دفاع مقدس؛ از آزمون بقا تا دستاوردهای تمدنی

به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو استاد سطوح عالی حوزه  تاریخ حیات ملت ها آکنده از فراز و فرودها، پیچ های تاریخی و رخداد هایی است که سرنوشت، هویت و جایگاه تمدنی آن ها را برای سده های متمادی رقم می زند. در این میان، هشت سال دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم همه جانبه رژیم بعث عراق، تنها یک رویارویی کلاسیک نظامی برای حفظ مرز های جغرافیایی نبود؛ بلکه آوردگاهی سرنوشت ساز میان اراده یک ملت انقلابی و نظام سلطه جهانی به شمار می رفت.

به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو استاد سطوح عالی حوزه 

تاریخ حیات ملت ها آکنده از فراز و فرودها، پیچ های تاریخی و رخداد هایی است که سرنوشت، هویت و جایگاه تمدنی آن ها را برای سده های متمادی رقم می زند. در این میان، هشت سال دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم همه جانبه رژیم بعث عراق، تنها یک رویارویی کلاسیک نظامی برای حفظ مرز های جغرافیایی نبود؛ بلکه آوردگاهی سرنوشت ساز میان اراده یک ملت انقلابی و نظام سلطه جهانی به شمار می رفت.

این جنگ نابرابر، در شرایطی بر ایران تحمیل شد که ساختار های سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشور در پی دگرگونی بنیادین انقلاب اسلامی هنوز به ثبات نرسیده بود و جبهه مقابل، از پیشرفته ترین جنگ افزارها، پشتوانه مالی نامحدود و چتر حمایتی قدرت های شرق و غرب بهره می برد.

با این حال، آنچه می توانست به فروپاشی ارضی یا اسارت ژئوپلیتیکی یک سرزمین بینجامد، در پرتو پیوند وثیق ایمان دینی، رهبری حکیمانه و حضور آگاهانه توده های مردمی، به بزرگ ترین کاتالیزور پیشرفت و خودباوری ملی بدل شد. دفاع مقدس، پدیده ای چندبعدی بود که در بطن تهدید های وجودی، بستری برای «زایش راهبردی» در ابعاد گوناگون پدید آورد.

در ساحت نظامی و امنیتی، تجربه نبردی بی امان، بن بست های تاکتیکی را به فرصتی برای ظهور دکترین های نوین بازدارندگی، نبوغ رزمی و پایه گذاری صنایع دفاعی بومی بدل ساخت و ایران را از کشوری وابسته به تجهیزات خارجی، به قدرتی مستقل و تعیین کننده در موازنه منطقه ای تبدیل کرد.

در بعد سیاسی و ژئوپلیتیکی، مقاومت هشت ساله موجب تثبیت بی چون وچرای حاکمیت ملی، ابطال توهم تجزیه ایران، تحمیل اراده حقوقی ملت بر نهاد های بین المللی و گشودن فصلی نوین در دیپلماسی عزت محور گردید.

در عرصه علم، فناوری و مدیریت، انزوای تسلیحاتی و تحریم های فراگیر، جرقه ای برای جهاد خودکفایی، تولد مهندسی معکوس و شکل گیری الگوی بی بدیل «مدیریت جهادی» شد؛ مدیریتی که با تکیه بر بن بست شکنی، خطرپذیری عقلانی و اعتماد به نسل جوان، شالوده پیشرفت های فناورانه و پزشکی کشور در دهه های بعد را پی ریزی کرد؛ و فراتر از همه، در لایه فرهنگی، هویتی و معنوی، جبهه های نبرد تجلی گاه پیوند حماسه و عرفان شد؛ میدانی که در آن آموزه های عاشورایی از ساحت نظر به عینیت عمل درآمد و سرمایه ای عظیم از ایثار، اخلاص، همبستگی ملی و عزت نفس جمعی پدید آورد که تا نسل ها، وجدان بیدار و تکیه گاه روحی جامعه ایرانی خواهد بود.

از این رو، بازخوانی و تبیین دستاورد های دفاع مقدس، صرفاً مروری نوستالژیک بر اوراق تاریخ نیست؛ بلکه بازشناسی یک «نقشه راه راهبردی» و سرمایه فناناپذیر تمدنی است که چگونگی تبدیل شدیدترین بحران ها به پایدارترین فرصت های پیشرفت و اقتدار را فراروی آیندگان قرار می دهد.

