هنر بدون اندیشه نمی تواند ماندگار شود

به گزارش خبرنگار ایکنا، استاد ایرج راد، بازیگر نمایش قائم مقام فراهانی در نشست خبری این نمایش که امروز پنجم مهرماه در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد، با بیان اینکه پرداختن به شخصیت های برجسته تاریخ، فرهنگ و هنر ایران یکی از ضرورت های عرصه هنرهای نمایشی است، اظهار کرد: سال هاست در زمینه معرفی مفاخر و بزرگان این سرزمین از طریق آثار نمایشی حرکت سازنده و مستمری نداشته ایم و همین مسئله موجب شده بخشی از نسل جوان و نوجوان امروز شناخت کافی از شخصیت هایی که سرمایه های ماندگار فرهنگ و دانش ایران و جه

به گزارش خبرنگار ایکنا، استاد ایرج راد، بازیگر نمایش قائم مقام فراهانی در نشست خبری این نمایش که امروز پنجم مهرماه در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد، با بیان اینکه پرداختن به شخصیت های برجسته تاریخ، فرهنگ و هنر ایران یکی از ضرورت های عرصه هنرهای نمایشی است، اظهار کرد: سال هاست در زمینه معرفی مفاخر و بزرگان این سرزمین از طریق آثار نمایشی حرکت سازنده و مستمری نداشته ایم و همین مسئله موجب شده بخشی از نسل جوان و نوجوان امروز شناخت کافی از شخصیت هایی که سرمایه های ماندگار فرهنگ و دانش ایران و جهان هستند، نداشته باشند. هنر نمایش می تواند این فاصله را کاهش دهد و مخاطب را با چهره هایی آشنا کند که نقش مهمی در شکل گیری هویت فرهنگی کشور داشته اند.

وی ادامه داد: زمانی که ما در دوران دبستان تحصیل می کردیم، بخش هایی از آثار ادبیات کلاسیک ایران در کتاب های درسی وجود داشت و از همان دوران با نام و اندیشه بزرگان ادبی و فرهنگی کشور آشنا می شدیم. آشنایی با سعدی، فردوسی و دیگر مفاخر صرفاً شناخت چند نام تاریخی نبود، بلکه فرصتی بود تا نسل جدید با بخشی از ریشه های فکری و فرهنگی جامعه خود ارتباط برقرار کند. امروز نیز لازم است چنین ارتباطی با شیوه های تازه و متناسب با شرایط زندگی نسل جدید ایجاد شود، زیرا اگر این پیوند برقرار نشود، طبیعی است که کودکان و نوجوانان شناخت بیشتری از شخصیت ها و قهرمانانی پیدا کنند که از طریق محصولات فرهنگی خارجی به آن ها معرفی می شوند.

راد با اشاره به تغییر الگوی مصرف فرهنگی در میان کودکان و نوجوانان، تصریح کرد: امروز بخش قابل توجهی از زمان کودکان با آثار تصویری و شخصیت هایی سپری می شود که محصول فرهنگ های دیگر هستند. این مسئله به خودی خود به معنای نفی ارزش های فرهنگی سایر ملت ها نیست، اما در کنار آن باید برای معرفی داشته های فرهنگی خودمان نیز برنامه داشته باشیم. نمی توان انتظار داشت کودک یا نوجوانی که هیچ اثر جذاب و قابل دسترسی درباره مفاخر ایرانی در اختیار ندارد، به شکل طبیعی با آن ها ارتباط برقرار کند. ما باید شخصیت های تاریخی، ادبی و علمی خود را با زبان هنر به نسل جدید معرفی کنیم و نشان دهیم که فرهنگ ایرانی سرشار از داستان ها و شخصیت هایی است که قابلیت تبدیل شدن به آثار جذاب نمایشی را دارند.

این بازیگر با بیان اینکه بی توجهی به میراث نمایشی ایران نیز بخشی از همین مسئله است، گفت: در حوزه تئاتر، ما دارای سنت ها و شیوه های نمایشی ارزشمندی بوده ایم که می توانستند در طول زمان تکامل پیدا کنند و زمینه شکل گیری یک تئاتر ایرانی با هویت مشخص را فراهم آورند. با این حال، در مقاطعی توجه ما بیش از اندازه به الگوهای بیرونی معطوف شد و بخشی از ظرفیت های خودمان را کنار گذاشتیم. البته منظورم نفی دستاوردهای تئاتر جهان نیست، زیرا تئاتر یک هنر جهانی است و هر هنرمندی می تواند از تجربه های دیگران بهره بگیرد، اما هر کشور باید در این خانواده جهانی با شناسنامه فرهنگی خودش حضور داشته باشد. ما نیز باید بتوانیم هویت نمایشی خودمان را در این عرصه تعریف و عرضه کنیم.

