معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
کارشناس ارشد گردشگری با تاکید بر ضرورت بازآرایی الگوی مدیریت گردشگری کودک گفت: تمرکز گردشگری کودک بر این است که مسیر، مقصد و محصول بر مبنای نیازها، علایق و ویژگی های کودکان طراحی شود، رویکردی که تحقق آن مستلزم عبور از مدیریت مبدامحور و استقرار نظام برنامه ریزی و مدیریت گردشگری در مقصد است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما علی شادلو، کارشناس ارشد گردشگری با تشریح روند شکل گیری گردشگری کودک در ایران، ظرفیت های توسعه این حوزه و چالش های پیش روی آن، بر ضرورت تحول در الگوی طراحی و مدیریت محصولات گردشگری خانواده محور تاکید کرد و گفت: گردشگری کودک زمانی به یک محصول تخصصی و پایدار تبدیل می شود که تمام اجزای سفر، از انتخاب مقصد و طراحی مسیر تا مدت زمان سفر، فعالیت ها، آموزش، ایمنی و تجربه حضور در طبیعت، با محوریت نیازهای واقعی کودک تعریف شود.
او با اشاره به پیشینه شکل گیری گردشگری کودک در ایران اظهار کرد: گردشگری کودک از حدود 20 سال پیش در کشور شکل گرفت و هم زمان با راه اندازی مدارس طبیعت، رویکردی مبتنی بر یادگیری فعال، مواجهه مستقیم با محیط و کسب مهارت از طریق تجربه را دنبال کرد. در این الگو، کودک به جای آنکه دریافت کننده آموزش های نظری باشد، فرصت می یابد از طریق مشاهده، بازی، مشارکت و تعامل با طبیعت، به یادگیری عمیق تر و کسب تجربه های عملی دست پیدا کند.
شادلو افزود: با تربیت راهنمایان تخصصی گردشگری کودک و خانواده می توان دامنه این تجربه را از محدوده های محدود مدارس طبیعت فراتر برد و به گستره جغرافیایی و طبیعی ایران توسعه داد؛ به گونه ای که کودکان امکان تجربه زیست بوم های متنوع کشور، از جنگل و کویر تا برف و حیات وحش را در چارچوب برنامه های تخصصی، ایمن و متناسب با ویژگی های سنی خود داشته باشند.
طراحی دوره های تخصصی راهنمای گردشگری کودک؛ گامی در مسیر حرفه ای سازی
این کارشناس ارشد اکوتوریسم با اشاره به اقدامات انجام شده برای تربیت نیروی انسانی متخصص در این حوزه بیان کرد: دوره تخصصی گردشگری کودک در اداره آموزش گردشگری طراحی شد و در قالب نظام آموزش راهنمایان گردشگری قرار گرفت. بر این اساس، افرادی که دوره راهنمایی گردشگری را می گذراندند، در صورت طی کردن ساعات آموزشی مرتبط و موفقیت در نظام ارزشیابی، امکان دریافت کارت راهنمای گردشگری کودک را پیدا می کردند.
او ادامه داد: در کنار این روند آموزشی، گروه هایی نیز شکل گرفتند که به صورت تخصصی در زمینه گردشگری کودک فعالیت کردند و به تدریج زمینه ارائه خدمات حرفه ای در این بخش را فراهم آوردند.
شادلو با تشریح مبانی طراحی محصول گردشگری کودک تصریح کرد: تمرکز گردشگری کودک بر این است که مسیر، مقصد و محصول بر مبنای نیاز کودکان طراحی شود. بر همین اساس، عواملی نظیر درجه سختی مسیر، فاصله مقصد از محل زندگی، طول زمان سفر و نوع فعالیت ها باید با محوریت کودک مورد ارزیابی و برنامه ریزی قرار گیرد.
او افزود: در گردشگری کودک، خانواده به عنوان محیط همراه و پشتیبان کودک در نظر گرفته می شود و تمام اجزای تجربه سفر، از بازی ها و حضور تسهیلگران و آموزش دهندگان تا فعالیت های آموزشی و مواجهه با محیط طبیعی، باید متناسب با این محوریت طراحی شود. به بیان دیگر، کودک فقط یکی از مخاطبان محصول گردشگری نیست، بلکه نیازها، علایق و توانایی های او مبنای شکل گیری و سازمان دهی کل محصول قرار می گیرد.
