استقلال ملی به مثابه زمینه ساز آزادی در اندیشه سیاسی رهبر شهید

استقلال ملی زمانی معنا و کارکرد واقعی خود را نشان می دهد که یک کشور بتواند ضمن حفظ هویت، حاکمیت و اختیار تصمیم گیری خود، با جهان نیز تعامل سازنده و هوشمندانه داشته باشد. در اندیشه رهبر شهید انقلاب ، استقلال به معنای انزوا و قطع ارتباط با دیگر کشورها نیست، بلکه تعامل با جهان باید بر پایه عزت، حکمت و مصلحت و در چارچوب منافع ملی، دینی و فرهنگی کشور صورت گیرد؛ به گونه ای که همکاری های سیاسی و اقتصادی به تقویت توان داخلی و انتقال دانش و فناوری منجر شود، نه ایجاد وابستگی.

استقلال ملی زمانی معنا و کارکرد واقعی خود را نشان می دهد که یک کشور بتواند ضمن حفظ هویت، حاکمیت و اختیار تصمیم گیری خود، با جهان نیز تعامل سازنده و هوشمندانه داشته باشد. در اندیشه رهبر شهید انقلاب ، استقلال به معنای انزوا و قطع ارتباط با دیگر کشورها نیست، بلکه تعامل با جهان باید بر پایه عزت، حکمت و مصلحت و در چارچوب منافع ملی، دینی و فرهنگی کشور صورت گیرد؛ به گونه ای که همکاری های سیاسی و اقتصادی به تقویت توان داخلی و انتقال دانش و فناوری منجر شود، نه ایجاد وابستگی.

از سوی دیگر، حفظ استقلال در شرایط فشار خارجی، تحریم و جنگ اقتصادی، نیازمند زیرساخت های قدرتمند داخلی و همراهی آحاد مردم است. تجربه دفاع مقدس نشان داد که حضور مردم می تواند پشتوانه ای تعیین کننده برای مقاومت و اقتدار ملی باشد و در شرایط امروز نیز مشارکت مردم، نخبگان و جوانان در کنار تقویت زیرساخت های علمی، صنعتی، دفاعی و اقتصادی می تواند ظرفیت تاب آوری کشور را افزایش دهد.

در همین راستا، ایکنا در بخش دوم گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین سیدیدالله شیرمردی، پژوهشگر نهج البلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه، ابعاد دیگری از استقلال ملی، الزامات تعامل با جهان و نقش مردم در صیانت از این دستاورد را بررسی کرده است که در ادامه مشروح آن را می خوانیم:

بیشتر بخوانید:

استقلال در اندیشه رهبر شهید؛ نفی سلطه، نه انزوای ایران

ایکنا ـ یکی از چالش های همیشگی، جمع میان استقلال و تعامل با دنیاست. از منظر اندیشه رهبر شهید انقلاب، مرز میان تعامل عزتمندانه با جهان و وابستگی کجاست و چگونه می توان استقلال ملی را با شعار «عزت، حکمت و مصلحت» در سیاست خارجی جمع کرد؟

در فرمایشات رهبر شهید انقلاب، کدهای دقیقی درباره این موضوع وجود دارد. ایشان تأکید می کردند که ما انزواطلب نیستیم و استقلال به هیچ عنوان به معنای انزوا نیست. اتفاقاً اگر استقلال نداشته باشیم، منزوی نمی شویم؛ بلکه به گونه ای دیگر تحت تأثیر دیگران قرار می گیریم.

استقلال یعنی اینکه خودمان تصمیم بگیریم، خودمان اقدام کنیم و نتیجه تصمیم خودمان را بگیریم و هر طور که مصلحت دانستیم، سود و دستاورد آن را برای ملت خودمان سرمایه گذاری کنیم؛ برای رفاه مردم، پیشرفت کشور و اهدافی که دین برای ما تعریف کرده است. در نهایت، آنچه از استقلال به دست می آوریم باید برای سعادت دنیا و آخرت ملت مورد استفاده قرار گیرد.

بنابراین، اینکه گفته شود استقلال موجب انزوای ایران می شود، برداشت درستی نیست؛ اتفاقاً اگر استقلال نداشته باشیم، دیگران می توانند ما را مانند یک عروسک به هر طرف که می خواهند حرکت دهند و بر اساس اراده خودشان برای ما تصمیم بگیرند. این، معنای واقعی وابستگی است.

