انطباق نیت واقفان با نیازهای روز جامعه، لازمه ماندگاری فرهنگ وقف

وقف به عنوان یکی از نهادهای دیرپای اقتصادی و اجتماعی در جامعه اسلامی، همواره فراتر از یک اقدام خیرخواهانه فردی مطرح بوده و می تواند در سامان دهی بخشی از نیازهای عمومی و اقتصادی جامعه نقش آفرین باشد. ماهیت وقف، یعنی حفظ اصل مال و بهره گیری از منافع آن در مسیر مشخص، این ظرفیت را ایجاد می کند که منابع مالی و دارایی های موجود به صورت پایدار در خدمت تولید، اشتغال، خدمات عمومی و رفع نیازهای جامعه قرار گیرد.

وقف به عنوان یکی از نهادهای دیرپای اقتصادی و اجتماعی در جامعه اسلامی، همواره فراتر از یک اقدام خیرخواهانه فردی مطرح بوده و می تواند در سامان دهی بخشی از نیازهای عمومی و اقتصادی جامعه نقش آفرین باشد. ماهیت وقف، یعنی حفظ اصل مال و بهره گیری از منافع آن در مسیر مشخص، این ظرفیت را ایجاد می کند که منابع مالی و دارایی های موجود به صورت پایدار در خدمت تولید، اشتغال، خدمات عمومی و رفع نیازهای جامعه قرار گیرد.

در شرایطی که تورم و افزایش هزینه های زندگی، قدرت خرید خانوارها و توان اقتصادی بخش هایی از جامعه را تحت تأثیر قرار داده است، فعال سازی ظرفیت های اقتصادی موقوفات می تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. هدایت بخشی از درآمد موقوفات به سمت فعالیت های مولد، حمایت از تولید، ایجاد اشتغال، تأمین برخی نیازهای اساسی و توسعه زیرساخت های عمومی، می تواند ضمن جلوگیری از راکد ماندن دارایی ها، آثار اقتصادی و اجتماعی مثبتی به همراه داشته باشد. البته میزان این اثرگذاری به نحوه مدیریت، نوع موقوفه، نیت واقف و چارچوب های شرعی و قانونی حاکم بر آن بستگی دارد.

از این منظر، مسئله اصلی تنها افزایش تعداد موقوفات نیست، بلکه استفاده صحیح، هدفمند و متناسب با نیازهای روز از ظرفیت موقوفات موجود است. اگر منابع و دارایی های وقفی با حفظ نیت واقف و در چارچوب قوانین، به سمت حوزه هایی مانند تولید، اشتغال، دانش بنیان ها، تأمین نیازهای عمومی و سرمایه گذاری های مولد هدایت شوند، وقف می تواند به یکی از ظرفیت های مکمل در اقتصاد کشور تبدیل شود و در کاهش بخشی از فشارهای اقتصادی و آثار تورمی، به ویژه از مسیر تقویت تولید و عرضه، نقش داشته باشد.

ایکنا در راستای بررسی و واکاوی مقوله وقف به ویژه تأثیر آن بر کاهش مشکلات ناشی از تحریم های اقتصادی در کشور به گفت و گو با حجت الاسلام سیداحمد سجادی، پژوهشگر و متخصص حوزه وقف و مدیر مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان پرداخته که مشروح آن را در ادامه می خوانیم.

ایکنا ـ وقف چگونه می تواند به ایجاد اشتغال و رونق تولید کمک کند؟

وقف بخشی از نظام اقتصادی اسلام است و بر این اصل استوار است که اصل سرمایه حفظ شود و از منافع آن استفاده شود. از این منظر، وقف را می توان یکی از اقتصادی ترین شیوه ها در جامعه اسلامی دانست؛ زیرا برخلاف برخی اقدامات خیرخواهانه که در آنها اصل مال مصرف می شود، در وقف، اصل سرمایه باقی می ماند و منافع آن در مسیر تعیین شده توسط واقف مورد استفاده قرار می گیرد.

