معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
اعتراف رسانه ها و مقامات رژیم صهیونیستی به افزایش جاسوسی برای ایران بیش از پیش افزایش داشته است و تحلیلگران عبری زبان ریشه این مسئله را در بحران معیشتی، سرخوردگی سیاسی و مدل ارزان جذب تهران می دانند.

سرویس جهان مشرق - گال توبی، خبرنگار شبکه عبری 14 رژیم صهیونیستی، در گزارشی جنجالی اعتراف کرده است: «در اسرائیل ما شاهد افزایش شدید آمار جاسوسی برای ایران هستیم! تعداد بی شمار اسرائیلی ها در ازای مبلغی ناچیز، جذب دستگاه اطلاعاتی ایران می شوند و برای آن ها جاسوسی می کنند.» این اعتراف صریح از زبان یک رسانه صهیونیستی، آنهم رسانه نزدیک به نخست وزیر این رژیم، پرده از بحرانی عمیق در ساختار اجتماعی و امنیتی رژیم صهیونیستی برداشته است.
بر اساس گزارش های منتشرشده، تنها در سال 2025 میلادی، دست کم 25 صهیونیست به اتهام جاسوسی برای ایران کیفرخواست شده اند و سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی (شاباک) از بیش از 60 صهیونیست تحت پیگرد و بیش از 1000 نفر مشکوک به تماس با Iranian handlers خبر داده است.
پژوهشی علمی که بر پایه بیش از 30 پرونده مستند انجام شده، نشان می دهد که «سختی اقتصادی، بی ثباتی روانی و حاشیه نشینی قومی، راه هایی برای جذب خارجی ایجاد کرده است».
بحران اقتصادی و انگیزه مالی — «پول، انگیزه ای قدرتمند برای خیانت»
بسیاری از صهیونیست هایی که به خدمت شبکه های اطلاعاتی ایران و محور مقاومت درآمده اند، انگیزه مالی داشته اند. گزارش ها نشان می دهد برخی از این افراد در ازای دریافت مبالغ نقدی ناچیز یا ارز دیجیتال حاضر به جمع آوری اطلاعات حساس شده اند. پژوهش و تحلیل روزنامه عبری معاریو نیز تأکید می کند اگرچه بسیاری بر این باورند که پول انگیزه اصلی همکاری با ایران است، اما این تنها انگیزه نیست و نیازهای روانی و عاطفی نیز در فرآیند جذب نقش دارند.
با این حال، داده های میدانی نشان می دهد که در بیشتر موارد مستند، انگیزه مالی عامل غالب بوده است. محققان شاباک و پلیس رژیم صهیونیستی تأیید کرده اند که «انگیزه اصلی برای اکثر جذب شدگان، نابسامانی اقتصادی و نه ایدئولوژی بوده است». دستگاه اطلاعاتی ایران و همچنین نیروهای مقاومت از طریق شبکه ای غیرمتمرکز در شبکه های اجتماعی عمل می کند، افرادی را که با مشکلات مالی یا بدهی دست وپنجه نرم می کنند شناسایی و به آن ها پول سریع پیشنهاد می دهد.

