از نقش همدان در شکل گیری سپاه محمد رسول الله(ص) تا خاطرات ماندگار جبهه

سردار مهدی فرجی ، مشاور فرمانده سپاه انصارالحسین(ع) همدان و از فرماندهان دوران دفاع مقدس ، با حضور در دفتر ایکنا همدان، از دوران نوجوانی و شکل گیری فعالیت های انقلابی خود، حضور در سپاه، تأثیر معلمان و فرماندهان شهید بر مسیر زندگی اش و خاطراتی از سال های دفاع مقدس گفت. مشروح این گفت وگو را در زیر می خوانیم: ایکنا ـ اغلب مردم همدان شما را می شناسند، لطفا برای مخاطبان ایکنا نیز خود را معرفی کنید و از شکل گیری فعالیت های انقلابی و آغاز این مسیر بگویید.

سردار مهدی فرجی، مشاور فرمانده سپاه انصارالحسین(ع) همدان و از فرماندهان دوران دفاع مقدس، با حضور در دفتر ایکنا همدان، از دوران نوجوانی و شکل گیری فعالیت های انقلابی خود، حضور در سپاه، تأثیر معلمان و فرماندهان شهید بر مسیر زندگی اش و خاطراتی از سال های دفاع مقدس گفت. مشروح این گفت وگو را در زیر می خوانیم:

ایکنا ـ اغلب مردم همدان شما را می شناسند، لطفا برای مخاطبان ایکنا نیز خود را معرفی کنید و از شکل گیری فعالیت های انقلابی و آغاز این مسیر بگویید.

متولد سال 1341 در همدان و بزرگ شده خیابان شهدا هستم. در خانواده ای مذهبی و بازاری رشد کردم و با آغاز نهضت انقلاب اسلامی، در فعالیت های انقلابی حضور داشتم.

در شکل گیری مسیر زندگی ما، خانواده، دوستان و به ویژه معلمان نقش داشتند. شهید مقصودی که در دوره دبیرستان معلم من بود، از جمله افراد تأثیرگذار در زندگی ام بود. آقای محمدعلی جعفری نیز معلم زبان دوره راهنمایی بود که بعدها رئیس آموزش وپرورش شد و سابقه مبارزه سیاسی، زندان و رزمندگی داشت.

استاد رحیم نداف نیز از دیگر معلمانی بود که بر مسیر زندگی من تأثیر گذاشت. این افراد تنها درس مدرسه را به ما نمی آموختند، بلکه بر شخصیت و مسیر زندگی ما نیز اثر می گذاشتند. برخی از معلمان آن دوران نیز در جریان انقلاب و دفاع مقدس به شهادت رسیدند یا در عرصه های مختلف حضور داشتند.

ایکنا ـ فعالیت های انقلابی شما در دوران پیش از پیروزی انقلاب چگونه آغاز شد؟

در دوران دبیرستان، گروه های مختلف سیاسی و فکری در مدارس حضور داشتند و ما در میان گروه های مذهبی فعالیت می کردیم. شهید مقصودی و آقای جعفری نیز ما را با مسائل سیاسی و انقلاب آشنا کردند.

یک بار به دلیل فعالیت هایی که داشتیم، دستگیر شدیم. در میدان صبحگاه صلوات فرستاده بودیم و همین موضوع باعث شد ما را به کلانتری ببرند و یک شب نگه دارند. با وساطت شهید مقصودی و پدر شهید حجازی آزاد شدیم. همان اتفاق برای ما روشن کرد که در چه شرایطی قرار داریم.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت هایم ادامه پیدا کرد و مدتی در کمیته امداد فعالیت داشتم. با توجه به مشکلات امنیتی کردستان، از اوایل سال 1359 به عضویت سپاه درآمدم. پیش از آن نیز به عنوان نیروی ذخیره سپاه فعالیت می کردم.

ایکنا ـ ورود شما به سپاه و آغاز فعالیت های نظامی چگونه بود؟

دومین روز خدمتم به شهید همدانی معرفی شدم و از همان زمان همکاری ما آغاز شد. ابتدا در بخش های امنیتی و سپس در حوزه پشتیبانی فعالیت کردم.

به عنوان رابط سپاه استان همدان با تهران، در زمینه تأمین سلاح، مهمات و دیگر نیازهای سپاه فعالیت می کردم و در حوزه تدارکات نیز با آقای رفیق دوست و آقایان آبروند و غمخوار همکاری داشتیم.