ایکنا ـ پس تعامل با جهان در چارچوب استقلال چگونه باید تعریف شود؟

ما امروز به ارتباط با کشورهای مختلف نیاز داریم اما صرف ارتباط داشتن، موضوعیت ندارد؛ مهم این است که این ارتباط هوشمندانه، عزتمندانه و بر اساس منافع ملی باشد. قرآن کریم نیز در این زمینه هشدار داده است و خداوند در آیه 120 سوره بقره می فرماید: «وَلَنْ تَرْضَی عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَی حَتَّی تَتَّبعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدَی وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ» یعنی یهود و نصارا هرگز از تو راضی نمی شوند تا زمانی که از آیین آنان پیروی کنی. بنابراین، مسئله این نیست که ما با دیگران ارتباط نداشته باشیم؛ مسئله این است که در تعامل با دیگران، تابع ملت، عقیده و اندیشه آنان نشویم و اندیشه و مسیر خودمان را از دست ندهیم.

آنچه رهبر شهید انقلاب بر آن تأکید داشتند، این بود که ما باید با سایر کشورها رابطه داشته باشیم، اما این رابطه باید زیرکانه و هوشمندانه و بر اساس منافع ملی، میهنی و دینی ما باشد. منافع دینی ما نیز صرفاً به یک امر محدود داخلی مربوط نیست، بلکه بخشی از آن ماهیتی جهانی دارد و به اعتقادات توحیدی ما بازمی گردد.

بنابراین، تعامل با جهان زمانی با استقلال سازگار است که در آن، عزت، حکمت و مصلحت حفظ شود؛ یعنی ارتباط برقرار کنیم، از امکانات و ظرفیت های جهان استفاده کنیم، اما تصمیم گیری و تعیین مسیر کشور را به دیگران واگذار نکنیم. استقلال یعنی ما در این تعامل، صاحب انتخاب و اراده باشیم، نه اینکه دیگران برای ما تعیین تکلیف کنند.

ایکنا ـ اگر استقلال به معنای انزوا نیست، در عمل چه معیارهایی باید برای تعامل اقتصادی و سیاسی با کشورهای مختلف، از عربستان و روسیه گرفته تا کشورهای اروپایی و سایر قدرت ها، در نظر گرفت؟

برای مثال، امروز رابطه ما با عربستان بهتر شده و با چین نیز توافقاتی داشته ایم. سؤال این است که نتیجه این روابط چه باید باشد؟ اگر کشوری مثل عربستان چند تریلیون دلار سرمایه خود را در بانک های آمریکا نگهداری کند و این سرمایه در خدمت اقتصاد آمریکا قرار گیرد، چرا بخشی از این سرمایه را به کشورهای اسلامی و همسایه نیاورد و اینجا سرمایه گذاری نکند؟

ما می توانیم امنیت منطقه را با همکاری کشورهای همسایه تأمین کنیم و روابط اقتصادی و سیاسی داشته باشیم. اما این روابط باید مبتنی بر منافع متقابل و استقلال دو طرف باشد. ما سال ها در برابر برخی اقدامات عربستان علیه منافع و امنیت خودمان خویشتن داری کردیم و انتظار این است که اگر قرار است رابطه ای شکل بگیرد، این رابطه در عرصه اقتصادی نیز آثار واقعی داشته باشد.

رابطه به این معنا نیست که ما صرفاً دیدار کنیم، عکس بگیریم، استقبال رسمی انجام دهیم و فرش قرمز پهن کنیم. اینها به تنهایی دستاوردی برای مردم ندارد. رابطه زمانی ارزشمند است که به سرمایه گذاری، انتقال فناوری، توسعه اقتصادی و تأمین منافع متقابل منجر شود.

ما با هیچ کشوری در اصل رابطه مشکل نداریم؛ روسیه باشد، اروپا باشد، آمریکا باشد یا کشورهای منطقه. اگر کشوری می آید و در ایران سرمایه گذاری می کند، فناوری و دانش می آورد و این سرمایه گذاری هم در چارچوب قانون و به نفع دو طرف است، چه اشکالی دارد؟ ما می توانیم هم از این سرمایه گذاری بهره ببریم و هم طرف مقابل از منافع اقتصادی آن برخوردار شود اما این همکاری باید آزادی، حریت و استقلال کشور را خدشه دار نکند. اگر یک کشور خارجی بخواهد سرمایه گذاری کند اما در مقابل، امتیازهایی مطالبه کند که با استقلال ملی، قوانین کشور یا مبانی دینی ما در تعارض باشد، چنین رابطه ای قابل پذیرش نیست.