بستر این آسیب پذیری اقتصادی، بحرانی گسترده تر است. گزارش ها حاکی از آن است که طی سه سال گذشته حدود 150 هزار صهیونیست سرزمین های اشغالی را ترک کرده اند؛ روندی که با جنگ، تنش های سیاسی و فشارهای اقتصادی همزمان شده است.
پژوهش سازمان مالیاتی رژیم نشان می دهد که نرخ مهاجرت افراد با درآمد بالا در سال های 2023 و 2024 نسبت به سال 2019 تقریباً دو برابر شده و تداوم این روند می تواند ظرف پنج سال آینده به کاهش سالانه درآمدهای مالیاتی تا سقف 3.5 میلیارد دلار منجر شود. در چنین فضایی از فشار اقتصادی، پیشنهادهای مالی اندک اما فوری ایران برای اقشار آسیب پذیر جذابیت پیدا می کند.
نکته قابل توجه آن است که در بیشتر پرونده ها، مبالغ پرداختی به این افراد «ناچیز» توصیف شده است؛ چنان که خود رسانه صهیونیستی نیز اعتراف کرده که همکاران با «مبلغی ناچیز» جذب می شوند. این امر نشان می دهد که سطح آسیب پذیری اقتصادی در میان بخشی از جامعه رژیم صهیونیستی تا حدی است که حتی مبالغ اندک می تواند به اهرم جذب تبدیل شود. کارشناس صهیونیست «مئیر سوئیسا» در این باره می گوید: «ما با پدیده ای بسیار خطرناک تر از جذب یک مقام امنیتی عالی رتبه روبرو هستیم، زیرا داستان یک فرد سقوط کرده نیست، بلکه داستان کل جامعه اسرائیل است».
سرخوردگی ایدئولوژیک — «نه از سر نفرت، بلکه از سر گسست»
در کنار انگیزه مالی، ایدئولوژی و مخالفت با سیاست های رژیم صهیونیستی نیز به عنوان یکی از انگیزه های اصلی مطرح شده است. برخی از صهیونیست های ساکن سرزمین های اشغالی به دلیل باورهای ایدئولوژیک جذب ایران و محور مقاومت شده اند؛ این افراد معمولاً با سیاست های رژیم صهیونیستی در قبال فلسطینی ها یا منطقه مخالف اند و ایران را به عنوان نیرویی ضدصهیونیستی می بینند.
روزنامه معاریو گزارش داده که چند صهیونیست در تل آویو، حیفا و عسقلان به دلیل همکاری با نهادهای اطلاعاتی ایران بازداشت شده اند. یکی از آن ها «موتی میمان»، بازرگان 72 ساله، بود که به صراحت سیاست های این رژیم را نقد می کرد. پرونده او نشان می دهد که همکاری با ایران و محور مقاومت لزوماً ناشی از نفرت از مردم ساکن سرزمین های اشغالی نیست، بلکه می تواند واکنشی به سیاست هایی باشد که فرد آن ها را ناعادلانه می داند.

وزیر اطلاعات سابق ایران،شهید سید اسماعیل خطیب، در سخنانی در این رابطه اعلام کرد که بسیاری از اسرائیلی ها از نهادهای هسته ای و نظامی، به دلیل نفرت از بنیامین نتانیاهو، با تهران همکاری کرده اند. به گفته او، این افراد با دو انگیزه اصلی هدایت می شدند: منفعت مادی و نفرت از نتانیاهو. این اظهارات با گزارش های میدانی مطابقت دارد که نشان می دهد بخشی از همکاری ها ریشه در مخالفت با سیاست های تفرقه افکنانه نخست وزیر رژیم و جنگ غزه دارد. گزارش Air Mail نیز تصریح کرده که انگیزه این افراد «از ناامیدی مالی تا سرخوردگی اخلاقی از رهبری تفرقه افکن نتانیاهو و خشونت نسل کشی گرایانه جنگ غزه» متغیر است.
مئیر سوئیسا در تحلیل عمیق تری در این رابطه می نویسد: «این خیانت ایدئولوژیک نیست، بلکه وجودی است. نفرت از مردم نیست، بلکه احساس جدایی از دولت اسرائیل است — از کسانی که احساس می کنند طردشده اند، گویی بی اهمیت و غیرموجود هستند». این تحلیل نشان می دهد که سرخوردگی ایدئولوژیک نه صرفاً یک موضع سیاسی، بلکه حاصل تجربه زیسته طردشدگی و بی اعتمادی به ساختار قدرت است.
آسیب پذیری روانی و احساسی — «نیاز به معناداری و هیجان
انگیزه های همکاری با ایران را نمی توان صرفاً به پول و سیاست فروکاست. پژوهشگر دانشگاه عبری رایخمن، لیراز مارگالیت، در یادداشتی تأکید می کند که ایرانی ها «به شکل تصادفی عمل نمی کنند، بلکه می کوشند یک پرونده روانشناختی یکپارچه برای جذب افرادی که همسو با اهدافشان هستند تهیه کنند».
به گفته او، نیاز به قدردانی، ارتباط و نزدیکی، نفوذ و مشارکت در عملیات محرمانه، و اطمینان یا هیجان از جمله انگیزه هایی هستند که افراد را تحریک می کنند. این نیازها به ویژه در شرایطی که فرد احساس طردشدگی اجتماعی یا بی معنایی می کند، تشدید می شوند.

