معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
دفاع مقدس یکی از ماندگارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و نماد ایستادگی و خودباوری ملتی است که در برابر تجاوز رژیم بعث عراق، با تکیه بر ایمان، ایثار و حضور مردم و نیروهای مسلح از تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع کرد. 31 شهریور 1359، رژیم بعث عراق با حمایت قدرت های خارجی جنگی تمام عیار را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد؛ جنگی که در شرایطی به کشور تحمیل شد که نظام نوپای جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای سیاسی و اقتصادی و بی ثباتی های داخلی مواجه بود.
دفاع مقدس یکی از ماندگارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و نماد ایستادگی و خودباوری ملتی است که در برابر تجاوز رژیم بعث عراق، با تکیه بر ایمان، ایثار و حضور مردم و نیروهای مسلح از تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع کرد. 31 شهریور 1359، رژیم بعث عراق با حمایت قدرت های خارجی جنگی تمام عیار را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد؛ جنگی که در شرایطی به کشور تحمیل شد که نظام نوپای جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای سیاسی و اقتصادی و بی ثباتی های داخلی مواجه بود. با این حال، مقاومت و مشارکت گسترده مردم و نیروهای مسلح، این تهدید را به عرصه ای برای نمایش ظرفیت های ملی و تثبیت روحیه خودباوری در کشور تبدیل کرد.
اکنون در آستانه گرامیداشت هفته دفاع مقدس، 46 سال ایستادگی و مقاومت ملت ایران، دستاوردهای گسترده ای را در عرصه های دفاعی و خودکفایی به همراه داشته است؛ مسیری که با الگوگیری از مدیریت و مکتب امام راحل(ره) و در ادامه با هدایت و رهبری رهبر شهید انقلاب و سپس خلف صالح ایشان، حضرت آیت الله العظمی سیدمجتبی حسینی خامنه ای، دنبال شده است. مرور این تجربه تاریخی، به ویژه در شرایطی که کشور در سال اخیر نیز با جنگ و فشارهای نظامی و اقتصادی مواجه بوده، فرصتی برای بازخوانی نقش مردم، نیروهای مسلح و مدیریت جهادی در عبور از تهدیدها و همچنین تبیین این دستاوردها برای نسل جوان فراهم می کند.
در این راستا، ایکنا با سردار رسول سنایی راد، معاون سیاسی دفتر عقیدتی ـ سیاسی فرماندهی کل قوا ، گفت وگو کرده است که در ادامه مشروح آن را می خوانیم:
بیشتر بخوانید:
درس های مدیریت اقتصادی دوران دفاع مقدس برای امروز دفاع مقدس نشان داد «ناممکن ها» با تکیه بر مردم به فرصت تبدیل می شودایکنا ـ درباره الگوی مدیریتی حضرت امام خمینی(ره) در دوران دفاع مقدس بفرمایید؛ الگویی که موجب شد دستاوردها و تجربه های ماندگاری در طول هشت سال جنگ تحمیلی به دست آید. همچنین با توجه به نوپا بودن انقلاب اسلامی و محدودیت امکانات کشور در آن مقطع، چگونه تاب آوری و انسجام مردم و کشور حفظ شد و در نهایت به پیروزی در جنگ انجامید؟
الگویی که حضرت امام خمینی(ره) در رهبری و هدایت کشور در دوران دفاع مقدس دنبال می کردند، الگویی برآمده از باورهای الهی و اعتقاد به مردم بود. ایشان در عین اینکه یک رهبر دینی بودند، به بسیج مردم اعتقاد داشتند. در واقع، حضرت امام(ره) در جریان انقلاب اسلامی نیز نوعی شیوه مبارزاتی متکی بر بسیج مردم را دنبال کردند.
در قرن بیستم برخی انقلاب ها با اتکا به اسلحه و جنگ های چریکی صورت گرفته بود و به همین دلیل تعداد کشته شدگان در برخی از این انقلاب ها بسیار بالا بود. برای نمونه، در الجزایر بیش از یک میلیون نفر در جریان مبارزات انقلاب این کشور جان خود را از دست دادند اما در ایران، حضرت امام(ره) با اتکا به مردم، انقلاب را به پیروزی رساندند و حتی اجازه ترور نظامیان را نیز نمی دادند؛ چراکه آنها را بخشی از سرمایه کشور به حساب می آوردند.