ایکنا ـ آیا برای سرمایه گذاری و تعامل اقتصادی با کشورهای خارجی، خطوط قرمز فرهنگی و دینی نیز باید در نظر گرفته شود؟

قطعاً. سرمایه گذاری خارجی زمانی قابل قبول است که در چارچوب ضوابط و قوانین کشور و مبانی دینی ما باشد. برای نمونه، اگر یک سرمایه گذار خارجی بگوید می خواهم در ایران کارخانه تولید مشروبات الکلی راه اندازی کنم، این با مبانی دینی و نظام فرهنگی ما سازگار نیست و نمی توان چنین سرمایه گذاری ای را پذیرفت.

یا اگر بخواهند مراکزی برای فساد و فحشا ایجاد کنند و در مقابل وعده درآمدهای میلیاردی بدهند، چنین چیزی با فرهنگ و هویت جامعه ایرانی سازگار نیست. ملت ایران دارای یک فرهنگ و تمدن چند هزار ساله است و عفت و حجاب و ارزش های اخلاقی در آن جایگاه داشته است. بنابراین، درآمد اقتصادی نمی تواند توجیهی برای کنار گذاشتن این اصول باشد.

همین مسئله درباره فعالیت هایی که ممکن است سلامت و امنیت جامعه را تهدید کند نیز صدق می کند. نمی توان صرفاً به دلیل اینکه یک کشور خارجی سرمایه و فناوری دارد، اجازه داد هر نوع فعالیتی را در کشور انجام دهد. سرمایه گذاری باید در چارچوب قانون، شرع و منافع ملی باشد.

بنابراین، وقتی می گوییم منزوی نشویم، معنایش این نیست که هر نوع رابطه ای را بپذیریم. اتفاقاً باید رابطه ای را انتخاب کنیم که برای کشور منفعت داشته باشد. اگر قرار است سرمایه گذاری انجام شود، فناوری وارد شود و کشور از تجربه و امکانات دیگران استفاده کند، ما استقبال می کنیم؛ به شرط آنکه این همکاری به استقلال و حریت ما آسیب نزند.

نمونه هایی از کشورهای منطقه نشان داده اند که می توان حتی در مناطق کم برخوردار و بیابانی، با استفاده از فناوری و سرمایه گذاری، زیرساخت و اقتصاد را توسعه داد. ما نیز از چنین فناوری و سرمایه گذاری هایی استقبال می کنیم، مشروط بر اینکه در چارچوب قانون اساسی، قوانین کشور و ضوابط شرعی باشد.

پس ما استقلال را در مقابل انزوا قرار می دهیم، نه در مقابل تعامل. اگر روی پای خودمان باشیم و استقلال داشته باشیم، می توانیم با دنیا تعامل کنیم و از ظرفیت های آن استفاده کنیم؛ اما اگر وابسته باشیم، دیگران می توانند هر طور که خواستند با ما معامله کنند و بر سرنوشت ما اثر بگذارند.

ایکنا ـ برخی استقلال را در تقابل با آزادی می دانند و معتقدند تأکید بر استقلال ممکن است به محدود شدن آزادی منجر شود. از منظر اندیشه رهبر شهید انقلاب، نسبت میان استقلال و آزادی چگونه تعریف می شود؟

استقلال در مقابل آزادی نیست؛ اتفاقاً استقلال زمینه ساز آزادی است. در فرمایشات امام و رهبر شهید انقلاب نیز بر همین مسئله تأکید شده است. وقتی کشوری در تولید محصولات کشاورزی و صنعتی، تولیدات ارزان قیمت، علم و فناوری و دستیابی به فناوری های برتر به خودکفایی و استقلال برسد و از نظر سیاسی نیز مستقل باشد، می تواند آزادی خود را بر اساس فرهنگ دینی و ملی خودش تعریف و بر مبنای آن عمل کند.

