معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، نشست سوم «رهیافت»، از سلسله نشست های گفت وگوی فرهنگ و جامعه با عنوان «تحول فرهنگ پوشش در ایران، مسئله حکمرانی مردم پایه»، عصر دوشنبه، 30 شهریورماه در ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، نشست سوم «رهیافت»، از سلسله نشست های گفت وگوی فرهنگ و جامعه با عنوان «تحول فرهنگ پوشش در ایران، مسئله حکمرانی مردم پایه»، عصر دوشنبه، 30 شهریورماه در ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان برگزار شد.
در ابتدای این نشست، امیرحسین پرورش، دبیر ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی و هنری مساجد استان اصفهان هدف از برگزاری این نشست را دغدغه مربوط به شرایط اجتماعی از منظر حجاب و پوشش دانست و اظهار کرد: مسئله حجاب و پوشش پیامدهای اجتماعی، سیاسی، دینی و فرهنگی دارد که باعث ایجاد نگرانی ها و دغدغه های متعددی در میان فعالان حوزه های گوناگون شده است.
وی افزود: البته این مسئله پیچیدگی های خاص خود را دارد، ولی اساساً نپرداختن به آن و نداشتن دغدغه در زمینه پایه های فرهنگی و تمدنی، آن ها را سست خواهد کرد تا جایی که شاید آسیب های غیرقابل جبران به حاکمیت و نظام سیاسی وارد کند.
دبیر ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی و هنری مساجد اصفهان ادامه داد: تاکنون راهکارهای متعددی برای حل مسئله حجاب و پوشش در جامعه ما ارائه شده، اما نه تنها به حل مسئله منجر نشده، بلکه گاهی به وخامت اوضاع نیز افزوده است. باید توجه داشت که نمی توان در یک جلسه به جمع بندی رسید یا به راهکاری متقن دست یافت، ولی تلاش ما در راستای هم اندیشی با استادان و صاحب نظران این عرصه است.
محمد تابش، مسئول فرهنگی ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان نیز بیان کرد: برای پیشبرد دقیق تر نشست، صورت مسئله ای در اختیار مهمانان قرار گرفت تا براساس آن، با نگاهی گسترده به موضوع حجاب و پوشش بپردازیم؛ به طوری که ارتباط آن با بدن، هویت، معنا، هنجارهای اجتماعی، قانون، خانواده، رسانه، بازار و سیاست بررسی شود. این سرفصل ها در ارتباط با یکدیگر شکل گرفته اند و در کنار کنشگری ها یا انفعال نهادهای رسمی، وضعیت کنونی مسئله پوشش را ایجاد کرده اند.
وی افزود: بنابراین، مسئله و پاسخ اولیه خوب یا بد بودن حجاب نیست؛ بلکه هدف، بررسی روند تحول و تغییرات مسئله پوشش در سال های اخیر در جامعه ایرانی و چگونگی شکل گیری و وضعیت کنونی آن است. همچنین، قصد نداریم صرفاً به نقش حاکمیت بپردازیم. درواقع، می خواهیم بررسی کنیم که اکنون نقش واقعی مردم در برابر آنچه رهبر شهید انقلاب در سال های طولانی به شیوه های گوناگون از آنان مطالبه کردند، چیست؟
در ادامه، حسین مطیع، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان اظهار کرد: در ابتدا از ایده دوئالیسم ذهن و جسم دکارت یاد می کنم که انسان را در این دو ساحت در نظر گرفت و به مرور زمان، ساحت جسم فربه تر و به خلق پدیده بدن مندی یا تنانگی منجر شد. در بطن این ایده، افرادی هویت بدن را با هر نوع نظارت برعهده گرفتند، به طوری که کیفیت حضور در بدن را صرفاً فراتر از بدن داشتن تلقی کردند.
وی گفت: به این ترتیب، بخش جدایی ناپذیری از هویت قوانین ذهنی و روابط انسانی را به بدن معطوف کردند. به تعبیر دیگر می توان گفت در این دوره، تن بر ذهن غلبه یافت. به این ترتیب، دوئالیسم کنار رفت و پدیده اصالت تن شکل گرفت. پدیده اصالت تن به نفع نظام سرمایه داری بود، زیرا پول و سرمایه های مادی اولویت این نظام است و به این ترتیب، موفق شد اصالت تن را رهیافتی برای مسخ انسان و فلسفه ترویج فرهنگ برهنگی قرار دهد. درواقع، نخست نیاز اقتصادی را در انسان ها ایجاد کرد، سپس فلسفه اصالت تن را مبنای استفاده از زن به مثابه کالا و نیروی کار در نظر گرفت و ترویج داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان تصریح کرد: حتی امروز، توجه بیش از حد مردان به بدن سازی بیانگر همین شیوه اندیشه است. همچنین، عمل های زیبایی فراوان، تتو، دستکاری بدن، پوشش برای نمایش بدن و پیروی از مد که در میان مردان و زنان بسیار رواج دارد نیز ناشی از ایده اصالت تن است. به این ترتیب، می توانیم شاهد جایگزینی معیارهای ظاهری بر فضائل انسانی در جامعه باشیم.