نکته جالب این است که حتی در میان گروه های انقلابی که گرایش دینی و اسلامی داشتند، مجموعه هایی وجود داشتند که برای اقدام علیه برخی از سران نظام نیازمند حکم شرعی بودند اما آنها نیز مجوز حمله گسترده به مراکز نظامی رژیم شاه را نداشتند و این مسئله در نگاه حضرت امام(ره) منفی بود.
همین الگو در دوران جنگ نیز ادامه پیدا کرد. در ابتدای جنگ، اگر بخواهیم تعبیر دقیقی به کار ببریم، شرایط به گونه ای بود که معادله به نفع صدام بود. در واقع، دشمن از برتری هایی برخوردار بود و جبران این وضعیت از طریق حضور مردم صورت گرفت.
از همان ابتدای درگیری ها، به ویژه در حوادث مربوط به خوزستان و خرمشهر، نیروهای مردمی وارد میدان شدند. ضمن اینکه خود سپاه پاسداران نیز که در آن مقطع شکل گرفته بود، یک نیروی مردمی بود. بنابراین، با حضور مردم و پشتیبانی آنان، بخشی از کمبودهای لجستیکی و امکاناتی نیز جبران می شد.
در واقع، یک جنگ مردم پایه شکل گرفت و این حضور مردمی توانست نابرابری موجود در وضعیت جنگی را جبران کند. رزمندگان ما از پشتوانه مردم برخوردار بودند و همین ظرفیت مردمی در کنار مدیریت و فرماندهی حضرت امام(ره)، نقش مهمی در ادامه مقاومت و تغییر معادلات جنگ داشت.
در نهایت، پس از هشت سال جنگ، بدون واگذاری حتی یک وجب از خاک کشور از جنگ خارج شدیم؛ آن هم در شرایطی که قدرت های بزرگی از صدام حمایت و پشتیبانی می کردند و وضعیت کشور ما به گونه ای بود که حتی سیم خاردار نیز تحریم بود.
این دستاورد را باید مدیون راهبرد و شیوه مبارزاتی حضرت امام(ره) و نوع مدیریت و فرماندهی ایشان در دوران جنگ دانست. البته پایه و مؤلفه دیگری نیز در این الگو وجود داشت و آن، نگاه معنوی و جهادی به جنگ بود. به این معنا که یکی از عوامل تعیین کننده و مزیت های سرنوشت ساز در جنگ، این بود که رزمندگان، جنگ را جهاد می دانستند و مرگ در این مسیر را شهادت تلقی می کردند. همین نگاه، نوعی برتری در جنگ ایجاد کرد و توانست نامعادله موجود را به معادله ای جدید در میدان نبرد تبدیل کند و دست برتر را به رزمندگان ایران بدهد.
ایکنا ـ بیش از یک سال است که درگیر جنگ تحمیلی دیگر و تهدیدات ناشی از آن هستیم. با توجه به این شرایط، درباره تفاوت های جنگ اخیر با دفاع مقدس هشت ساله بفرمایید. همچنین چقدر توانستیم از تجربیات دفاع مقدس برای شکل گیری توانمندی ها و راهبردهای دفاعی کشور در مواجهه با تهدیدات خارجی استفاده کنیم؟ با توجه به اینکه پیش از شهادت رهبر شهید نیز در جریان جنگ 12 روزه، از الگوی مدیریتی امام شهید سخن گفته می شد، درباره استمرار این الگو در جنگ اخیر نیز توضیح دهید.
این جنگ با جنگ گذشته هم شباهت هایی دارد و هم تفاوت هایی. یکی از تفاوت های مهم، نوع مواجهه مستقیم نظام استکباری با جمهوری اسلامی ایران است. در جنگ هشت ساله، صدام به نوعی جنگ نیابتی را علیه ما دنبال می کرد؛ گرچه در اصل، این جنگ به نفع قدرت هایی مانند آمریکای جنایتکار و دیگر دشمنان فرامنطقه ای ما بود.
البته ما در مقاطعی از جنگ هشت ساله نیز شاهد حضور مستقیم آمریکا بودیم. برای مثال، در پایان جنگ با مورد اصابت قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران و همچنین حضور نیروی دریایی و هوایی آمریکا در منطقه، این کشور به صورت مستقیم برای تغییر موازنه جنگ وارد عمل شد، اما در مجموع، شکل مواجهه با دشمن در آن دوره با شرایط امروز تفاوت داشت.