اگر استقلال داشته باشیم، می توانیم آزادی را نیز متناسب با فرهنگ، اعتقادات و منافع خود تعریف و به آن عمل کنیم؛ اما اگر استقلال نداشته باشیم، دیگران می توانند هر چیزی را به ما دیکته کنند؛ اینکه چه کاری انجام دهیم، چه چیزی را تعطیل کنیم و چه چیزی را راه اندازی کنیم. این دیگر آزادی نیست.

برای نمونه، در دوران رژیم پهلوی، بیگانگان در بخش های مختلف علمی، سیاسی و حتی دینی برای کشور تعیین تکلیف می کردند. در آن دوره تعداد زیادی کارشناس آمریکایی در ایران حضور داشتند و با حقوق های بالا به کار گرفته می شدند، در حالی که اجازه نمی دادند نیروهای ایرانی به دانش و تجربه آنان دست پیدا کنند.

در همین زمینه، خاطره ای درباره حضور یک کارشناس آمریکایی در یکی از مجموعه های صنعتی و پتروشیمی کشور نقل شده است. این فرد برای انجام کاری مشخص حقوق بالایی دریافت می کرد و یک نیروی ایرانی در کنار او مشغول به کار بود. زمانی که آن نیروی ایرانی نحوه انجام آن کار را یاد گرفت و توانست بدون کمک کارشناس آمریکایی آن را انجام دهد، با واکنش تند او مواجه شد و حتی از کار اخراج شد.

این نمونه نشان می دهد که در آن شرایط، مسئله صرفاً حضور کارشناس خارجی نبود، بلکه اجازه داده نمی شد دانش و تخصص به نیروهای ایرانی منتقل شود و آنان به استقلال علمی و فنی برسند. بنابراین، چنین وضعیتی را نمی توان آزادی یا استقلال نامید. استقلال یعنی اینکه خودمان بتوانیم دانش، فناوری، اقتصاد و سیاست خود را اداره کنیم و بر اساس نیازها و منافع کشور تصمیم بگیریم.

ایکنا ـ با توجه به جنگ اخیر و فشارهای سیاسی، تحریمی و روانی که پس از ناکامی دشمن در جنگ نظامی علیه ایران دنبال شد، این تجربه تا چه اندازه ضرورت حفظ و تقویت استقلال ملی را، مطابق با اندیشه رهبر شهید انقلاب، برای کشور آشکار کرد؟ همچنین نخبگان، مردم و جوانان و صاحبان تریبون چه نقشی در صیانت از این استقلال دارند؟

نقش مردم در استقلال کشور بسیار اساسی است؛ مسئله ای که هم اسلام بر آن تأکید دارد و هم امامین انقلاب و مقام معظم رهبری؛ آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای نیز بارها بر آن تصریح کرده اند. عامل اصلی استقلال کشورها، فقط ساختارهای رسمی و دستگاه های حکومتی نیستند، بلکه مردم نقش اصلی را ایفا می کنند.

ما این مسئله را در تجربه های تاریخی انقلاب و دوران دفاع مقدس نیز مشاهده کرده ایم. هرگاه مردم در صحنه حضور داشته اند، کشور توانسته است در برابر فشارها و تهدیدها ایستادگی کند. بنابراین، برای حفظ و تقویت استقلال ملی باید به نقش مردم، نخبگان، جوانان و صاحبان تریبون توجه ویژه ای داشت و ظرفیت آنان را در مسیر تقویت توانمندی های کشور به کار گرفت.

در دوران دفاع مقدس نیز نقش مردم در حفظ استقلال کشور کاملاً آشکار بود. زمانی که حزب بعث صدام به ایران حمله کرد، آحاد مردم در بخش های مختلف، به ویژه در پشتیبانی از جبهه ها و فعالیت های جهاد سازندگی، حضور داشتند. واقعاً اگر مردم در صحنه نبودند، نمی توانستیم آن دوران را با موفقیت پشت سر بگذاریم. بنابراین، نقش مردم در استقلال و اقتدار کشور، نقشی اساسی و تعیین کننده است.

در کنار نقش مردم، باید به مهندسی و ایجاد زیرساخت هایی که رهبر شهید انقلاب و امام شهید در حوزه های مختلف پایه گذاری کردند نیز توجه کرد. به این مسئله دقت شود؛ چراکه زیرساخت هایی که در سال های پس از انقلاب در حوزه های مختلف ایجاد شد، امروز ثمرات خود را نشان داده است.

