هنر اسلامی چگونه به یکی از مشهورترین آثار اروپایی راه یافت

به گزارش ایکنا به نقل از میدل ایست آی، «فرشینه بایو» یا «پرده بایو» یکی از مشهورترین آثار تصویری قرون وسطی و روایتی گلدوزی شده از وقایع منتهی به فتح انگلستان توسط نورمن ها در سال 1066 میلادی است. این اثر حدود 70 متر طول دارد و در قالب مجموعه ای از صحنه های پیوسته، شخصیت ها، نبردها، رویدادهای سیاسی و بخش هایی از زندگی روزمره آن دوره را به تصویر می کشد.

به گزارش ایکنا به نقل از میدل ایست آی، «فرشینه بایو» یا «پرده بایو» یکی از مشهورترین آثار تصویری قرون وسطی و روایتی گلدوزی شده از وقایع منتهی به فتح انگلستان توسط نورمن ها در سال 1066 میلادی است.

این اثر حدود 70 متر طول دارد و در قالب مجموعه ای از صحنه های پیوسته، شخصیت ها، نبردها، رویدادهای سیاسی و بخش هایی از زندگی روزمره آن دوره را به تصویر می کشد.

با این حال، پرده بایو تنها یک روایت تاریخی از فتح انگلستان نیست، بلکه جزئیات موجود در تصاویر آن، از پوشش و معماری گرفته تا نمادها و عناصر تزئینی، بازتابی از ارتباطات گسترده میان اروپای قرون وسطی و جهان خارج از آن، از جمله جهان اسلام، نیز به شمار می رود.

از موجودات اسطوره ای گرفته تا شیوه های گلدوزی و رنگرزی، پرده بایو به عنوان اثر شگرف تبلیغات سیاسی نورمن ها، وام دار هنر و صنایع دستی اسلامی است.

«دیانا دارک» کارشناس فرهنگی غرب آسیا در مطلبی در وبگاه انگلیسی میدل ایست آی نوشته که «نجیب زادگی هارولد از طریق تصویرسازی هنری او به عنوان حاکمی که به شکار با شاهین می پردازد تثبیت شده است؛ نمادی شاخص از اقتدار که ریشه در هنر سلطنتی ساسانی دارد.»

پرده بایو میراث پنهانی از شبکه های تجاری را بازتاب می دهد که بسیار فراتر از اروپا و تا جهان اسلام امتداد داشتند و نشان دهنده انتقال و مهاجرت نقوش هنری پیچیده اسلامی هستند.

انتخاب های زیبایی شناختی اسلامی در حاشیه های یک روایت تاریخی انگلیسی دوخته شدند و هویت بصری خاندان سلطنتی نورمن را به شدت تحت تأثیر قرار دادند.

روشن ترین شواهد را می توان در حاشیه های بالا و پایین این اثر دید که صدها حیوان در آنها به تصویر کشیده شده اند. هیچ یک از این حیوانات تصادفی نیستند. همه آنها به طور مشخص و بر اساس معانی خاصی انتخاب شده اند و بسیاری از آنها ریشه در منابع شرقی دارند.

کتابخانه ها و کارگاه های کتاب آرایی صومعه های قرون وسطی، آرشیوهای بصری از طرح های خارجی نگهداری می کردند تا نقوش بسیار پیچیده پارچه های ابریشمی اسلامی و ساسانی حفظ شوند و در نسل های بعد نیز امکان بازتولید آنها وجود داشته باشد.

خود پارچه های ابریشمی نیز کالاهایی تجملاتی و فوق العاده گران قیمت بودند. بنابراین راهبان و استادان تذهیب، این نقوش را تجزیه و تحلیل، دسته بندی و از طریق ایجاد کتاب های الگو، آنها را ثبت و نگهداری می کردند.

هنگامی که یک پارچه اسلامی با ارزش و جایگاه بالا به یک صومعه می رسید که معمولاً به عنوان هدیه ای دیپلماتیک، پوششی برای آثار مقدس یا جامه ای سلطنتی بود، یک هنرمند زبده، نقش آن را با دقت در کتاب های الگوی صومعه ترسیم می کرد.

این کتاب ها دفترچه های مرجع تخصصی و قابل حملی بودند که به طور کامل از طرح ها، پیکره حیوانات، الگوهای حاشیه های پیچان و سبک های مختلف حروف تشکیل شده بودند.

نقوش پیچیده شرقی، مانند شیرهای روبه روی یکدیگر از پارچه جدا شده و بازتولید می شدند. این کتاب ها دقیقاً مانند کاتالوگ های صنعتی الگو عمل و راهبان با استفاده از روش های دقیق انتقال مکانیکی، تقارن هندسی موجود در ابریشم بافته شده را مستقیماً روی پوست صاف حفظ می کردند.

