شش درس زندگی حضرت معصومه (س) برای جوان امروز

به قلم حچت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه: جوان امروز با پرسشی جدی زندگی می کند.

به قلم حچت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه:

جوان امروز با پرسشی جدی زندگی می کند. در دنیایی پر از گزینه های سریع، سرگرمی های لحظه ای و مسیر های کوتاه، بر چه اساسی باید زندگی کرد؟ زندگی حضرت فاطمه معصومه(س)، دختر امام موسی کاظم(ع) و خواهر امام رضا(ع)، یکی از روشن ترین پاسخ ها به این پرسش است؛ نه از آن رو که یک سیره مفصل و پرجزئیات تاریخی در اختیار ماست، بلکه از آن رو که همان اندک گزارش های تاریخی نیز تصویری استثنایی از آگاهی، دانش، ایستادگی و آرامش عرضه می کند.

اطلاعات تاریخی درباره زندگی آن حضرت اندک است؛ حتی تاریخ دقیق تولد و وفات ایشان در منابع کهن شیعه ثبت نشده و نخستین بار کتابی متأخر به نام «نورالآفاق» تاریخ ولادت را اول ذی القعده 173 هجری قمری و وفات را دهم ربیع الثانی 201 هجری قمری ذکر کرده است؛ تاریخی که برخی عالمان بزرگ، چون آیت الله مرعشی نجفی و آیت الله شبیری زنجانی آن را ساختگی دانسته اند. با این حال، آنچه مسلم است این است که ایشان در سال 201 هجری قمری در قم از دنیا رفت و پس از هفده روز اقامت در خانه موسی بن خزرج اشعری، در همان شهر به خاک سپرده شد.

این نوشتار بر پایه همین گزارش های موثق، شش درس بنیادین را از زندگی کریمه اهل بیت (س) برای نسل جوان برمی شمارد؛ درس هایی که نه به تاریخ تعلق دارند و نه به جغرافیای مدینه و قم، بلکه به هر جوانی می رسند که در پی زندگی معنادار است.

درس نخست، علم آموزی به عنوان سبک زندگی است.  در میان فرزندان فراوان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) پس از امام رضا (ع) برترین مقام علمی را داشت. محمدتقی شوشتری در «قاموس الرجال» نوشته است که در میان فرزندان امام کاظم (ع) کسی هم پای آن بانو نیست و شیخ عباس قمی نیز او را برترین دختران موسی بن جعفر (ع) شمرده است. نقل مشهوری نیز وجود دارد که امام کاظم (ع) پس از آنکه دخترش در دوران غیبت پدر، پرسش های شیعیان را به درستی پاسخ داد، فرمود: «فَدا ها اَبُوها؛ پدرش به فدایش».

درس نخست برای جوان از همین جا آغاز می شود. علم، سرمایه واقعی است. آن حضرت در روزگاری زندگی می کرد که پدرش سال ها در زندان هارون الرشید به سر می برد و دسترسی آسان به محضر امام ممکن نبود؛ با این حال، او با بهره گیری از حضور مادر با فضیلتش نجمه خاتون، محضر برادر و تلاش شخصی، به چنان جایگاهی رسید که مرجع پاسخ گویی به پرسش های دینی شیعیان شد.

جوان امروز نیز نباید منتظر شرایط ایده آل بماند. هیچ محدودیتی؛ نه دور بودن از استاد، نه تنگدستی و نه آشوب زمانه، بهانه ای برای ترک یادگیری نیست. دانش اندوزی برای او یک وظیفه بود، نه یک سرگرمی؛ وظیفه ای که هم به کار دین آمد و هم به کار جامعه. جوانی که امروز درسی می خواند یا مهارتی می آموزد، اگر نیتش روشن و همتش استوار باشد، همان مسیر را ادامه می دهد. علمی که به کار دیگران بیاید.

درس دوم آگاهی از زمانه و مسئولیت پذیری در بحران است. از برخی سخنوران درباره سیره آن حضرت نقل شده که مهم ترین بعد زندگی کریمه اهل بیت (س)، آگاه بودن به زمان است؛ انسانی که موقعیت زمانی و مکانی خود را بشناسد، واکنش درستی نیز خواهد داشت. زندگی حضرت معصومه (س) سرشار از نشانه های این هوشمندی تاریخی است.

او سال های حساسی را پشت سر گذاشت. در سال 179 هجری قمری پدرش را در حالی که به بغداد بردند و زندانی کردند، دید؛ در همان سال ها سرپرستی او به برادرش امام رضا (ع) سپرده شد و پس از آنکه مأمون، خلیفه عباسی، برادرش را به ولیعهدی واداشت و به خراسان کوچاند، او در مدینه در میان هجوم پرسش ها و فشار ها تنها ماند.

