معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
هفته دفاع مقدس امسال در حالی دنبال می شود که یکی از محورهای آن به نقش و جایگاه زنان در عرصه دفاع از ارزش های خانواده و جامعه اختصاص یافته است. شعار روز جمعه 3 مهر 1405، (زنان؛ مدافعان حریم خانواده، جامعه و معنویت) بر نقشی تأکید دارد که اگرچه بخش مهمی از آن در فضای خانه و زندگی روزمره شکل می گیرد، اما آثار آن می تواند در ابعاد گسترده اجتماعی و فرهنگی دیده شود.
هفته دفاع مقدس امسال در حالی دنبال می شود که یکی از محورهای آن به نقش و جایگاه زنان در عرصه دفاع از ارزش های خانواده و جامعه اختصاص یافته است. شعار روز جمعه 3 مهر 1405، (زنان؛ مدافعان حریم خانواده، جامعه و معنویت) بر نقشی تأکید دارد که اگرچه بخش مهمی از آن در فضای خانه و زندگی روزمره شکل می گیرد، اما آثار آن می تواند در ابعاد گسترده اجتماعی و فرهنگی دیده شود. زن در این نگاه تنها به عنوان فردی درگیر با حوادث جنگ یا بحران مطرح نیست، بلکه نقش او در حفظ بنیان خانواده، تربیت نسل آینده، انتقال ارزش ها و ایستادگی در برابر آسیب های فرهنگی و اجتماعی نیز بخشی از مفهوم دفاع به شمار می آید.
ادبیات داستانی می تواند این نقش را از قالب های کلیشه ای فاصله داده و تصویری واقعی تر از زن مدافع ارائه کند؛ زنی که در کنار قدرت و استواری، ترس، تردید، خستگی، دلبستگی و انتخاب های دشوار خود را نیز دارد. چنین شخصیتی لزوماً قهرمانی با اسلحه نیست و گاه میدان اصلی مبارزه او در خانه، تربیت فرزند، مواجهه با تغییرات اجتماعی و تلاش برای حفظ هویت و ارزش های خانواده شکل می گیرد. از این منظر، زندگی روزمره زنان نیز می تواند بستری برای روایت مقاومت، انتخاب و دفاع از آن چیزی باشد که برایشان ارزشمند است.
در همین زمینه و با توجه به شعار روز جمعه 3 مهر 1405 با عنوان(زنان؛ مدافعان حریم خانواده، جامعه و معنویت) در گفت وگوی ایکنا با سارا تقی زاده، نویسنده و داستان نویس، مفهوم زن مدافع حریم را از منظر ادبی و داستانی بررسی کرده ایم. تقی زاده در این گفت وگو تلاش می کند تصویری امروزی از زن قهرمان ارائه دهد؛ زنی که قرار نیست همیشه ساکت، صبور و فداکار باشد، بلکه می تواند در موقعیت های مختلف تصمیم گیرد، اعتراض کند، از خانواده و باورهای خود دفاع کند و در عین حال انسانی سرشار از عشق باقی بماند. از نگاه او، گاهی بزرگ ترین حماسه ها در جایی رخ می دهند که هیچ مدال و تشویقی برای آن وجود ندارد و تنها خود زن از میزان ایستادگی و رنجی که برای حفظ خانواده و باورهایش پشت سر گذاشته، آگاه است.
سارا تقی زاده، نویسنده و داستان نویس، نویسنده کتاب «سجده بر موج ها» است؛ اثری در حوزه ادبیات پایداری که با محوریت زندگی داستانی شهید نوجوان سید مصطفی خادمی از سوی انتشارات کتاب جمکران منتشر شده است. «سجده بر موج ها» نخستین تجربه قلمی او در ژانر زندگی نامه داستانی شهدا معرفی شده و روایت آن در کنار زندگی شهید، داستان دختری به نام نسترن را نیز دنبال می کند.
ایکنا - در نگاه شما به عنوان یک داستان نویس، مفهوم زن مدافع حریم چه تصویر و نمادی را در ذهن شما زنده می کند و اگر بخواهید حفاظت از معنویت، خانواده و ارزش های آن را در قالب یک استعاره ادبی به تصویر بکشید، زن در این تصویر چه جایگاهی خواهد داشت؟
در زندگی امروز، زن را نه مثل یک سپر در مقابل جریان ها و آسیب ها، بلکه مثل دست هایی که سپر را بالا نگه داشته اند می بینم. دست هایی قدرتمند و عاشق که تلاش می کنند از قلمرو خانواده، از معصومیت، معنویت و ارزش های خانواده حفاظت کنند و اجازه ورود باورها، عقاید و رفتارهایی را که ارزش ها و هنجارهای خانواده را مورد هدف قرار می دهند، به حریم خانواده ندهند. برای من زن مدافع حریم، نیرویی است که در پشت یک سپر ایستاده و آن را برای حفاظت از خانواده بالا نگه داشته است.