وی افزود: بزرگان زیادی در زمینه شناخت و ثبت سنت های نمایشی ایرانی تلاش کرده اند و آثار ارزشمندی نیز در این زمینه وجود دارد، اما هنوز بسیاری از این منابع و تجربه ها برای دانشجویان و علاقه مندان شناخته شده نیست. وقتی دانشجوی تئاتر با بخش هایی از تاریخ نمایش کشور خود آشنا نباشد، نمی تواند به درستی ظرفیت های آن را در کار خود به کار بگیرد، بنابراین توجه به فرهنگ ایرانی، بزرگان، دانشمندان، ادیبان و هنرمندان گذشته تنها یک موضوع تاریخی نیست، بلکه می تواند به تولید آثار تازه و خلاقانه منجر شود. نمایش قائم مقام فراهانی نیز از این منظر اهمیت دارد که تلاش می کند یکی از شخصیت های تأثیرگذار تاریخ ایران را در قالب هنر نمایش به مخاطب امروز معرفی کند.

راد با اشاره به حضور خود در آثاری با موضوعات فرهنگی و تاریخی اظهار کرد: برای من حضور در چنین پروژه هایی صرفاً یک فعالیت حرفه ای نیست، بلکه نوعی مسئولیت فرهنگی نیز محسوب می شود. در طول سال های فعالیت هنری، هر زمان فرصتی برای حضور در آثاری فراهم شده که با فرهنگ و تاریخ ایران ارتباط داشته اند، با علاقه در آنها شرکت کرده ام. هنر زمانی می تواند ماندگار شود که علاوه بر سرگرمی، با زندگی و هویت مخاطب ارتباط برقرار کند و چیزی به تجربه فکری و فرهنگی او بیفزاید. پرداختن به شخصیت هایی مانند قائم مقام فراهانی نیز می تواند زمینه ای برای ایجاد همین ارتباط باشد و مخاطب را به شناخت دوره ای از تاریخ و اندیشه سیاسی و فرهنگی ایران ترغیب کند.

وی با انتقاد از کمرنگ بودن معرفی مفاخر ایرانی در برخی تولیدات تلویزیونی بیان کرد: تلویزیون ظرفیت بسیار گسترده ای برای معرفی بزرگان و آثار فرهنگی کشور دارد، اما متأسفانه آن گونه که انتظار می رود از این ظرفیت استفاده نمی شود. بارها گفته ام که حتی می توان آثار ادبی شناخته شده ای مانند گلستان سعدی را در قالب نمایش های کوتاه و جذاب تولید کرد تا مخاطب، به ویژه کودکان و نوجوانان، از طریق تصویر و روایت نمایشی با این آثار آشنا شوند. چنین کاری الزاماً نیازمند تولیدات پرهزینه و طولانی نیست. گاهی یک نمایش کوتاه و خلاقانه می تواند یک شخصیت یا یک مفهوم فرهنگی را به شکلی ماندگار در ذهن مخاطب ثبت کند.

راد ادامه داد: فردوسی و شاهنامه نیز از جمله ظرفیت هایی هستند که هنوز به اندازه ارزش و گستردگی شان مورد استفاده نمایشی قرار نگرفته اند. شاهنامه تنها یک اثر ادبی نیست، بلکه سرشار از شخصیت، کشمکش، روایت، درام و موقعیت های نمایشی است و می توان از دل آن آثار گوناگونی برای مخاطبان مختلف تولید کرد. در این اثر، ظرافت های فراوانی وجود دارد که هر اندازه درباره آن ها صحبت کنیم، باز هم بخش هایی از ظرفیت آن باقی می ماند. اگر به این منابع با نگاه هنری و خلاقانه توجه کنیم، می توانیم آثاری تولید کنیم که هم برای مخاطب جذاب باشند و هم زمینه آشنایی نسل جدید با میراث فرهنگی ایران را فراهم کنند.