تصمیم او برای ترک مدینه و حرکت به سوی ایران، نه یک هیجان عاطفی، بلکه اقدامی آگاهانه بود. در برابر پرسش ماندن در مدینه در انزوا، یا رفتن به سوی برادر و جامعه ای که منتظر اهل بیت بود؟، او راه دوم را برگزید. حتی تصمیم گرفت به قم برود؛ شهری که مردمش پیش تر نشان داده بودند شیعه و ارادتمند خاندان امامت اند. این درس برای جوان روشن است، پرهیز از خودفراموشی در بحران. جوان امروز نیز در شرایطی زندگی می کند که خبر های تلخ، فشار های اقتصادی، ناامیدی های اجتماعی و بحران های جهانی می تواند او را منفعل کند. الگوی حضرت معصومه(س) می گوید در بحران منفعل نشو؛ وضعیت را بشناس، گزینه هایت را بسنج و مسئولیت خودت را پیدا کن. انفعال، شکل دیگری از شکست است؛ اما آگاهی، به انسان قدرت انتخاب دوباره می دهد.

درس سوم عزت نفس و ایستادگی بر ارزش ها است. زندگی حضرت معصومه(س) در بستر فشار بی وقفه حکومت عباسیان جریان داشت. هارون الرشید پدرش را زندانی کرد و امام کاظم(ع) در سال 183 هجری قمری در زندان به شهادت رسید؛ سپس مأمون با ترفند ولیعهدی، امام رضا(ع) را از مدینه به خراسان تبعیدگونه کوچاند.

دختر موسی بن جعفر (ع) در این روزگار، به گفته برخی پژوهشگران، با شدت اختناق روبه رو بود؛ چنان که برخی محققان ازدواج نکردن ایشان و خواهرانش را محصول همین فشار ها دانسته اند و سید جعفر مرتضی عاملی حتی باور دارد آن حضرت در ساوه مسموم شد.

با این حال، هیچ گزارشی از انفعال، عقب نشینی ارزشی یا چانه زنی با قدرت درباره او وجود ندارد. او نه ساکت شد و نه مصالحه کرد؛ بلکه نقش مرجع علمی شیعیان را پذیرفت و در تصمیم بزرگ زندگی اش، حرکت به سوی ایران، ایستادگی کرد و در همان راه جان باخت.

جوان امروز از این ایستادگی درس بزرگی می گیرد. عزت نفس یعنی ارزش هایت را به بهای هیچ دستاوردی نفروشی. در بازاری که می تواند معامله ای برای بی تفاوتی یا چشم پوشی از اصول باشد، الگوی این بانو یادآور است که کرامت انسانی با هیچ دستاوردی برابری نمی کند. ایستادن بر اصل، گاهی هزینه دارد؛ اما عقب نشینی از آن، هزینه ای سنگین تر و پایدارتر به بار می آورد که همان از دست دادن خود واقعی است.

درس چهارم هدف گذاری و پافشاری بر راهی می باشد که انتخاب شده است. سفر حضرت معصومه (س) از مدینه به ایران، یکی از جذاب ترین درس های زندگی او برای جوانان است.

بر پایه کتاب «تاریخ قم»، او برای دیدار برادرش از مدینه حرکت کرد و طبق نقل باقر شریف قرشی از کتاب «جوهرة الکلام»، انگیزه این سفرنامه ای بود که امام رضا(ع) برایش فرستاده و در آن از او خواسته بود به خراسان برود. کاروان به ساوه رسید، اما حضرت بیمار شد؛ در این نقطه، تاریخ دو روایت دارد. بنا بر روایت نخست، ایشان از همراهان خواست او را به قم ببرند؛ و بنا بر روایت دوم، که نویسنده تاریخ قم آن را درست تر دانسته، قمی ها از او خواستند به شهرشان بیاید. او پذیرفت، به قم وارد شد و پس از هفده روز اقامت درگذشت.

چهره ای که از این روایت برمی خیزد، تصویر یک مسافر ناامید نیست؛ تصویر انسانی است که تا آخرین لحظه، مسیرش را حفظ کرد. او به شهر تصادفی نرفت؛ به جایی رفت که مردمش در انتظارش بودند و می توانست در آن جا اثر بگذارد. درس پافشاری برای جوان این است، هرچه تا رسیدن به هدف مانده، خود هدف است.

جوان امروز با ریزش ها و تغییر مسیر های ناگزیر فراوانی روبه رو می شود که همان رد شدن در آزمون، پایان یافتن یک رابطه و تعطیلی یک فرصت کاری است. الگوی حضرت معصومه(س) می گوید وقتی یکی از مسیر ها بسته شد، آن را پایان راه ندان؛ به جای رها کردن هدف، به دنبال نقطه اثرگذار بعدی بگرد. او در قم، با تمام محدودیت جسمی، همان کارکرد را ادامه داد، حضور در میان دوستان اهل بیت (ع) و تقویت پایگاه تشیع و همین هفده روز، پایه گذار تحولی بزرگ در تاریخ ایران شد.

درس پنجم عبادت، سادگی و ارتباط با خدا است. آن حضرت در بیست ویک سال همراهی با برادرش، به گفته منابع حوزوی، به مقامات عالی و کمالات علمی و عرفانی و اخلاقی دست یافت. این جمله کوتاه نشان می دهد که او نه فقط عالم، بلکه عارف بود؛ کسی که دانش را به عمل و سلوک گره زده بود.