در جنگ اخیر، ما عملاً با رویارویی مستقیم با جنایتکاری مانند آمریکا مواجه هستیم که دارای قدرت هسته ای است و جنگ 12 روزه که رژیم صهیونیستی حضور مستقیم داشت.
تفاوت دیگر، به سطح فناوری و تجهیزات جنگی بازمی گردد. در جنگ گذشته، صدام تجهیزات و فناوری جنگی مورد نیاز خود را از کشورهای دیگر دریافت می کرد اما امروز با یک جنگ فناورانه مواجه هستیم؛ یعنی با قدرت هایی مواجهیم که از فناوری های پیشرفته برخوردارند و این فناوری را در خدمت جنگ قرار داده اند. بنابراین، جنگ اخیر را می توان جنگی ترکیبی، چند لایه و چند بُعدی و بسیار پیچیده دانست.
اما همان طور که اشاره کردید، الگوگیری از مدیریت حضرت امام خمینی(ره) در دفاع مقدس، در جنگ 12 روزه استفاده شد و پس از آن نیز الگوی مدیریتی رهبر شهید در جنگ رمضان نیز ادامه پیدا کرد. یکی از مهم ترین تجلیات این شباهت در حوزه فرماندهی و مدیریت جنگ، حضور مردم در کف خیابان ها و حمایت آنان از رزمندگان و کشور است.
حضور شبانه مردم در خیابان ها و حمایت هایی که از رزمندگان ما داشتند، چه در جنگ 12 روزه و چه در جنگ اخیر، بسیار مهم بود. تعبیر زیبایی که رهبر شهید داشتند این بود که مردم، سوخت موشک های ما هستند. این تعبیر نشان می دهد که پشتوانه اصلی توان دفاعی کشور، صرفاً تجهیزات و تسلیحات نیست، بلکه حضور و حمایت مردم از کشور و نظام در برابر دشمن متجاوز، یک مؤلفه تعیین کننده است.
مؤلفه دیگر، همچنان تکیه بر معنویت، باورهای دینی و استفاده از فرهنگ حماسی برآمده از تمدن ایرانی است. امروز وقتی پرچم های سه رنگ جمهوری اسلامی ایران را در تجمعات مردمی مشاهده می کنیم، این پرچم ها گویای عمق فرهنگی و معنایی جنگ ما در برابر دشمن هستند. این مسئله نیز تجربه ای است که از جنگ هشت ساله به دست آمده است.
ما در جنگ هشت ساله یاد گرفتیم که باید روی پای خودمان بایستیم. در آن مقطع، به دلیل تحریم و محدودیت های گسترده، امکان تهیه بسیاری از تجهیزات نظامی از خارج وجود نداشت؛ بنابراین به سمت تولید موشک، پهپاد و سایر تجهیزات و تسلیحات بومی حرکت کردیم. این تجربه، با حمایت رهبری از تقویت توان نظامی داخلی استمرار پیدا کرد.
امروز نتیجه آن تجربه را در جنگ اخیر می بینیم. برای مثال، کشوری مانند عربستان سعودی، با وجود توافقات مختلف و برخورداری از پایگاه های آمریکایی در خاک خود و همچنین توافق با کشورهای دیگر، در زمان مواجهه با تهدید، برای دریافت حمایت و پشتیبانی به کشورهای دیگر نیاز دارد؛ اما در مقابل، یمنی هایی که از بسیاری از امکانات و تجهیزات محروم هستند، توانسته اند با اتکا به ظرفیت های مستقل خود مقاومت کنند.
ما نیز امروز از یک قدرت نظامی مستقل برخورداریم و این توانمندی نظامی مستقل، یکی از میراث های دفاع مقدس هشت ساله و یادگار جنگ هشت سالکه گذشته است. مجموعه تجربیاتی که در آن جنگ به دست آوردیم، به ما آموخت که باید روی پای خودمان بایستیم و به سمت تولید تسلیحات و تجهیزات بومی حرکت کنیم.
در جنگ اخیر نیز یکی از ارکان اصلی توان دفاعی ما، همین تسلیحات ایرانی، ارزان و انبوه بود که به پشتوانه آن توانستیم در برابر قدرتی مانند آمریکا ماه ها مقاومت کنیم و اجازه ندهیم دشمن به اهداف خود دست پیدا کند. اکنون بیش از هفت ماه مقاومت را سپری می کنیم گرچه درگیری مستقیم حدود دو ماه؛ 40 روز درگیری اولیه و 20 روز نیز درگیری در جنوب کشور و تنگه هرمز بود که دشمن به اهداف خود دست نیافت.