پژوهش منتشرشده در مجله «Intelligence and National Security» نیز نشان می دهد که در چندین مورد، جاسوسی «کمتر به عنوان خیانت ایدئولوژیک و بیشتر به عنوان تلاشی مذبوحانه برای یافتن معنا، درآمد یا اعتبار» عمل کرده است.
در همین چارچوب، روزنامه عبری هاآرتص در گزارشی تحلیلی نوشت که عملیات جذب شامل «ویژگی ها و شاخص های خاصی» است که برای هر فرد متفاوت است و درک انگیزه های روانشناختی که فرد را به حرکت در می آورد، «کلید درک عملیات جذب جاسوس است». این امر نشان می دهد که دستگاه اطلاعاتی ایران نه صرفاً بر نیاز مالی، بلکه بر خلأ عاطفی و روانی افراد نیز متمرکز شده است.
راهبرد جدید محور مقاومت — «از تلگرام تا پایگاه های نظامی»
مهم ترین تحول ساختاری در این پدیده، تغییر مدل جذب از سوی ایران است. برخلاف گذشته که جذب جاسوس نیازمند فرآیندهای پیچیده و انتخاب دقیق بود، ایران اکنون مدلی ارزان تر، سریع تر و کم ظرفیت تر اما به طور شگفت آوری مؤثر را اتخاذ کرده است. نهادهای اطلاعاتی ایران و محور مقاومت با استفاده از پیام رسان هایی مانند تلگرام، واتساپ و اینستاگرام پیام های جذب انبوه ارسال می کند و برای کارهای ساده و به ظاهر بی خطر پول آسان پیشنهاد می دهد.
گورن، رئیس بخش امنیتی واحد جرایم سنگین پلیس رژیم صهیونیستی در این رابطه، توضیح می دهد که مأموریت های اولیه طوری طراحی شده اند که بی ضرر به نظر برسند: عکس برداری از یک تابلوی خیابان، سوزاندن یک پلاکارد با نام «بی بی». اما سپس مأموریت ها تشدید می شوند؛ تا جایی که از یک متهم خواسته شد کیسه ای مواد منفجره را جابجا کند.
یکی از بارزترین نمونه ها، گروهی از صهیونیست های آذربایجانی تبار بودند که طی دو سال حدود 600 مأموریت جاسوسی انجام دادند و اطلاعاتی از پایگاه های نظامی مانند کریا و رامات دیوید در اختیار ایران قرار دادند. آنان از طریق واسطه ای در ترکیه با عوامل ایرانی ارتباط داشتند و در مقابل پول دریافت می کردند.

گورن تأکید می کند که «برای هر فردی که پیشنهاد را می پذیرد، دیگرانی نیز وجود دارند — که با آن ها نیز تماس گرفته شده است». مدل جدید ایران کمتر بر پرورش جاسوسان نخبه و بیشتر بر حجم گسترده متمرکز است: «تور را به اندازه کافی پهن پهن کن، و در نهایت کسی طعمه را می گیرد».
در پایان باید اشاره کرد که اعتراف صریح شبکه 14 رژیم صهیونیستی به افزایش شدید جاسوسی برای ایران، تصادفی نیست. این پدیده محصول تلاقی چند بحران ساختاری است: بحران اقتصادی که اقشار حاشیه ای را به سمت پول سریع سوق می دهد؛ بحران مشروعیت و سرخوردگی ایدئولوژیک که وفاداری ملی را تضعیف می کند؛ بحران روانی و احساسی که خلأ معناداری را در افراد ایجاد می کند؛ و راهبرد جدید جذب ایران که این آسیب پذیری ها را هدف می گیرد.
مئیر سوئیسا در جمع بندی هشداردهنده ای می گوید: «ایران نه فقط به دنبال دانش امنیتی، بلکه به دنبال یک آسیب پذیری است، و این آسیب پذیری ناامیدی است. ما واقعاً نمی دانیم تعداد همکاران اسرائیلی با ایران چقدر است». او تأکید می کند که «وزرای رفاه، دارایی و اقتصاد» باید در خط مقدم مقابله با این پدیده باشند، زیرا «هزینه بالای زندگی دشمنی خطرناک تر از ایران است».
این اعترافات از زبان رسانه ها و مقامات خود رژیم صهیونیستی نشان می دهد که پدیده همکاری با ایران و محور مقاومت دیگر یک استثنا نیست، بلکه به یک الگوی ساختاری تبدیل شده است؛ الگویی که ریشه در شکاف های عمیق اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه رژیم صهیونیستی دارد و دستگاه اطلاعاتی ایران و نیروهای محور مقاومت به طور سیستماتیک از آن بهره می برد.
{{name}}
{{content}}