وقف می تواند در طول زمان تأثیرگذار و جریان ساز باشد. به طور کلی، وقف به دو شکل «انتفاعی» و «منفعتی» انجام می شود. در وقف انتفاعی، اصل موقوفه برای استفاده مستقیم مردم اختصاص می یابد؛ برای مثال، زمینی که برای ساخت مسجد، مدرسه، حمام یا کارخانه وقف می شود، به عنوان سرمایه باقی می ماند و امکان بهره برداری مستمر از آن وجود دارد. در وقف منفعتی نیز درآمد و منافع حاصل از موقوفه در مسیر مشخصی که واقف تعیین کرده است، مانند درمان بیماران یا تأمین هزینه های آموزشی، هزینه می شود.

بنابراین، در هر دو شکل، اصل سرمایه حفظ می شود و منافع آن در راستای نیت واقف به جامعه بازمی گردد. همین ویژگی موجب می شود وقف بتواند در ایجاد فعالیت های اقتصادی پایدار، اشتغال زایی و رونق تولید نقش مؤثری داشته باشد.

امروز نیز موقوفاتی وجود دارند که قدمت آنها به چندین قرن پیش بازمی گردد و همچنان پابرجا هستند و به جامعه خدمت رسانی می کنند. برای نمونه، در اصفهان موقوفه شهشهانی از جمله موقوفاتی است که حدود شش قرن قدمت دارد و در حوزه بهداشت و درمان فعالیت می کند. استمرار فعالیت چنین موقوفاتی نشان می دهد که وقف می تواند سرمایه ای ماندگار برای پاسخ گویی به نیازهای اقتصادی و اجتماعی جامعه باشد.

ایکنا ـ آیا وقف مشارکتی در شرایط تورمی امروز می تواند راهکاری برای ایجاد موقوفات جدید از سوی مردم و بهبود شرایط اقتصادی باشد؟

وقف مشارکتی می تواند در شرایط اقتصادی امروز راهکاری مؤثر برای ایجاد موقوفات جدید باشد، اما برای تحقق این هدف باید چند نکته اساسی مورد توجه قرار گیرد. نخست آنکه در وقف مشارکتی باید تدابیری اندیشیده شود تا ارزش سرمایه های جمع آوری شده در اثر تورم کاهش پیدا نکند. برای مثال، اگر قرار است از طریق وقف مشارکتی بیمارستان، کارگاه یا مجموعه تولیدی احداث شود، نباید جمع آوری منابع مالی چندین سال به طول بینجامد و سرمایه های مردم بدون استفاده در حساب های بانکی باقی بماند، زیرا با توجه به شرایط اقتصادی و تورمی، ارزش واقعی این منابع به مرور کاهش می یابد.

بنابراین، بهتر است اجرای طرح هم زمان با جمع آوری کمک های مردمی آغاز شود و مردم در طول مراحل اجرای پروژه در آن مشارکت کنند. این شیوه در گذشته نیز وجود داشته است. برای مثال، در ساخت مسجد یا مدرسه، عملیات اجرایی آغاز می شد و مردم در جریان ساخت، به تدریج کمک های خود را ارائه می کردند. اگرچه در آن زمان عنوان «وقف مشارکتی» برای این اقدام به کار نمی رفت و از آن با عنوان مشارکت در امور خیر یاد می شد، نمونه های متعددی وجود دارد که با کمک های مستمر مردم احداث شده و پس از تکمیل، برای مدت طولانی در خدمت یک هدف خیر قرار گرفته اند.

نکته دوم، ضرورت برخورداری متولی یا مجری وقف مشارکتی از دانش، تخصص و امانتداری است. فردی که مسئول اجرای چنین طرحی می شود، باید علاوه بر حفظ امانت مردم، نسبت به موضوع و ابعاد فنی و اجرایی آن نیز آگاهی داشته باشد. برای نمونه، در ساخت یک بیمارستان باید از ابتدا نیازهای تخصصی و بخش های مورد نیاز آن به درستی پیش بینی شود. در برخی موارد مشاهده شده است که بخشی از یک پروژه پس از احداث نیازمند تخریب و بازسازی شده است که این مسئله موجب اتلاف بخشی از سرمایه های مردم می شود. بنابراین، مجری طرح باید هم امین باشد و هم از تخصص لازم برخوردار باشد.