این هنرمند در بخش دیگری از سخنان خود درباره معیارهای یک اثر نمایشی موفق گفت: تئاتر در درجه نخست یک هنر است و هنر باید جذاب، اثرگذار و خلاق باشد. اثری که نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، حتی اگر از نظر ظاهری امکانات فراوانی داشته باشد، الزاماً نمی تواند تأثیر ماندگاری ایجاد کند. هنر باید بتواند بر روح و ذهن انسان اثر بگذارد و او را به فکر کردن وادار کند. شیوه های اجرایی مختلفی در تئاتر وجود دارد و هر کدام می توانند ارزش های خاص خود را داشته باشند، اما صرف حفظ ظواهر یک شیوه اجرایی، بدون آنکه محتوایی در پشت آن وجود داشته باشد، نمی تواند تضمین کننده موفقیت یک اثر باشد.

وی افزود: گاهی نمایشی را می بینیم که از نظر امکانات صحنه بسیار ساده است، اما اندیشه ای در آن وجود دارد که تا مدت ها در ذهن مخاطب باقی می ماند. من سال ها پیش نمایشی با عنوان هملت در زیرزمین دیدم که با امکانات بسیار محدودی اجرا می شد. دکور، نورپردازی گسترده و لباس های متعدد در آن وجود نداشت و تعداد بازیگران نیز بسیار محدود بود، اما ایده و تفکری که در اجرا شکل گرفته بود، برای من جذابیت زیادی داشت. بازیگران با تغییر جایگاه و استفاده از عناصر ساده، نقش های مختلف را جابه جا می کردند و همین تغییر، معنای تازه ای به روابط میان شخصیت ها می داد. آنچه از آن نمایش در ذهن من باقی مانده، نه امکانات صحنه، بلکه اندیشه ای بود که در پس اجرای ساده آن قرار داشت.

راد با تأکید بر اهمیت محتوای اثر نمایشی تصریح کرد: در مقابل، ممکن است نمایشی از امکانات و جلوه های فراوانی برخوردار باشد و تماشاگر در لحظه از آن لذت ببرد، اما اگر محتوای فکری مشخصی در ذهن او باقی نگذارد، اثر آن ممکن است کوتاه مدت باشد. سال ها پیش نمایشی مانند جیزاس کریست سوپراستار را در لندن دیدم که از نظر ظاهری و اجرایی برای مخاطب جذاب بود، اما آنچه از آن پس از گذشت سال ها در ذهن من باقی مانده، بیشتر جنبه های ظاهری اجراست و نه لزوماً یک اندیشه مشخص که مرا همچنان درگیر کند. این تجربه نشان می دهد که جذابیت بصری و امکانات اجرایی می توانند مؤثر باشند، اما زمانی ماندگار می شوند که در کنار آنها معنا و محتوای فکری نیز وجود داشته باشد.

وی با اشاره به نقش تئاتر در ایجاد تفکر در مخاطب گفت: تماشاگر زمانی با یک اثر نمایشی ارتباط عمیق برقرار می کند که در طول اجرا آن قدر درگیر شود که مدام به ساعت یا تلفن همراه خود نگاه نکند و احساس خستگی نداشته باشد. تئاتر باید بتواند مخاطب را با خود همراه کند و پس از پایان نمایش نیز ذهن او را درگیر نگه دارد. اگر تماشاگر هنگام خروج از سالن از خود بپرسد چه دیدم، موضوع نمایش چه بود، چه چیزی درست یا نادرست بود و چرا شخصیت ها چنین رفتارهایی داشتند، یعنی اثر توانسته است زمینه ای برای اندیشه ایجاد کند. این مرحله است که تئاتر را از یک سرگرمی صرف فراتر می برد و به یک تجربه فرهنگی تبدیل می کند.

راد با بیان اینکه تربیت تماشاگر یکی از مسائل مهم در حوزه تئاتر است، اظهار کرد: برای شکل گیری جامعه ای که با تئاتر ارتباط مستمر داشته باشد، باید از دوران کودکی روی مخاطب کار کرد. تماشاگر تئاتر به صورت ناگهانی شکل نمی گیرد، بلکه باید با آثار مختلف روبه رو شود، تجربه کسب کند و به تدریج با زبان این هنر آشنا شود. اگر مخاطب بداند قرار است با چه نوع اثری مواجه شود و اثر نیز او را به مشارکت فکری دعوت کند، ارتباط میان سالن و تماشاگر شکل متفاوتی پیدا خواهد کرد. چنین مخاطبی پس از پایان نمایش نیز نسبت به آنچه دیده بی تفاوت نخواهد بود و اثر می تواند در ذهن او ادامه پیدا کند.