برای نمونه، در حوزه نظامی، زیرساخت هایی که ایجاد و با دقت، حکمت و نگاه علمی دنبال شد، موجب شده است که امروز ایران یکی از قدرت های برتر نظامی جهان باشد. در حوزه پهپادی، موشکی، دفاعی، دریایی، زمینی و زیردریایی، بخش قابل توجهی از توانمندی ها بومی شده است. پهپادهایی در کشور ساخته شده اند که با هزینه بسیار کمتر، قابلیت انجام مأموریت های پیچیده و دقیق را دارند و برخی از آنها نیز از بردهای بسیار بالا برخوردارند. افزایش سرعت و ارتقای توانمندی این تجهیزات نیز حاصل دانش و ظرفیت داخلی است.

این دستاوردها نتیجه فعالیت دانشجویان، دانشگاه ها، مراکز علمی و نیروهای متخصص داخلی است. در واقع، اگر امروز در حوزه های مختلف نظامی از توانمندی قابل توجهی برخورداریم، بخشی از آن به زیرساخت هایی بازمی گردد که در سال های گذشته با نگاه راهبردی ایجاد شده و نیروهای مسلح نیز آن را دنبال کرده اند.

البته در این زمینه، دولت ها نیز می توانستند حمایت و بودجه بیشتری اختصاص دهند و اگر چنین اتفاقی رخ می داد، امروز احتمالاً در برخی حوزه ها جلوتر بودیم؛ اما این موضوع بحث دیگری است که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد و درباره کوتاهی برخی دولت های گذشته نیز می توان سخن گفت.

در حوزه صنعت نیز زیرساخت های مهمی ایجاد شده است؛ به ویژه در صنایع نفت و گاز که ایران از نظر برخورداری از منابع و ظرفیت های این حوزه، در شمار کشورهای نخست جهان قرار دارد. مجموعه این زیرساخت ها در بخش های مختلف، سرمایه ای عظیم برای کشور ایجاد کرده است.

این روند تنها به نفت و گاز محدود نمی شود، بلکه در حوزه های کشاورزی، صنعت، گردشگری، سدسازی، هوافضا، بهداشت و درمان، فناوری نانو و دیگر بخش های علمی و اقتصادی نیز زیرساخت هایی ایجاد شده که امروز آثار آن را مشاهده می کنیم.

اهمیت این زیرساخت ها زمانی بیشتر روشن می شود که کشور با تحریم های گسترده مواجه می شود. وقتی آمریکا یا کشورهای اروپایی ایران را تحریم می کنند، تلاش آنها این است که حتی کشورهایی که روابط اقتصادی با ایران دارند نیز تحت فشار قرار گیرند. برای نمونه، ممکن است به کشورهای دیگر اعلام شود که در صورت خرید نفت یا گاز از ایران، شرکت های آنها نیز با تحریم مواجه خواهند شد.

حتی در برخی موارد، فشارها به حوزه هایی مانند سوخت رسانی به هواپیماهای ایرانی در کشورهای دیگر نیز کشیده شده است؛ یعنی تلاش می شود کشورها از ارائه برخی خدمات معمول به ایران خودداری کنند. این در حالی است که چنین فشارهایی عملاً بسیاری از قواعد و سازوکارهای بین المللی را نیز نادیده می گیرد.

آمریکا حتی به کشورهایی مانند چین، مالزی، اندونزی و دیگر کشورهایی که با ایران تعامل اقتصادی دارند، فشار وارد می کند و آنها را تهدید می کند که در صورت معامله با ایران، ممکن است با تحریم مواجه شوند. حتی درباره روسیه نیز محدودیت ها و ملاحظاتی ایجاد شده است؛ چراکه بخش قابل توجهی از مبادلات مالی کشورها در نظام بانکی بین المللی انجام می شود و آمریکا از ابزار تحریم و فشار مالی برای محدود کردن روابط اقتصادی کشورها استفاده می کند.