شباهت دیگر این است که دشمن، چه در جنگ هشت ساله و چه در جنگ های اخیر، در برآورد اولیه خود از ایران دچار خطا شد. صدام تصور می کرد با یک عملیات برق آسا و کوتاه مدت می تواند به اهداف خود برسد. رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار نیز در جنگ های اخیر با چنین تصوری وارد میدان شدند و گمان می کردند در مدت کوتاهی می توانند اهداف خود را محقق کنند.
اما در هر سه جنگ، دشمن به اهدافی که برای خود تعیین کرده بود، دست پیدا نکرد. دلیل این مسئله آن بود که دشمن، مردم ایران و نوع گرایش معنوی و ایدئولوژیک آنان را که به آنها توانمندی و قدرت مقاومت در برابر دشمن متجاوز می دهد، محاسبه نکرده بود.
همین اشتباه محاسباتی موجب شد دشمنان، با وجود اینکه از نظر ظاهری در موازنه قدرت دست برتر را داشتند، نتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.
ایکنا ـ پرسش بعدی درباره حضور مردم در کف خیابان و حمایت از رزمندگان و به تعبیری «سوخت موشک ها»ست. یکی از ویژگی های برجسته دفاع مقدس هشت ساله و جنگ تحمیلی اخیر، حضور گسترده مردم و نیروهای داوطلب در کنار نیروهای مسلح، با وجود همه کمبودها و حتی برخی نارضایتی ها و گلایه های موجود بوده است. حفظ و تقویت این انسجام میان مردم و نیروهای مسلح چه نقشی در تقویت قدرت دفاعی و تاب آوری ملی کشور دارد؟
اگر متغیرهای مادی، مانند سلاح و تجهیزات را در نظر بگیریم، به نوعی می توان گفت در هر سه جنگ با نابرابری مواجه بودیم؛ اما با وجود این نابرابری، توانستیم از این گردنه تاریخی عبور کنیم و دشمن به اهداف خود نرسید. یکی از اصلی ترین متغیرها در این میان، نگاه رهبر شهید و مقام معظم رهبری؛ فرمانده کل قوا به مردم، مشارکت دادن آنها در جنگ و فراهم کردن زمینه حضور و مشارکت آنان در دفاع بود.
در جنگ هشت ساله، این مشارکت در قالب بسیج شکل گرفت و حتی در خط مقدم نیز مردم حضور پیدا کردند. علاوه بر این، طول و عرض جغرافیایی کشور نیز در واقع عقبه پشتیبانی مردمی جنگ محسوب می شد. یکی از دلایل جنگ شهرها و حملات صدام به شهرهای ایران، گرفتن انتقام از مردم بود؛ چراکه دشمن می خواست با حمله به مناطق مسکونی، مردم را تحت فشار قرار دهد و از این طریق اراده آنان را در حمایت از جبهه های جنگ تضعیف کند.
در دو جنگ اخیر نیز، یعنی جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، در مواردی، دشمن مردم را مورد حمله قرار داد. آغاز جنگ رمضان با جنایتی مانند شهادت رهبر شهید و در کنار آن شهادت دانش آموزان «مدرسه شجره طیبه میناب» همراه بود که هدف آن ایجاد ارعاب در میان مردم بود. اساساً خود واژه «ترور» به معنای ایجاد وحشت و ترساندن مردم است و این اقدامات نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. در ادامه، آنچه در لامرد فارس و سایر شهرها اتفاق افتاد، نشان دهنده نوعی انتقام گیری دشمن از مردم بود.
این اقدامات نشان داد که دشمنان ما مردم ایران را به درستی نشناخته اند. مردم ما در برابر بیگانه و دشمن متجاوز، همواره موضع منفی داشته اند. شاید در مقاطعی برخی از افراد که می توان آنها را خودفروخته، خائن یا ناآگاه دانست، با دشمن همراهی کرده باشند، اما عموم مردم ایران بر اساس سابقه تاریخی خود، ایستادگی در برابر دشمن را یک فضیلت می دانند.
این مسئله در تاریخ ما نیز ریشه دارد. برای مثال، آریوبرزن در برابر اسکندر یک عملیات نظامی انجام می دهد و با کمین در برابر نیروهای مهاجم می ایستد و به قهرمان تبدیل می شود. بنابراین، مقابله با بیگانه و دفاع از سرزمین، در فرهنگ تاریخی و ملی ما یک ارزش و فضیلت محسوب می شود.