در دوران جنگ، هر پاسدار چند مسئولیت برعهده داشت. در گشت ثارالله، بخش اطلاعات و عملیات، ستاد نماز جمعه و برگزاری برنامه هایی مانند دعای کمیل و دعای ندبه نیز فعالیت می کردیم.

همچنین فرمانده پایگاه مقاومت موسی بن جعفر(ع) بودم؛ پایگاهی که بیش از 90 شهید تقدیم انقلاب و دفاع مقدس کرد. از جمله این شهدا می توان به شهید محمد نیکبخت، شهید قیاسوند، شهید کردستانی، شهید هادی مولایی مکرم، شهیدان جعفری و شهید شادمانی اشاره کرد.

ایکنا ـ از نخستین روزهای جنگ و حضور خود برایمان بگویید.

در روزهای ابتدایی جنگ، همراه شهید همدانی در منطقه سرپل ذهاب حضور داشتیم. در آن زمان در بخش پشتیبانی فعالیت می کردم و در کنار افرادی مانند حاج آقا مختاران و حاج آقا نیکومنظر بودم. مرحوم حاج محمد سماوات نیز از افرادی بود که بسیاری از نیروهای نسل اول سپاه همدان از او آموختند. پس از آن، شهید محمود شهبازی نیز به جمع سپاه همدان به عنوان فرمانده اضافه شد. در کنار ایشان، شهید سعید بادامی و دیگر دوستان فعالیت می کردیم.

شهید شهبازی از نظر فکری و اعتقادی تأثیر زیادی بر نیروهای سپاه داشت. بر قرآن و نهج البلاغه تسلط داشت و تلاوت قرآن و نماز شب او برای نیروها الگو بود. شهید همدانی نیز بارها تأکید می کرد که نسل اول سپاه همدان مدیون شهید شهبازی است.

ایکنا ـ شکل گیری تیپ انصارالحسین(ع) و نقش فرماندهان شهید در این روند چگونه بود؟

پیش از تشکیل تیپ انصارالحسین(ع)، در مناطق مختلفی مانند سرپل ذهاب، گیلان غرب و ایلام حضور داشتم و در عملیات فتح المبین نیز شرکت کردم.

پس از آن، با تصمیم فرماندهان برای تشکیل تیپ، شهید شهبازی، شهید متوسلیان و شهید همت در این روند نقش داشتند. بسیاری از نیروها معتقد بودند شهید شهبازی باید فرمانده تیپ شود.

در آن سال ها با شهدایی مانند شهید تقی بهمنی، شهید علیرضا حاج بابایی، شهید حبیب مظاهری و شهید فراهانی نیز ارتباط عمیق داشتم. فضای حاکم بر مجموعه سپاه، فضای رفاقت، همدلی و همکاری بود.

یکی از ویژگی های شهید شهبازی نیز توجه به نقد و هم اندیشی بود. حدود 15 روز پس از ورودش به سپاه، جلسه ای برگزار کرد و از نیروها خواست عملکرد او را نقد کنند و اشکالاتش را بگویند. این نگاه در شکل گیری فضای تعامل و اخوت میان نیروها مؤثر بود.

ایکنا ـ شهید شهبازی چه نقشی در آماده سازی نیروها برای حضور در عملیات ها داشت؟

شهید شهبازی در کنار آموزش نظامی، بر آمادگی روحی و معنوی نیروها نیز تأکید داشت. معتقد بود اگر نیروی نظامی از نظر روحی آماده باشد، آموزش های دیگر برای او قابل حل است. پیش از عملیات در سرپل ذهاب نیز با کار فرهنگی و معنوی، نیروها را برای حضور در میدان آماده می کرد و مفهوم شهادت را به گونه ای تبیین کرده بود که ترس از شهادت جای خود را به باور و آمادگی می داد.

در عملیات فتح المبین، تیپ با فرماندهی حاج احمد متوسلیان شکل گرفت و شهید شهبازی جانشین، شهید همت مسئول ستاد و شهید همدانی مسئول محور شد. شهید حبیب مظاهری در اطلاعات، باقر سیلواری در فرماندهی گردان و حاج آقا مختاان  در پشتیبانی فعالیت داشتند. بخش مهمی از نیروها و ارکان اصلی تیپ محمد رسول الله(ص) را نیروهای همدان تشکیل می دادند.