دفاع مقدس و ضرورت ارزیابی چندبعدی

جنگ ایران و عراق، که در ایران «دفاع مقدس» نامیده می شود، فقط رشته ای از عملیات های نظامی نبود؛ تجربه ای هشت ساله بود که مرز های کشور، نهاد های سیاسی، زندگی روزمره مردم و فرهنگ معاصر را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. تبیین دستاورد های آن زمانی منصفانه و آموزنده است که هم از مقاومت و توان سازمان دهی جامعه سخن بگوید و هم تلفات انسانی، ویرانی ها و پیامد های اقتصادی جنگ را پنهان نکند. دستاورد را نباید به معنای بی هزینه بودن جنگ یا تحقق همهٔ اهداف سیاسی دانست؛ مقصود، شناخت آن چیزی است که جامعه در برابر تجاوز حفظ کرد، آموخت یا در حافظهٔ تاریخی خود برجای گذاشت.

در این نوشتار، دستاورد ها در چهار حوزه نظامی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بررسی می شوند. معیار تحلیل نیز روشن است؛ میان پیروزی های عملیاتی، نتایج دیپلماتیک، ظرفیت های پدیدآمده در جامعه و روایت هایی که پس از جنگ ساخته شده اند، تفاوت می گذاریم. برای نمونه، قطعنامه 598 شورای امنیت در 20 ژوئیه 1987 تصویب شد، اما پذیرش رسمی ایران در 17 ژوئیه 1988 اعلام شد و آتش بس در 20 اوت همان سال به اجرا درآمد؛ بنابراین پایان مخاصمه حاصل یک فرایند سیاسی و نظارتی بود، نه نتیجه یک واقعه منفرد.

1- دستاورد های نظامی: توقف پیشروی، بازپس گیری مناطق و تجربه دفاعی

نخستین دستاورد نظامی، ناکام ماندن هدفِ تحمیل شده از راه اشغال و حفظ استقلال و تمامیت سرزمینی ایران بود. در آغاز جنگ، کشور با حمله ای گسترده روبه رو شد؛ اما مقاومت نیرو های نظامی و مردم مانع از تثبیت پیشروی عراق شد. سپس، با بازسازی توان رزمی و هماهنگی میان ارتش، سپاه و نیرو های داوطلب، ابتکار عمل به تدریج تغییر کرد. این تجربه نشان داد دفاع مؤثر فقط به شمار نیرو و تجهیزات وابسته نیست؛ فرماندهی، شناخت زمین، پشتیبانی، اطلاعات و هماهنگی میان بخش های مختلف نیز اهمیت بنیادین دارد.

عملیات های ثامن الائمه، طریق القدس و فتح المبین مسیر آزادسازی بخش هایی از مناطق اشغالی را هموار کردند. بنا بر گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی، عملیات فتح المبین از دوم فروردین 1361 آغاز شد و حدود 2500 کیلومتر مربع از سرزمین های اشغال شده را به کنترل ایران بازگرداند؛ این پیروزی زمینه ساز عملیات بعدی برای آزادسازی خرمشهر بود. در عملیات بیت المقدس، که از 10 اردیبهشت تا سوم خرداد 1361 ادامه یافت، خرمشهر آزاد شد؛ جزئیات و گاه شمار این نبرد در نیز ثبت شده است. این رویداد نه تنها اهمیت نظامی و جغرافیایی داشت، بلکه به نمادی از بازگشت اعتمادبه نفس عمومی و ناکامی اشغالگری تبدیل شد.

دستاورد دیگر، شکل گیری تجربه ای بومی در اداره جنگ طولانی بود؛ بهره گیری از ظرفیت های انسانی، ترکیب روش های کلاسیک با شیوه های متناسب با جغرافیای منطقه، ایجاد زنجیره های پشتیبانی و افزایش توان مهندسی و تدارکاتی. البته این تجربه را نباید به افسانه ای بی نقص بدل کرد. پیروزی های عملیاتی، هزینه های انسانی سنگینی داشتند و جنگ در سال های بعد نیز ادامه یافت. همچنین آزادسازی خرمشهر به معنای پایان فوری جنگ نبود. ارزش تاریخی این دستاورد ها در آن است که دفاع از کشور، توان هماهنگی و یادگیری نظامی را در شرایط دشوار نشان داد؛ نه آن که جنگ را کم هزینه یا همه تصمیم های آن دوره را بی خطا جلوه دهد.