وی ادامه داد: انسانی که همه تمرکز خود را بر زیبایی بدن معطوف می کند، به دیگران پیامی با این محتوا می دهد که به اخلاق، تحصیلات، خانواده، دین و حتی ثروتمندبودن توجه نداشته باشید، بلکه بدن و ظاهرم را تماشا کنید. به این ترتیب، مشاهده رفتارهایی از جمله برخورد خشونت آمیز با حجاب در اروپا از مخدوش شدن فرهنگ توجه به بدن مندی ناشی می شود که تحمل آن دشوار است.
به بیان مطیع، براساس پژوهشی در آمریکا، دختران دانشجو از غذای اصلی سلف های دانشجویی استقبال نمی کردند و بیشتر سالاد می خوردند تا از چاق شدن پیشگیری کنند. به این ترتیب، مواد ویتامینه و تقویتی به سس آن اضافه کردند تا سیستم بدنی آنان را تقویت کند. این سبک زندگی نیز ناشی از اصالت دادن به تن و عمل کردن براساس مدهای زیبایی است. اگر زنان از وضعیت ظاهر خود احساس نارضایتی داشته باشند، درمان را آغاز می کنند. در این روند، رسانه ها و گروه های همسان و میزان جذب جنس مخالف نقش ویژه ای دارند.
وی ادامه داد: آغاز درمان زیبایی زنان، رونق و پیشرفت نظام سرمایه داری را به دنبال دارد. با انجام درمان ها، اعتمادبه نفس کاذبی در انسان ایجاد می شود که او را به سمت مصرف بیشتر سوق می دهد و گردش بیشتر اقتصاد نظام سرمایه داری را محقق می کند. در این نگاه، حتی لباس نیز صرفاً پوششی برای بدن نیست، بلکه در راستای تن آرایی بیشتر که با برهنگی همراه است، صورت می گیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان تأکید کرد: از سال 1920 به بعد شاهد سیل برهنگی در جهان هستیم که از آمریکا آغاز شد، سپس به اروپا و بعد از آن به سایر نقاط جهان گسترش پیدا کرد و امروز نیز در حال پیشروی است. انقلاب اسلامی در سال 1357 سدی در برابر این روند در کشور شد و بعد از آن نیز جنگ هشت ساله آن را محکم تر کرد، ولی بعد از چند سال این سد سرریز کرد و امروز نیز همچنان در حال سرریز است.
وی با بیان اینکه وقایعی همچون ناآرامی های سال 1401، روند برهنگی را در ایران تشدید می کنند، افزود: بی حجابی در جامعه امروز ما، در حقیقت، برهنگی و جنس آن با بی حجابی در صدر اسلام کاملاً متفاوت است. به این ترتیب، اگر کسی بی حجابی زنان در جامعه مدرن و شبه مدرن امروز ایران و جهان را با وضعیت آن دوره مقایسه کند، قیاس مع الفارق انجام داده است.
مطیع درباره صدور فتوا از سوی مراجع دینی اظهار کرد: هنگام صدور احکام و فتواهای گوناگون باید توجه داشت که با تغییر موضوعی، فتواهای آن نیز تغییر می کند. بنابراین، با تغییر موضوع از بی حجابی به برهنگی، برهنگی نیز باید تغییر کند. باید بررسی کنیم چه چیزی تغییر کرده است، چه کسانی در این تغییر نقش داشته اند و این تغییر برای جامعه امروز ما چه معنایی ایجاد می کند.
همچنین، فائزه جعفریان، فعال حوزه حجاب و خانواده با بیان تحلیلی تاریخی درباره جنگ ترکیبی و شناختی علیه جامعه ایران، به روند تغییرات اجتماعی و نقش رسانه در این جامعه اشاره کرد و گفت: امروز، هنگامی که درباره مسائل برهنگی و پوشش صحبت می کنیم، باید به این نکته توجه داشته باشیم که این وضعیت حاصل اتفاقی ناگهانی نیست. در سال 1391، پویش «نه به حجاب اجباری» در فیسبوک شکل گرفت که می گفت حجاب نباید اجباری باشد و زنان باید در این عرصه حق انتخاب داشته باشند.