حاج سعید بادامی از نیروهای مؤثر آن دوران بود. آقای حسام نیز از نیروهای مخلص و شجاع و از دیده بانان دوران دفاع مقدس بود و در تربیت نیروهای دیده بان نقش داشت. او در این زمینه از مرحوم محمد منوچهری، معروف به «ممد گره»، آموزش دیده بود. امروز بیشتر از آقای حسام به عنوان نویسنده و هنرمند یاد می شود، در حالی که سابقه او در دفاع مقدس نیز باید برای نسل امروز روایت شود.

دکتر حمیدزاده نیز در حوزه اطلاعات و عملیات فعالیت داشت و در همین دوران چشم خود را از دست داد. امروز نیز در عرصه دانشگاهی فعالیت دارد، اما بخشی از سابقه او در دفاع مقدس کمتر روایت شده است.

ایکنا ـ نقش نیروهای همدان در آزادسازی خرمشهر چگونه ادامه پیدا کرد؟

پس از فتح المبین، نیروهای همدان در عملیات آزادسازی خرمشهر نیز حضور مؤثری داشتند. شهید شهبازی از چهره های اصلی این عملیات بود که دوم خرداد، یک روز پیش از آزادسازی خرمشهر به شهادت رسید. پیکر او به اصفهان منتقل شد و حتی خانواده اش نیز به درستی از جایگاه و نقش او در دفاع مقدس اطلاع نداشتند.

حدود پنج سال است که موضوع معرفی شهید شهبازی را در اصفهان پیگیری می کنم و در دانشگاه های این شهر درباره شخصیت و نقش او سخنرانی داشته ام. در فولاد مبارکه نیز اقداماتی برای معرفی او و ساخت تندیس انجام شده است. شهید شهبازی از فاتحان اصلی خرمشهر بود و نقش او و دیگر رزمندگان همدانی در این عملیات باید به درستی روایت شود.

در سال 1361 تشکیل تیپ مستقل همدان تصویب شد و شهید همدانی پیگیری های آن را انجام داد. تیپ انصارالحسین(ع) با سه گردان شکل گرفت و ساختار اطلاعات و گردان ها نیز مشخص شد.

نخستین عملیات مهم تیپ، والفجر 2 در منطقه حاج عمران بود که با وجود انجام شدن در خارج از حوزه جغرافیایی که در آن حضور داشتیم، با موفقیت همراه شد. پس از آن در عملیات والفجر 5 نیز حضور داشتیم. از ویژگی این عملیات استفاده نکردن از بی سیم به منظور لو نرفتن عملیات بود، از تلفن صحرایی و خطوط سیمی برای ارتباط استفاده می شد. نیروهای تیپ پس از آن نیز در عملیات های جنوب، از جمله خیبر، برای کمک به یگان های دیگر حضور پیدا کردند.

ایکنا ـ ماجرای «شب عاشورایی» بچه های همدان را روایت می کنید؟

در یکی از عملیات های جنوب، یگانی در محاصره قرار گرفت و از نیروهای همدان برای کمک درخواست شد. آن شب، شهید همدانی با الهام از سخنان امام حسین(ع) در شب عاشورا خطاب به نیروها گفت: «برادرها، ما در این عملیات برگشتی نداریم.» منظور او این بود که هرکس آمادگی حضور ندارد، می تواند کنار برود؛ اما هیچ کس عقب نشینی نکرد.

برای پشتیبانی، خودروها، مهمات، آب و غذا آماده شد و نیروها به سمت منطقه حرکت کردند، اما در نهایت دستور بازگشت صادر شد و به پاسگاه برزگر برگشتیم. صبح روز بعد، نیروها از اینکه نتوانسته بودند به یگان محاصره شده کمک کنند، ناراحت بودند.

شهید همدانی توضیح داد که نیروها به تکلیف خود عمل کرده اند؛ چراکه در تاریکی شب همه برای حرکت آماده شدند و حتی رانندگان و نیروهایی که مسئولیت مستقیم عملیاتی نداشتند نیز همراه شدند. این اتفاق برای ما به خاطره ای ماندگار از روحیه تکلیف مداری، مسئولیت پذیری و اعتماد نیروها به فرماندهی تبدیل شد.