در هر سه جنگ، حضور مردم تعیین کننده بوده و ما از این ویژگی و امتیاز به عنوان یک «مزیت طلایی و سرنوشت ساز» برخوردار بوده ایم. در جنگ اخیر نیز رهبر شهید از این حضور به عنوان بعثت مردمی یاد کردند و خلف صالح ایشان، حضرت آیت الله العظمی سید مجتبی حسینی خامنه ای نیز همین تعبیر را در توصیف حضور مردم در کف خیابان به کار بردند.
یکی از تصورات دشمن این بود که با شروع جنگ، زمینه برای اعتراضات داخلی فراهم خواهد شد و آنها می توانند از طریق این اعتراضات، دو لبه قیچی جنگ بیرونی و جنگ داخلی را همزمان فعال و هماهنگ کنند و به تعبیر خودشان، زمینه تغییر نظام را فراهم آورند.
اما جالب اینجاست که خود جنگ ها در کشور ما موجب انسجام بیشتر مردم شد. جنگ موجب شد مردم در برابر دشمن متحد شوند و با وجود برخی گلایه ها و نارضایتی ها، هنگامی که پای دشمن به میان آمد، از ابراز این نارضایتی ها به شکل اعتراضی که بتواند به نفع دشمن تمام شود، اجتناب کردند.
حتی دشمن و پادوهای داخلی آن، که در قالب برخی گروهک های ضدانقلاب و برانداز، به ویژه تجزیه طلبان، چنین طمعی داشتند، با واکنش مردم مواجه شدند. مردم نه تنها از آنها اعلام برائت کردند، بلکه در مواردی در شناسایی و معرفی آنها نیز نقش داشتند؛ به نوعی شاهد شکل گیری یک نیروی امنیتی مردمی بودیم که می توان از آن با عنوان اطلاعات مردمی یاد کرد.
بنابراین، باید در برابر این مردم فهیم تعظیم کرد؛ مردمی که روحیه دشمن ستیزی و شهامت ایستادن در برابر دشمن را دارند و این شهامت را به رزمندگان نیز تزریق و منتقل می کنند. حضور و پشتیبانی مردم موجب دلگرمی رزمندگان می شود و در هر سه جنگ، نقش تعیین کننده ای داشته است.
این پشتیبانی مردمی توانسته بسیاری از خلأها و کمبودها را جبران کند. البته مسئله فقط دلگرمی رزمندگان نیست؛ همراهی و مشارکت مردم نوعی هم افزایی قدرت برای دفاع از کشور ایجاد کرده و توان دفاعی ملی را افزایش داده است.
ایکنا ـ در عصری قرار داریم که جنگ رسانه ای به یکی از ارکان اصلی تقابل ها تبدیل شده است و دشمن با در اختیار داشتن رسانه های متعدد و برخورداری از قدرت رسانه ای، تلاش می کند برای خود دستاوردسازی کند و از این طریق میان مردم شکاف ایجاد کند. مشخصاً چقدر ضروری است که در کنار جنگ میدان و اقدامات نظامی، روایت درست و اصیل از دستاوردها، تجربیات و افتخارات دفاع مقدس هشت ساله و دو جنگ تحمیلی اخیر نیز با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی، چه در داخل کشور و چه در خارج، مورد توجه ویژه قرار گیرد؟ نقش رسانه و روایت در جنگ تا چه اندازه تعیین کننده است؟
رسانه و روایت از جنگ، یکی از ارکان چندگانه ای بوده که در هر سه جنگ نقش داشته است. حضرت امام خمینی(ره) تعبیر بسیار زیبایی دارند که «تبلیغات بلندتر از شمشیر است»، تعبیر دیگری نیز درباره برندگی و اثرگذاری تبلیغات مطرح شده است. شمشیر و ابزار نظامی، ابزار اصلی جنگ هستند، اما تعبیر حضرت امام(ره) این بود که تبلیغات و رسانه نیز یکی از ابزارها و وسایل مهم در جنگ به حساب می آیند.
امروز نیز همه قائل به این هستند که به موازات درگیری نظامی، نوع روایتی که از یک رویداد جنگی ارائه می شود، نقش تعیین کننده ای دارد؛ چراکه روایت بر اذهان و روان مردم و شناخت آنان اثر می گذارد و عموم مردم را به سمت واگرایی یا همگرایی نسبت به یکی از طرفین جنگ سوق می دهد و آنها را ترغیب می کند.