2- دستاورد های سیاسی: تثبیت حاکمیت و گذار به آتش بس

از منظر سیاسی، حفظ استقلال تصمیم گیری و جلوگیری از تغییر مرز ها با زور، از مهم ترین نتایج مقاومت در جنگ بود. جنگی که با تجاوز نظامی آغاز شد، امکان آن را فراهم می کرد که اشغال سرزمینی به واقعیتی پایدار تبدیل شود؛ ایستادگی نظامی و اجتماعی ایران مانع از آن شد که چنین وضعی به سادگی تحمیل شود. دفاع از حاکمیت ملی در این معنا، صرفاً یک شعار نبود، بلکه حفظ امکان تعیین سرنوشت و اداره کشور بدون پذیرش سلطه نظامی بیرونی را در بر می گرفت.

در عرصه دیپلماسی، قطعنامه 598 چارچوبی برای پایان دادن به جنگ و پیگیری چند موضوع اصلی فراهم کرد. بر اساس متن سازمان ملل، قطعنامه آتش بس فوری، توقف عملیات در زمین و دریا و هوا، عقب نشینی نیرو ها به مرز های شناخته شده بین المللی، نظارت ناظران سازمان ملل و آزادی و بازگرداندن اسیران جنگی را خواستار شد. همچنین دبیرکل مأمور شد درباره ترتیبات بازسازی، بررسی مسئولیت آغاز جنگ و راه های افزایش ثبات منطقه رایزنی کند. این موارد نشان می دهد که پایان جنگ فقط توقف تیراندازی نبود؛ موضوع مرز، اسیران، بازسازی و مسئولیت نیز در دستور کار بین المللی قرار داشت.

ایران پذیرش رسمی قطعنامه را در 17 ژوئیه 1988 به دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد. آتش بس در 20 اوت 1988 برقرار شد و گروه ناظران نظامی سازمان ملل، موسوم به «گروه نظارت گر سازمان ملل در مرز های ایران و عراق» برای نظارت بر توقف مخاصمه و عقب نشینی نیرو ها تشکیل شد؛ مأموریت این گروه تا فوریه 1991 ادامه یافت.

این دستاورد سیاسی را باید دقیق صورت بندی کرد: جنگ متوقف شد و نظارت بین المللی بر آتش بس پدید آمد، اما همه اختلاف ها و خسارت ها یک باره حل وفصل نشدند. دستاورد اصلی در سطح سیاسی، حفظ حاکمیت کشور و پایان جنگ از مسیر مذاکره و ترتیبات بین المللی بود؛ نه تحقق کامل و فوری تمام خواسته های ایران.

پذیرش قطعنامه، تصمیمی دشوار در شرایطی بود که ادامه جنگ هزینه های سنگینی بر کشور تحمیل می کرد. گزارش های مربوط به روند پذیرش، بر اهمیت محاسبه مصلحت ملی و جلوگیری از ادامه تلفات تأکید دارند. از این رو، ارزیابی سیاسی جنگ باید هم مقاومت در برابر تجاوز را به رسمیت بشناسد و هم تصمیم برای توقف جنگ را بخشی از مسئولیت پذیری حکومت در قبال جان و آینده مردم بداند.

3- دستاورد های اجتماعی: همبستگی در کنار هزینه های سنگین

جنگ جامعه را به مشارکتی گسترده فراخواند. حضور رزمندگان داوطلب، پشتیبانی خانواده ها، فعالیت نیرو های امدادی و درمانی و کمک رسانی مردم در پشت جبهه، نمونه هایی از ظرفیت همیاری در وضعیت بحرانی بود. در بسیاری از شهر ها و روستاها، دفاع از کشور به امری عمومی تبدیل شد و گروه هایی با تجربه ها و جایگاه های اجتماعی متفاوت در تأمین نیاز های جبهه و پشتیبانی از آسیب دیدگان سهم گرفتند. این بسیج اجتماعی یکی از سرمایه هایی بود که از جنگ به جا ماند؛ جامعه دریافت که در بزنگاه های بزرگ، همکاری و اعتماد متقابل می تواند ظرفیت های فردی را به توان جمعی بدل کند.

در عین حال، این همبستگی را نباید با رضایت یکسان همه مردم یا نبود اختلاف و دشواری اشتباه گرفت. جنگ خانواده ها را با فقدان عزیزان، مجروحیت، اسارت، آوارگی و اضطراب طولانی مدت روبه رو کرد. تخریب زیرساخت ها و شهرها، اختلال در تولید و تجارت و تخصیص بخش بزرگی از منابع به جنگ، فشار اقتصادی برجای گذاشت. سازمان ملل در پیشینه قطعنامه 598 از تلفات سنگین انسانی و ویرانی مادی، حمله به مراکز غیرنظامی و آسیب به کشتیرانی سخن می گوید.