از آن شب، زیارت عاشورایی که شهید حسن ترک و دیگر دوستان برگزار کردند، در ذهنم مانده است. بعدها در تصاویر آن جمع، چهره بسیاری از افرادی را می دیدیم که پس از آن به شهادت رسیدند و همین تصاویر به بخشی از خاطرات ماندگار آن دوران تبدیل شد.

پس از آن، با تغییر ساختار یگان ها، شهید همدانی برای راه اندازی و تقویت لشکر قدس گیلان به آنجا رفت و آقای مهدی کیانی فرماندهی یگان ما را برعهده گرفت. در سال های 1363 و 1364 نیز موضوع سازماندهی نیروهای همدان در قالب یک لشکر دنبال شد و برای عملیات والفجر 8، اردوگاه هایی در خوزستان، از جمله در مسیر اهواز ـ خرمشهر و پادگان شهید مدنی دزفول، ایجاد و نیروها برای حضور در منطقه آماده شدند.

ایکنا ـ مردم و پشتیبانی های مردمی چه نقشی در دوران دفاع مقدس داشتند؟

نقش مردم از آغاز جنگ تا پایان آن اساسی و بدون منت بود؛ از اعزام فرزندانشان به جبهه گرفته تا پشتیبانی از رزمندگان. در همدان نیز ستاد پشتیبانی جنگ با محوریت مرحوم حاج آقا سماوات، حاج آقا مختاران، حاج آقا صابری و حاج محمد شریفی شکل گرفت و افراد زیادی در این زمینه فعالیت کردند.

در کنار این مجموعه، آیت الله موسوی همدانی، امام جمعه وقت همدان، نقش مهمی در پشتیبانی از جبهه ها و حضور در مناطق عملیاتی داشت. یکی از خاطرات ماندگارم مربوط به بمباران پادگان ابوذر در سال 1363 است. پس از این حادثه، به پادگان شهدای کرمانشاه آمدیم و نخستین فردی که برای دیدار با رزمندگان حضور پیدا کرد، آیت الله موسوی همدانی بود که همراه حاج آقا رضا فاضلیان آمد.

نیروها در نمازخانه پادگان جمع شدند و آیت الله موسوی همدانی برای آنان سخنرانی کرد. حضور مستقیم ایشان و ارتباط با رزمندگان، روحیه زیادی به بچه ها داد. پس از آن نیز نیروها برای اجرای عملیات طریق القدس به سومار رفتند. پشتیبانی از جبهه فقط تأمین امکانات نبود؛ حمایت روحی و معنوی و حضور مردم و چهره های اثرگذار نیز بخش مهمی از مقاومت در آن دوران بود.

ایکنا ـ دفاع مقدس را چگونه باید برای نسل امروز روایت کرد؟

باید دفاع مقدس را با واقعیت هایش روایت کنیم و برای بزرگ نمایی اتفاقات، چیزی به آن اضافه نکنیم. جنگ در کنار حماسه، مبتنی بر برنامه ریزی، عقلانیت و رعایت اصول ایمنی بود؛ البته محدودیت امکانات و حوادث پیش بینی نشده نیز وجود داشت.

در این میان، نقش مردم نیز بسیار گسترده بود؛ از خانواده ها و رزمندگانی که فرزندانشان را به جبهه می فرستادند تا رانندگان، کارگران، کشاورزان و صاحبان واحدهای تولیدی. برای نمونه، آقای رستگار، صاحب کارخانه یخ در همدان، در طول سال های جنگ یخ مورد نیاز جبهه را تأمین می کرد، بدون اینکه به دنبال مطرح شدن باشد.

امروز نیز باید این واقعیت ها، به ویژه برای دانشجویان و نسل جوان، روایت شود. با وجود انتشار کتاب ها و تولید مستندهای متعدد، هنوز برخی رزمندگان و شهدا به درستی معرفی نشده اند؛ برای نمونه شهید فراهانی از جمله این افراد است. در حوزه شهدای روستاهای استان نیز حدود 40 کتاب در دست نگارش است و در میان این شهدا، نوجوانان 12 و 13 ساله نیز حضور دارند.

