تربیت دینی نسل آلفا باید از «دانستن» به «انتخاب» برسد

نسل آلفا به کودکانی گفته می شود که از سال های ابتدایی زندگی با فناوری های دیجیتال، اینترنت و شبکه های اجتماعی در ارتباط بوده اند. این نسل در مقایسه با نسل های گذشته، شیوه های متفاوتی برای یادگیری، ارتباط و دریافت اطلاعات دارد. بنابراین، تربیت دینی آنان نیز نیازمند توجه به ویژگی های فکری، عاطفی و ارتباطی این نسل است. تربیت دینی نسل آلفا تنها به انتقال مجموعه ای از آموزه ها و احکام محدود نمی شود، بلکه باید زمینه ای برای شکل گیری باورهای آگاهانه، اخلاق و هویت دینی در آنان فراهم کند.

نسل آلفا به کودکانی گفته می شود که از سال های ابتدایی زندگی با فناوری های دیجیتال، اینترنت و شبکه های اجتماعی در ارتباط بوده اند. این نسل در مقایسه با نسل های گذشته، شیوه های متفاوتی برای یادگیری، ارتباط و دریافت اطلاعات دارد. بنابراین، تربیت دینی آنان نیز نیازمند توجه به ویژگی های فکری، عاطفی و ارتباطی این نسل است.

تربیت دینی نسل آلفا تنها به انتقال مجموعه ای از آموزه ها و احکام محدود نمی شود، بلکه باید زمینه ای برای شکل گیری باورهای آگاهانه، اخلاق و هویت دینی در آنان فراهم کند. کودکان و نوجوانان این نسل بیش از آنکه صرفاً پذیرنده اطلاعات باشند، پرسشگر و جست وجوگرند و لازم است فرصت گفت وگو، پرسشگری و کشف مفاهیم دینی را داشته باشند.

از سوی دیگر، حضور گسترده فضای مجازی در زندگی نسل آلفا، تربیت دینی را با فرصت ها و چالش های تازه ای روبه رو کرده است. دسترسی سریع به اطلاعات، تنوع دیدگاه ها و تأثیرپذیری از محتوای رسانه ای، ضرورت آموزش سواد رسانه ای و توانایی تشخیص محتوای درست از نادرست را افزایش داده است. در این شرایط خانواده، مدرسه و نهادهای فرهنگی باید در کنار یکدیگر نقش فعال و هماهنگی در تربیت دینی ایفا کنند.

بر این اساس، تربیت دینی نسل آلفا نیازمند رویکردی نو، جذاب و متناسب با دنیای امروز است، رویکردی که در کنار آموزش مفاهیم دینی بر تجربه، الگوپذیری، گفت وگو، محبت و استفاده هوشمندانه از فناوری تأکید داشته باشد. توجه به این اصول می تواند به شکل گیری نسلی کمک کند که ارتباط خود با دین را نه صرفاً به عنوان مجموعه ای از بایدها و نبایدها، بلکه به عنوان بخشی از هویت، اخلاق و سبک زندگی خود درک کند.

ایکنا در راستای بررسی زوایای مختلف زیست و تمایلات نسل آلفا، تفاوت آن با نسل های پیشین و نیز چگونگی تربیت دینی این نسل به گفت و گو با حجت الاسلام محمدجواد فدایی، عضو هیئت علمی گروه تربیتی مؤسسه آموزش عالی اخلاق و تربیت پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانیم.  