بنابراین، تعبیر «دستاورد اقتصادی» برای جنگ نادرست است؛ آنچه می توان از آن سخن گفت، تجربه سازگاری و اداره منابع در بحران است، نه سودآوری یا بی ضرر بودن جنگ.

همچنین بسیاری از مهارت های سازمانی، امدادی و پشتیبانی که در دوران جنگ شکل گرفتند، بعد ها در حوزه هایی، چون مدیریت بحران و خدمت رسانی اجتماعی به کار آمدند. این میراث زمانی ارزشمند است که از آن برای حفاظت از زندگی و کاهش آسیب ها استفاده شود، نه آن که ضرورت جنگ را عادی یا هزینه هایش را کم اهمیت جلوه دهد.

4- دستاورد های فرهنگی و انسانی: ادبیات، هنر و حافظه جمعی

یکی از ماندگارترین پیامد های دفاع مقدس، شکل گیری مجموعه ای گسترده از خاطره نگاری، شعر، داستان، سینما، مستند و آیین های یادبود بود. این آثار تجربه جبهه را از سطح گزارش نظامی فراتر بردند و به زندگی روزمره، دلتنگی خانواده ها، رنج مجروحان و جانبازان، امید، ترس و انتخاب های اخلاقی پرداختند. در نتیجه، جنگ به موضوعی برای گفت وگوی نسل هایی تبدیل شد که خود آن را تجربه نکرده اند؛ حافظه تاریخی از راه روایت های شخصی و هنری به زندگی فرهنگی جامعه راه یافت.

مطالعه نیکی اخوان درباره سینمای دفاع مقدس توضیح می دهد که این سینما از دوران جنگ آغاز شد و در دهه های بعد به شاخه ای گسترده و دگرگون شونده بدل گشت. این آثار تنها نبرد های میدان را بازنمایی نمی کنند؛ زندگی پس از جنگ، وضعیت جانبازان و آثار پایدار جنگ بر خانواده ها و نسل های بعدی نیز از موضوعات آن هاست. این پژوهش همچنین یادآور می شود که سینمای دفاع مقدس یک دست نیست و در کنار بازتاب سیاست های فرهنگی، می تواند محل طرح نقد های درونی درباره جامعه و روایت رسمی نیز باشد.

از منظر انسانی، مفاهیمی، چون ایثار، مسئولیت، وفاداری به هم رزمان و مراقبت از آسیب دیدگان در خاطره جمعی برجسته شدند. اما پاسداشت این ارزش ها به معنای ستایش جنگ یا فروکاستن همه روایت ها به یک تصویر واحد نیست. روایت دقیق باید هم شجاعت و فداکاری را حفظ کند و هم صدای خانواده های داغدار، مجروحان، آوارگان و کسانی را که از جنگ آسیب دیدند بشنود. ثبت اسناد، تاریخ شفاهی و پژوهش نقادانه کمک می کند یادبود از سطح آیین نمادین فراتر رود و به شناخت دقیق تری از گذشته بدل شود.

میراث دفاع مقدس و مسئولیت انتقال آن

دستاورد های دفاع مقدس را می توان در چهار سطح خلاصه کرد: جلوگیری از تثبیت اشغال و آزادسازی بخش هایی از خاک کشور؛ کسب تجربه دفاعی و گسترش توان هماهنگی نظامی؛ حفظ حاکمیت ملی و پایان دادن به جنگ از مسیر آتش بس و نظارت بین المللی و پدیدآمدن میراثی اجتماعی و فرهنگی که در خاطره نگاری، ادبیات، سینما و آیین های یادبود ادامه یافته است. در کنار این دستاوردها، تلفات، ویرانی و فشار اقتصادی واقعیت هایی جدایی ناپذیرند و باید در هر روایت منصفانه حضور داشته باشند.

انتقال تجربه جنگ به نسل های بعد زمانی سودمند است که به جای ساده سازی، امکان فهم پیچیدگی تصمیم ها و پیامد های آن ها را فراهم کند. پاسداشت شهدا و ایثارگران با حقیقت جویی تاریخی ناسازگار نیست؛ برعکس، ثبت صادقانه رنج ها و دستاورد ها به احترام عمیق تر به آنان می انجامد. مهم ترین درس آینده نگرانه دفاع مقدس، ارزش صلحی است که بر امنیت، استقلال، آمادگی دفاعی و احترام به جان انسان ها استوار باشد.

انتهای پیام

نظرات

captcha