باید زندگی، نقش و خاطرات همه رزمندگان و شهدا را بدون اغراق و حذف بخشی از واقعیت روایت کنیم تا نسل جدید تصویر دقیق تری از دفاع مقدس داشته باشد.

ایکنا ـ یکی از خاطرات شما از پشتیبانی مردم در جبهه، مربوط به یک راننده تریلی در خرمشهر است. این خاطره را بیان می کنید؟

در زمان جنگ، برای رانندگان خودروهای سنگین تعهدی وجود داشت که برای مدتی مشخص، بار به جبهه حمل کنند. یک روز تریلی ای وارد منطقه(خرمشهر) شد که راننده آن، کمک های مردمی را به جبهه آورده بود. راننده که نامش چنگیز بود.

تریلی در نقطه ای قرار داشت که در دید دشمن بود و عراقی ها می توانستند ما را ببینند. به همین دلیل امکان جابه جایی فوری خودرو وجود نداشت. به او گفتیم فعلاً خودرو را همان جا نگه دارد تا شب شود و بتوانیم آن را جابه جا کنیم. او همچنان ناراحت بود و مدام می گفت می خواهد از منطقه خارج شود.

آن شب امکان جابه جایی فراهم نشد و او مجبور شد در محوطه بماند. من و چند نفر از بچه ها، ازجمله شهید غمخوار حسینی و شهید امینی، با او صحبت کردیم. کم کم متوجه شدیم چنگیز با فضای جبهه کاملاً بیگانه است. حتی داخل تریلی اش عکس خواننده ها و نوارهای موسیقی داشت و زندگی اش با فضای رزمندگان تفاوت زیادی داشت.

شهید داریوش جعفری، نوجوان 14 ساله اهل پیرلو اسدآباد، نیز در منطقه حضور داشت. او برای بچه ها شربت و مقداری آجیل آورده بود. داریوش با چنگیز ارتباط گرفت و همین ارتباط در تغییر رفتار او بی تأثیر نبود. بچه ها با او صحبت می کردند و کم کم چنگیز هم با آنها صمیمی شد.

صبح روز بعد بار تریلی تخلیه شد و فکر می کردیم کارش تمام شده است و منطقه را ترک می کند. اما برخلاف انتظار، خودش گفت: «می شود امشب هم بمانم؟» گفتم مأموریت شما تمام شده و بهتر است بروید، اما اصرار داشت بماند.

بعد از آن، کم کم دیگر فقط یک راننده نبود که آمده باشد بارش را تحویل بدهد و برود. با بچه ها غذا خورد، با آنها فوتبال بازی کرد و بیشتر در جمع رزمندگان قرار گرفت. حتی یک روز دیدم تعدادی از بچه های بسیجی سوار ماشین او شده اند و با هم در منطقه رفت وآمد می کنند.

من همچنان به او می گفتم ماندن شما اینجا درست نیست؛ اگر اتفاقی بیفتد، مسئولیتش با ماست. اما چنگیز دیگر نمی خواست برود. دو یا سه شب در منطقه ماند. تغییرش برای من خیلی عجیب بود؛ همان کسی که روز اول از بودن در جبهه ناراحت بود، حالا خودش می خواست بماند.

یک روز که برگشتم، دیدم دیگر خبری از آن عکس ها و نوارهایی که در تریلی داشت، نیست. عکس ها را کنده بود و نوارهایش را هم آتش زده بود. برای خودش پشه بندی آماده کرده بود و بالای تریلی خود می خوابید دیگر ظاهر و رفتار او با روز اول قابل مقایسه نبود. کسی که روز اول دستمل ابریشمی به گردن داشت حالا پفیه انداخته بود.

به بچه ها می گفتم مراقب چنگیز باشید و اگر شرایط سخت شد، اجازه ندهید در منطقه بماند. اما خودش اصرار داشت کنار رزمندگان باشد. مدتی بعد در جریان یک حمله، منطقه به شدت زیر آتش قرار گرفت. من نیز در همان روزها بر اثر مجروحیت شیمیایی به عقب منتقل شدم. وقتی برگشتم، متوجه شدم تعدادی از بچه ها شهید شده اند. حدود 70 تا 75 نفر از نیروها در آن درگیری ها به شهادت رسیدند.

در میان شهدا، چنگیز هم بود. او در کنار همان تریلی که با آن برای رساندن کمک های مردمی به جبهه آمده بود، به شهادت رسیده بود.