ایکنا ـ نسل آلفا چه تفاوت هایی با نسل های قبل در شیوه یادگیری، فهم و تجربه مفاهیم دینی دارد؟ این تفاوت ها تا چه اندازه تحت تأثیر بومی بودن آن ها با فناوری است؟

اگر نسل آلفا را فقط با «نسل فناوری» معرفی کنیم، بخش مهمی از مسئله را ندیده ایم. این نسل از کودکی با حجم بزرگی از اطلاعات، تصویر، روایت و سبک های مختلف زندگی روبه رو است و دائماً در معرض مقایسه قرار دارد. بنابراین، مسئله اصلی این نیست که کودک امروز اطلاعات بیشتری دارد، بلکه مسئله این است که باید بتواند در میان اطلاعات، فکر کند، تشخیص دهد، انتخاب کند و مسئولیت انتخاب خود را بپذیرد. به همین دلیل تربیت دینی نیز باید از آموزش گزاره ها به سمت پرورش توانایی های درونی حرکت کند، توانایی هایی مانند تفکر، تشخیص، حریت، اراده و مسئولیت پذیری.

برای مثال وقتی به کودک می گوییم «راست گویی خوب است»، یک مرحله از تربیت را انجام داده ایم، اما تربیت جدی تر زمانی اتفاق می افتد که او در موقعیتی قرار بگیرد که راست گفتن برای او هزینه داشته باشد و بتواند انتخاب کند. تربیت وقتی جدی می شود که ارزش اخلاقی از کتاب وارد موقعیت انتخاب انسان شود.

ایکنا ـ با توجه به دسترسی گسترده نسل جدید به اطلاعات، آیا شیوه آموزش معارف دینی باید تغییر کند؟

قطعا همینطور است. امروز بسیاری از پرسش های نوجوان از جنس «نمی دانم» نیست بلکه از جنس «قانع نشده ام»، «می خواهم خودم بفهمم» یا «چرا باید این را بپذیرم؟» است. این تغییر روش تربیت دینی را نیز تغییر می دهد. اگر نوجوان بتواند در چند دقیقه با روایت های مختلف درباره یک موضوع مواجه شود، کلاس دینی نمی تواند فقط محل انتقال اطلاعات باشد. باید به نوجوان یاد دهیم چگونه یک ادعا را بررسی کند، منبع را بشناسد، دلیل بخواهد، روایت های مختلف را مقایسه کند و در نهایت به انتخاب برسد.

برای مثال به جای اینکه فقط درباره «خبر درست و نادرست» صحبت کنیم، می توان یک خبر واقعی و یک خبر جعلی را در کلاس درس بررسی کرد و از دانش آموزان خواست تا نشانه های اعتبار یا بی اعتباری آن را پیدا کنند. بنابراین، ذکر این نکته بسیار مهم است که در تربیت دینی جدید سؤال، نقطه شروع تربیت است نه مزاحم تربیت.

ایکنا ـ فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال چه تأثیری بر شکل گیری باورها و نگرش دینی نسل آلفا دارند؟ فرصت ها و تهدیدهای این فضا چیست؟

باید بدانیم که فضای مجازی هم تهدید دارد و هم فرصت، اما مهمتر از این دو، این است که امروز به یکی از میدان های واقعی زندگی و تربیت تبدیل شده است. نمی توان کودک را برای همیشه از این فضا دور نگه داشت. مسئله این است که او وقتی وارد این میدان شد، قدرت تشخیص داشته باشد. برای نمونه، نوجوان باید بیاموزد وقتی یک محتوای پرمخاطب می بیند، از خود بپرسد که چه کسی این را گفته؟ دلیل آن چیست؟ منبع کجاست؟ آیا روایت دیگری نیز وجود دارد؟ چرا این محتوا این قدر دیده شده است؟

لذا باید بدانیم که این مهارت ها بخشی از تربیت اخلاقی و فکری نسل آلفاست. محافظت از کودک فقط بستن درب ها به روی آن ها نیست، بلکه گاهی باید خود کودک را برای عبور صحیح از درب های مختلف توانمند کرد. به همین دلیل، مقوله بسیار مهم سواد رسانه ای را نباید موضوعی جدا از تربیت دینی دید و باید اذعان کرد که این دو بخش در زندگی امروز به هم گره خورده اند.

