روایتی از نیاز خانواده به امید در نمایش «مرگ کمال»

هنگامه تاج امیری، کارگردان نمایش «مرگ کمال» در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه این نمایش از اوایل مهر در تماشاخانه طهران روی صحنه می رود، اظهار کرد: این اثر روایتی روان شناختی از زندگی زوجی 40 ساله است که احساس ناکافی بودن و کمال گرایی، آنها را در موقعیتی قرار داده که برای انجام کارها بیش از اندازه منتظر فراهم شدن شرایط مطلوب می مانند و در نهایت به دلیل همین درماندگی و ناامیدی تصمیم می گیرند در شبی مشخص همزمان به زندگی خود پایان دهند.

هنگامه تاج امیری، کارگردان نمایش «مرگ کمال» در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه این نمایش از اوایل مهر در تماشاخانه طهران روی صحنه می رود، اظهار کرد: این اثر روایتی روان شناختی از زندگی زوجی 40 ساله است که احساس ناکافی بودن و کمال گرایی، آنها را در موقعیتی قرار داده که برای انجام کارها بیش از اندازه منتظر فراهم شدن شرایط مطلوب می مانند و در نهایت به دلیل همین درماندگی و ناامیدی تصمیم می گیرند در شبی مشخص همزمان به زندگی خود پایان دهند. با این حال، آنچه برای من در این اثر اهمیت داشته، صرفاً نمایش ناامیدی نیست، بلکه تلاش برای نشان دادن روزنه های امید و امکان بازگشت انسان به زندگی است؛ اینکه حتی در شرایطی که همه مقدمات فراهم نیست، می توان قدم نخست را برداشت و به جای ماندن در رویا و تردید، برای تغییر وضعیت موجود اقدام کرد.

وی درباره جایگاه امید در زندگی انسان و به ویژه در خانواده گفت: امید چیزی نیست که صرفاً در شرایط دشوار به آن نیاز داشته باشیم، بلکه یکی از پایه های ادامه دادن زندگی است. خانواده زمانی می تواند از بحران ها عبور کند که اعضای آن احساس کنند هنوز امکان تغییر وجود دارد و فردا می تواند با امروز متفاوت باشد. وقتی این باور از میان برود، حتی یک مشکل کوچک نیز ممکن است بسیار بزرگ و غیرقابل حل به نظر برسد. در چنین شرایطی، انسان دیگر به دنبال راه حل نمی رود و بیشتر انرژی خود را صرف فکر کردن به بن بست ها می کند. به همین دلیل معتقدم امید در خانواده فقط یک احساس شخصی نیست، بلکه یک سرمایه مشترک است که می تواند اعضای خانواده را در کنار یکدیگر نگه دارد.

تاج امیری ادامه داد: در یک خانواده، امید باید میان اعضای آن جریان داشته باشد. زن و شوهر اگر نسبت به آینده زندگی مشترک خود امیدوار باشند، در مواجهه با اختلاف ها و مشکلات، به جای اینکه نخستین راه را جدایی یا کنار کشیدن بدانند، به دنبال راهی برای اصلاح شرایط می گردند. فرزندان نیز از فضای حاکم بر خانواده تأثیر می پذیرند. اگر دائماً با ترس، سرزنش، ناامیدی و این احساس روبه رو باشند که هیچ چیز درست نمی شود، به تدریج همین نگاه را در زندگی خود بازتولید خواهند کرد. در مقابل، خانواده ای که در آن امکان گفت وگو، جبران اشتباه و شروع دوباره وجود دارد، حتی در دشوارترین شرایط نیز می تواند امید را زنده نگه دارد.