این آسیب ها که امروزه مثل نیزه از هر طرف در حال تلاش برای ورود به قلمرو پاک خانواده هستند، تنها با وجود دست هایی که سپر را بالا نگه داشته اند، از پا می افتند. این دست ها شاید گاهی اهمیت خود را از یاد ببرند، شاید خسته شوند و حتی لحظاتی احساس کنند توان ادامه دادن ندارند، اما هیچ زمان از قدرت آن ها کم نمی شود. این تصویر برای من نمادی از حضور پنهان اما قدرتمند زنان در خانواده است؛ حضوری که شاید همیشه دیده نشود، اما بخش مهمی از امنیت معنوی و عاطفی خانه به آن وابسته است.
ایکنا - در داستان های مدرن، قهرمان دیگر لزوماً کسی نیست که با سلاح وارد میدان مبارزه شود و می تواند زنی باشد که در زندگی روزمره از مرزهای معنوی خانواده دفاع می کند؛ به نظر شما چنین زن مدافعی باید چه ویژگی هایی داشته باشد تا در عین واقعی بودن بتواند برای مخاطب امروز تأثیرگذار و باورپذیر باشد؟
امروز و در داستان های مدرن دیگر نمی توان زن را مانند گذشته و برخی داستان های قدیم توصیف کرد. خوشبختانه با تغییر بعضی دیدگاه ها درباره زنان، برای نشان دادن یک زن مدافع و قهرمان در داستان ها هم باید تأمل کرد. دیگر زمان ازخودگذشتگی های بیش از حد، تاب آوری های تمام نشدنی، صبوری های غیرمنطقی و تحمل رنج هایی که می شود از میان آن ها عبور کرد، تمام شده است. زن مدافع و قهرمان در داستان های مدرن باید شخصیتی واقعی داشته باشد و بتواند درباره زندگی، خواسته ها و مرزهای خود تصمیم گیرد.
زن مدافع امروزی زیرک است و شاید تحصیلات دانشگاهی نداشته باشد، اما تلاش می کند سواد رسانه ای خود را در دنیایی که روی رسانه ها می چرخد بالا ببرد. اگر آسیب و خطری را حتی درون خانواده ببیند، بیش از آنچه نیاز است تحمل نمی کند و گاهی جایی که لازم ببیند زیر میز می زند. زن مدافع امروزی همیشه آرام و سربه زیر نیست، در زمان خودش طغیان می کند و سرمشقی برای زنان و دختران دیگر است. چنین زنی وقتی می تواند برای مخاطب تأثیرگذار باشد که شبیه انسان های واقعی باشد، نه یک شخصیت بی نقص و دور از دسترس.
ایکنا - با توجه به اینکه خانواده ایرانی همواره درگیر چالش های پنهان مربوط به حفظ ارزش ها و تربیت نسل جدید بوده است، چگونه می توان این مبارزه نامرئی و درگیری روحی و معنوی را در داستان به یک حماسه درونی تبدیل کرد که تفاوت آن با جنگ فیزیکی نیز برای مخاطب قابل لمس باشد؟
بله؛ خانواده ایرانی به دلیل داشتن هنجارها و ارزش های مطابق با فرهنگ و البته دلواپسی و نگرانی درباره حضور ضدارزش ها، همیشه در یک مبارزه نامرئی بوده است. این یک مبارزه ذهنی است که در آن عقاید و خط فکری کودکان خانواده مورد هدف قرار می گیرد و اسلحه و تفنگ آن، پایداری، روش های تربیتی نوین و کنار آمدن با نوجوانان امروزی است. در چنین روایتی، میدان جنگ دیگر لزوماً سنگر و جبهه نیست، بلکه ممکن است اتاق یک نوجوان، فضای یک خانه یا حتی تلفن همراه او باشد و درگیری اصلی نیز به جای جسم، ذهن و روح انسان را هدف قرار دهد.