برای من، خاطره چنگیز از این جهت ماندگار است که روز اول هیچ علاقه ای به ماندن در جبهه نداشت و حتی با فضای آنجا بیگانه بود، اما ارتباط با رزمندگان و حضور در کنار آنها، نگاهش را تغییر داد. مأموریتش که تمام شد، می توانست برود، اما خودش ماندن را انتخاب کرد و در نهایت جانش را در همان جبهه از دست داد.

ایکنا ـ نقش مردم در دفاع از کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

نقش مردم در دفاع مقدس اساسی بود. در کنار رزمندگان، خانواده ها، رانندگان، کارگران، کشاورزان، اصناف و دیگر اقشار در اعزام نیرو و پشتیبانی از جبهه ها نقش داشتند. شهید همدانی نیز همیشه تأکید می کرد که باید قدردان ملت باشیم و حضور مردم را پشتوانه رزمندگان می دانست.

جنگ فقط در خط مقدم جریان نداشت؛ مردم شهرها و روستاها نیز با اعزام فرزندان، تأمین امکانات و تحمل پیامدهای جنگ در این دفاع سهیم بودند. این مشارکت مردمی یکی از عناصر مهم قدرت دفاعی کشور بود.

ایکنا ـ یک خاطره از مأموریت و حضور خود در سوریه و مبارزه با داعش بگویید.

یکی از اعزام های ما به سوریه مربوط به فروردین 1397 بود، برای نخستین بار قرار بود نیروها کاملاً مسلح با هواپیما اعزام شوند و به دلیل شرایط امنیتی، از همان ابتدا آمادگی زیادی لازم بود. هنگام ورود به دمشق، فرودگاه نیز مورد حمله قرار گرفت و نیروها بلافاصله از محدوده فرودگاه خارج و به محل استقرار منتقل شدند.

نیروهای همدان در شرایطی وارد منطقه شدند که داعش حضور داشت و وضعیت ناآرام بود. شهید غلامی و حسین نوری نیز از جمله نیروهایی بودند که در آن شرایط حضور داشتند. از همان ابتدا بر ایجاد سنگر و استحکامات تأکید کردم. چند روز بعد، یک خودروی انتحاری به سمت مواضع ما حرکت کرد که با هوشیاری نیروها پیش از رسیدن به محل استقرار منفجر شد. این اتفاق اهمیت آمادگی و رعایت اصول ایمنی را نشان داد.

مدتی نیز در یک کارخانه بزرگ زیتون مستقر شدیم. مسئول کارخانه با شناختی که از نیروهای همدان و شهید همدانی داشت، کلید مجموعه را در اختیار ما گذاشت. ما نیز از همان ابتدا استحکامات لازم را ایجاد کردیم. مجموع حضور ما در آن مأموریت حدود 60 تا 71 روز بود.

در یکی از مأموریت ها نیز به دستور حاج قاسم سلیمانی برای انجام کاری به دمشق رفتیم. در آنجا با سیدمهدی طباطبایی آشنا شدم؛ فردی متخصص و دانشمند که در کنار سایر نیروها، کارهای مختلفی از جمله جابه جایی آب و سوخت را انجام می داد. بعدها متوجه شدم چنین افرادی با وجود جایگاه علمی، در میدان نیز دوشادوش نیروها فعالیت می کردند. شهید طباطبایی از جمله چهره هایی بود که حضورش در سوریه برای من ماندگار شد.

ایکنا ـ با توجه به تجربه دفاع مقدس و تحولات سال های اخیر، حفظ انسجام اجتماعی را چگونه می بینید؟

دفاع مقدس، مقابله با داعش و جنگ های سال های اخیر، هرکدام شرایط متفاوتی داشتند، اما در همه آنها نقش مردم اهمیت داشت. در شرایط تهدید خارجی، باید مراقب بود اختلافات سیاسی و جناحی به انسجام جامعه آسیب نزند.

مردم ممکن است درباره مسائل داخلی نقد و گلایه داشته باشند، اما این موضوع باید از مسئله دفاع و امنیت کشور تفکیک شود. همان طور که در دفاع مقدس مردم پشت رزمندگان ایستادند، امروز نیز حفظ انسجام و همراهی مردم بخشی از قدرت و امنیت کشور است.

انتهای پیام

نظرات

captcha