وی ادامه داد: در جهان، شکل های مختلفی از اجرا وجود دارد و نمی توان گفت تنها یک نوع تئاتر ارزشمند است یا همه آثار باید بر اساس یک الگوی مشخص ساخته شوند. ممکن است اثری با رویکردی اقتصادی تولید شود و اثر دیگری با هدف تجربه ای متفاوت روی صحنه برود. نمایش، شو و دیگر گونه های سرگرمی نیز هر کدام جایگاه خود را دارند، اما نباید تفاوت میان آن ها و تئاتری را که بر پایه اندیشه و روایت شکل گرفته نادیده گرفت. هنر زنده است و همواره امکان نوآوری و تغییر در آن وجود دارد، بنابراین باید به هنرمندان فرصت داد تا شیوه های تازه ای را تجربه کنند و در عین حال، این تجربه ها را با محتوا و خلاقیت همراه سازند.

این بازیگر تأکید کرد: نمی توان برای تئاتر یک قالب ثابت تعریف کرد و گفت همه هنرمندان باید با یک نگاه یا سلیقه اجرایی مشخص کار کنند. هر لحظه ممکن است شیوه تازه ای در اجرا شکل بگیرد و نوآوری جدیدی به وجود آید که جذابیت های هنری خود را داشته باشد. آنچه اهمیت دارد این است که نوآوری در خدمت اثر باشد و بتواند ارتباط میان مخاطب و مضمون را تقویت کند. استفاده از تکنیک، نور، دکور، موسیقی یا شیوه های اجرایی تازه زمانی ارزشمند است که در نهایت به بیان بهتر موضوع کمک کند. در غیر این صورت ممکن است تکنیک بر محتوا غلبه کند و مخاطب پس از پایان اجرا چیزی جز جلوه های ظاهری به خاطر نیاورد.

راد در ادامه با اشاره دوباره به ضرورت پرداختن به شخصیت های تاریخی و فرهنگی ایران گفت: یکی از وظایف هنرمندان این است که بخشی از این میراث را به زبان قابل فهم و جذاب برای نسل امروز منتقل کنند. قرار نیست مخاطب جوان را با اطلاعات خشک تاریخی با شخصیت های گذشته آشنا کنیم، بلکه می توان از ظرفیت درام، بازیگری و روایت برای ایجاد این ارتباط بهره گرفت. وقتی زندگی یک شخصیت تاریخی به شکل درست روایت شود، مخاطب می تواند در کنار شناخت آن فرد، با فضای اجتماعی و فرهنگی دوره او نیز آشنا شود. این مسئله درباره قائم مقام فراهانی نیز اهمیت دارد، زیرا شخصیت های تاریخی زمانی از کتاب ها خارج می شوند و به بخشی از حافظه عمومی تبدیل می شوند که در قالب های هنری مختلف بازآفرینی شوند.

وی گفت: اگر بتوانیم میان میراث فرهنگی و زبان هنر امروز پیوند ایجاد کنیم، بخشی از فاصله ای که میان نسل جدید و گذشته فرهنگی کشور ایجاد شده، کاهش پیدا خواهد کرد. این کار نیازمند همکاری مجموعه های مختلف فرهنگی و هنری است و نمی توان همه مسئولیت را بر دوش یک هنرمند یا یک گروه نمایشی گذاشت. تئاتر، سینما، تلویزیون، آموزش و دیگر رسانه ها هر کدام می توانند در این زمینه نقش داشته باشند. مهم این است که نگاه به مفاخر ایرانی مقطعی نباشد و پرداختن به آنها به یک جریان مستمر تبدیل شود؛ جریانی که بتواند هم شناخت تاریخی ایجاد کند و هم زمینه تولید آثار خلاقانه را فراهم آورد.

راد در پایان با تأکید بر اهمیت حمایت از آثار نمایشی با موضوع مفاخر ایران خاطرنشان کرد: پرداختن به شخصیت هایی مانند قائم مقام فراهانی می تواند شروعی برای توجه دوباره به بخش مهمی از تاریخ و فرهنگ کشور باشد. هنر زمانی ماندگار می شود که بتواند در کنار جذابیت، اندیشه و معنا نیز به مخاطب منتقل کند. امیدوارم گروه هایی که در این مسیر فعالیت می کنند بتوانند زمینه ای فراهم کنند تا مخاطبان بیشتری با چهره های تأثیرگذار تاریخ ایران آشنا شوند و تئاتر نیز سهم خود را در معرفی این میراث ایفا کند. نمایش قائم مقام فراهانی در همین مسیر قرار دارد و حضور در چنین اثری برای من علاوه بر یک تجربه حرفه ای، فرصتی برای مشارکت در یک فعالیت فرهنگی و معرفی بخشی از هویت تاریخی ایران است.

انتهای پیام

نظرات

captcha