اگر نمونه بالا را در نظر بگیریم، در درگیری روحی هدف آینده نوجوانان، عقاید آن ها و کم رنگ جلوه دادن ارزش های سنتی ایرانی در ذهنشان است. دشمن نه پشت سنگر است و نه لباس نظامی دارد، بلکه ممکن است یک دوستی نزدیک باشد که از طریق رسانه شبانه روز و در پوشش یک همراه و رفیق دلسوز ظاهر می شود. نیروهای خودی نیز بزرگ ترهای خانواده هستند که باید با دسترسی به سلاح های فوق پیشرفته، مانند روش های جدید درک نوجوانان، روش های تازه تر و پیشرفته برای تربیت و نهادینه کردن ارزش ها در ذهن کودکان، در این نبرد پیروز شوند و تأثیر سلاح هایی را که مستقیم بر روان و فکر تأثیر می گذارند، کاهش دهند؛ آسیب هایی مانند ناامیدی، افسردگی، احساس بدبختی و حتی تمایل به پایان زندگی که می توانند مانند بمب هسته ای و سلاح های شیمیایی خطرناک باشند.
ایکنا - تجربه زیسته زنان چه تأثیری بر نوع نگاه یک نویسنده زن به مفاهیمی مانند امنیت، حریم، خانواده و قدرت پنهان زنان دارد و چگونه می توان این تجربه درونی را به شخصیت هایی تبدیل کرد که در ظاهر زندگی معمولی دارند اما در درون خود با جنگ ها و انتخاب های بزرگی روبه رو هستند؟
فکر می کنم زن بودن به من یک زاویه دید متفاوت برای روایت کردن داده است؛ زاویه ای که همزمان به اتفاقات بیرونی نگاه می کند و به آن چیزی که در درون آدم ها می گذرد نیز توجه دارد. بخش بزرگی از قدرت زنان در چیزهایی اتفاق می افتد که معمولاً دیده نمی شوند؛ در روز و شب هایی که با نگرانی های مختلف می گذرد، در انتخاب هایی که شاید هیچ کس از آن ها خبر نداشته باشد، در عشقی که زن برای خانواده اش خرج می کند و در لحظه هایی که با وجود ترس و خستگی، باز هم تصمیم می گیرد بایستد.
وقتی می خواهم از زن بنویسم، او را فقط یک قهرمان بی نقص نشان نمی دهم. برای من زن واقعی کسی است که می ترسد، دلش می شکند، گاهی تردید می کند، اما با همه این ها دوباره خودش را پیدا می کند و ادامه می دهد. تجربه های خودم هم در این نگاه تأثیر داشته اند و سعی می کنم از احساسات و تجربه های زنانه برای خلق شخصیت هایی استفاده کنم که مخاطب بتواند خودش را در آن ها پیدا کند؛ زن هایی که شاید در ظاهر زندگی معمولی داشته باشند، اما در درونشان جنگ ها، انتخاب ها و حماسه های بزرگی جریان دارد. گاهی بزرگترین حماسه یک زن همان چیزی است که هیچ کس برایش دست نمی زند و هیچ مدالی به او نمی دهند و فقط خودش می داند برای حفظ عشق، خانواده و باورهایش چه مسیری را پشت سر گذاشته است.
ایکنا - در داستان های امروزی که خانواده و معنویت با تغییرات فرهنگی و سبک های جدید زندگی روبه رو هستند، چگونه می توان تقابل میان حفظ اصالت های معنوی و پذیرش دنیای مدرن را روایت کرد، به گونه ای که شخصیت داستان مجبور نباشد میان امروزی بودن و ریشه های فرهنگی خود یکی را انتخاب کند؟
مدرن شدن لزوماً به معنای از دست دادن ارزش های گذشته نیست. مشکل از جایی شروع می شود که در میان تغییرات و به روز شدن، آدم ها گاهی فراموش می کنند چه چیزهایی برایشان واقعاً ارزشمند بوده است. در داستان هایم دوست دارم این کشمکش را از دل زندگی واقعی نشان بدهم؛ آدم هایی که از یک طرف با دنیای جدید، انتخاب های تازه و سبک زندگی متفاوت روبه رو هستند و از طرف دیگر خانواده، عشق، ریشه ها و باورهایی قرار دارند که قرار نیست در مسیر امروزی بودن از دست بروند.
