به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت پور ، مفسر قرآن کریم، 31 شهریورماه در درس « خارج تفسیر تنزیلی »، به بررسی و تبیین آیه 94 تا 96 « قُلْ إِنْ کَانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خَالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادقِینَ » سوره بقره پرداخت.
به گزارش ایکنا،
حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت پور، مفسر قرآن کریم، 31 شهریورماه در درس «
خارج تفسیر تنزیلی»، به بررسی و تبیین آیه 94 تا 96 «
قُلْ إِنْ کَانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خَالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادقِینَ» سوره بقره پرداخت.
متن سخنان این مفسر قرآن کریم به شرح زیر است: یهود جامعه ای مغرور بود و به دلیل همین تکبر، ادعاهای عجیب و غریبی مطرح می کردند و خود را برتر از سایر مردم، به ویژه مردم بی سواد مدینه می پنداشتند. به همین سبب، پیامبر اکرم (ص) برای آنکه آنان را متوجه اشتباهاتشان کند، طبق فرمان قرآن، با اهل کتاب «جدال احسن» داشت.
یکی از ادعاهای آنان این بود که اگر بهشتی وجود داشته باشد، تنها متعلق به آن هاست
و دیگران سهمی از آن نخواهند داشت؛ چنان که در قرآن آمده است: «وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ کَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَیٰ...». همچنین در آیه 111 همین سوره، ادعا کردند که نهایتاً ده روز در جهنم خواهند بود. این ادعاهای بزرگ منجر به غرور آنان شد و همین غرور، زمینه ساز ستم، خطاکاری و احساس مصونیت در برابر پیامدها گشت.
این حس مصونیت، بستری برای انواع انحرافات است؛ به گونه ای که اگر بخواهیم جامعه ای (مثلاً جامعه شیعه) دچار گناه شود، کافی است به آن ها تضمین بهشت بدهیم، یا اگر بخواهیم زمینه شکست مردم ایران را فراهم کنیم، به آن ها تضمین پیروزی در هر شرایطی داده شود؛ چرا که هر تضمین بدون قید و شرط، راه را برای شکست هموار می کند. قرآن کریم در این آیه از یهودیانِ مدعی می خواهد که آرزوی مرگ کنند؛ در مجمع البیان آمده است که اگر آنان واقعاً آرزوی مرگ می کردند، در دم کشته می شدند.
جامعه بنی اسرائیل به شدت از مرگ می هراسید و امروز نیز این خصلت «مرگ گریزی و آخرت گریزی» در یهودیان دیده می شود؛ امری که نشان می دهد زندگی آنان تنها بر مدار دنیا و زمان حال است. لذا قرآن فرمود: «تمنای مرگ کنید». شایان ذکر است که «تمنا»، آرزویی است که بر زبان جاری شود و صرفاً در قلب نماند. اگر انسان بداند پس از گذشتن از دنیا، زندگی بسیار بهتری در انتظار اوست، چرا نباید مرگ را دوست داشته باشد؟ البته در روایات آمده است که انسان نباید در برابر مشکلات زندگی آرزوی مرگ کند، زیرا این آرزوی باطل، نشانه تسلیم و کم آوردن است. دنیا، محل تجارت اولیای الهی است و هرچه انسان فرصت بیشتری برای کمال یابد، در آخرت مقام بالاتری خواهد داشت. در این میان، آرزوی شهادت امری پسندیده است، چرا که حتی عارفان بزرگ نیز به مقام شهادت و حیات جاودانیِ شهدا غبطه می خورند.
تفاوت شهادت طلبی و مرگ طلبی
بر اساس آیات قرآن و روایات، شهدا پس از شهادت همچنان زنده اند و در نزد پروردگار روزی می خورند. این «روزی» تنها به معنای غذا نیست، بلکه شامل ارتقای ایمان، تقوا و حیات معنوی است، تا جایی که به مقام همنشینی با پیامبر اکرم(ص) می رسند. شهدا جانشان را به خدا فروخته اند؛ لذا «شهادت طلبی» با «مرگ طلبی» تفاوتی بنیادین دارد و برخلاف مرگ طلبی، فرصت تجارت (کمال) را از انسان نمی گیرد.
در مقابل، جامعه بنی اسرائیل به فرموده قرآن ــ و با تأکید بر واژه «لَنْ» ــ هرگز مرگ طلب نخواهد بود؛ زیرا دست به اقداماتی زده اند که جز عذاب، نتیجه ای برایشان ندارد. در پرونده آنان، کشتن پیامبران، کشتار یکدیگر، اخراج هم کیشان از سرزمینشان و بی توجهی به وحی به چشم می خورد.
بسیاری از مفسران این آیات را به صورت فردی تفسیر کرده اند، اما سخن قرآن در واقع درباره «جامعه» بنی اسرائیل است؛ جامعه ای که به دلیل ماهیتش نمی تواند آرزوی مرگ کند. از این رو فرمود: «بمَا قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ». واژه «ید» در اینجا به معنای قدرت و سلطه است؛ یعنی خطاهای این جامعه ناشی از سوءاستفاده از قدرت آنان بوده است. کنش واقعی یک جامعه عمدتاً زمانی نمایان می شود که در موضع قدرت باشد؛ چرا که جامعه ضعیف غالباً در پی عدالت و نیکی است. برای نمونه، یهود هنگامی که به قدرت می رسد، به نتانیاهو تبدیل می شود؛ کسی که با وجود جنایات جنگی گسترده در غزه، لبنان و دیگر نقاط، همچنان در جایگاه قدرت است.