نکته سوم، انجام نیازسنجی دقیق پیش از ایجاد موقوفه است. باید مشخص شود که وقف مورد نظر در چه مکانی و برای پاسخ گویی به چه نیازی ایجاد می شود. برای مثال، اگر در منطقه ای نیاز به مدرسه وجود دارد، ساخت مدرسه می تواند موضوع مناسبی برای وقف مشارکتی باشد، اما اگر مدرسه به اندازه کافی وجود دارد، ایجاد موقوفه جدید در این زمینه ممکن است با نیاز واقعی منطقه همخوانی نداشته باشد. همین مسئله درباره ساخت مسجد، بیمارستان، درمانگاه و سایر مراکز خدماتی نیز صدق می کند.

برای نمونه، در یکی از شهرستان های کشور بیمارستانی مجهز با کمک چهار خیر مقیم خارج از کشور احداث شده بود. با وجود برخورداری این بیمارستان از تجهیزات پیشرفته، به دلیل نبود متخصصان مورد نیاز، امکان استفاده مناسب از تجهیزات و بهره برداری مطلوب از ظرفیت بیمارستان فراهم نشده بود. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می شود که آیا ساخت بیمارستان در آن نقطه بهترین شیوه استفاده از سرمایه خیرین بوده است یا می توانستند همین منابع را در مرکزی که از نیروی متخصص برخوردار است سرمایه گذاری کنند و برای ساکنان آن شهرستان نیز خدمات درمانی رایگان یا با هزینه کمتر در نظر بگیرند.

در مقابل، موقوفاتی نیز وجود دارند که با توجه به نیاز منطقه و برخورداری از نیروی متخصص به شکل مطلوب مورد استفاده قرار گرفته اند؛ برای مثال، برخی موقوفات حوزه چشم پزشکی در شهرهای مختلف همچنان در چارچوب هدف تعیین شده مورد بهره برداری قرار می گیرند.

بنابراین، وقف مشارکتی می تواند در شرایط کنونی راهگشا باشد، به ویژه در طرح هایی که انجام کامل آنها از توان مالی یک فرد خارج است و نیاز به مشارکت عمومی دارد. با این حال، موفقیت این نوع وقف به سه شرط اساسی وابسته است: نخست، حفظ ارزش سرمایه های جمع آوری شده و جلوگیری از کاهش ارزش آن ها؛ دوم، برخورداری مجری طرح از امانتداری و تخصص لازم و سوم، انجام نیازسنجی دقیق از نظر محل اجرا، نوع پروژه و نحوه بهره برداری از موقوفه.

ایکنا ـ آیا ظرفیت اقتصادی وقف در کشور به درستی شناخته و استفاده شده است؟

پاسخ به این پرسش منفی است. همان گونه که در برخی حوزه های اقتصادی با ضعف هایی مواجه هستیم، در زمینه شناخت و بهره گیری از ظرفیت های اقتصادی وقف نیز با کاستی هایی روبه رو هستیم. یکی از مشکلات اساسی نبود شناخت کافی از وقف در نظام آموزش و مطالعات اقتصادی کشور است. برای مثال، در رشته های علوم اقتصادی، مباحث مرتبط با وقف به صورت جدی و نظام مند مورد توجه قرار نگرفته است.

بنابراین، نمی توان انتظار داشت فردی که در مقاطع دانشگاهی، حتی تا سطح دکتری اقتصاد، تحصیل کرده است، الزاماً شناخت عمیقی از ظرفیت های اقتصادی وقف داشته باشد؛ زیرا این موضوع در بسیاری از موارد در برنامه های آموزشی و مطالعات تخصصی او مورد توجه قرار نگرفته است.

بخش قابل توجهی از منابع و متون اقتصادی مورد استفاده در دانشگاه ها نیز مبتنی بر الگوهای اقتصادی کشورهای غربی و سایر کشورهاست و مباحث اقتصاد اسلامی و ظرفیت های آن، از جمله وقف، سهم محدودی در این منابع دارد. در چنین شرایطی، طبیعی است که شناخت کافی از وقف به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای سرمایه گذاری و تأمین مالی در اقتصاد اسلامی شکل نگیرد.