برای من جذابیت داستان دقیقاً در همین نقطه است؛ اینکه شخصیت مجبور نباشد بین امروزی بودن و اصالت داشتن یکی را انتخاب کند، بلکه با توجه به فرهنگی که در آن رشد کرده تصمیم گیرد چه چیزهایی را از دنیای جدید بپذیرد و چه چیزهایی را با وجود تغییر زمان همچنان ارزشمند بداند. اصالت واقعی چیزی نیست که با تغییر زمان از بین برود؛ اگر ریشه دار باشد، می تواند در هر دوره ای شکل تازه ای پیدا کند. به همین دلیل دوست دارم در داستان هایم به جای قرار دادن سنت و مدرنیته در دو سوی یک تقابل مطلق، انتخاب های پیچیده و واقعی انسان امروز را روایت کنم.
ایکنا - در هفته دفاع مقدس که معمولاً از حماسه زنان در جبهه و نقش آنان در دوران جنگ سخن گفته می شود، از نگاه یک نویسنده چگونه می توان روح دفاع و مقاومت را از میدان جنگ به زندگی روزمره آورد و صیانت از اخلاق، خانواده و امید را نیز به شکلی داستانی بخشی از همان حماسه دانست؟
دفاع فقط به معنای حضور در میدان جنگ نیست؛ دفاع یک روحیه است، روحیه ای که باعث می شود آدم برای چیزی که دوست دارد در سخت ترین شرایط هم بایستد. در دوران دفاع مقدس، زنان هم به شکل های مختلف بخشی از این مقاومت بودند؛ گاهی با صبر و تحمل و دوری و دلتنگی، گاهی با پشتیبانی از خانواده و رزمنده ها و گاهی با ایستادگی در برابر سختی هایی که جنگ به زندگی شان تحمیل می کرد و حتی گاهی در مبارزه. این تجربه نشان می دهد که دفاع فقط یک موقعیت نظامی نیست و می تواند در شکل های مختلف زندگی انسان حضور داشته باشد.
امروز هم می شود همان روح دفاع را در زندگی روزمره دید، خصوصاً با شرایط حساس کنونی. دفاع از خانواده چندان تفاوتی با دفاع پشت سنگرها ندارد. زنی که برای حفظ خانواده خود تلاش می کند، مادری که با وجود خستگی امیدش را از دست نمی دهد یا انسانی که در برابر سختی ها و بی تفاوتی تسلیم نمی شود، هرکدام می توانند شکل دیگری از همان روحیه مقاومت باشند. گاهی یک خانه با تمام دلتنگی ها، انتخاب ها و فداکاری های آدم هایش، خودش می تواند صحنه یک حماسه باشد و داستان نویس می تواند این حماسه های کوچک و کمتر دیده شده را به روایت هایی انسانی و تأثیرگذار تبدیل کند.
ایکنا - اگر بخواهید داستانی درباره زنی بنویسید که مدافع حریم بودن را نه یک وظیفه سنگین و تحمیلی بلکه یک انتخاب عاشقانه و معنوی می داند، چه تم هایی را برای روایت زندگی او انتخاب می کنید و چگونه شخصیتی می سازید که مخاطب خود را در او ببیند و با تصویر یک زن اصیل ایرانی ارتباط برقرار کند؟
ایده برای چنین داستان هایی زیاد است، خصوصاً در این دوره که زنان در عرصه های مختلف حضور دارند و اهمیت حضورشان بیش از پیش برای همه روشن شده است. به شکرانه همین اتفاق که البته همچنان مسیرش ادامه دارد، امروز داستان های زیادی از زنان مختلف می توان نوشت. زنانی که هرکدام تجربه، دغدغه، انتخاب و شیوه خاص خود را برای مواجهه با زندگی دارند. اگر روزی چنین داستانی بنویسم، دوست دارم مخاطب در پایان احساس نکند که با یک قهرمان دور از دسترس روبه رو بوده، بلکه اگر زنی آن را خواند یا شنید، بتواند خودش را در شخصیت مورد نظر پیدا کند.
دوست دارم مخاطب با زنی روبه رو شود که می توانسته شبیه خودش باشد و بفهمد گاهی بزرگ ترین شکل دفاع، همین دوست داشتن و پای انتخاب خود ایستادن است. زنی که قوی است و با وجود اینکه قلبش سرشار از عشق است، قرار نیست تا همیشه تاب آور و ازخودگذشته باشد، اما در عین حال بااصالت است. برای من چنین شخصیتی باید یک زن اصیل و عاشق ایرانی باشد؛ زنی که قدرتش را از عشق، انتخاب، هویت و توانایی ایستادن در لحظه های دشوار به دست می آورد و در عین عشق ورزیدن، خودش را نیز فراموش نمی کند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}