معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
حدیث جان بزرگی ، کارگردان مستند «کوه راستین» در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه ایده اولیه این مستند از تجربه شخصی وی در جریان جنگ 12 روزه شکل گرفت، تصریح کرد: زمانی که جنگ 12 روزه اتفاق افتاد، در تهران حضور داشتم و کاملاً شاهد شرایط و اتفاقات آن دوران بودم. از آنجا که سال ها بود تجربه جنگ را به این شکل نداشتیم و تجربه نسل من از جنگ ایران و عراق نیز به دوران کودکی بازمی گشت، مواجهه با این اتفاق برایم تجربه ای متفاوت و قابل تأمل بود.
حدیث جان بزرگی، کارگردان مستند «کوه راستین» در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه ایده اولیه این مستند از تجربه شخصی وی در جریان جنگ 12 روزه شکل گرفت، تصریح کرد: زمانی که جنگ 12 روزه اتفاق افتاد، در تهران حضور داشتم و کاملاً شاهد شرایط و اتفاقات آن دوران بودم. از آنجا که سال ها بود تجربه جنگ را به این شکل نداشتیم و تجربه نسل من از جنگ ایران و عراق نیز به دوران کودکی بازمی گشت، مواجهه با این اتفاق برایم تجربه ای متفاوت و قابل تأمل بود. در همان روزها به این فکر می کردم که من در دوران کودکی چه تجربه ای از جنگ داشته ام و چرا این تجربه، با وجود گذشت سال های طولانی، همچنان در ذهن انسان باقی می ماند.
وی افزود: همین مسئله باعث شد به کودکانی فکر کنم که جنگ 12 روزه را در سنین پایین تجربه کردند و اینکه آنچه امروز دیده و لمس کرده اند، ممکن است سال ها و حتی دهه ها در ذهن و روح آنها باقی بماند. در روزهای جنگ دوربین به دست نداشتم و بیشتر در جایگاه یک ناظر، شرایط را دنبال می کردم، اما بعد از پایان جنگ و فراهم شدن شرایط تولید، مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی با من تماس گرفت و درباره ایده هایی با محوریت کودکان صحبت شد. از آنجا که در گذشته نیز در برخی مستندهایم با کودکان کار کرده بودم و به فضای زندگی و جهان ذهنی آنها علاقه داشتم، تصمیم گرفتم این مسیر را دنبال کنم. تجربه کار با کودکان در روستاها نیز برایم اهمیت داشت و پیش از این در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان و استان گیلان با کودکان کار کرده بودم. در نهایت، مسیر تولید فیلم به روستایی در اطراف یک شهر موشکی و یک منطقه نظامی در استان لرستان رسید و تصمیم گرفتم «کوه راستین» را در همان فضا و با تمرکز بر تجربه کودکان از جنگ بسازم.
کودک؛ بخش کمتر دیده شده روایت جنگ
وی با بیان اینکه کودک در بسیاری از روایت های جنگی معمولاً در حاشیه قرار می گیرد، اظهار کرد: کودک همیشه یکی از قربانیان جنگ است و در بسیاری از فیلم های داستانی، گزارش ها و مستندهایی که درباره جنگ ساخته شده اند نیز حضور دارد، اما معمولاً به عنوان بخشی از یک روایت بزرگ تر دیده می شود. کمتر پیش می آید که یک اثر به صورت مشخص و مستقل، جهان ذهنی کودک و نگاه او به جنگ را موضوع اصلی خود قرار دهد. برای من اهمیت داشت که در این فیلم فقط شاهد چند تصویر از کودکان نباشیم، بلکه مخاطب فرصت پیدا کند مدتی با آنها زندگی کند، حرف هایشان را بشنود و با نگاهشان نسبت به جنگ، صلح، زندگی و وطن همراه شود. دوست داشتم فیلم زمان بیشتری داشته باشد تا مخاطب بتواند ارتباط عمیق تری با شخصیت ها برقرار کند، اما محدودیت زمانی اجازه چنین کاری را نداد.