شیرهای سبک پردازی شده و شیردال ها

پارچه های تجملاتی معمولاً هرگز خزانه صومعه را ترک نمی کردند. کاتبی که مأمور تذهیب یک کتاب انجیل جدید بود، کافی بود به خزانه کلیسا برود، یک پارچه ابریشمی وارداتی عباسی یا فاطمی را روی میز پهن کند و طرح حاشیه آن را مستقیماً روی حاشیه های کتاب مقدسی که در حال نگارش آن بود، منتقل کند.

به مرور زمان، آن کتاب انجیل جدید عملاً به سندی دائمی و مقدس برای ثبت نقش آن پارچه ابریشمی تبدیل می شد؛ سندی که کاتبان دیگر نیز بعدها از روی آن نسخه برداری می کردند.

از طریق همین روش های گردآوری کتاب های الگو، مراکز کتاب آرایی انگلوساکسون و نورمن توانستند یک کتابخانه بصری میان فرهنگی ایجاد کنند.

این امر به یک گلدوز در انگلستان قرن یازدهم اجازه می داد به سادگی الگوی یک شیر ایرانی را که چند دهه یا حتی چند قرن پیش تر در کارگاهی در سوریه بافته شده بود، مشاهده و روی پارچه بدوزد.

در صحنه های دوم و سوم پرده بایو، هنگامی که ادوارد، پادشاه انگلستان، هارولد را به سفر می فرستد، در حاشیه های اثر، جفت هایی از شیرهای سبک پردازی شده و شیردال ها دیده می شوند که به شکل متقارن و رو به روی یکدیگر قرار گرفته اند.

این ترکیب یادآور نشان های رایج در پارچه های ابریشمی تجملاتی ایرانی و عباسی است. برای یک بیننده قرون وسطایی در اروپای مسیحی، این طرح های شرقی نشانه ثروت، اعتبار و جایگاه اجتماعی بسیار بالا بودند.

نجیب زادگی هارولد نیز از طریق تصویرسازی هنری او به عنوان حاکمی که با شاهین شکار می کند، تثبیت شده است؛ شاهین نمادی شاخص از اقتدار بود که از هنر سلطنتی ساسانی سرچشمه گرفت و بعدها، مدت ها پیش از آنکه هنرمندان غربی آن را اقتباس کنند، مورد استفاده حاکمان اولیه اسلامی قرار گرفت.

موجودات ترکیبی شگفت انگیزی مانند قنطورس ها، ابوالهول ها و پلنگ های بالدار نیز دیده می شوند؛ موجوداتی که از طریق گردش آثار فلزی و پارچه های تزئینی شرقی وارد هنر نورمن شدند.

از صحنه 51 به بعد، همزمان با شدت گرفتن آشوب نبرد هیستینگز، حیوانات سنتی و سبک پردازی شده جای خود را به لاشه خواران، تیراندازان و سربازان کشته شده می دهند.

نظم متقارن و الهام گرفته از شرق در حاشیه ها از میان می رود و این تغییر، فروپاشی روایت و نظم در میدان نبرد را بازتاب می دهد.

سرنخ های بیشتری را می توان در قالب داستان های حیوانات در حاشیه های اثر یافت. در اوایل قرون وسطی، حکایت ها و تمثیل های حیوانات در مراکز علمی جهان اسلام، از بغداد و قاهره گرفته تا قرطبه، دوران شکوفایی بزرگی را تجربه کردند.

مشهورترین نمونه آنها «کلیله و دمنه» بود؛ مجموعه ای باستانی از حکایت های حیوانات، برگرفته از مجموعه سانسکریت «پنچاتنترا» که در قرن هشتم میلادی به عربی ترجمه شد.

دانشمندان مسلمان از تمثیل های حیوانی برای ارائه غیرمستقیم دیدگاه های سیاسی، توصیه های اخلاقی و نقد حرص یا فریبکاری استفاده می کردند؛ البته بدون آنکه نام حاکمان مشخصی را ذکر کنند.

حکایت هایی مانند «روباه و کلاغ» نیز دقیقاً به همین شکل در حاشیه های پرده بایو ظاهر می شوند و نوعی تفسیر آرام و براندازانه از رویداد سیاسی اصلی ارائه می کنند.

نقش و نگارهای اسلامی در بایو

تأثیر اسلام همچنین در خود تکنیک گلدوزی نیز دیده می شود؛ تکنیکی که اغلب با عنوان «دوخت بایو» شناخته می شود.

در این روش، رشته های بلند و باکیفیت پشم روی سطح پارچه کتان قرار می گرفتند و با دوخت های کوچک عمودی در جای خود ثابت می شدند.

گلدوزان مسلمان در قرون وسطی نیز به طور گسترده از این نوع دوخت سطحی، به ویژه هنگام کار با ابریشم یا نخ های فلزی ارزشمند، استفاده می کردند.