بنابراین، در چنین شرایطی، اهمیت استقلال و ایجاد زیرساخت های بومی بیش از گذشته آشکار می شود. اگر کشور در حوزه های دفاعی، علمی، صنعتی، انرژی، کشاورزی و دیگر بخش های اساسی، توان داخلی و زیرساخت مستقل نداشته باشد، تحریم می تواند فشار بسیار بیشتری بر جامعه وارد کند. اما هرچه این زیرساخت ها تقویت شود، امکان ایستادگی در برابر فشار خارجی و حفظ استقلال ملی نیز افزایش خواهد یافت.

ایکنا ـ با توجه به گستردگی تحریم ها و فشارهای اقتصادی، از جمله محدودیت های اعمال شده بر سرمایه گذاری خارجی در ایران، نقش زیرساخت های داخلی و همراهی مردم را در افزایش تاب آوری اقتصادی کشور چگونه ارزیابی می کنید؟

یکی از نمونه های فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، قانون داماتو است؛ قانونی که به نظر من یکی از قوانین بسیار جنایتکارانه، ظالمانه و تروریست فوق تروریست آمریکایی علیه ملت ایران محسوب می شود. بر اساس این قانون، هر شرکتی که میزان مشخصی در ایران سرمایه گذاری کند، با محدودیت ها و مجازات هایی از سوی آمریکا مواجه می شود و حتی ممکن است دارایی ها و حساب های آن در نظام مالی بین المللی تحت فشار قرار گیرد. اینها نمونه ای از صدها تحریمی است که با هدف جلوگیری از رشد و توسعه اقتصادی ایران اعمال شده است.

با وجود چنین فشارهایی، زیرساخت هایی که طی سال های گذشته در کشور ایجاد شده و از سوی رهبر شهید طراحی شده است، به ما امکان داده است که امروز با جمعیتی نزدیک به 100 میلیون نفر، کشور را اداره کنیم؛ در حالی که دشمن تلاش کرده است از مسیرهای مختلف، از جمله محدودیت های دریایی، هوایی و زمینی، دسترسی ایران را محدود کند.

البته اگر این ظرفیت ها با برنامه ریزی دقیق تر و نظارت بهتر همراه شود، می توان دستاوردهای بیشتری نیز به دست آورد. حتی در شرایط فعلی نیز راهکارهایی وجود دارد که می تواند در برخی حوزه ها قیمت ها را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. مردم نیز اگر در این زمینه همکاری کنند، می توانند نقش مهمی در مدیریت شرایط اقتصادی داشته باشند.

برای نمونه، مردم می توانند در برابر افزایش غیرمنطقی تقاضا برای دلار و کالاهای احتکارشده نقش آفرینی کنند. اگر مردم به سمت خرید و ذخیره سازی گسترده ارز و کالا نروند، بخش مهمی از فشارهای مصنوعی بر بازار نیز کاهش پیدا می کند. وقتی همه افراد تصمیم بگیرند کالاهایی را که برای سه، چهار، شش ماه یا حتی یک سال آینده نیاز دارند، از همین امروز خریداری و انبار کنند، حتی اگر جنگ و تحریمی هم در کار نباشد، عرضه در بازار کاهش پیدا می کند و زمینه کمبود و گرانی ایجاد می شود.

این مسئله را در فرهنگ اسلامی نیز می توان مشاهده کرد. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که در دوره ای خشکسالی رخ داد. ایشان از مسئول امور مالی یا خادم خود درباره میزان ذخیره یکی از محصولات پرسیدند. هنگامی که پاسخ شنیدند که محصول مورد نیاز برای شش ماه آینده خریداری و در انبار ذخیره شده است، دستور دادند این ذخیره وارد بازار شود و از آن پس خرید بر اساس نیاز روزانه انجام شود و چیزی برای آینده دورتر انبار نشود.

این نگاه نشان می دهد که در فرهنگ دینی، احتکار و ایجاد تقاضای کاذب مورد تأیید نیست. اگر مردم نیاز روزانه خود را تهیه کنند و از خرید هیجانی و ذخیره سازی بیش از نیاز بپرهیزند، می توانند بخش مهمی از زمینه های احتکار و کمبود مصنوعی را از بین ببرند.

همین امروز نیز درباره برخورد با احتکارکنندگان گزارش هایی منتشر شده است. برای مثال، رئیس اتاق اصناف درباره برخورد با برخی افراد متخلف و احتکارکننده و جرایم تعیین شده برای آنها سخن گفته است. وقتی کالا در انبار باقی بماند و وارد بازار نشود، طبیعتاً می تواند به کمبود و افزایش قیمت منجر شود؛ در حالی که اگر نیاز روزانه خریداری شود، حتی در شرایط محاصره و فشار طولانی مدت نیز کشور در بسیاری از حوزه ها با مشکل جدی مواجه نخواهد شد.