وی ادامه داد: اگر این روند را در پنج سطح، شامل رفتار، ترجیح، معنا، هنجار و قاعده بررسی کنیم، درمی یابیم که این پویش میان باور و قاعده شکافی ایجاد کرد؛ به طوری که حتی برخی افراد مذهبی با پوشش کاملاً دینی نیز وارد این پویش شدند، زیرا عقیده داشتند که مسئله حجاب از دین و باور جداست. در نتیجه، باید انتخابی شخصی و آزاد در نظر گرفته شود. در اینجا معنایی که از آزادی مطرح شد، اهمیت پیدا کرد، چراکه با شخصی تلقی کردن پوشش، این سؤال نیز مطرح شد که آیا اساساً باید برای آن قانون وجود داشته باشد یا نه.
این فعال حوزه حجاب و خانواده با اشاره به ورود مسیح علی نژاد به این عرصه در سال 1393 بیان کرد: او پویش «آزادی های یواشکی» را راه اندازی کرد که از زنان می خواست در مکان های عمومی که برای زمان کوتاهی حجاب ندارند، از خود تصاویری ثبت و منتشر کنند. این مرحله طرفداران خاص خود را داشت که کم هم نبودند. این پویش براساس پنج سطحی که بیان شد، تجربه زیسته افراد را از برداشتن پوشش به اشتراک گذاری در فضای عمومی وارد میدان کرد.
وی گفت: بعد از آن علی نژاد پویش «چهارشنبه های سفید» را در سال 1396 راه اندازی کرد و با شکل گیری این روند وارد مرحله دیگری شد. او از زنان می خواست روزهای چهارشنبه با شال سفید از خانه خارج شوند و مردان نیز با استفاده از نشانه هایی مانند دستبند سفید یا لباس سفید از این حرکت حمایت کنند. در ادامه، ماجرای ویدا موحد در خیابان انقلاب رخ داد که حوادث بعد از آن با عنوان «دختران خیابان انقلاب» معروف شد. در این مرحله، مبارزه با پوشش از سطح هنجار فراتر رفت و به مواجهه مستقیم با قاعده و قانون رسید.
جعفریان اقدام ویدا موحد را پلی میان خیابان ها و فضای مجازی و این اتفاقات را یکی از زمینه های شکل گیری وقایع سال 1401 و پویش «زن، زندگی، آزادی» دانست و تصریح کرد: در آن دوره، از نمادسازی و تولید محتوای احساسی نیز استفاده شد. برای نمونه، تصاویری از خودروهای گشت ارشاد در کنار نمادهای مرتبط با زنان و کلیپ هایی که تلاش می کردند احساسات مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند، در فضای مجازی منتشر می شد. به این ترتیب، مسئله فقط به پوشش محدود نماند و به حوزه احساسات، هیجانات، نمادسازی و گفتمان سازی نیز کشیده شد و در سال 1401 به مبارزه علنی و برداشتن کامل حجاب انجامید.
وی افزود: پس از وقایع سال 1401، حکومت به سوی اقدامات فرهنگی، ایجابی و سلبی در زمینه حجاب حرکت کرد و جریمه ها و سیاست های گوناگونی در نظر گرفته شد. در ادامه این روند و پس از جنگ 12 روزه، به دلیل ملاحظاتی که مطرح شد، از جمله این دیدگاه که اگر برخوردها تشدید شود، ممکن است موجودیت نظام سیاسی نیز تحت تأثیر قرار گیرد، شاهد کمرنگ شدن بعضی از اقدامات بودیم؛ سپس ملاحظه کردیم که نه تنها کنش هایی برای پیشگیری از بی حجابی صورت نگرفت، بلکه در مقطعی افرادی با پوشش متفاوت در جایگاه حامی نظام سیاسی در قاب تلویزیون حضور یافتند و از سوی برخی مداحان و عاملان حاکمیت مورد حمایت قرار گرفتند.
به بیان این فعال حوزه حجاب و خانواده، این روند را می توان روایت جنگ شناختی دانست که با نمادسازی، شعارسازی و استفاده از فضای مجازی پیش رفته است و کار را به جایی رساند که امروز برای بررسی آن دور یک میز بنشینیم. پویش های «چهارشنبه های سفید»، «آزادی های یواشکی» و «زن، زندگی، آزادی» نشان می دهد که طرف مقابل توانسته است برای گفتمان خود نماد و شعار ایجاد کند. در پایان، پرسش این است که آیا افراد قائل به گفتمان حجاب نیز می توانند مانند آن ها نمادسازی و گفتمان سازی کنند؟ آیا می توانیم شعاری ایجاد کنیم که بتواند مانند «زن، زندگی، آزادی» فراگیر شود و طرفداران خود را داشته باشد؟
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}