وی با اشاره به اینکه ناامیدی می تواند به تدریج روابط خانوادگی را فرسوده کند، بیان کرد: فروپاشی خانواده معمولاً یک اتفاق ناگهانی نیست. در بسیاری از موارد، فاصله ها آرام آرام شکل می گیرند؛ زمانی که افراد دیگر حرف یکدیگر را نمی شنوند، از بیان خواسته های خود صرف نظر می کنند و تصور می کنند هیچ تلاشی نتیجه نخواهد داد. وقتی چنین ذهنیتی شکل گرفت، فرد به جای حل مسئله، از آن فرار می کند و همین فرار ممکن است مشکلات را پیچیده تر کند. بنابراین امید به این معنا نیست که انسان مشکلات را نبیند یا آنها را انکار کند، بلکه به معنای پذیرفتن مشکلات و در عین حال باور داشتن به امکان مواجهه و حل آنهاست.

کمال گرایی و به تعویق انداختن زندگی

این کارگردان درباره ارتباط کمال گرایی با از دست رفتن فرصت ها گفت: یکی از موضوعاتی که ذهن مرا درگیر کرده، افرادی هستند که توانایی و استعداد زیادی دارند، اما به دلیل اینکه اعتمادبه نفس کافی ندارند یا بیش از اندازه درگیر محاسبه و بررسی شرایط می شوند، قدم اول را برنمی دارند. گاهی به انسان این گونه القا می شود که باید همه چیز از ابتدا کامل و بی نقص باشد و بعد حرکت کند، در حالی که چنین شرایطی تقریباً هیچ وقت به طور کامل فراهم نمی شود. نتیجه این نگاه، به تعویق افتادن بسیاری از کارها و حتی بخش هایی از زندگی است. انسان ممکن است سال ها منتظر موقعیتی بماند که شاید هیچ گاه از راه نرسد.

تاج امیری ادامه داد: این مسئله در خانواده نیز نمود جدی دارد. ممکن است زن یا شوهر منتظر باشند شرایط اقتصادی کاملاً مناسب شود تا برای یک تصمیم خانوادگی اقدام کنند، یا منتظر بمانند اختلاف ها خودبه خود برطرف شود، یا تصور کنند زمانی برای گفت وگو مناسب است که هیچ تنشی وجود نداشته باشد. در حالی که زندگی واقعی همیشه با شرایط ایده آل همراه نیست. گاهی باید در همان شرایط ناقص، گفت وگو را آغاز کرد، عذرخواهی کرد، برای اصلاح یک رفتار تصمیم گرفت یا حتی از یکدیگر کمک خواست. اقدام نکردن به دلیل اینکه شرایط هنوز کامل نیست، خود می تواند به یکی از عوامل تشدید مشکل تبدیل شود.

وی تصریح کرد: امید زمانی معنا پیدا می کند که به عمل منجر شود. اگر انسان فقط درباره آینده بهتر رویاپردازی کند، اما هیچ قدمی برای رسیدن به آن برندارد، این امید در نهایت به خیال تبدیل می شود. برای همین یکی از مفاهیمی که در این مسیر برای من اهمیت داشته، جایگزین کردن عمل به جای صرفاً رویاپردازی است. در خانواده نیز همین مسئله اهمیت دارد. اگر زوجی می دانند مشکلی میان آنها وجود دارد، باید برای حل آن قدمی بردارند. شاید این قدم کوچک باشد، شاید نتیجه آن فوری نباشد، اما همین اقدام می تواند چرخه سکون و ناامیدی را متوقف کند.

اخلاق؛ پایه ای برای حفظ خانواده

کارگردان «مرگ کمال» درباره نقش اخلاقیات در حفظ بنیان خانواده تأکید کرد: اخلاق در خانواده زمانی اهمیت پیدا می کند که افراد در شرایط دشوار قرار می گیرند. زمانی که همه چیز خوب است، احترام گذاشتن و مهربانی کردن کار دشواری نیست، اما ارزش اخلاق در موقعیتی آشکار می شود که فرد ناراحت، خسته یا عصبانی است و با وجود این شرایط تصمیم می گیرد حرمت طرف مقابل را حفظ کند. بسیاری از آموزه های اخلاقی و دینی نیز بر همین مسئله تأکید دارند که انسان نباید در برخورد با دیگران تنها بر اساس خشم و منفعت لحظه ای رفتار کند. خانواده بیش از هر محیط دیگری به چنین اخلاقی نیاز دارد.