این کارگردان فیلم تصریح کرد: فیلم باید در مدت زمان حدود 15 دقیقه آماده می شد و همین موضوع یکی از مهم ترین چالش های ساخت آن بود؛ زیرا با یک جهان بسیار گسترده مواجه بودم که نمی شد همه ابعاد آن را در چنین زمان کوتاهی نشان داد. مسئله اصلی برای من ارتباط گرفتن با کودکان نبود، زیرا سال ها تجربه کار با آنها را داشتم و فضای ذهنی و رفتاری کودکان برایم ناآشنا نیست، بلکه چالش اصلی این بود که چگونه این دنیای بزرگ را کوچک و فشرده کنم و از میان حجم زیادی از مشاهده ها، گفت وگوها و موقعیت ها، عصاره ای را انتخاب کنم که بتواند در یک فیلم کوتاه، نگاه کودکان را منتقل کند. به همین دلیل، مهم ترین چالش من انتخاب زاویه دید و فشرده کردن روایت بود. اگر زمان بیشتری در اختیار داشتم، قطعاً علاقه داشتم مسیر را ادامه دهم و بخش های بیشتری از این جهان را به تصویر بکشم، زیرا دنیای کودکان برای من همچنان یکی از جذاب ترین و قابل توجه ترین حوزه های مستندسازی است.
چرا «کوه راستین»؟
جان بزرگی درباره عنوان این مستند نیز گفت: عنوان «کوه راستین» ارتباط مستقیمی با شخصیت اصلی فیلم دارد. ما در فیلم با شش کودک همراه هستیم، اما یکی از شخصیت های محوری، پسربچه ای حدوداً شش ساله به نام راستین است که اتفاقات بخش مهمی از فیلم حول او شکل می گیرد. راستین در یک روستای کوهستانی در اطراف خرم آباد زندگی می کند و در مقابل محل زندگی او کوهی قرار دارد که در بخشی از فیلم درباره آن صحبت می کند و می گوید این کوه متعلق به من است. همین جمله و رابطه ای که میان کودک و کوه شکل گرفته بود، برایم اهمیت پیدا کرد و عنوان فیلم نیز از همین فضا شکل گرفت. از طرف دیگر، آن منطقه از نظر جغرافیایی شرایط خاصی دارد و یک منطقه نظامی در پشت همین کوه ها قرار گرفته است؛ بنابراین کوه برای من فقط یک عنصر طبیعی در قاب نبود، بلکه می توانست معنای دیگری نیز پیدا کند. من کوه را نمادی از استقامت می دیدم؛ چیزی که پابرجاست و در برابر شرایط مختلف مقاومت می کند و می تواند نمادی از خود راستین و حتی نمادی از تک تک کودکانی باشد که تجربه جنگ را پشت سر گذاشته اند. بنابراین عنوان فیلم هم به شخصیت اصلی اشاره دارد، هم به جغرافیای محل زندگی او و هم برای من واجد یک معنای نمادین است. در واقع «کوه راستین» از دل همان فضایی بیرون آمد که فیلم در آن شکل گرفت و انتخابی جدا از شخصیت ها و محیط مستند نبود.
محدودیت 15 دقیقه ای در روایت یک جهان گسترده
کارگردان مستند «کوه راستین» با اشاره به محدودیت زمانی فیلم تصریح کرد: موضوعی که با آن مواجه بودم، بسیار گسترده تر و عمیق تر از آن بود که بتوان همه ابعادش را در 15 دقیقه بیان کرد. من در جریان ساخت این فیلم با یک اقیانوس پهناور و عمیق از جهان ذهنی کودکان مواجه بودم؛ کودکانی که درباره جنگ، صلح، زندگی و وطن نگاه های متفاوتی داشتند و هر کدام از این نگاه ها می توانست موضوع یک روایت مستقل باشد. بسیار دوست داشتم تعامل بیشتری با این کودکان داشته باشم و اجازه بدهم جهان ذهنی آنها با جزئیات بیشتری خودش را نشان دهد، اما سفارش دهنده حداکثر 15 دقیقه را برای فیلم در نظر گرفته بود. به همین دلیل، در مرحله تدوین تلاش کردم روایت را تا حد ممکن فشرده کنم و به محدودترین شکل ممکن برسانم، بدون اینکه ویژگی اصلی فیلم، یعنی نگاه کودکانه به جنگ و صلح، از بین برود. وقتی درباره کودکان صحبت می کنیم، نمی توان صرفاً به آنچه در ظاهر می بینیم اکتفا کرد؛ پشت بسیاری از رفتارها و جمله های ساده آنها، جهان ذهنی بسیار گسترده ای وجود دارد و باید فرصت کافی برای دیده شدن آن فراهم شود. اگر امکان ساخت نسخه بلندتری وجود داشت، قطعاً می توانستم بخش های بیشتری از این جهان را روایت کنم و تعامل بیشتری با کودکان داشته باشم. با این حال، تلاش کردم در همین زمان محدود، به جای ارائه یک روایت صرفاً گزارشی از جنگ، تجربه و احساس کودکان را در مرکز فیلم قرار دهم تا مخاطب بتواند از خلال رفتارها و حرف های آنها با جهان ذهنی شان ارتباط برقرار کند.