خوشبختانه در این زمینه، تجربیاتی که ما از گذشته داشتیم، در کنار انگیزه های مثبت دفاعی مردم، موجب شد رسانه های ما نیز عمدتاً در این جنگ همراهی خوبی با رزمندگان داشته باشند و مقابله با دشمن را به گونه ای روایت کنند که دشمن نتواند در عرصه روایت سازی دست برتر را پیدا کند.
حتی در سطح جهانی نیز کسی روایت آمریکایی ها مبنی بر پیروزی در این جنگ را باور نکرد. آنچه برای افکار عمومی جهان قابل مشاهده بود، ایستادگی مردم بزرگ ایران و ناکام ماندن دشمن در دستیابی به اهداف اولیه خود بود.
در جنگ های جدید، رسانه و روایت حتی می تواند نقش برتری پیدا کند. زمانی می گفتند «عالیجناب توپ حرف آخر را می زند»؛ یعنی در واقع عنصر تعیین کننده و سخت افزار اصلی جنگ، توپ و سلاح بود. اما امروز، بیش از آنکه خود توپ اثرگذار باشد، روایتی که از به کارگیری توپ، چرایی استفاده از آن و چگونگی به کارگیری آن ارائه می شود، اهمیت دارد.
خوشبختانه ما در این عرصه نیز در موضع دفاع قرار داشتیم و جنگ ما از مشروعیت برخوردار بود؛ چراکه اساس آن دفاعی بود و این دشمن بود که تجاوز کرده بود. ما در مقابل متجاوز قرار گرفته بودیم و دفاع جانانه ای شکل گرفت که شگفتی جهانیان را برانگیخت.
ما در برابر قدرتی ایستادیم که از نظر توان نظامی و فناوری، قدرتی بسیار بزرگ محسوب می شود و در کنار آن، آمریکا نیز مستقیماً وارد این تقابل شده بود. با وجود این، ایران ایستادگی کرد و این ایستادگی با حضور و پشتیبانی مردم شکل گرفت و رسانه نیز در روایت و بازگویی حقایق این جنگ نقش بسیار مؤثری داشت.
بخشی از این حقایق، اتفاقاً به نفع ما بود؛ از جمله جنایاتی که دشمن مرتکب شد، مانند ترور رهبر شهید، فرماندهان و به شهادت رساندن کودکان مظلوم در میناب و لامرد و مراسم عروسی سیریک و امثالهم. انعکاس این جنایات، خود به یک عامل انگیزه بخش برای مردم تبدیل شد و به ماندن، مقاومت و حمایت بیشتر آنان از کشور و رزمندگان کمک کرد.
بنابراین، لازم می دانم به همه اصحاب رسانه خداقوت بگویم؛ چراکه اهالی رسانه در این جنگ، هم در عرصه روایتگری و هم در عرصه خطرپذیری، نقش مهمی ایفا کردند. خبرنگاران ما در شرایط سخت جنگی حضور داشتند و خطر را به جان می خریدند تا واقعیت های میدان را برای مردم منعکس کنند.
برای نمونه، حضور یک خبرنگار در تنگه هرمز و انعکاس تصاویر از آن منطقه، اهمیت کار رسانه را برای مردم ملموس کرد. وقتی خبرنگار سوار قایق می شد و در شرایط خطرناک، تصاویر و گزارش هایی از آن منطقه برای مردم ارسال می کرد، در واقع مردم را با واقعیت میدان مواجه می کرد.
در این میان، یک حرکت زیبای رسانه ای نیز انجام شد که انعکاس دهنده شجاعت مردم ما بود؛ اقدام سرکار خانم امامی در رسانه ملی و ایستادگی ایشان در شرایط حمله هوایی دشمن. هنگام حمله به ساختمان شیشه ای صداوسیما، ایستادگی و حضور ایشان و «الله اکبر گفتن وی» در شرایطی که حمله هوایی دشمن در جریان بود، در واقع تجلی شجاعت ملی ما بود و این اقدام در دنیا نیز بازتاب پیدا کرد و به عنوان یک حرکت شجاعانه مورد توجه قرار گرفت.
بنابراین، رسانه نه تنها وظیفه انتقال اخبار جنگ را بر عهده دارد، بلکه در جنگ روایت ها باید حقیقت میدان، مظلومیت، شجاعت مردم و رزمندگان و جنایات دشمن را نیز به درستی برای افکار عمومی تبیین و روایت کند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}