ایکنا ـ خانواده در تربیت و آموزش دینی نسل آلفا چه نقشی دارد و والدین برای مواجهه با پرسش ها و شبهات دینی فرزندان خود تا چه اندازه آمادگی دارند؟

خانواده همچنان مهمترین محیط تربیتی کودک است با این تفاوت که نسل امروز بیشتر از آنکه به حرف بزرگترها توجه کند، نسبت میان حرف و رفتار آن ها را می بیند. اگر پدر و مادر از صداقت، عدالت، احترام یا معنویت صحبت کنند، اما کودک در زندگی روزمره رفتار دیگری ببیند، طبیعی است که دچار پرسش شود. از طرف دیگر، والدین نباید تصور کنند که برای تربیت دینی فرزندشان باید پاسخ همه پرسش ها را بدانند. گاهی یک پاسخ صادقانه مثل «سؤال خوبی است، بیا با هم درباره اش فکر کنیم» بسیار تربیتی تر از یک جواب آماده است.

نکته مهم این است که والدین نباید از پرسش فرزند بترسند. کودک قبل از آنکه دین را از کتاب بشناسد، آن را در رفتار خانواده می بیند. اگر خانواده بتواند محیطی امن برای سؤال، گفت وگو و تجربه ارزش های اخلاقی ایجاد کند، بخش مهمی از تربیت دینی اتفاق افتاده است. این محیط امن باعث می شود تا فرزندان بدون هیچ گونه دغدغه ای سؤالات و نکات مدنظر خود را بیان کرده و آزادانه بتوانند دغدغه های خودرا با والدین در میان بگذارند.

ایکنا ـ مدرسه و نظام رسمی آموزش دینی تا چه اندازه توانسته اند خود را با سبک یادگیری، زبان ارتباطی و نیازهای نسل آلفا هماهنگ کنند؟ مهم ترین خلأ موجود چیست؟

یکی از مسائل مهم مدرسه امروز فاصله میان «آموزش» و «تربیت» است. ممکن است دانش آموز تعریف مسئولیت پذیری را خیلی خوب بداند، اما فرصت مسئولیت پذیر شدن پیدا نکرده باشد. مدرسه باید موقعیت هایی ایجاد کند که دانش آموز در آن ها فکر کند، تصمیم بگیرد، مسئولیت بپذیرد و نتیجه انتخاب خود را ببیند. در این صورت است که دانش آموزان می توانند رفته رفته در جریان آموزش و تربیت صحیح قرار گرفته و زندگی خود را به خوبی و در چارچوب تربیت دینی پیش ببرند.

برای مثال، در یک فعالیت گروهی فقط به دانش آموز نگوییم همکاری خوب است و در این زمینه باید بخشی از تصمیم گیری واقعی را به خود او بسپاریم تا اختلاف نظر را مدیریت کند و پیامد تصمیم خود را تجربه کند. همچنین، در موضوعاتی مثل امانت داری، عدالت و احترام و ... نیز به جای تکرار توصیه ها، موقعیت های واقعی برای تمرین آن ها طراحی کنیم. مدرسه تربیتی مدرسه ای نیست که فقط درباره خوبی ها حرف بزند، بلکه مدرسه ای است که فرصت خوب انتخاب کردن را نیز فراهم کند.

ایکنا ـ آیا تربیت دینی باید با پرسشگری و گفت وگو همراه شود؟ آیا این کار به تضعیف باورهای دینی منجر نمی شود؟

اتفاقا برعکس، باور عمیقی که فرصت فهمیدن و پرسیدن داشته باشد، معمولا ماندگارتر است. نسل جدید با پرسش های مختلف روبه رو است و اگر پاسخ آن را در مدرسه و خانواده پیدا نکند، از جای دیگری دریافت خواهد کرد. بنابراین، بهتر است تا خانواده ها و مدارس فضای گفت وگو را خود ایجاد کنند. البته گفت وگو به معنای بی قاعده بودن کلاس نیست. مربی باید بتواند پرسش را بشناسد، زمینه آن را بفهمد، پاسخ مستدل بدهد و اگر پاسخ نیازمند مطالعه بیشتر است، صادقانه آن را بپذیرد.