ثبت واکنش کودکان در فاصله کوتاه پس از جنگ
وی درباره اهمیت فاصله زمانی کوتاه میان جنگ 12 روزه و ساخت فیلم بیان کرد: هرچه زمان بیشتری از یک واقعه بگذرد، ممکن است بخشی از واکنش های اولیه افراد نسبت به آن اتفاق کمرنگ شود یا تغییر شکل دهد. به همین دلیل برای من مهم بود که در کوتاه ترین زمان ممکن پس از پایان جنگ 12 روزه وارد مرحله پیش تولید و تولید شوم و واکنش های کودکان را در شرایطی ثبت کنم که تجربه جنگ هنوز برای آنها تازه بود. تمام تلاشم این بود که هم واکنش های مستقیم و آنی آنها را نسبت به اتفاقاتی که دیده بودند ثبت کنم و هم نشانه هایی را که می توانست از تأثیرات عمیق تر و ماندگارتر جنگ بر ذهن آنها حکایت داشته باشد، مورد توجه قرار دهم. به نظرم آنچه در فیلم دیده می شود ترکیبی از هر دو است؛ بخشی از رفتارها و حرف ها واکنش مستقیم کودکان به یک اتفاق تازه است و بخشی دیگر می تواند نشانه ای از تأثیری باشد که این تجربه در ذهن و روح آنها باقی گذاشته است. البته برداشت نهایی را به مخاطب واگذار کرده ام و قصد نداشتم همه چیز را برای او توضیح بدهم. فکر می کنم وقتی مخاطب دیالوگ های کودکان، رفتار آنها و فضای حاکم بر فیلم را می بیند، می تواند بر اساس تجربه و ذهنیت خودش درباره میزان تأثیر جنگ بر این کودکان برداشت کند. برای من مهم بود که هر دو وجه در فیلم حضور داشته باشد؛ هم واکنش های فوری و مستقیم و هم نشانه هایی که می تواند از یک تأثیر عمیق تر حکایت کند.