از سوی دیگر، مسئله فقط به نظام آموزشی و اقتصاددانان محدود نمی شود؛ بلکه در میان متولیان و مدیران حوزه وقف نیز گاهی نگاه اقتصادی کافی یا صحیح وجود نداشته است. در دوره های اخیر، توجه به ابعاد اقتصادی وقف در سازمان اوقاف و امور خیریه افزایش یافته است، اما نگاه صرفا اقتصادی به وقف نیز کافی نیست. وقف هم دارای ابعاد فرهنگی و اجتماعی است و هم ظرفیت های اقتصادی قابل توجهی دارد.

بر این اساس، سازمان اوقاف و امور خیریه باید در کنار توجه به ظرفیت های اقتصادی وقف، ابعاد فرهنگی آن را نیز به صورت جدی دنبال کند. چنین رویکردی می تواند از یک سو به تقویت فرهنگ وقف و جلب اعتماد عمومی کمک کند و از سوی دیگر، زمینه استفاده مؤثرتر از ظرفیت های اقتصادی موقوفات را فراهم سازد.

امیدواریم این نگاه فرهنگی و اقتصادی در مدیریت حوزه وقف هرچه عمیق تر شود و ظرفیت های اقتصادی موقوفات بیش از گذشته شناسایی و در جهت رفع نیازهای اقتصادی و اجتماعی کشور مورد استفاده قرار گیرد.

ایکنا ـ چقدر ضروری است نیت واقفان با نیازهای روز جامعه انطباق پیدا کند؟

این امر کاملا ضروری است. نمی توان میان خیر جامعه و نیازهای جامعه فاصله وجود داشته باشد؛ یعنی جامعه یک مسیر را طی کند و امور خیر و موقوفات در مسیر دیگری حرکت کنند. وقف باید متناسب با نیازهای واقعی جامعه باشد و واقفان نیز بر اساس شرایط و نیازهای زمان خود، نیت های وقفی را انتخاب کنند.

اگر به گذشته نگاه کنیم، می بینیم که واقفان در دوره های مختلف متناسب با نیازهای جامعه خود اقدام به وقف کرده اند. برای مثال، در دوره صفویه ساخت مدارس، به ویژه مدارس علمیه، رونق زیادی داشت؛ زیرا در آن دوره نیاز به علم آموزی و توسعه علم بسیار جدی بود. به همین دلیل، بخشی از موقوفات آن دوره به ساخت و اداره مدارس اختصاص پیدا کرد.

در همان دوره، اگر مسجد ساخته می شد، این اقدام نیز متناسب با شرایط اجتماعی و دینی آن زمان بود. در برخی شهرها که تعداد مساجد کم بود و نیاز به توسعه مراکز دینی وجود داشت، مردم برای ساخت مسجد اقدام می کردند. بنابراین، می توان گفت وقف در گذشته نیز تا حد زیادی با نیازهای جامعه زمان خود ارتباط داشته است.

امروز نیز باید همین نگاه وجود داشته باشد. علاوه بر توجه به امر دین و ساخت مسجد و مراکز دینی، باید دید جامعه امروز به چه چیزهایی نیاز دارد و وقف چگونه می تواند در برطرف کردن این نیازها نقش داشته باشد. برای مثال، آیا می توان برای زوج های جوان اقدامی انجام داد؟ آیا می توان برای ایجاد اشتغال و توسعه فعالیت های تولیدی کاری کرد؟ آیا جامعه به مجموعه های ورزشی، مراکز خدماتی یا امکانات دیگری نیاز دارد که بتوان آن ها را از طریق وقف ایجاد و برای استفاده نسل های آینده ماندگار کرد؟

در این زمینه، نمونه های جدیدی نیز در حال شکل گیری است. اخیراً یکی از هلدینگ های بزرگ اقتصادی که در شهر اصفهان مستقر است، اموال خود را وقف کرده و تقریباً تمام دارایی ها و کارخانه های متعددی را که در اختیار داشته، در مسیر وقف قرار داده است تا این سرمایه ها برای آیندگان نیز باقی بماند. این اقدام نشان می دهد که اگر نیازهای جامعه به درستی شناخته شود، می توان از ظرفیت وقف برای ایجاد سرمایه های ماندگار و تأمین نیازهای نسل های آینده استفاده کرد.

