هزینه های استراتژیک همراهی ریاض و ابوظبی با محاصره آمریکا علیه ایران

در پی افشای لابی ریاض و ابوظبی برای تداوم محاصره آمریکا علیه ملت ایران، تهران این همدستی را اقدامی خصمانه تلقی کرده و، هزینه آن را به متحدان واشنگتن تحمیل می کند.

سرویس جهان مشرق - روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داد که عربستان سعودی و امارات متحده عربی نه تنها از ادامه محاصره دریایی و تحریم های آمریکا علیه ایران حمایت می کنند، بلکه فعالانه برای حفظ آن لابی می کنند. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به مقامات آمریکایی اعلام کرده است که واشنگتن باید محاصره دریایی علیه ایران را تا زمانی که تهران به امضای توافق جدید وادار شود، ادامه دهد.

مقامات اماراتی نیز با اشاره به تشدید درگیری ها، خواستار حفظ فشار حداکثری شده اند. این موضع گیری در تضاد آشکار با رویکرد ظاهری گذشته این کشورهاست که از مذاکره حمایت کرده و حتی آماده بررسی توافقی بودند که نوعی نقش و نفوذ برای ایران در تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد.

جمهوری اسلامی ایران این اقدام ریاض و ابوظبی را به عنوان خیانت آشکار به حسن همجواری منطقه ای و همراهی با سیاست های خصمانه آمریکا تلقی می کند. تهران قطعاً این موضع گیری را فراموش نخواهد کرد و در زمان و مکان مناسب، پاسخ متناسب را خواهد داد. این گزارش تحلیلی به بررسی ابعاد این مسئله و اقدامات متقابل ممکن ایران می پردازد.

چرا ریاض و ابوظبی تغییر موضع دادند؟

اگرچه این دو کشور عربی متجاوز و متحد رژیم صهیونیستی و آمریکا از ابتدا از اقدام نظامی علیه کشورمان حمایت کرده و سیاست همسویی با تل آویو و واشنگتن داشتند، اما در ابتدا تلاش می کردند تا آشکارا خود را در برابر ایران قرار ندهند، اما در ماه های اخیر عربستان و امارات دشمنی خود با ایران را بیش از پیش عیان کرده اند.

به گفته رسانه های غربی و صهیونیستی، دو عامل اصلی باعث تغییر رویکرد عربستان و امارات شده است. نخست، محاصره نفتی رژیم سعودی که امنیت صادرات نفت این کشور را مستقیماً به خطر انداخته است. دوم، حمایت تهران از تلاش های انصارالله یمن در برابر محاصره و تجاوزات رژیم سعودی و محاصره شدن رژیم سعودی توسط یمن در منطقه دریای سرخ.

اما همانطور که از پیش مشخص است این استدلال ها صرفاً بهانه ای برای همراهی با آمریکا و ادامه فشار بر ملت ایران است. در حالی که قطر و عمان مسیر دیپلماسی را دنبال می کنند، عربستان و امارات انتخاب کرده اند که به ابزار فشار واشنگتن تبدیل شوند. این انتخاب عواقب سنگینی خواهد داشت.

جمهوری اسلامی ایران فراموش نمی کند

جمهوری اسلامی ایران دارای حافظه استراتژیک بلندمدت است. تهران به خوبی می داند که در طول سال های گذشته کدام کشورها در کنار ملت ایران ایستاده اند و کدام ها با دشمنان ایران همراهی کرده اند. موضع گیری اخیر ریاض و ابوظبی در حمایت از ادامه محاصره، در پرونده این کشورها ثبت و ضبط خواهد شد. این یک اصل بنیادین در سیاست خارجی ایران است: دوستان را فراموش نمی کنیم و دشمنان را نیز از یاد نمی بریم.

رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده اند که ایران در برابر زورگویی سر خم نخواهد کرد و هر اقدامی که علیه منافع ملی ایران صورت گیرد، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. همراهی عربستان و امارات با محاصره آمریکا، مصداق بارز تجاوز به امنیت ملی ایران است و تهران قطعاً اقدامات متقابل را در دستور کار قرار خواهد داد.

اقدامات متقابل ممکن ایران

ایران دارای مجموعه ای از ابزارهای راهبردی است که در سال های اخیر کارآمدی آن ها را به اثبات رسانده است. در ادامه، چند اقدام متقابل ممکن که تهران می تواند در قبال همراهی ریاض و ابوظبی با محاصره آمریکا به کار گیرد، بررسی می شود.

سلاح نفتی و کنترل تنگه هرمز

مهم ترین برگ برنده ایران، موقعیت جغرافیایی آن در تنگه هرمز است. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، محسن رضایی، به صراحت اعلام کرده است که اگر آمریکا به جنگ اقتصادی علیه ایران ادامه دهد، «هیچ نفتی از تنگه هرمز و حتی منطقه خلیج فارس صادر نخواهد شد».

ایران با تصویب طرحی، صدور مجوز عبور کشتی ها را به صورت موردی در دستور کار قرار داده و این سازوکار را به یک اهرم فشار تبدیل کرده است. در صورت تشدید محاصره، ایران می تواند با هماهنگی با متحد خود یمن، تنگه باب المندب را نیز ببندد و در صورت لزوم، با مین گذاری گسترده مجدد، تنگه هرمز را بیش از پیش ناامن کند.

حمله به زیرساخت های نفتی عربستان و امارات

ایران بارها هشدار داده است که در صورت ادامه جنگ اقتصادی، زیرساخت های نفتی و اقتصادی آمریکا در منطقه را هدف قرار خواهد داد. تهران پیش تر تأسیسات آرامکو عربستان، مجتمع نفتی ینبع و خط لوله فجیره امارات را به عنوان اهداف تلافی جویانه معرفی کرده است.

همچنین پالایشگاه سمرک و مجتمع جبیل عربستان، میدان گازی الحصن امارات و تأسیسات مسعید و راس لفان قطر در فهرست اهداف احتمالی قرار داشته اند. پیشتر نیز یک منبع آگاه ایرانی هشدار داده است که اگر این تهدیدها عملی شود، طی چند روز قیمت جهانی نفت به بالاترین میزان خود در ازای هر بشکه خواهد رسید. این اقدام ضربه ای کاری به اقتصاد جهانی و متحدان آمریکا خواهد بود.

شبکه مقاومت و حملات هماهنگ

ایران نشان داده است که می تواند شبکه نیروهای متحد خود را در سراسر منطقه هماهنگ کند. انصارالله یمن از زمان تشدید تنش ها، حملات موشکی و پهپادی گسترده ای علیه عربستان انجام داده و اهدافی مانند پایگاه هوایی خمیس مشیت را هدف قرار داده است. از اواخر ژوئیه، انصارالله بیش از 12 حمله به تأسیسات نفتی و نفتکش های عربستان در دریای سرخ انجام داده است.

جنبش های مقاومت متحد ایران از سایر نقاط منطقه نیز حملات پهپادی علیه عربستان انجام داده اند و خط لوله شرق-غرب این کشور را هدف گرفته اند. این حملات هماهنگ محور مقاومت نشان دهنده توانایی ایران در فعال سازی همزمان چند جبهه است.

جنگ سایبری

ایران و محور مقاومت توانایی های سایبری خود را در سال های اخیر به طور چشمگیری توسعه داده است. هکرهای محور مقاومت پیش تر عملیات های سایبری متعددی را علیه زیرساخت های عربستان و امارات متحده عربی انجام داده اند.

حملات فیزیکی ترکیبی ایران و محور مقاومت علیه مواضع تروریست های آمریکایی در عربستان و امارات در جنگ رمضان نشان داد که چگونه می توان حملات جنبشی و سایبری را در هم آمیخت. ایران می تواند با حمله به شبکه های برق، تأسیسات آب شیرین کن، سیستم های بانکی و زیرساخت های حیاتی امارات و عربستان، هزینه های سنگینی بر آن ها تحمیل کند.