هدف این نیست که نوجوان را با پاسخ های آماده ساکت کنیم، بلکه هدف اصلی این است که او را در مسیر فهم و انتخاب قرار دهیم. هویت قوی از گفت وگو نمی ترسد، هویتی که ریشه داشته باشد، می تواند بشنود، فکر کند و انتخاب کند. این هویت است که در نهایت می تواند با تشخیص صحیح مسیر درست از غلط تربیت دینی را دریافت کرده و به توفیق الهی در راه سعادت و کمال حرکت کند.

ایکنا ـ به نظر شما مهمترین ضعف الگوی فعلی تربیت دینی برای نسل جدید چیست؟

یکی از ضعف های جدی این است که گاهی میان «دانستن» و «شدن» فاصله زیادی ایجاد می کنیم. ممکن است دانش آموز درباره نماز، حجاب، صداقت، مسئولیت یا احترام اطلاعات خوبی داشته باشد، اما این مفاهیم هنوز وارد تصمیم های واقعی زندگی او نشده باشند. برای اصلاح این وضعیت باید سه اتفاق در کنار هم رخ دهد؛ محتوا به مسائل واقعی زندگی نزدیک شود، روش آموزش گفت وگومحور و تجربه محور شود و مدرسه موقعیت انتخاب و مسئولیت ایجاد کند.

در این الگو معلم فقط انتقال دهنده محتوا نیست، بلکه طراح موقعیت های رشد است. خانواده فقط مخاطب مدرسه نیست، بلکه شریک تربیت است. همچنین، در این الگوی رفتاری دانش آموز فقط دریافت کننده برنامه نیست، بلکه خود در فرآیند تربیت نقش دارد. تربیت زمانی اتفاق می افتد که انسان از دانستن یک ارزش به انتخاب کردن آن ارزش برسد. لذا تربیت دینی نیز به همین صورت است یعنی فرزندان جامعه به ویژه نسل آلفا نسلی هستند که با پرسشگری و مشاهده در مسیر های گوناگون قرار می گیرند و برنامه ریزی و آگاهی صحیح می تواند آن ها را به تربیت دینی نزدیک کرده و در راه تعالی قرار دهد.

ایکنا ـ اگر بخواهید یک الگوی جدید برای تربیت دینی نسل امروز پیشنهاد دهید، این الگو چه ویژگی هایی خواهد داشت؟

پیش از تغییر کتاب و ابزار، باید منطق تربیت را مورد بازنگری قرار دهیم. در این الگو، محتوای دینی باید بیشتر با مسائل واقعی زندگی نوجوان پیوند بخورد؛ یعنی روش ها از سخنرانی یک طرفه به سمت پرسش، گفت وگو، تجربه و حل مسئله حرکت کند و معلم نقش راهبر تربیتی داشته باشد. از سوی دیگر، مدرسه نیز باید موقعیت های واقعی برای فکر کردن، انتخاب کردن، مسئولیت پذیرفتن و دیدن پیامد انتخاب ها را فراهم کند. در این زمینه خانواده نیز باید با مدرسه در یک مسیر قرار گیرد.

در چنین الگویی هدف این نیست که نوجوان فقط مجموعه ای از پاسخ های دینی را حفظ کند، بلکه باید بتواند در موقعیت های واقعی زندگی با تکیه بر باورهای خود تصمیم صحیح گیرد. اگر بخواهم این نگاه را در یک جمله خلاصه کنم این گونه بیان می کنم که نسل امروز بیش از اطلاعات، به توانایی فکر کردن، انتخاب کردن و ایستادن پای انتخاب صحیح نیاز دارد. در این راستا مسیر تربیت را می توان این گونه دید که دانش باید به فهم برسد، فهم به انتخاب و انتخاب نیز در رفتار و زندگی دیده شود.

انتهای پیام

نظرات

captcha