بنابراین، موضوع انطباق نیت واقفان با نیازهای روز جامعه، صرفاً یک ضرورت مقطعی نیست؛ بلکه یکی از الزامات توسعه و ماندگاری فرهنگ وقف است. اگر امروز جامعه به ساخت یک مجموعه ورزشی نیاز دارد، باید در همین جهت اقدام شود و اگر نیاز به ایجاد یک کارخانه یا مجموعه تولیدی وجود دارد، می توان وقف را به این سمت هدایت کرد تا علاوه بر باقی ماندن اصل سرمایه، منفعت آن نیز در طول زمان به جامعه بازگردد.

در واقع، باید نیازهای امروز و آینده جامعه را شناخت و بر اساس این نیازها، واقفان را به سمت حوزه هایی سوق داد که بیشترین امکان خدمت رسانی و ماندگاری را دارند. همان طور که واقفان گذشته بر اساس نیازهای زمان خود اقدام می کردند، امروز نیز باید با شناخت دقیق شرایط جامعه، زمینه ایجاد موقوفات جدید در حوزه های مورد نیاز مردم فراهم شود.

ایکنا ـ برای استفاده بهینه از موقوفات در شرایط اقتصادی امروز چه باید کرد و وقف چگونه می تواند در برابر آثار تحریم ها نقش آفرین باشد؟

پاسخ دقیق به این پرسش، در درجه نخست باید از سوی مسئولان سازمان اوقاف و امور خیریه ارائه شود؛ با این حال، یکی از مهمترین موضوعات در استفاده بهینه از موقوفات، توجه دقیق به نیت واقف و ظرفیت هایی است که در چارچوب همان نیت می توان ایجاد کرد.

در موقوفات، گاهی نیت واقف کاملاً مشخص و خاص است. برای مثال، اگر واقف تصریح کرده باشد که موقوفه باید صرف عمران و آبادانی یک مسجد مشخص شود، نمی توان درآمد آن موقوفه را در زمینه دیگری هزینه کرد. اما در مواردی که نیت واقف عام است و مثلاً عنوان شده که درآمد موقوفه صرف «خیرات و مبرات» شود، امکان بیشتری برای تطبیق مصادیق این نیت با نیازهای مختلف جامعه در دوره های گوناگون وجود دارد.

باید توجه داشت که مصادیق خیرات و مبرات می تواند متناسب با شرایط زمان تغییر کند. در دوره ای ممکن است خیرات و مبرات به معنای تهیه غذا و توزیع آن میان نیازمندان باشد، اما در شرایط امروز، حمایت از اقتصاد کشور، کمک به مردم، رفع نیازهای اساسی جامعه و رسیدگی به امور عمومی نیز می تواند در چارچوب نیت های عام مورد توجه قرار گیرد. اگر این ظرفیت به درستی مورد استفاده قرار گیرد، بخش قابل توجهی از اموال موقوفات می تواند در مسیر رفع نیازهای اقتصادی و اجتماعی جامعه به کار گرفته شود.

از سوی دیگر، برخی واقفان نیت کرده اند که درآمد موقوفه صرف عمران و آبادانی یک شهر یا منطقه شود. در چنین مواردی نیز می توان با توجه به نیازهای واقعی جامعه و برنامه ریزی صحیح، منابع موقوفه را در طرح هایی به کار گرفت که بخشی از نیازهای عمومی را تأمین می کنند؛ از جمله ایجاد برخی مراکز علمی و فرهنگی، احداث مراکز مورد نیاز جامعه یا اجرای طرح هایی که ممکن است انجام آنها به تنهایی برای دولت دشوار باشد. به این ترتیب، موقوفات می توانند بخشی از بار مسئولیت های عمومی را بر عهده بگیرند و در کنار دستگاه های دولتی به توسعه کشور کمک کنند.