اطلاق لقب معصومه به وی که طبق روایتی در «زادالمعاد» مجلسی از زبان امام رضا(ع) گرفته شده و روایات فراوانی که بر فضیلت زیارت او تأکید دارند، نیز از همین بعد معنوی سرچشمه می گیرد. به گزارش منابع، پس از حضرت فاطمه (س)، او تنها زنی است که زیارت نامه ای مأثور از ائمه(ع) برایش نقل شده است.

درس پنجم برای جوان، پر کردن خلأ معنوی است. در روزگاری که انبوهی از محرک ها و سرگرمی های سریع، حواس انسان را از درون پرت می کند، الگوی حضرت معصومه (س) می گوید آرامش واقعی از بیرون نمی آید؛ از پیوند با خدا و پاکیزگی درون می آید. این پیوند لزوماً به معنای گوشه نشینی نیست؛ بلکه بدین معنی است که در کنار مشغولیت های دنیایی، نماز، دعا، تفکر و احسان را از برنامه روزانه حذف نکنی.

جوانی که هر روز کمی با خدا سخن می گوید و کمی به خودش فکر می کند، در برابر فشار ها و وسوسه ها مقاوم تر و در انتخاب هایش روشن تر است. سادگی و بی ادعایی نیز بخشی از همین درس است. ارزش انسان به نمایش نیست، بلکه به صفا است.

درس ششم ماندگاری اثر، نه طول عمر است. شاید مهم ترین درس زندگی حضرت معصومه (س) برای جوان امروز این باشد که اثرگذاری، به طول عمر نیست؛ به عمق زندگی است. آن حضرت، جوان از دنیا رفت؛ عمرش را کمتر از بیست وسه سال دانسته اند و حتی هویت تاریخی اش در منابع نخستین با جزئیات ثبت نشد؛ با این حال، نامش پس از دوازده قرن همچنان زنده است.

دفن ایشان در قم، به تعبیر منابع تاریخی، سرآغاز تحولی بزرگ در تاریخ این منطقه بود؛ چنان که این شهر به یکی از بزرگ ترین مراکز علمی و حوزوی جهان اسلام تبدیل شد و آستانه او پس از آستان قدس رضوی، باشکوه ترین زیارتگاه ایران است.

حدود یازده روایت از ائمه(ع) درباره عظمت او نقل شده و حتی امام صادق(ع) سال ها پیش از ولادتش از مقام او سخن گفته است. روز اول ذی القعده نیز در تقویم رسمی ایران به نام روز دختر نام گذاری شده است.

جوانی که گاهی از کوتاهی فرصت ها یا دیر رسیدن به موفقیت نگران است، از این الگو یاد می گیرد که ارزش کار به بلندمدت بودن آن نیست، به عمق و خلوص آن است؛ نه به سریع دیده شدن. چند سال تلاش خالص و پرمعنا، می تواند اثری چندصدساله بر جای بگذارد؛ همان طور که هفده روز حضور آن بانو در قم، تمدنی را شکل داد. پس به جای مقایسه با سرعت پیشرفت دیگران، بر کیفیت و پاکی مسیر خودت تمرکز کن.

اگر بخواهیم درس های شش گانه زندگی حضرت معصومه(س) را در نقشه ای عملی برای جوان امروز خلاصه کنیم، چنین می شود. نخست یاد بگیر یعنی علم را به عنوان سرمایه زندگی، نه سرگرمی، در برنامه بگنجان و شرایط نامطلوب را بهانه مکن.

دوم زمانه را بشناس یعنی در بحران منفعل نشو؛ وضعیت را تحلیل کن و مسئولیت خودت را پیدا کن.

سوم عزت نفس داشته باش یعنی ارزش هایت را به هیچ دستاورد کوتاه مدتی نفروش.

چهارم ثابت قدم باش یعنی مسیر انتخابی ات را تا رسیدن به نقطه اثرگذار ادامه بده و موانع را پایان راه نخوان.

پنجم با خدا ارتباط داشته باش یعنی در دل مشغولیت ها، عبادت و تفکر را حذف نکن؛ آرامش از درون می آید و ششم اینکه به اثر بیندیش، نه به طول عمر یعنی کار خالص و پرمعنا، اثری پایدار بر جای می گذارد.

جوان امروز با انتخاب هایی بی شمار روبه رو است؛ اما زندگی کوتاه و درخشان کریمه اهل بیت (س) نشان می دهد که معنای زندگی در تعداد گزینه ها نیست، در عمق تعهد به چیزی است که انتخاب می کنیم. آن بانو با دانش، آگاهی، ایستادگی و پیوند با خدا، در چند سال کوتاه، میراثی بر جای گذاشت که پس از دوازده قرن هنوز تازه است. این همان درسی است که برای هر جوانی، در هر شهری و در هر زمان، قابل پیگیری است.

انتهای پیام

نظرات

captcha