وی اضافه کرد: اگر اخلاق از زندگی خانوادگی حذف شود، حتی علاقه و محبت نیز ممکن است نتواند برای همیشه یک رابطه را حفظ کند. احترام، گذشت، مسئولیت پذیری، وفاداری، رعایت حقوق یکدیگر و پرهیز از تحقیر، هرکدام بخشی از اخلاق خانوادگی هستند. آموزه های دینی نیز وقتی در زندگی روزمره به رفتار تبدیل شوند، می توانند به تحکیم خانواده کمک کنند. منظور من صرفاً دانستن مجموعه ای از توصیه های اخلاقی نیست؛ مهم این است که این مفاهیم در رفتار انسان دیده شوند. اینکه فرد در برابر اشتباه همسر خود چگونه واکنش نشان می دهد، چگونه درباره اختلاف نظر صحبت می کند و تا چه اندازه حاضر است سهم خود را در ایجاد یک مشکل بپذیرد، نمود واقعی اخلاق در خانواده است.

تاج امیری با بیان اینکه امید و اخلاق نیز از یکدیگر جدا نیستند، گفت: خانواده ای که در آن افراد به یکدیگر احترام می گذارند، فرصت بیشتری برای بازسازی امید دارد. وقتی انسان مطمئن باشد که حتی در زمان اشتباه نیز تحقیر نمی شود و می تواند درباره مشکلاتش صحبت کند، احتمال بیشتری دارد که برای اصلاح وضعیت اقدام کند. اما اگر هر گفت وگو به سرزنش و هر اشتباه به تحقیر منجر شود، فرد به تدریج سکوت را انتخاب می کند. سکوت طولانی نیز می تواند فاصله ای ایجاد کند که بعدها جبران آن بسیار دشوار شود. بنابراین اخلاق می تواند بستری ایجاد کند که امید در آن امکان رشد پیدا کند.

خانواده و مسئولیت امیدآفرینی

وی با بیان اینکه امیدآفرینی در خانواده یک مسئولیت دوطرفه است، اظهار کرد: نمی توان انتظار داشت یک نفر همیشه امید بدهد و نفر دیگر فقط دریافت کننده باشد. زن و شوهر هر دو باید در ساختن فضای امیدوارکننده خانواده سهم داشته باشند. گاهی یک جمله ساده، یک گفت وگوی آرام یا حتی شنیدن بدون قضاوت می تواند شرایط روحی فرد مقابل را تغییر دهد. در خانواده قرار نیست همه مشکلات یک باره حل شوند، اما اعضای خانواده باید بدانند که در مواجهه با مشکلات تنها نیستند. همین احساس همراهی می تواند انرژی لازم برای ادامه مسیر را ایجاد کند.

تاج امیری افزود: یکی از اشتباهات ما این است که گاهی تصور می کنیم برای ایجاد تغییر باید حتماً کار بزرگی انجام دهیم. در حالی که بسیاری از تغییرات مهم از رفتارهای بسیار کوچک آغاز می شوند. وقتی یک زوج تصمیم می گیرند هر روز زمانی را برای گفت وگو اختصاص دهند، وقتی به جای قهر کردن درباره مسئله صحبت می کنند یا وقتی به جای یادآوری مداوم اشتباهات گذشته، امکان جبران را به یکدیگر می دهند، در واقع در حال ساختن امید هستند. خانواده با همین رفتارهای روزمره شکل می گیرد و حفظ می شود، نه فقط با تصمیم های بزرگ و مقطعی. در مقابل، وقتی ناامیدی در یک خانواده ریشه می دواند، افراد ممکن است حتی فرصت های تازه را نیز نبینند. انسان ناامید معمولاً بیشتر بر آنچه از دست داده تمرکز می کند و کمتر به آنچه هنوز می تواند بسازد توجه دارد. این نگاه می تواند باعث شود فرد از تلاش دست بکشد و همین دست کشیدن، شرایط دشوار را تثبیت کند. به همین دلیل باید میان پذیرش واقعیت و تسلیم شدن در برابر آن تفاوت قائل شد. پذیرش یعنی بدانیم با چه مسئله ای روبه رو هستیم، اما تسلیم شدن یعنی باور کنیم هیچ کاری از دستمان برنمی آید.