حتی در مواردی که نیت واقف خاص است، در صورت نبود نیاز در محل تعیین شده، باید بر اساس ضوابط شرعی و قانونی، امکان استفاده از موقوفه در نزدیک ترین محل یا مورد مشابه بررسی شود. برای مثال، اگر واقف درآمد موقوفه را برای یک مسجد مشخص در نظر گرفته باشد و آن مسجد دیگر نیازی به درآمد موقوفه نداشته باشد، می توان در چارچوب مقررات مربوط، امکان هزینه کرد برای مسجد نزدیک یا نیازمند دیگری را بررسی کرد. همین مسئله درباره مدرسه و سایر موارد مشابه نیز می تواند مطرح باشد. چنین رویکردی موجب می شود ظرفیت موقوفه بلااستفاده نماند و در عین حفظ نیت واقف، منفعت آن به جامعه برسد.

نمونه ای از این نوع استفاده از ظرفیت موقوفات را می توان در اصفهان مشاهده کرد. در این شهر موقوفه ای با عنوان «وقف سالم الدوله» وجود دارد که واقف آن از خاندان قاجار بوده و بخش قابل توجهی از املاک و مغازه های خود را وقف کرده است. یکی از اهداف این موقوفه، آبادانی مدرسه سالمیه بوده که توسط خود واقف احداث شده بود.

پس از انقلاب و در دوره های مختلف، با توجه به اینکه متولی این موقوفه استاندار اصفهان بوده است، این موضوع مورد توجه قرار گرفت که نیاز مدرسه اولیه به اندازه گذشته نیست و باید از ظرفیت موقوفه برای پاسخ گویی به نیازهای آموزشی جدید استفاده شود. در نتیجه، با استفاده از همین موقوفه، طی بیش از چهار دهه، مدارس متعددی در سطح شهر اصفهان احداث شده و امروز 22 دبیرستان از محل این موقوفه ساخته شده است. این نمونه نشان می دهد که اگر موقوفه به درستی و با توجه به شرایط روز مورد استفاده قرار گیرد، می تواند بخشی از بار مسئولیت های عمومی را از دوش دولت و مسئولان بردارد.

همین ظرفیت می تواند در شرایط تحریم نیز مورد استفاده قرار گیرد. اگر بخشی از موقوفات در حوزه تولید و رفع نیازهای اساسی کشور سرمایه گذاری شود، می توان به کاهش آثار تحریم ها کمک کرد. برای مثال، سرمایه گذاری در تولید گندم، حمایت از فعالیت های تولیدی یا همکاری با مجموعه های دانش بنیان برای تولید قطعات و کالاهایی که کشور در تأمین آنها با محدودیت مواجه است، می تواند یکی از زمینه های استفاده از ظرفیت اقتصادی وقف باشد.

همچنین، می توان بخشی از منابع موقوفات را، در چارچوب نیت واقف و ضوابط مربوط، به ایجاد یا توسعه مراکز علمی و فناوری و حمایت از مجموعه های دانش بنیان اختصاص داد تا زمینه تولید محصولات و فناوری های مورد نیاز کشور فراهم شود. این اقدامات می تواند وابستگی به خارج از کشور را در برخی حوزه ها کاهش دهد و در نتیجه، آثار اقتصادی تحریم ها را نیز محدودتر کند. بنابراین، استفاده بهینه از موقوفات در شرایط امروز نیازمند توجه هم زمان به نیت واقف، نیازهای روز جامعه، ظرفیت های تولیدی و اقتصادی و ضوابط شرعی و قانونی است.

در بخش نیت های عام، خیرات و مبرات و در بخش نیت های خاص نیز با رعایت دقیق نیت واقف و استفاده صحیح از ظرفیت های موجود، می توان موقوفات را در مسیر تولید، ایجاد مراکز مورد نیاز جامعه، حمایت از فعالیت های دانش بنیان و رفع بخشی از نیازهای اقتصادی کشور به کار گرفت. چنین رویکردی می تواند به استفاده مؤثرتر از سرمایه های موقوفه و کاهش بخشی از آثار اقتصادی تحریم ها کمک کند.

انتهای پیام

نظرات

captcha