البته در برخی حوزه ها نیز ظرفیت های داخلی و توان مردم و متخصصان به اندازه ای است که می توان راه های مختلفی برای مقابله با محدودیت ها پیدا کرد. بنابراین، یکی از مؤلفه های مقاومت ملی، همین تاب آوری اقتصادی و همکاری مردم با یکدیگر و با دولت است.

رهبر شهید انقلاب نیز بر همین مسئله تأکید داشتند که اگر ملت بتواند در برابر فشارها و مشکلات، برای مدتی مقاومت و تاب آوری کند، هزینه های تحمیل فشار برای طرف مقابل نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین، مردم باید بدانند که صبوری و مدیریت مصرف در شرایط دشوار اقتصادی به معنای بی تفاوتی نسبت به مشکلات نیست، بلکه بخشی از مقاومت ملی است.

از سوی دیگر، ما کشوری منزوی و بسته نیستیم. ایران عضو مجموعه ها و پیمان های مهم اقتصادی بین المللی از جمله بریکس است و با کشورهای مختلفی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین روابط اقتصادی دارد. رئیس جمهور نیز در سفرهای خارجی اخیر، از جمله سفر به هند، برای توسعه روابط اقتصادی و امضای توافق های اقتصادی تلاش کرده است. بنابراین، ظرفیت های اقتصادی کشور فقط به ارتباط با غرب محدود نیست و می توان از ظرفیت کشورهای عضو بریکس و سایر شرکای اقتصادی نیز استفاده کرد.

اگر این ظرفیت ها به درستی فعال شوند و مردم نیز در مسیر افزایش تاب آوری اقتصادی همراهی کنند، می توان فشار تحریم ها را مدیریت کرد. حتی منابع و ظرفیت های اقتصادی کشورهای منطقه نیز می تواند به جای آنکه در خدمت قدرت های فرامنطقه ای قرار گیرد، برای توسعه و رفاه مردم منطقه به کار گرفته شود.

بنابراین اگر کشورهای منطقه سرمایه های خود را در کشورهای همین منطقه و برای توسعه و رفع فقر سرمایه گذاری کنند، همه می توانند از این ظرفیت منتفع شوند. اولویت باید رفع فقر و توسعه کشورهای منطقه و پس از آن کمک به دیگر کشورهای نیازمند باشد.

در این نگاه، استقلال فقط به معنای قدرتمند شدن یک کشور برای خودش نیست؛ بلکه وقتی ایران به قدرت اقتصادی، سیاسی و علمی دست پیدا می کند، باید این ظرفیت را در خدمت مردم منطقه و ملت های مستضعف و آزادی خواه نیز قرار دهد. یعنی اگر سرمایه گذاری خارجی در ایران انجام می شود، باید در چارچوب منافع متقابل و برای توسعه اقتصادی و رفاه مردم باشد، نه اینکه کشور را به ابزار تأمین منافع قدرت های بزرگ تبدیل کند.

در نهایت، آنچه می خواهم بر آن تأکید کنم این است که ملت ایران باید برای عبور از فشارهای موجود، یک تاب آوری جدی و مستمر داشته باشد. اگر مردم در کنار دولت و نظام، با برنامه ریزی صحیح و مدیریت مصرف حرکت کنند، ظرفیت های داخلی کشور بسیار بیشتر از چیزی است که تصور می شود. ما هم فرزند محرم هستیم و هم به تعبیر امام، فرزند ماه رمضانیم و باید با عزت و امید در این مسیر حرکت کنیم.

اگر ملت ایران این دوره سختی را با صبر و انسجام پشت سر بگذارد، می تواند ثمره آن را در قدرتمندتر شدن ایران در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، علمی و رفاهی مشاهده کند. این مسیر، در نهایت می تواند ایران را به یک قدرت بزرگ و اثرگذار در منطقه و جهان تبدیل کند. بنابراین باید با عزت، امید و انسجام، پشت سر نظام و رهبری حرکت کنیم.

انتهای پیام

نظرات

captcha