از رویاپردازی تا اقدام

تاج امیری با اشاره به تجربه شخصی خود در مسیر نویسندگی اظهار کرد: علاقه من به روان شناسی و مطالعاتی که در این زمینه داشته ام، باعث شد برای نخستین نمایشنامه ام یکی از مفاهیم مطرح در روانشناسی را انتخاب کنم. البته خودم نیز در این مسیر با مسئله کمال گرایی مواجه بوده ام. سال ها نوشتن را دوست داشتم و بابت این علاقه مورد تحسین قرار گرفته بودم، اما شاید همین نگاه کمال گرایانه باعث شد آغاز کردن آن را بارها به تعویق بیندازم. در نهایت این سؤال برایم ایجاد شد که وقتی میل به نوشتن بعد از سال ها همچنان خاموش نشده است، شاید راهی که باید بروم همین مسیر باشد و سایر مسیرها مرا از خواسته اصلی ام دور کنند.

وی افزود: همین تجربه به من نشان داد که بسیاری از ما منتظر یک نقطه شروع ایده آل هستیم؛ نقطه ای که در آن همه چیز فراهم باشد و هیچ نقصی وجود نداشته باشد. اما زندگی چنین تضمینی به ما نمی دهد. اگر همیشه منتظر بهترین زمان بمانیم، ممکن است اصل فرصت را از دست بدهیم. بنابراین باید یاد بگیریم با وجود ترس، تردید و حتی احتمال شکست، حرکت کنیم. اقدام کردن به معنای تضمین موفقیت نیست، اما اقدام نکردن نیز در بسیاری از مواقع به معنای از دست دادن فرصت تغییر است.

امید؛ انتخابی برای ادامه دادن

وی در پایان گفت: هدف اصلی من از پرداختن به این موضوع، یادآوری این نکته است که انسان حتی در شرایط دشوار نیز می تواند امکان دیگری برای زندگی پیدا کند. خانواده بیش از هر چیز به امید، گفت وگو، اخلاق و احساس مسئولیت نیاز دارد. اگر اعضای خانواده بتوانند به جای فرار از مشکلات، درباره آنها صحبت کنند و به جای انتظار برای شرایط کامل، از همان امکانات موجود برای تغییر استفاده کنند، بسیاری از بن بست ها قابل بازنگری خواهد بود. اخلاقیات دینی نیز می تواند در این مسیر نقش مهمی داشته باشد؛ زیرا مفاهیمی مانند گذشت، احترام، مسئولیت پذیری و رعایت حرمت دیگری، اگر از سطح توصیه فراتر برود و وارد رفتار روزمره شود، به حفظ روابط کمک می کند. نمایش «مرگ کمال» با حضور احسان بابازاده، سپیده عبدالعزیزی، مرضیه رسولی، عاطفه اسدی، محمد تیموری، ساغر مدرسی، نسترن دانشخواهی، آلیا بهرامی، میلاد رئیسی، هنگامه تاج امیری و سویل قنبری تلاش دارد در کنار روایت یک موقعیت روانشناختی، مخاطب را با این پرسش مواجه کند که در لحظه ای که انسان میان ناامیدی و ادامه دادن قرار می گیرد، آیا می تواند دوباره امید را انتخاب کند.

انتهای پیام

نظرات

captcha