جامعه بشناسانیم. فضای قرآنی این ظرفیت را دارد که در حد جهانی مطرح شود و موسیقی خودش را مطرح کند. من فکر می کنم موضوع دیگری هم در این امر دخیل است و آن اینکه فضای مسابقات ما قوانین دست وپاگیری ایجاد می کنند که قاریِ قرآن هنرِ خودش را نمی تواند آنگونه که بایسته و شایسته است اجرا کند و لذا بیشتر قاریان ما بعد از مسابقاتِ قرآن، تازه خودشان را پیدا می کنند و اعتماد به نفسشان بالا می رود. آن مقدار محدودیت هایی که در تلاوتِ قرآن در مسابقات شاهد هستیم، در تلاوت های مجلسی نیست و این عوامل باعث می شود قاری تازه خودش را نشان می دهد. جالب است که می بینیم افراد در فضای قرآنی، حالا یا در کسوت داوری یا تلاوت یا غیره دچار مشکلاتی می شوند و بحث هایی هم پیش می آید، ولی هیچ سازمانی و یا مرجعی نیست که با ایشان برخورد منفی و یا مثبت داشته باشد و اصلاً کسی نیست که این موارد را پیگیری کند. به نظر من خوب است که در این قضیه حتماً یک سازوکاری باشد و متولی اش مشخص شود. شورای عالی قرآن یا مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و... یا حتی خود ایکنا می تواند متولی و پیگیر این امر باشند تا با مدیریت به یک نتیجه مطلوب برسد.
ایکنا ـ آیا می توان همچون بسیاری از رویدادهای قرآنی نظیر مسابقات قرآن، مختص این امر نیز آیین نامه ای به نگارش درآورد و وضع کرد تا با الزام به رعایت آن ها، شاهد بروز چنین ناهنجاری هایی نباشیم؟ به نظر من اگر قرار است کاری انجام نشود، آیین نامه نوشتن دیگر لازم نیست! این کار نباید انجام بشود. اصولاً هر نوع موسیقی چه زیرِ صدا، چه به اصطلاح حالتِ دکلمه، چه هر چیزی که می خواهید اسمش را بگذارید، نباید وارد فضای تلاوت قرآن بشود. گاهی شاهد هستیم که یک گوشه ای از یک موسیقی استفاده شده، یا مثلاً در یک فیلمی استفاده می شود که بحث آن کاملاً متفاوت است. از آن طرف هم جایی ممکن است حرکتی صورت گیرد که از دید اساتید شرع و اخلاق و عرف و اساتید فنِ تلاوت قرآن، این قضیه به خودی خود مشکل نباشد؛ اما به نظرم باید این مسائل را سرآغاز یک انحراف دید و افراد به خاطر آن حسِ تنوع طلبی که دارند، بعضی از این چیزهایی که زیبا به نظر رسیده و چیزهای ساده ای هم هستند و ممکن است شرعاً و عرفاً و از منظر قرآنی هم مشکلی نداشته باشند را مداوم برای ایجاد تنوع به کار برده که این امر به مرور زمان برای فضای تلاوت خطرناک است. ما باید همه هم و غم خود را به کار بگیریم تا جلوی این بدعت ها را بگیریم. تلاوت قرآن با همه زیبایی هایی که دارد، اما در مواجهه با آن باید یک چیزی را در نظر بگیریم و آن اینکه ما در خدمت قرآن هستیم؛ کلمات و آیات نباید در خدمت ما باشند. این قضیه بسیار مهم است که قاریِ قرآن، حافظِ قرآن، عاملِ قرآن نباید با تلاوت قرآن، خودش را عرضه کند و خدای نکرده با پا روی کلمات قرآن گذاشتن، خود را به اوج برساند و این نکته را برای خودمان یادآوری کنیم که همیشه حیا و خشوع نسبت به آیات قرآن داشته باشیم. نکته مهمی که وجود دارد اینکه هر یک از متولیان در عرصه های قرآنی و آنهایی که مسئول اموری در این عرصه هستند با وجود همه تلاش ها و دلسوزی هایی که دارند اما نتوانسته اند این عرصه را در خور شأن قرآن مدیریت کنند و از سوی دیگر هر یک از فعالان قرآنی در عرصه های گوناگون و از جمله هنرمندان قرآنی، بسیار علاقه مند هستند که دیده شوند اما در عین حال عرصه هایی که هنرمندان قرآنی باید در آن دیده شوند، بسیار کمتر از عرصه های موسیقی، مداحی و حتی سخنرانی و جای دیگر است و مثلاً قاریان ما با صدای بسیار زیبایی که دارند، دیده نمی شوند، لذا گاهی دست به ابتکاراتی می زنند که چندان شایسته نیست که از آن جمله روی آوردن به اتفاقات موسیقی در عرصه تلاوت است. اگر تلویزیون، فضای مجازی، فضای عرصه های اجتماعی یا سایت های موجود بتوانند فضای فعالیت مناسبی را در اختیار افراد جویای نام در این عرصه گذاشته و یا به اصطلاح بستر مناسب برای آنها ایجاد کنند، قطعاً دوستان کمتر سراغ برخی از این جریانات می روند. تصور می کنم باید فکری اساسی در این زمینه از سوی مسئولان صورت گیرد چرا که بعضی از قاریان دارای صدایی بسیار بهتر از خواننده ها هستند کمااینکه بعضی از خوانندگان قبلاً قاری بودند اما چون عرصه قرائت را بستری مناسب برای دیده شدن، مشاهده نکردند لذا با این فضا خداخافظی کردند. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}