حضرت علی (ع) فرمودند: «اگر تمام دنیا را به من بدهند تا یک دانه جو را از دهان مورچه بیرون بیاورم، این کار را نمی کنم». این بیانگر یک «سبک زندگی» است؛ درست همان طور که وضعیت امروز آمریکا و اسرائیل، سبک زندگی متفاوتی (مبتنی بر فساد و سلطه) را نشان می دهد: «
فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ». برای مثال، آمریکا در ژاپن بمب اتم افکند و علی رغم درخواست ها برای عذرخواهی پس از سالیان طولانی، نه دولت و نه اکثریت مردمش حاضر به این کار نشدند؛ لذا جامعه امروز آمریکا در جرم گذشته اش شریک است. در مورد آیه «
وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بمَا قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ...»، برخی مفسران آن را «معجزه» پیامبر (ص) دانسته اند، اما به نظر بنده این برداشت نادرست است. این مورد یک «پیش بینی» است و نه معجزه؛ و نباید در اینجا میان مقام پیامبر (ص) و خداوند یکی پنداشت. همچنین بحث ما در این آیه، تحلیلی «اجتماعی» است؛ بدین معنا که هرچند ممکن است در این جامعه افرادی با صفات نیک وجود داشته باشند، اما اکثریت آنان واجد این صفات هستند؛ همان طور که وقتی می گوییم مردم شهر یا قوم خاصی صفت خاصی (مثلاً بخیلی) دارند، منظورمان اکثریت و خصلت غالب آن جامعه است.
نقد یک فکر غلط
در این آیه نیز بحث از «ید»، همان قدرت اجتماعی است. در جامعه ما نیز گاهی برخی (مانند سروش) برای تخفیف جایگاه ولی فقیه، از تعابیری استفاده می کردند که گویی قدرت ذاتاً فسادآور است و روحانیت نباید وارد حوزه قدرت شود. اما پاسخ ما به این شبهه آن است که اگر روحانیت ــ به ویژه در جایگاه ولایت فقیه ــ تا این حد مراقب هوای نفس و دوری از گناه باشد تا در برابر وسوسه های قدرت مقاوم بماند، آیا سپردن قدرت به افراد عادی که چنین مراقبه ای ندارند، خطرناک تر نیست؟ اگر قرار باشد هر کسی که قدرت بگیرد فاسد شود، در این صورت حکومت در جامعه هرگز نباید شکل بگیرد.
عبارت «وَاللَّهُ عَلِیمٌ بالظَّالِمِینَ» نشان می دهد که مراد از «قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ»، در واقع ظلم به خدا، خود و دیگران است. این تعبیر همچنین نوعی اطمینان خاطر به پیامبر اکرم (ص) است که خداوند از ظالم بودن آنان کاملاً آگاه است. در سوره اسراء نیز آمده است که اینان دوبار در زمین فساد می کنند و هر دو بار سرکوب خواهند شد؛ به نظر می رسد بار دوم، همین شرایط فعلی باشد که در نهایت، مؤمنان همانند بار اول، وارد مسجدالحرام خواهند شد.
همچنین در آیه 96 سوره بقره فرمود: «وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَیٰ حَیَاةٍ...»؛ یعنی جامعه یهود حریص ترین مردم نسبت به دنیا هستند. در اینجا قرآن می فرماید شما [در تجربه عملی] خواهید دید که این قوم حریص ترین اند؛ بنابراین این مطلب نیازی به پیش بینی غیبی ندارد، بلکه یک مشاهده عینی است.
همان طور که به طور کلی گفته می شود مردم کردستان مهربان و مردم جنوب خون گرم هستند ــ و هر کسی با ورود به این مناطق، عمدتاً این خصلت ها را می بیند، هرچند استثناهایی وجود داشته باشد ــ ویژگی غالب جامعه یهود نیز قدرت طلبی، مرگ تـرسی و حرص شدید است. البته آنان هرگز به اهدافشان نمی رسند، زیرا اراده الهی بر عدم موفقیت آن هاست؛ به همین دلیل است که رژیم صهیونیستی علی رغم دهه ها ظلم و جنایت، هرگز به آرامش نرسیده است.
حریص تر از مشرکین
آیه تأکید دارد کسانی که مدعی اند بهشت به طور خالص متعلق به آن هاست، حتی از مشرکان نیز حریص تر به دنیا هستند. مفسران در این زمینه خاطرنشان می کنند که شخص مشرک، زندگی را منحصر به دنیا می داند و تنها فهمی اجمالی و مبهم از آخرت دارد؛ اما یهود، با وجود اعتقاد به آخرت، چون می داند در عمل مرتکب تخلفات بسیاری شده و سرنوشتی مطلوب در آخرت ندارد، دنیا را مرکز تمام امیدها، غم ها و دغدغه های خود قرار می دهد.
نکته قابل تأمل این است که وقتی قومی با برهان و دلیل از یک باور یا عقیده عبور می کند، ممکن است مرتکب بدترین رفتارها شود؛ مانند برخی جوانان شیعه پیش از انقلاب که به کمونیسم گراییدند. این افراد با وجود تحصیلات و سواد، با استدلال و برهان به این مسیر رفتند و دقیقاً به همین دلیل است که اصلاح کسانی که با دلیل و برهان (حتی برهان غلط) از حق عبور کرده اند، دشوارتر از اصلاح افراد کافر و مشرک است.
یهودیان نیز با وجود آگاهی از حقیقت آخرت و این ادعا که بهشت تنها برای آنان است، به ظلم و جنایت ادامه می دهند. آنان با وجود درکی که دارند، در غفلت به سر می برند؛ و باید دانست که «غفلت عمدی» با «غفلت ناشی از سهو و بی اطلاعی»، تفاوتی بنیادین دارد. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}