تفاوت نگاه کودکان و بزرگسالان به جنگ
جان بزرگی با بیان اینکه نگاه کودکان به جنگ با نگاه بزرگسالان تفاوت جدی دارد، اظهار کرد: جهان کودکان بسیار ساده، صاف و صادقانه است و آنها بسیاری از اتفاقات را بدون پیچیدگی هایی که در ذهن بزرگسالان وجود دارد، می بینند. ما بزرگسالان معمولاً دنیا را پیچیده و مبهم می کنیم، اما کودک بسیاری از مسائل را با زبان ساده خودش می فهمد. به نظرم کودکان به دلیل علاقه ذاتی به بازی و نزدیکی بیشتر به فطرت انسانی، جهان را از زاویه ای متفاوت می بینند. هنوز بسیاری از زنگارها و پیچیدگی هایی که در ذهن بزرگسالان شکل گرفته، در ذهن کودک وجود ندارد و همین مسئله باعث می شود نگاه او به پدیده ای مانند جنگ نیز متفاوت باشد. برای مثال، برخی از کودکان جنگ را به دعوای دو نفر تشبیه می کردند و می گفتند چرا وقتی دو نفر با هم دعوا می کنند، بعد از آن آشتی نکنند و چرا اصلاً باید جنگ اتفاق بیفتد. همین نوع ساده سازی برای من بسیار جالب بود، زیرا در ظاهر ساده است، اما در عمق خود پرسشی جدی درباره ضرورت جنگ مطرح می کند. در جریان تحقیق و تصویربرداری نیز نمونه های دیگری از این نگاه را دیدم. برای مثال، کودکی نور هواپیماهای جنگنده یا پهپادها را که در آسمان دیده بود، شبیه یک لامپ می دانست و آن را با یک نور ساده مقایسه می کرد. همچنین کودکانی را دیدم که از پوکه های مربوط به پهپادها که در طبیعت افتاده بود، وسایل بازی درست کرده بودند و با آنها بازی می کردند. این برداشت ها نشان می داد که کودک حتی در مواجهه با یک اتفاق خشن و پیچیده، آن را با زبان و تجربه جهان خودش معنا می کند. با این حال، این سادگی به معنای ناآگاهی نیست؛ کودکان کاملاً متوجه هستند که اتفاق مهمی رخ داده و جنگ پدیده ای مطلوب نیست. چیزی که برای من بسیار جالب بود، این بود که در کنار این نگاه ساده، تقریباً همه کودکانی که با آنها مواجه شدم، طرفدار صلح بودند و بر این باور بودند که انسان ها باید با یکدیگر در صلح و سازش زندگی کنند.
صدای کودکان و ضرورت توجه به مفهوم صلح
کارگردان «کوه راستین» با تأکید بر اینکه سینمای مستند ایران می تواند بیش از گذشته به نگاه کودکان به جنگ و صلح توجه کند، تصریح کرد: یکی از بخش هایی که در سینمای مستند کمتر به آن پرداخته شده، همین جهان بینی کودکان نسبت به خود مقوله جنگ و مفهوم صلح است. کودکانی که امروز جنگ را تجربه می کنند، بدون ورود به پیچیدگی های سیاسی و مناسبات قدرت، به شکل ساده و مستقیم از صلح صحبت می کنند و معتقدند انسان ها باید با هم سازش داشته باشند. این مسئله برای من قابل تأمل است که در دنیایی که انسان امروز خود را متمدن تر و پیشرفته تر از گذشته می داند و درباره حقوق بشر صحبت می شود، همچنان جنگ در نقاط مختلف جهان ادامه دارد و غیرنظامیان و کودکان نیز از پیامدهای آن آسیب می بینند. در مقابل، کودکانی که هنوز درگیر این پیچیدگی ها نشده اند، به شکل طبیعی صلح را ترجیح می دهند. به نظرم سینمای مستند باید بیشتر فرصت دهد این صدا شنیده شود. چرا باید کودک را با اسلحه اسباب بازی و لباس نظامی به سمت بازنمایی جنگ سوق دهیم و چرا نباید مفهوم صلح، سازش و همزیستی را برای او جذاب کنیم؟ طبیعتاً شرایط ویژه و خاصی در جوامع مختلف وجود دارد و ممکن است در برخی موقعیت ها روایت جنگ ضرورت پیدا کند، اما معتقدم نباید روح پاک کودک از همان ابتدا با خشونت و جنگ تعریف شود. کودکان به صورت فطری و طبیعی علاقه ای به جنگیدن ندارند و جنگ را به صلح ترجیح نمی دهند. اگر فرصت ساخت نسخه بلندتری از «کوه راستین» را داشتم، باز هم بخش مهمی از آن را به همین موضوع اختصاص می دادم و بیشتر به نگاه کودکان نسبت به صلح می پرداختم. جهان کودکان در مواجهه با جنگ، صلح، زندگی و وطن بسیار گسترده است و «کوه راستین» تنها تلاشی کوتاه برای نزدیک شدن به بخشی از این جهان است؛ جهانی که شاید در ظاهر ساده باشد، اما حرف های عمیق و مهمی برای بزرگسالان دارد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}