این تکنیک که در آن نخ گران قیمت روی سطح پارچه باقی می ماند، در کارگاه های پیشرفته اسلامی در سیسیل و اندلس، در جنوب اسپانیا، به شدت توسعه یافت تا نخ های طلایی، نقره ای و ابریشمی تجملاتی را در جای خود ثابت کند.

این پارچه های ارزشمند اسلامی که به اروپا راه یافتند، در خزانه های کلیسا به عنوان پارچه های محراب و جامه های آیینی مورد استفاده قرار گرفتند و در عین حال برای گلدوزان غربی نیز همچون کلاس های آموزشی عمل کردند.

آن ها از این طریق می آموختند که چگونه با استفاده از دوخت های متراکم سطحی، بخش هایی صاف و درخشان از رنگ را ایجاد کنند؛ همانند آنچه در بدن اسب ها و موجودات حاشیه ای پرده بایو دیده می شود.

ارتباط های دیگری نیز در خود رنگ ها دیده می شود. در دوران طلایی تمدن اسلامی، کیمیاگران و صنعتگران، صنعت نساجی را با تبدیل رنگرزی به دانشی دقیق و علمی متحول کردند.

برای آنکه رنگ های گیاهی ماندگار و درخشان شوند، پارچه بافان به ماده ای موسوم به «دندانه» نیاز داشتند؛ ماده ای شیمیایی که رنگدانه را به طور دائمی به الیاف پشم متصل می کند.

بدون این دانش و زاج (یک نوع ماده شیمیایی) وارداتی جهان اسلام، آبی های عمیق، قرمزهای پررنگ و زردهای درخشان پرده بایو قرن ها پیش به خاکستری ها و قهوه ای های کدر تبدیل شده بودند.

در قرن یازدهم، ذخایر زاج با بالاترین کیفیت و پیشرفته ترین روش های استخراج شیمیایی تحت کنترل امپراتوری های فاطمی و عباسی در شام و شمال آفریقا قرار داشت.

بازرگانان جهان اسلام، مقادیر زیادی زاج فرآوری شده را از طریق مدیترانه به مراکز تجاری اروپا، از جمله ایتالیا و اسپانیا، صادر می کردند و از آنجا این ماده به شمال، به کارگاه های نساجی انگلوساکسون و نورمن، می رسید.

کیمیاگران فرآیند تصفیه زاج را تطبیق دادند و کتاب های تخصصی درباره مواد و فرآیندهای شیمیایی صنعتی نوشتند؛ کتاب هایی که مستقیماً بر روش های رنگرزی کارگاه های انگلوساکسون و نورمن تأثیر گذاشتند.

پارچه هایی که جان گرفتند

پیش از آنکه پارچه های تجملاتی شرقی به اروپا برسند، پوشاک اولیه انگلوساکسون ها اغلب به رنگ های ملایم و خاکی متکی بود. ورود ابریشم های اسلامی با رنگ های درخشان و پارچه های بیزانسی، سلیقه اشراف اروپایی را تغییر داد.

برای خرید چنین کالاهای گران قیمت و شگفت انگیزی، مهم ترین و قابل اعتمادترین واحد پول در سراسر اروپا و مدیترانه، دینار طلای عباسی بود.

در سال 774 میلادی، «آفا»، پادشاه مرسیا، نیز نمونه ای تقلیدی از دینار طلای عباسی ضرب کرد؛ سکه ای که امروز مانند پرده بایو در موزه انگلیس به نمایش گذاشته شده است.

تقلید از وزن، خلوص و طراحی دینار عباسی به بازرگانان آفا اجازه می داد از سکه ای استفاده کنند که در تجارت خارجی به طور گسترده شناخته شده بود. نشانه های فرسودگی روی این سکه نشان می دهد که احتمالاً واقعاً در بازار مورد استفاده قرار گرفته است.

ضرب کننده سکه انگلوساکسون، خط عربی روی دینار را نیز تقلید کرد: «لا إله إلا الله، محمد رسول الله»، بی آنکه متوجه باشد این عبارت، شهادتین و اعلام ایمان اسلامی است. سپس عبارت «Offa Rex» به معنای «آفا، پادشاه» را به صورت وارونه در میان این نوشته ضرب کرد.

در حالی که طراحان اصلی «پرده بایو» از مقام های بلندپایه کلیسا بودند، روشن است که آنها برای نمایش قدرت سلطنتی، به صورت غریزی از طرح ها و زبان های بصری اسلامی و ایرانیِ ساسانی اقتباس کردند.

آنها همچون گردآورندگان هنری عمل کردند و زیبایی شناسی معتبر، رنگارنگ و پیشرفته شرق اسلامی قرون وسطی را در یک اثر عظیم از تبلیغات سیاسی نورمن ها درهم تنیدند.

انتهای پیام

نظرات

captcha