مسلمان شدن با شنیدن دو آیه از قرآن

حجت الاسلام علیرضا قبادی ، جامعه شناس و کارشناس دینی در سلسله گفتار هایی، با نگاهی نو و کاربردی، به بازخوانی ابعاد مغفول مانده از زندگی پیامبر اکرم(ص) می پردازد. در ادامه درس گفتار پانزدهم را می خوانیم. در گفتار قبل اشاره شد؛ که پیامبر(ص) آیاتی از قرآن کریم را در پاسخ به پرسش های «اسعد بن زراره» قرائت کردند. در این گفتار مفاد و محتوای آیات تلاوت شده بررسی می شود تا دلائل اقناع  ذهن پرسشگر او و در نهایت مسلمان شدنش مشخص شود. از منظر گفتمانی، هر کلامی متناظر به بافت و زمانه ایراد می شود.

حجت الاسلام علیرضا قبادی، جامعه شناس و کارشناس دینی در سلسله گفتار هایی، با نگاهی نو و کاربردی، به بازخوانی ابعاد مغفول مانده از زندگی پیامبر اکرم(ص) می پردازد. در ادامه درس گفتار پانزدهم را می خوانیم.

در گفتار قبل اشاره شد؛ که پیامبر(ص) آیاتی از قرآن کریم را در پاسخ به پرسش های «اسعد بن زراره» قرائت کردند. در این گفتار مفاد و محتوای آیات تلاوت شده بررسی می شود تا دلائل اقناع  ذهن پرسشگر او و در نهایت مسلمان شدنش مشخص شود.

از منظر گفتمانی، هر کلامی متناظر به بافت و زمانه ایراد می شود. آیات قرآن کریم نه تنها  از این قاعده مستثنا نیستند بلکه در عالی ترین شکل در پیوند با بافت و زمینه گفته شده اند، از این رو آیات  قرآن کریم به آیات مکی و مدنی، جهاد و صلح، درباره دنیا و در خصوص آخرت و ... تفکیک می شوند.

افزون بر آنکه فصاحت و بلاغت کلام نیز بر تاثیر کلام وحی می افزاید. اصطلاح «شأن نزول» آیات نیز به زمینه و بافت اجتماعی یا سیاسی نزول آیات دلالت دارد. با توجه به این مقدمه کوتاه، مفاد و محتوای آیات 151 و 152 سوره انعام که پیامبر(ص) در پاسخ به پرسش های اسعد تلاوت کردند، تحلیل می شود.

در آغاز آیه 151 آمده است: «قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بهِ شَیْئًا وَبالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ بگو بیائید، تا برای شما بخوانم، آنچه را که پروردگار شما بر شما حرام کرده است. همین جمله کوتاه «بیائید و...» از یک سو وضعیت و احوال اسعد بن زراره و از سوی دیگر جذابیت کلام خداوند را به خوبی و زیبایی نشان می دهد. سپس قوانین زیر را برای اداره سعادتمندانه فرد و جامعه ارائه می دهد:

1.هیچ چیزی را برای او (خدا) شریک نگیرید.
2.  به پدر و مادر احسان کنید.
3. فرزندان خود را از ترس فقر نکشید.
 4.نزدیک اعمال زشت نشوید.
5. هیچ کسی را که خدا خونش را حرام کرده به قتل نرسانید.
6. به مال یتیم نزدیک نشوید.
7. پیمانه و میزان را به درستی بکشید.
8. به عدالت سخن گوئید.
 9. به عهد خدا وفا کنید.

با توجه به فرصت کوتاه ملاقات اسعد با پیامبر(ص) در مسجدالحرام در این آیات به صورت فهرست وار پنج قانون منع شده و به چهار قانون، فرمان داده شده است.

در اثنای بیان قوانین و اصول مزبور تاکید شده است که خداوند هیچ شخصی را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی کند.

سپس در پایان آیه 151 مردم را به تعقل و در پایان آیه 152 آنان را به توجه و  تنبه به این قواعد توصیه کرده است. حال باید دید چرا اسعد با شنیدن این آیات مسلمان شد؟

زراره بن اسعد در جامعه ای زندگی می کرد که انواع خدایان پرستش می شدند و به چشم خود می دید که برخی جان ها چقدر بی ارزش اند و چگونه در کمال بی رحمی در خاک مدفون می شوند. او شاهد انتقام جویی، کینه توزیی و تعصب قبائلی بود که  غارتگری ها و درگیری های خونین و طولانی در پی داشته است. او در جامعه ای زندگی می کرد که انواع تبعیض ها، نابرابری ها، ضعیف کشی ها و اقسام زشت کاری ها و نارواهای دیگر در آن به راحتی انجام می گرفت.

اسعد جامعه ای را مشاهده می کرد که از هرگونه قانون عادلانه و منصفانه خالی بود. در نهایت او دردها، آسیب ها، مسائل و بحران های جامعه را به چشم می دید. از قضا او برای درمان همین دردها از مدینه تا مکه آمده بود. اما میسر اشتباهی را برای  درمان انتخاب و جست وجو می کرد، از این رو به محض ملاقات با پیامبر(ص) و شنیدن مفاد سخنان آن حضرت، آیین او را تصدیق کرد و مسلمان شد، چرا که او اصول و ضوابطی را در کلام وحی شنیده بود که قانون مداری، رفع تبعیضات نادرست و حفظ کرامت انسانی در آن محقق می شد. به عبارت دیگر  او چاره دردها و آسیب ها را یافته بود. همان قوانینی که هر فطرت سالم نیز آن را  تصدیق و تایید می کند.

انتهای پیام

نظرات

captcha