جنگ فرسایشی نامتقارن

هزینه های دفاعی عربستان و امارات در برابر حملات ایران و محور مقاومت به شدت نامتقارن است. برخی از برآوردها نشان می دهد که ایران و محور مقاومت برای حملات پهپادی و موشکی خود به امارات بین 177 تا 360 میلیون دلار هزینه کرده، در حالی که امارات برای رهگیری این حملات حدود 20 تا 28 برابر این مبلغ را پرداخته است.

این بدان معناست که به ازای هر 1 دلار هزینه ایران، امارات باید 20 تا 28 دلار هزینه دفاعی بپردازد. این جنگ فرسایشی در بلندمدت برای اقتصادهای خلیج فارس غیرقابل تحمل و ویرانگر است و می تواند آن ها را به میز مذاکره در برابر تهران بازگرداند.

پیامدها برای ریاض و ابوظبی

عربستان و امارات باید بدانند که همراهی با محاصره آمریکا، آن ها را به هدف مشروع اقدامات تلافی جویانه ایران تبدیل می کند. اقتصاد این کشورها به شدت به صادرات نفت و امنیت مسیرهای دریایی وابسته است. ادامه اختلال در تنگه هرمز یا توقف کامل رفت و آمد کشتی ها در منطقه دریای سرخ، درآمدهای نفتی آن ها را به نزدیک ترین مقدار به سطح صفر خواهد رساند و سرمایه گذاری خارجی، گردشگری و ثبات داخلی آن ها را به خطر می اندازد.

عربستان سعودی هم اکنون مجبور شده روزانه 5 میلیون بشکه نفت خود را از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع منتقل کند و از آنجا با دور زدن قاره آفریقا، مسیر خود را طولانی تر و پرهزینه تر سازد. این وضعیت در بلندمدت برای ریاض قابل تحمل نیست. امارات نیز با وجود سرمایه گذاری های کلان در دفاع موشکی، در برابر جنگ فرسایشی نامتقارن آسیب پذیر است.

در نهایت باید خاطر نشان کرد که جمهوری اسلامی ایران کشوری نیست که در برابر فشارها و سیاست های زورگویانه دولت ترویستی آمریکا و رژیم صهیونیستی، به همراه کشورهای عربی سر تعظیم فرود آورد. تهران با اتکا به موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد، شبکه مقاومت، توان موشکی و پهپادی، جنگ سایبری و دیپلماسی هوشمند، می تواند هزینه های همراهی ریاض و ابوظبی با محاصره آمریکا را به شدت افزایش دهد. این اقدامات متقابل نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان واقعیت های راهبردی منطقه مطرح می شوند.

عربستان و امارات باید بدانند که امنیت پایدار در خلیج فارس بدون در نظر گرفتن نقش و منافع ایران امکان پذیر نیست. هر تلاشی برای حذف ایران از معادلات منطقه ای، محکوم به شکست است. ریاض و ابوظبی اگر به جای همراهی با آمریکا، به سمت تعامل و همکاری با تهران حرکت کنند، می توانند از هزینه های سنگین اقدامات تلافی جویانه در امان بمانند. در غیر این صورت، باید منتظر پاسخ های کوبنده ای باشند که در زمان و مکان مناسب از سوی ایران طراحی و اجرا خواهد شد.

جمهوری اسلامی ایران این اقدامات خصمانه رژیم سعودی و ابوظبی را فراموش نخواهد کرد و به طور قطع، در چارچوب منافع ملی و امنیت منطقه ای، پاسخ مناسب را خواهد داد. تاریخ نشان داده است که همراهی با قدرت های استکباری علیه ملت ایران، همیشه برای همسایگان پشیمانی به بار آورده است. این بار نیز چنین خواهد بود.

نظرات

captcha