این کارشناس گردشگری با تاکید بر ضرورت توجه به اقتضائات ارتباطی و ایمنی کودکان خاطرنشان کرد: زبان ارتباط با کودک باید متناسب با زبان، درک و دنیای ذهنی خود او باشد. همچنین بازی ها، استانداردهای امنیت و ایمنی و شیوه اجرای فعالیت ها باید متناسب با ویژگی های کودکان طراحی شوند تا تجربه گردشگری، ضمن برخورداری از جذابیت و ظرفیت یادگیری، از الزامات ایمنی و مراقبت نیز برخوردار باشد.
تربیت نیروی متخصص و شکل گیری اپراتورهای گردشگری کودک
شادلو با اشاره به نتایج تربیت نیروی انسانی متخصص در این حوزه گفت: تعدادی از افرادی که تحت آموزش و نظارت ما قرار گرفتند، پس از فارغ التحصیلی به فعالان تخصصی و اپراتورهای گردشگری کودک تبدیل شدند و اکنون در بازار خدمات گردشگری فعالیت می کنند.
او ادامه داد: شکل گیری این گروه های تخصصی و ورود دانش آموختگان به عرصه ارائه خدمات، نشان می دهد که نیازسنجی اولیه در این حوزه صورت گرفته و آموزش های ارائه شده توانسته است زمینه فعالیت حرفه ای بخشی از نیروهای تربیت شده را فراهم کند.
به گفته این کارشناس ارشد اکوتوریسم، توسعه این ظرفیت انسانی می تواند زمینه ساز گسترش خدمات تخصصی گردشگری کودک و خانواده و شکل گیری محصولات متنوع تر در مقاصد گردشگری کشور باشد؛ مشروط بر آنکه زیرساخت های مقصد و نظام مدیریت گردشگری نیز متناسب با این ظرفیت ها توسعه پیدا کند.
مبدامحوری؛ چالش ساختاری مدیریت گردشگری کودک در ایران
شادلو در تشریح مهم ترین چالش پیش روی گردشگری کودک در ایران، بر ضرورت تغییر رویکرد از طراحی و مدیریت مبدامحور به مدیریت مقصد تاکید کرد و گفت: برخلاف روال و روند جهانی که تمرکز بر گردشگری در مقصد و طراحی و مدیریت در مقصد است، ما همچنان اصرار داریم گردشگری را در مبدا طراحی و مدیریت کنیم.
او با تبیین این چالش افزود: در الگوی رایج مبدامحور، یک مجموعه مستقر در شهری مانند تهران، مشابه یک آژانس گردشگری، گردشگران کودک و خانواده را سازمان دهی می کند و سپس در مقصد، با برپایی چادر، تامین غذا و اجرای بازی ها و فعالیت های مختلف، برنامه سفر را پیش می برد. در چنین شرایطی، بخش عمده طراحی و مدیریت محصول در مبدأ انجام می شود و ظرفیت های محلی مقصد کمتر در جایگاه اصلی خود قرار می گیرند.
این کارشناس گردشگری با تشریح منطق مدیریت مقصد اظهار کرد: در الگوی مقصدمحور، یک روستا، اقامتگاه، پارک جنگلی یا پارک طبیعت گردی از ابتدا ظرفیت جذب کودکان و خانواده ها را در طراحی خدمات و زیرساخت های خود لحاظ می کند. به این معنا که متولیان و فعالان مقصد، با شناخت بازارهای هدف و نیازهای گروه های مختلف گردشگران، از جمله کودکان و خانواده ها، برای توسعه محصولات و خدمات تخصصی برنامه ریزی می کنند.
او تاکید کرد: مسئله اساسی آن است که مدیریت مقصد هنوز در نظام گردشگری کشور به طور کامل نهادینه نشده و تمرکز غالب همچنان بر مبدا قرار دارد؛ درحالی که استقرار مدیریت مقصد می تواند زمینه طراحی محصولات متناسب با ویژگی های طبیعی، فرهنگی و اجتماعی هر منطقه و توسعه ظرفیت های محلی برای میزبانی از گردشگران کودک را فراهم کند.
شادلو در همین زمینه به تجربه های بین المللی اشاره کرد و گفت: در برخی کشورها، برای پاسخ گویی تخصصی به نیازهای این گروه از گردشگران، زیرساخت ها و فضاهایی مانند پارک های ماجراجویی کودک، پارک های حیات وحش و مزارع تخصصی آموزش گردشگری کودک طراحی شده است.
او افزود: توسعه چنین ظرفیت هایی در مقاصد گردشگری ایران نیز می تواند امکان پیوند میان آموزش، تجربه طبیعت، سرگرمی و گردشگری خانواده محور را فراهم آورد و زمینه شکل گیری محصولات متنوع و متناسب با قابلیت های هر مقصد را توسعه دهد.
{{name}}
{{content}}